eitaa logo
دشت جنون
4.7هزار دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
3 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💐🍀🌺🌼🌺🍀💐 بگذارید قبل از خواب، آخرین چیزی که گوشمون می شنوه، آیات روح بخش و آرامش دهنده آیه الکرسی باشه حاجاتتون روا و عاقبتتون ختم بخیر ان شاءالله 💐 @dashtejonoon1🌼🌺
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 🍀 🍀 امروز برابر است با : 🗓 06 مهر ماه 1404ه.ش 🗓 05 ربیع الثانی 1447 ه.ق 🗓 28 سپتامبر 2025 میلادی 🔸صفحه 160 🔸جزء 8 جهت سلامتی و و هدیه به روح 🥀 @dashtejonoon1🌴🌹
اگر شما دلی را شکستید هرگز نمیتوانید جبران آن دل شکستگی رو بکنید ، حتی اگر همه‌ی دنیا را به او بدهید . 📚 بحارالأنوار ، جلد75‌ ، حدیث‌150 http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹
🕊🥀🌹🌴🌹🥀🕊 💐 اینک که شهدایمان فریادشان بلند است که ای انسانها بخود آئید و در خود بنگرید ، بیائید کمی در کارهایمان فکر کنیم و بنگریم که ما برای چه آمده ایم و هدفمان چیست و از چه معبری باید عبور کرد . اینک شهدا به ما می گویند شما در قبال خون ما مسئولید و اگر خدای نخواسته کوتاهی کردید ، در پیشگاه خداوند و رسول الهی شرمنده خواهید شد و هیچ جوابی ندارید که بدهید . 🌹 🕊 🌹 🌹 http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹
Montazer.ir4_6046478968175989371.mp3
زمان: حجم: 15.2M
💐🌹🕊🥀🕊🌹💐 ۶۷ برای موفقیت و پیروزی و اسلام هر روز بر این دعا، کمترین کاری است که وظیفه‌ی ما در این نبرد آخرالزمانی و حمایت از و اسلام است. 🎤 محمود معماری متن دعا را در لینک زیر بخوانید: blog.montazer.ir/?p=2263 http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹
دشت جنون
🌴🥀🕊🌹🕊🥀🌴 در تابستان ۱۳۴۵ در روستای آینه ورزان دماوند چشم به جهان گشود. از همان زمان کودکی به حق الناس و نماز اول وقت بسیار حساس بود. در مقابل معصیت و گناه واکنش نشان می‌داد. همه می‌دانستند که اگر در مقابل او غیبت کسی را بکنند با آن‌ها برخورد سختی خواهد کرد. او در تاریخ ۲۷ بهمن ماه سال ۱۲۶۴ و در سن ۱۹ سالگی طی عملیات والفجر ۸ به آرزوی دیرینه‌اش یعنی ، رسید. یکی از شاگردان خاص آیت الله حق شناس بود. دکتر محسن نوری یکی از دوستان بود که از دوران کودکی با او همراه بوده و خاطرات مشترکی با این و عارف مسلک داشته است. او در مورد نحوه تحول این که با وجود سن کمش مراتب عرفانی زیادی را طی کرده بود به ذکر خاطره‌ای از زبان خود اشاره می‌کند. این خاطره در کتاب «عارفانه» کاری از «گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی» نقل شده است . رفتار و عملکرد با بقیه فرق چندانی نداشت. در داخل یک جمع همیشه مثل آن‌ها بود با آن‌ها می‌خندید با آن‌ها حرف می‌زد و... هیچ گاه خود را از دیگران بالاتر نمی‌دانست. در حالی که همه می‌دانستیم که او از بقیه به مراتب بالاتر است. ... 🌴🥀🕊🌹🕊🥀🌴
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 ان شاء‏الله كه با صدور اين انقلاب به تمامی ممالك اسلامی عموماً و منطقه خاورميانه خصوصاً، زمينه فوری و جدی برای ظهور ايجاد شود و ما هر چه زودتر بخواست خداوند شاهد سقوط يكايك پادشاهان مستبد و حكومتهای خودكامه خواهيم بود و هشدار كه جهان را بزودي ۲۲بهمن ‏ها و فجر‏های ديگر در پيش است و اين وعده خداست كه : الم تركيف فعل ربك باصحاب الفيل … http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹
دشت جنون
🕊🌹🕊🥀🕊🌹🕊 #خاطرات_آزادگان #زنان_آزاده #قسمت_دوم همین اعتقادات سبب ازدواج من و حبیب شد. بدون اینکه
🕊🌹🕊🥀🕊🌹🕊 صدای گلوله‌ها و خمپاره‌ها را از مرز می‌شنیدیم. همان زمان در حسینیه پدرم ستاد پشتیبانی راه انداختیم و به رزمندگان خط مقدم کمک می‌کردیم. یکی از کار‌هایی که می‌کردیم شستن لباس‌های خونی رزمندگان بود. چون از خون بدم می‌آمد، چشم‌هایم را می‌بستم و لباس‌ها را دور از چشم مادرم در حمام می‌شستم. چند روزی که گذشت، خمپاره‌های دشمن به شهر ما هم رسید و مردم بستان مجبور به تخلیه شهر شدند. ما هم به‌اجبار شهر را ترک کردیم و راهی سوسنگرد شدیم. خانواده همسرم اهل آنجا بودند. من با برادرم به سوسنگرد رفتم و قرار شد حبیب دنبالم بیاید. جنگ خدیجه خانم و خانواده‌اش را از این شهر به آن شهر آواره می‌کند. قبل از محاصره سوسنگرد، خانواده او راهی اهواز می‌شوند، اما نوعروس در انتظار تازه‌داماد خود می‌ماند تا بیاید و به وعده خود عمل کند. هفتم مهر بود که جنگ به سوسنگرد هم کشیده شد و شهر را محاصره کردند. راوی : http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹