eitaa logo
#کارتون و #فیلم های #قدیمی #نوستالژی
2.8هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
6.5هزار ویدیو
13 فایل
جهت پیام و تبادل با این آیدی در تماس باشید. 👇 @admin_ghadimiii « کپی برداری از مطالب و فیلم و کارتون ها، حرام است.»
مشاهده در ایتا
دانلود
تابستون تا جایی قشنگ بود که خونه‌ها این حال و هوا رو داشت ؛ زندگی آپارتمان‌نشینی که تابستون و زمستون نداره ... 🙈@cartoon_ghadimy🙊
یه جا بود توی خونه ی پدری ، می گفتیم "ته طاقی" ، یه بدون در که تشکها رو توش می چیدند. یه یه متر قد، یه تخت! جلوشو یه گل مگلی می زدند تا خونه خوشکل بشه! بهمون گفته بودند که وقتایی که میاد، بدو بدو نرین سمت ؛ برین ته طاقی بگیرین. امن امنه ! ...همیشه اون گوشه رو بیشتر دوست داشتم. حس خوبی بهم میداد. و . حتی توی بازی همیشه اونجا قایم می شدم. یا وقتی دعوام میشد اونجا پناهم بود. فک کنم مزه اونجوریه. میخواستم بگم تو همون "ته طاقی" خونه ی منی ؛ ، امن، و خاص❤️ 🙈@cartoon_ghadimy🙊
5.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیاد سخت گرفته‌ایم!⁣ زندگی چیزی به جز گرفتنِ یک لب سوز از دستان مهربان بود؟ که بنوشی و نفس آرامی بکشی و غرق شوی میان گل‌‌های سرخِ پیرهنش‌؟⁣ یا کنار پنجره‌‌ی چوبی بنشینی و انتظار بکشی برای آمدنِ بابا؟ برای شنیدنِ صدایِ امنِ پاهایش؟ که به دستان مردانه‌اش خیره شوی و دنبال دلخوشی‌های کوچکی برای ذوق کردن و بالا و پایین پریدن بگردی؟⁣ زندگی مگر چیزی به جز تماشای گلدان‌‌های سفالیِ کنارِ بود؟! یا که استشمام کاهگل و یاسی که دیوارهای آجریِ را بغل کرده بود؟!⁣ ⁣ جز شنیدن صدای آواز جغدها و جیرجیرک‌ها و لالایی شبانه‌ی قورباغه‌های کنار بود ؟! ⁣ جز اینکه در دل و میش ، با صدای آوازِ بیدار شوی و اولین منظره‌ی مقابل چشمانت بخار کتریِ روی باشد؟!⁣ که ببینی و گوش کنی و ایمان داشته باشی که زندگی در کمال سادگی اما پر شورتر از همیشه، ادامه دارد...؟⁣ ما از زندگی چه می‌خواستیم که از دل این سادگی‌های و بی بازگشت به این پیچ و خم‌های ملال آور رسیده‌ایم ؟! ⁣ ⁣ ✍🏻 نرگس صرافیان طوفان ‌ 🙈@cartoon_ghadimy🙊
اون قدیما از گوشی و خبری نبود ما بچه هام توی مهمونیا تا آخرین ذره بازی می‌کردیم و یهو هر کدوم یه گوشه می‌افتادیم و خوابمون می‌برد. بیچاره بابا مامانا آخر شبا لش کشی داشتن!! یکیو بلند می‌کردن اون یکی دوباره میفتاد! از توی خونه تا توی چندین بار می‌خوابیدیم! مهم نبود گوشه بود، توی بود یا کنار کوچه!! جمع کردن لنگه و و بقیه وسایل هم داستان خودشو داشت. معمولا هم یکی دو تیکه از وسایل جا می‌موند. ولی به که می‌رسیدیم خیلی خوب بود... روی عقب مثل چندتا بچه تازه شده کز می‌کردیم توی دل همدیگه و می‌خوابیدیم... چه خواب بود همین خواب داخل . 🙈@cartoon_ghadimy🙊
985.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادتونه اون وقتا زمستون که چند روزی پشت هم برف میومد و تموم کوچه و خیابون و محله پُرِ میشد ، پدرِ یا یکی از بزرگترا و مرد خونه که قوَتشو داشتن یه بر میداشتن و میرفتن رو پشت بوم که برفارو کنن تا سقف خونه نشه ، همش هم بودن اگه شدیدتر بشه برای سقف خونه مشکل پیش میاد یا با همکاری همسایه ها و کمک به هم سقف خونه رو روبی میکردن که البته یا برفا رو تو حیاط یا کوچه میریختن که بازم راه بسته میشد و اونوقتم یه راهرو تو باز میکردن برای رفت و آمد اهل خونه ، کوچه هم با همکاری همدیگه راه رو برای عبور و مرور تا حدودی باز میکردن ، و کن ها هم با همه سختیاش بد نبود ،تو کوچه و خیابون داد میزدن و میگفتن: پارو میکنیم و تقریباً تو هر محله ای چند نفر میومدن و سقف خونه هارو میکردن امسال وقتی صداشونو از تو کوچه شنیدم یاد کوچه و زمستونای پر اون سالها افتادم ، و خدارو شکر کردم که هنوز هم نشونه هایی از گذشته که مارو پرت میکنه به کودکی و روزهای خوشش وجود داره... 🙈@cartoon_ghadimy🙊
بهترین روزها تو این ها گذشت 😍 🙈@cartoon_ghadimy🙊
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آره میدونم مونده به ماه رمضون ، ولی بعضی خاطرات یهو میکوبه تو گوش آدم.. امروز اول و چشم رو هم بزاری ماه رمضون هم اومده.. نیاز دارم دوباره بچگی زندگی کردن رو اونم زمستونی که ماه رمضون باشه و مامان برا خوردن بیدارت کنه و صدای دعای که تو خونه پیچیده سرمای تو و نور کم سوی خونه ها و هول هولکی خوردن قبول داری روزهای هیچ وقت از ذهن بیرون نمیره🥹 🙈@cartoon_ghadimy🙊
اون وقتا تو سرمای زمستون پر کردن پیت تو خونه ها نوبتی بود...امان از آوردن تو شبای زمستون... همه جا میشد و صداهای وحشتناکی که از ته به گوش میرسید باعث میشد قالب تهی کنه :)) کیا آوردن تو خونشون نوبتی بود؟؟ 🙈@cartoon_ghadimy🙊
تصور کن؛ عصر یک روز تابستانی گوشه ی دنج حیاط زیر درخت نشسته ای، هیچ صدایی غیر از وزش باد لا به لای شاخه های و صدای وسوسه انگيزی که فواره ی حوض وسط دارد، در گوش ات طنین انداز نمی شود... چشم هایت را که می بندی، باد دست نوازشش را از لا به لای شاخه ها در زلف های پیچ در پیچ تو فرو می کند و حس خوشایند نوازشی دلت را آرام می کند و تو در دنج ترین گوشه ی به می روی...🌱 🙈@cartoon_ghadimy🙊