🌺🕊🌹💐🌹🕊🌺
یک #پیام
یک #درس
#سردار_رشید_اسلام
#شهید_مهدی_باکری
فرزندان خود را همان گونه #تربیت کنید که #سربازانی با ایمان و عاشق #شهادت و علمدارانی صالح و وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام بار بیایند .
شادی روح #امام_راحل و شهدا
#صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_فرجهم
🌴 @dashtejonoon1💐🌹
دشت جنون
🕊🌹🌴🥀🌴🌹🕊 #مثل_شهدا #شهید_والامقام #عباسعلی_فتاحی #قسمت_اول عباسعلی بچه دولت آباد اصفهان بود ، حد
🕊🌹🌴🥀🌴🌹🕊
#مثل_شهدا
#شهید_والامقام
#عباسعلی_فتاحی
#قسمت_دوم
تخریبچی ها رفتند... یه مدت بعد خبر رسید تخریبچی ها برگشتند و پل هم منفجر نشده، یکی شونم برنگشته... اونایی که برگشته بودند گفتند : نزدیک پل بودیم که عراقیها فهمیدن و درگیر شدیم ، تیر خورد به پای عباسعلی و اسیر شد... زمزمه لغو عملیات مطرح شد . گفتند ممکنه عباسعلی توی شکنجه ها لو بده
پسر عموی عباسعلی اومد و گفت : حسین! عباسعلی سنش کمه اما خیلی مرده، سرش بره زبونش باز نمیشه برید عملیات کنید...
عملیات فتح المبین انجام شد و پیروز شدیم. رسیدیم رودخانه دوویرج و زیر پل یه جنازه دیدیم که نه پلاک داشت و نه کارت شناسایی ، سر هم نداشت ، پسر عموی عباسعلی اومد و گفت : این عباسعلیه! گفتم سرش بره زبونش باز نمیشه...
اسرای عراقی میگفتند : روی پل هر چه عباسعلی رو شکنجه کردند چیزی نگفته... اونا هم زنده زنده سرش رو بریدند...
جنازه اش رو آوردند اصفهان تحویل مادرش بدهند .
گفتند به مادرش نگید سر نداره ، وقت تشییع ، مادر گفت : صبر کنین این بچه یکی یه دونه من بوده تا نبینمش نمیذارم دفنش کنین!
گفتن مادر بیخیال . نمیشه...
مادر گفت : بخدا قسم نمیذارم .
گفتند : باشه! ولی فقط تا سینه اش رو می تونین ببینین
یهو مادر گفت : نکنه میخواین بگین عباسم سر نداره
گفتند : مادر! عراقیها سر عباست رو بریدند.
مادر گفت : پس میخوام عباسمو ببینم...
مادر اومد و کفن رو باز کرد.
شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن ، پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد و خم شد رگهای عباس رو بوسید .
مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد...
#سرش_رفت
#زبون_باز_نکرد
#مردان_مرد
#روحش_شاد
#یادش_گرامی
#راهش_پر_رهرو
🌹 @dashtejonoon1🕊🥀
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀
یاد باد
یاد جبهه ها
یاد دفاع مقدس
#یاد_شهدا
شادی روح #امام_راحل و #شهدا و سلامتی رزمندگان اسلام
#صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_فرجهم
🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
💐🍀🌸🌺🌸🍀💐
امروز
#سیزدهم_خرداد_ماه
سالروز طلوع
چند آسمون نشین شهرستانمونه
تولدتان مبارک
#شهدای_عزیز
🌼 بسیجی #شهید محسن جونبخش 🌺 (احمد)
🌼 بسیجی #شهید احمد رحیم زاده 🌺 (علی محمد)
🌼 بسیجی #شهید مجید ستاری 🌺 (حسن)
🌼 بسیجی #شهید محمد جواد قاسمی 🌺 (غلامعلی)
🌼 بسیجی #شهید محسن کرباسی 🌺 (حیدرعلی)
🌼 بسیجی #شهید مصطفی محمد هاشمی 🌺 (عبداله)
🌼 ارتشی #شهید رضا ضیائی 🌺 (فرج اله)
#کادوی_تولدشون
#شادی_روحشون
#صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_فرجهم
💐 @dashtejonoon1🍀💐
🥀🕊🌹🕊🌹🕊🥀
🌹 #شناخت_لاله_ها 🌹
#شهيد_والامقام
#سعید_پزشکی
فرزند : حسینعلی
#طلوع :
🗓 1351/06/09 🗓
محل تولد : نجف آباد
وضعیت تاهل : مجرد
شغل : کارگر
#غروب :
🗓 1376/03/13 🗓
مسئولیت : بسیجی
محل #شهادت : نجف آباد
عملیات : درگیری با مفسدین
مزار #شهید :
#گلزار_شهدای_نجف_آباد
#مهربانم
#آسمانی_شدنت_مبارک
#روحش_شاد
#یادش_گرامی
#راهش_پر_رهرو
🌹 @dashtejonoon1🌹🕊
🥀🕊🌹🕊🌹🕊🥀
🌹 #شناخت_لاله_ها 🌹
#شهيد_والامقام
#محمدحسین_پورقاسمی
فرزند : هاشم
#طلوع :
🗓 1333/01/02 🗓
محل تولد : نجف آباد
وضعیت تاهل : مجرد
شغل : کارگر
#غروب :
🗓 1361/03/13 🗓
مسئولیت : بسیجی
محل #شهادت : دیواندره
عملیات : درگیری با ضد انقلاب
مزار #شهید :
#گلزار_شهدای_نجف_آباد
#مهربانم
#آسمانی_شدنت_مبارک
#روحش_شاد
#یادش_گرامی
#راهش_پر_رهرو
🌹 @dashtejonoon1🌹🕊
🥀🕊🌹🕊🌹🕊🥀
🌹 #شناخت_لاله_ها 🌹
#شهيد_والامقام
#علیرضا_فقهی
فرزند : عزیزاله
#طلوع :
🗓 1346/09/18 🗓
محل تولد : نجف آباد
وضعیت تاهل : مجرد
شغل : کارگر
#غروب :
🗓 1365/03/13 🗓
مسئولیت : بسیجی
محل #شهادت : سوسنگرد
عملیات : درگیری در منطقه
مزار #شهید :
#گلزار_شهدای_نجف_آباد
#مهربانم
#آسمانی_شدنت_مبارک
#روحش_شاد
#یادش_گرامی
#راهش_پر_رهرو
🌹 @dashtejonoon1🌹🕊
🕊🌹🕊🥀🕊🌹🕊
#خاطرات_آزادگان
#حجت_الاسلام_ابوترابی
#زندان_های_بعثی
در اردوگاه موصل که بودیم، در محوطه ی اردوگاه دستگاه بلوک زنی و قالب های آن را مستقر کرده بودند که این کار توسط رزمندگان انجام می شد و در قبال انجام این کار مزدی هم به بچه ها تعلق میگرفت.
یک روز یکی از اسرا بچه ها را تحریک کرد و گفت: این بلوک هایی که شما می زنید، عراقی ها به جبهه ها برده و سنگر می سازند تا در پناه آن رزمندگان ما را قتل و عام کنند.
این موضوع که مطرح شد، بچه هایی که بلوک می زدند دست از کار کشیدند به طوری که عراقی ها عصبانی شده و همه را به داخل سلول ریخته و هر 24 ساعتی فقط 5 دقیقه اجازه می دادند که آنها برای بیرون روی، از سلولهایشان خارج شوند آن هم با اعمال شاقه.
مدتی بچه ها در شرایط سخت زندان بسر بردند تا این که حاج آقای ابوترابی را از اردوگاه عنبر به اردوگاه ما منتقل کردند و ایشان وقتی از وضعیت اسرا با خبر شد، در جمع آنها حاضر شده و گفت: شما اشتباه می کنید، این بلوکها را برای ساختمانهای اردوگاهها استفاده میکنند و مورد مصرف جبهه ندارد، لذا خود ایشان هم مدتی مشغول به بلوک زدن شد و سایر بچه ها هم قبول کردند که این کار را انجام دهند که همگی از سلول خارج و به وضع عادی بازگشتند.
راوی :
صادق ابوالحسنیها
#یاد_ایام
#یاد_یاران
#مردانِ_مرد
🕊 @dashtejonoon1🌹🕊
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹
#فرزندانه
#فرزند_شهید
#شهید_مدافع_وطن
#قربانعلی_قویدل
چهل روز بعد از #شهادت علی، دخترم مائده به دنیا آمد.
در تمام این پنج سال سعی کردم یک جوری جای خالی پدر را برایش پر کنم اما گاهی اوقات این کار خیلی سخت می شد.
مدتی پیش که او را به خانه کودک برده بودم بیشتر بچه ها با پدرشان آمده بودند و این خیلی دخترم را اذیت کرد.
صبح روز بعد که از خواب بیدار شد با گریه بهانه بابایش را گرفت.
فهمیدم که خوابش را دیده، خواستم آرام اش کنم اما بی فایده بود.
در حالی که هق هق می کرد گفت: « من اون رو دوست داشتم. چرا رفته؟ چرا من ندیدمش؟ چرا اون منو دوست نداشته؟!». و من در جواب کودکم واقعا کم آوردم ...
#روحش_شاد
#یادش_گرامی
#راهش_پر_رهرو
🌷 @dashtejonoon1 🌷🌺