eitaa logo
#کارتون و #فیلم های #قدیمی #نوستالژی
2.8هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
6.5هزار ویدیو
13 فایل
جهت پیام و تبادل با این آیدی در تماس باشید. 👇 @admin_ghadimiii « کپی برداری از مطالب و فیلم و کارتون ها، حرام است.»
مشاهده در ایتا
دانلود
گوشه‌ای خاطره انگیز از یک قدیمی زیمنس چهار رقمی ، روشور و مراغه و داروی نظافت و زیتون، سنگ پای قزوینی و شامپو سدر ... 🙈@cartoon_ghadimy🙊
📚 😇 "سر و گوش آب دادن" در روزگاران گذشته که عمومی و خزینه دار وجود داشت، مردمی که به می رفتند ناگزیر بودند که چند از روز را در صحن به نظافت و شستشوی خود و کودکانشان بپردازند. خانه دار نیز که از نظر معاشرت در بیرون از خانه محدودیت هایی داشتند بهترین فرصت را در حمام می یافتند تا برای هم ی دل را بگشایند و رویدادهای هفته ای را که گذشت برای یکدیگر تعریف کنند. در حمام های چون در گروه های دو تایی، سه تایی و چهارتایی با هم حرف می زدند، سر و صدای زیادی در صحن ایجاد می شد و به همین دلیل چون صدای کسی درست شنیده نمی شد همگی مجبور بودند حرف های خود را با صدای بلند برای یکدیگر تعریف کنند. (اصطلاح حمام نیز از همین جا است که در آن جا نه گوینده و نه شنونده معلوم است). کسانی هم که با یکدیگر اختلافی داشتند و گاه هر دو در حضور داشتند از این فرصت استفاده می کردند و برای آن که بدانند که آن دیگری پشت سر او چه می گوید و چه گونه از او بدگویی می کند، هنگامی که یکی از آن دو وارد خزینه می شد آن دیگری یکی از آشنایانش را به بهانه ی شستشوی تن به درون خزینه می فرستاد تا "سر و گوش آب بدهد"، یعنی وانمود کند که دارد خود را می شوید ولی دزدانه به حرف ها گوش بدهد و خبرها و بدگویی ها را برای خود ببرد. به طور کلی در آن روزگار هر کس می خواست از و و رویدادهای روزهای گذشته در محل با خبر شود با رفتن به و "سر و گوش دادن" در خزینه و دزدانه گوش دادن به گفته های دیگران که با صدای بلند با یکدیگر حرف می زدند، از همه ی این رویدادها آگاه می شد. بدین ترتیب عبارت "سر و گوش آب دادن" که هم برای کردن و هم برای کسب خبر به کار می آمد، رفته رفته در میان به صورت اصطلاح در آمد👌 🙈@cartoon_ghadimy🙊
📚 😇 (قوز بالای قوز) فردی به خاطر قوزی كه بر پشتش بود خیلی می خورد. یك شب مهتابی از بیدار شد خیال كرد شده، بلند شد رفت . از سر آتشدان حمام كه رد شد صدای ساز و آواز به گوشش خورد. اعتنا نكرد و رفت تو. سر بینه كه داشت لخت می‌شد حمامی را خوب نگاه نكرد و ملتفت نشد كه سر بینه نشسته. وارد گرمخانه كه شد دید جماعتی بزن و بكوب دارند و مثل اینكه عروسی داشته باشند می‌زنند و می‌رقصند. او هم بنا كرد به آواز خواندن و رقصیدن و خوشحالی كردن. درضمن اینكه می‌رقصید دید پاهای آنها سم دارد. آن وقت بود فهمید كه آنها از ما بهتران هستند. اگرچه خیلی ترسید اما خودش را به خدا سپرد و به روی آنها هم نیاورد. از ما بهتران هم كه داشتند می‌زدند و می‌رقصیدند فهمیدند كه او از خودشان نیست ولی از رفتارش خوششان آمد و قوزش را برداشتند. فردا رفیقش كه او هم قوزی بر پشتش داشت، از او پرسید: «تو چكار كردی كه قوزت شد؟» او هم ماوقع آن شب را تعریف كرد. چند شب بعد رفیقش رفت . دید باز حضرات آنجا جمع شده‌اند خیال كرد كه همین كه برقصد از ما بهتران خوششان می‌آید. وقتی كه او شروع كرد به و آواز خواندن و خوشحالی كردن، از ما بهتران كه آن شب بودند اوقاتشان تلخ شد. قوز آن بابا را آوردند گذاشتند بالای قوزش آن وقت بود كه فهمید كار بی‌مورد كرده، گفت: «ای وای دیدی كه چه به روزم شد ـ قوزی بالای قوزم شد!» 🙈@cartoon_ghadimy🙊
📚 😇 (انشاءالله گربه است) این مثل در مواردی به کار می‌رود که انسان با اینکه از چیزی مطمئن است ولی به علت وجود دشواری‌ها یا به دلیل کاهلی و و یا به دلیل باورهای شخصی، خودش را به می‌زند و در واقع خودش را گول می‌زند. در رفتن کار بسیار سختی بود و دنگ و فنگ زیادی داشت. و باید خیلی زود و در برای این کار اقدام می‌کردند. روزی مردی سحرگاه پس از کردن از بیرون آمد و در مسیر بازگشت به منزل در نزدیکی‌اش سگی درون چاله‌ آبی پرید و مقداری به او پاشید. چون آب تراوش شده از بدن را نجس می‌دانست ولی در مورد اینچنین نبود و با اینکه را دیده بود از تاریکی استفاده کرد و با خود گفت: انشاءلله که است. 🙈@cartoon_ghadimy🙊
📚 😇 (سر و گوش آب دادن) در روزگاران گذشته که عمومی و خزینه دار وجود داشت، مردمی که به حمام می رفتند ناگزیر بودند که چند ساعت از روز را در صحن به و شستشوی خود و کودکانشان بپردازند. خانه دار نیز که از نظر معاشرت در بیرون از خانه محدودیت هایی داشتند بهترین فرصت را در می یافتند تا برای هم سفره ی دل را بگشایند و رویدادهای هفته ای را که گذشت برای یکدیگر تعریف کنند. در حمام های چون در گروه های دو تایی، سه تایی و چهارتایی با هم حرف می زدند، سر و صدای زیادی در صحن ایجاد می شد و به همین دلیل چون صدای کسی درست شنیده نمی شد همگی مجبور بودند حرف های خود را با صدای بلند برای یکدیگر تعریف کنند. (اصطلاح نیز از همین جا است که در آن جا نه گوینده و نه شنونده معلوم است). کسانی هم که با یکدیگر اختلافی داشتند و گاه هر دو در حضور داشتند از این استفاده می کردند و برای آن که بدانند که آن دیگری پشت سر او چه می گوید و چه گونه از او بدگویی می کند، هنگامی که یکی از آن دو وارد خزینه می شد آن دیگری یکی از آشنایانش را به بهانه ی شستشوی تن به درون خزینه می فرستاد تا "سر و آب بدهد"، یعنی وانمود کند که دارد خود را می شوید ولی دزدانه به حرف ها بدهد و خبرها و بدگویی ها را برای فامیل خود ببرد. به طور کلی در آن روزگار هر کس می خواست از اوضاع و احوال و رویدادهای روزهای گذشته در محل با شود با رفتن به و "سر و آب دادن" در خزینه و دزدانه دادن به گفته های دیگران که با صدای بلند با یکدیگر حرف می زدند، از همه ی این رویدادها آگاه می شد. بدین ترتیب عبارت "سر و گوش آب دادن" که هم برای کردن و هم برای کسب به می آمد، رفته رفته در میان به صورت در آمد 🙈@cartoon_ghadimy🙊
نشان وعلامت وتمیز شدن نسل دهه ۵۰و۶۰ در 🙈@cartoon_ghadimy🙊