eitaa logo
دشت جنون
4.7هزار دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
3 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊🥀🌴🌹🌴🥀🕊 من بزرگ می شوم و تو همان رعنا می مانی !! چقدر می کنم که تو مثل دیگر نمی شوی یک روز با می آیی و من غرق در مستیِ آمدنت با زینبی ام می شوم برایت ... شادی روح و 🌺 @dashtejonoon1 🌺🌼
🌺🕊🌹💐🌹🕊🌺 یک یک فرزندان خود را همان گونه کنید که با ایمان و عاشق و علمدارانی صالح و وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام بار بیایند . شادی روح و شهدا 🌴 @dashtejonoon1💐🌹
دشت جنون
🕊🌹🌴🥀🌴🌹🕊 #مثل_شهدا #شهید_والامقام #عباسعلی_فتاحی #قسمت_اول عباسعلی بچه دولت آباد اصفهان بود ، حد
🕊🌹🌴🥀🌴🌹🕊 تخریبچی ها رفتند... یه مدت بعد خبر رسید تخریبچی ها برگشتند و پل هم منفجر نشده، یکی شونم برنگشته... اونایی که برگشته بودند گفتند : نزدیک پل بودیم که عراقیها فهمیدن و درگیر شدیم ، تیر خورد به پای عباسعلی و اسیر شد... زمزمه لغو عملیات مطرح شد . گفتند ممکنه عباسعلی توی شکنجه ها لو بده پسر عموی عباسعلی اومد و گفت : حسین! عباسعلی سنش کمه اما خیلی مرده، سرش بره زبونش باز نمیشه برید عملیات کنید... عملیات فتح المبین انجام شد و پیروز شدیم. رسیدیم رودخانه دوویرج و زیر پل یه جنازه دیدیم که نه پلاک داشت و نه کارت شناسایی ، سر هم نداشت ، پسر عموی عباسعلی اومد و گفت : این عباسعلیه! گفتم سرش بره زبونش باز نمیشه... اسرای عراقی میگفتند : روی پل هر چه عباسعلی رو شکنجه کردند چیزی نگفته... اونا هم زنده زنده سرش رو بریدند... جنازه اش رو آوردند اصفهان تحویل مادرش بدهند . گفتند به مادرش نگید سر نداره ، وقت تشییع ، مادر گفت : صبر کنین این بچه یکی یه دونه من بوده تا نبینمش نمیذارم دفنش کنین! گفتن مادر بیخیال . نمیشه... مادر گفت : بخدا قسم نمیذارم . گفتند : باشه! ولی فقط تا سینه اش رو می تونین ببینین یهو مادر گفت : نکنه میخواین بگین عباسم سر نداره گفتند : مادر! عراقی‌ها سر عباست رو بریدند. مادر گفت : پس میخوام عباسمو ببینم... مادر اومد و کفن رو باز کرد. شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن ، پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد و خم شد رگهای عباس رو بوسید . مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد... 🌹 @dashtejonoon1🕊🥀
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 یاد باد یاد جبهه ها یاد دفاع مقدس شادی روح و و سلامتی رزمندگان اسلام 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
💐🍀🌸🌺🌸🍀💐 امروز سالروز طلوع چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 🌼 بسیجی محسن جونبخش 🌺 (احمد) 🌼 بسیجی احمد رحیم زاده 🌺 (علی محمد) 🌼 بسیجی مجید ستاری 🌺 (حسن) 🌼 بسیجی محمد جواد قاسمی 🌺 (غلامعلی) 🌼 بسیجی محسن کرباسی 🌺 (حیدرعلی) 🌼 بسیجی مصطفی محمد هاشمی 🌺 (عبداله) 🌼 ارتشی رضا ضیائی 🌺 (فرج اله) 💐 @dashtejonoon1🍀💐
🥀🕊🌹🕊🌹🕊🥀 🌹 🌹 فرزند : حسینعلی : 🗓 1351/06/09 🗓 محل تولد : نجف آباد وضعیت تاهل : مجرد شغل : کارگر : 🗓 1376/03/13 🗓 مسئولیت : بسیجی محل : نجف آباد عملیات : درگیری با مفسدین مزار : 🌹 @dashtejonoon1🌹🕊
🥀🕊🌹🕊🌹🕊🥀 🌹 🌹 فرزند : هاشم : 🗓 1333/01/02 🗓 محل تولد : نجف آباد وضعیت تاهل : مجرد شغل : کارگر : 🗓 1361/03/13 🗓 مسئولیت : بسیجی محل : دیواندره عملیات : درگیری با ضد انقلاب مزار : 🌹 @dashtejonoon1🌹🕊
🥀🕊🌹🕊🌹🕊🥀 🌹 🌹 فرزند : عزیزاله : 🗓 1346/09/18 🗓 محل تولد : نجف آباد وضعیت تاهل : مجرد شغل : کارگر : 🗓 1365/03/13 🗓 مسئولیت : بسیجی محل : سوسنگرد عملیات : درگیری در منطقه مزار : 🌹 @dashtejonoon1🌹🕊
🕊🌹🕊🥀🕊🌹🕊 در اردوگاه موصل که بودیم، در محوطه ی اردوگاه دستگاه بلوک زنی و قالب های آن را مستقر کرده بودند که این کار توسط رزمندگان انجام می شد و در قبال انجام این کار مزدی هم به بچه ها تعلق می‌گرفت. یک روز یکی از اسرا بچه ها را تحریک کرد و گفت: این بلوک هایی که شما می زنید، عراقی ها به جبهه ها برده و سنگر می سازند تا در پناه آن رزمندگان ما را قتل و عام کنند. این موضوع که مطرح شد، بچه هایی که بلوک می زدند دست از کار کشیدند به طوری که عراقی ها عصبانی شده و همه را به داخل سلول ریخته و هر 24 ساعتی فقط 5 دقیقه اجازه می دادند که آنها برای بیرون روی، از سلول‌هایشان خارج شوند آن هم با اعمال شاقه. مدتی بچه ها در شرایط سخت زندان بسر بردند تا این که حاج آقای ابوترابی را از اردوگاه عنبر به اردوگاه ما منتقل کردند و ایشان وقتی از وضعیت اسرا با خبر شد، در جمع آنها حاضر شده و گفت: شما اشتباه می کنید، این بلوک‌ها را برای ساختمان‌های اردوگاهها استفاده می‌کنند و مورد مصرف جبهه ندارد، لذا خود ایشان هم مدتی مشغول به بلوک زدن شد و سایر بچه ها هم قبول کردند که این کار را انجام دهند که همگی از سلول خارج و به وضع عادی بازگشتند. راوی : صادق ابوالحسنی‌ها 🕊 @dashtejonoon1🌹🕊