21.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#زبان_دهی
#دهی
#آران #بیدگل
#ابوزیدآباد
🎙مداحی جابر مردان به زبان دهی
در حسینیه محله حاج عبدالصمد بیدگل
📩سلام و عرض ادب
جناب باکر عزیز
چندی پیش دیدم در مورد آران و بیدگل مطالبی گذاشته بودید برای بنده خیلی مفید بود.
چند مدت پیش فایلی رو که خدمت شما ارسال می کنم برای اقوام مازندرانیم گذاشتم.
گفتم به زبان مازنی می خونه که تایید شد.
البته زبان محلی بیدگله که بهش می گیم #دهی که حضرت عالی مستحضر هستید.
بنده علی التاسف زبان دهی رو بلد نیستم ولی خیلی دوست دارم.
📌متاسفانه زبان دهی در #بیدگل به جز یک محله رواجش رو از دست داده اما منطقه ابوزیدآباد با زبان محلی که همون دهی بیدگل است با کمی تفاوت صحبت می کنن.
البته آران به زبان دهی بیدگل تسلط ندارن و تا آن جا که حقیر اطلاع دارم زبان محلی ندارند و تنها لهجه دارند
الغرض قصد این بود اندکی وقت حضرتعالی را بگیرم 😉
التماس دعا
ارادتمند شما
یاعلی
🖊#محمدمهدی_صباحی_بیدگلی
۱۴۰۳/۰۹/۲۶
https://mohsendadashpour2021.blogfa.com/post/3879
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
#فرهنگ_عامه
#زبان_شناسی
#آران #بیدگل
💠#زبان_دهی
✍لهجه آرانی (آرونی، آرُنی) یا آرونی بیدگلی بخشی از گویش شهر آران و بیدگل است که از زبان دهی و زبان فارسی قدیم گرفته شده است.
در واقع بسیاری از واژههای اصیل فارسی در این گویش دیده میشود.
📌این #گویش به گویشهای یزدی، اصفهانی و گویشهای مرکزی ایران بسیار نزدیک بوده و اشتراکات زیادی با آنها دارد.
📌زبان مردم این شهر که در اصطلاح به آن زبان رایجی (زبان دهی)میگویند، از زبانهای پهلوی قدیم است که تا این زمان در سرتاسر شهرها و بخشهای حاشیه کویر (اردستان، نطنز، بادرود، زواره و ...) با اندک تفاوت در گویش، رایج است و با زبانهای دیگر از جمله زبان تاتی ایران وجوه مشابهی دارد.
📝بر طبق نوشتههای #احسان_یارشاطر در دانشنامه ایرانیکا آران دارای یک گویش مرکزی است که بومیها آن را زبان دهی مینامند و این گویش شبیه گویش بیدگلی و گویش جامعه یهودیان کاشان است. این گویش بیشتر در محلههای دهنو و زیرده آران و بیدگل رایج است، اما در حال حاضر به تدریج جای خود را به گویش پارسی داده است.
📌به طور کلی گویشهای پهنه ی آران و بیدگل، خواه روستاهای درون کوهساران و خواه آبادیهای گسترده در کویر و دشت آن، هم از لحاظ واژگان و هم از لحاظ دستوری و آوایی اهمیت خاصی دارد. در سالهای اخیر تحقیقات پراکندهای دربارهٔ زبان باستانی صورت گرفته که مفصلترین آن در زمینه دستور زبان و فرهنگ واژگان، کتاب زبان کویر (کتاب اول) تألیف حسین (عباس) علیجانزاده آرانی و کتاب تاریخ بیدگل از #حسین_هاشمی_تبار است.
#حسین_علیجانزاده_آرانی
https://mohsendadashpour2021.blogfa.com/post/3879
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
#فرهنگ_عامه
#آران #بیدگل
#گویش #زبان_شناسی
💠#زبان_دهی
📌نمونههایی از واژههای رایج در این گویش آورده شدهاند:
آلاباش: زودباش
آلشی: اشتباهی
آله: قسمت
آونگو: آویزان
اسکنجه: سکسکه
الجدّ: از لج تو
الگاله: برگه خشک قیسی
انجوجک: آفتابگردان
انگولک: وررفتن
اونجادَ: در آنجا
ای خاطرا: به این خاطر
باخواجه: پدربزرگ
بادگرفتن: عصبیشدن
بادنجم: بادمجان
باغسوره: پدر زن، پدر شوهر
باکی: تا اینکه
باوو: گربه (اصطلاح کودکانه)
بزا: بگذار
بسو: ظرفی خاص
بفر: برف
بلن (یا بلو): ظرف گلی بزرگ گنبدی شکل و مشبک مخصوص نگهداری غذا
بُق: گونه
پاترک: بلندشو
پامپ: تلمبه
پتال: آدم کثیف
پسف کردن: پساندازکردن
پسله: کنج
پسینی: عصر
پنگاندن: سرهم کردن
پیشاب: مدفوع
پَل گرفتن: روی بدن کشیدن
ترتره: چرخ
ترشاله: برگه خشک زردآلو
تنگرفتن: کشیدن
ته بروبنه: تهمانده چیزی
جایی کُن: بریز
جرقنابه: خیلی کثیف
چاجه: راه آب، دریچه فاضلاب
چرخ: دوچرخه
چغولی: گِله کردن
چقزر: چقدر
چینه: دیوار گلی
چُلم: آب بینی
حشیمت: عفت و وقار
خاب: خب
خال کردن: کوفت کردن
خسرو: مادرشوهر، مادر زن
خناقه: حلق
داگوجی: دالی (بازی کودکانه)
در و بخش: در و پنجره
دغز: ترک
دقّه: تاول
دوک دوکینا: جوجه تیغی
دوکونه: لگد
دولخ: باد شدید همراه با غبار[۵]
رجه: ریسه
زک زدن: توی ذوق زدن
زیغ: ترش
زِلقدون: چانه
سگ صحرایی: مارمولک
سیخه: اتاق کوچک صحرایی
سِرکو: سنگی که در آن میکوبند
شید: پهن
شیره خواب: خواب سنگین
عروس خدا: کفشدوزک
غسّاردابشورن: از غسالخانه سردر بیاوری[۶]
غلبول: غربال
فسینی (پسینی): عصر
فن فنو: (:فین فینو) کسی که آب بینیاش مرتب آویزان است
فنداری: پنداری
فین: آب بینی
فیومه: بهانه
فِس فسو: تنبل
قلقله: گردن
قوقو: یاکریم (پرنده)
قولوقچه: بزمجه
قیس قیس: پیوسته
قَلقولوچه: قلقلک
کال: نارس
کالَک: دستمبو
کپیدن: خوابیدن
کجه: قفس
کناراب: دستشویی
کنده: زیرزمینی در زیرزمین خانه[۷]
کَسکلیج: مدفوع پرندگان
کُلّه: گلو
گلیزه: آب دهان
گوموره: وررفتن
گُرم: پس گردن
لخشیدن: لغزیدن
لولیدن: پیچیدن
ماجُ: مادربزرگ (مامان جون)
مچولی: کوچک
نالی: تشک
نساقده: آفتاب ندیده، جایی که آفتاب به آن نمیتابد.
نگد: نارس
نوشره: نوه (یا نتیجه)
نیفه: خشتک
نیقچه: خیلی کم
هادر: مواظب
همچیوا: از این طرف
هندات: تصمیم، همت
هَ بگی بشی: بنشین دیگر
وادار: ساکت شو
واشدار: ایستاده نگه دار
والخشیدن: پیچ خوردن
ورخش زدن: درخشیدن
ورکندن: نیشگون گرفتن
ورکلاشیدن:گاز زدن
وشگون: نیشگون
وشیل: بی نمک
یاده: جاری (همعروس)
یتیم غوره: لوس بارآمده
یک گو و یک گاله: یکسان
یه کته: یککمی
https://mohsendadashpour2021.blogfa.com/post/3879
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
#فرهنگ_عامه
#زبان_شناسی
#آران #بیدگل
💠#زبان_دهی
📚لغات و اصطلاحات در لهجه ی مردم بیدگل:
✍زبان اهالی آران و بیدگل ، فارسی رایج ولی دارای لهجه های متفاوتی هستند. زبان محلی این منطقه که در اصطلاح به آن زبان «دهی» می گویند از زبان های پهلوی قدیم است که تا این زمان در سرتاسر شهر ها و بخشهای حاشیه کویر (نطنز، بادرود، زواره و ...) با اندک تفاوت در لهجه رایج است و با زبانهای دیگر ایرانی چون ترکی، لری، کردی و #مازندرانی وجوه مشابهی دارد.
📌به طور کلی گویشهای پهنه کاشان، خواه روستاهای درون کوهساران و خواه آبادیهای گسترده در کویر و دشت آن، هم از لحاظ واژگان و هم از لحاظ دستوری و آوایی اهمیت خاصی دارد. در سالهای اخیر تحقیقات پراکنده ای درباره گویش آران و بیدگل صورت گرفته که مفصل ترین آن در زمینه دستور زبان و فرهنگ واژگان محلی، کتاب « زبان کویر » تالیف عباس علیجان زاده است.
ادوارد براون می گوید: « شک نیست که چون زبانهای متشابه وسعت دارند قطعاً دارای ریشه های باستانی هستند.»
📌وقتی که با افراد بعضی از روستاهای اطراف کاشان و نطنز و آران و بیدگل صحبت می کنیم، وجه تشابه زیادی بین شیوه ی تکلم آنهاست. البته دربعضی لغات تغییراتی از جهت تلفظ ایجاد شده است ولی اصل ریشه یکی است. بعضی ها گفته اند که اصل این لغات مربوط به #زبان_پهلوی ساسانی است.
✍این لغات و اصطلاحات توسط وبلاگ «بیدگل به زبان کاریکاتور» جمع آوری، تنظیم و تکمیل شده است.
وبلاگ های استفاده شده در تکمیل این لغات:
http://cbb.blogfa.com
http://bidarshahr.blogfa.com
http://011832.blogfa.com
http://bidgoltaims.mihanblog.com
https://mohsendadashpour2021.blogfa.com/post/3879
📡✦࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
✍زبان مردم بیدگل که با آن تکلم میکنند فارسی است اما گویش محلی هم وجود دارد که از قدیم الا یام بین مردم بیدگل وجود داشته که هنوز هم بعضی از محلات بیدگل با آن صحبت میکنند که مشهور به زبان (دهی) است.
متاسفانه این زبان در حال انقراض است و کودکان و جوانان این شهر به گویش نیاکان و اجداد خود آشنایی ندارند.
این زبان ریشه باستانی دارد.
📌بعضی روستاها و شهرهای اطراف کاشان و نطنز نیز به این زبان تکلم میکنند البته در بعضی لغات تغییراتی از جهت تلفظ ایجاد شده ولی اصل ریشه زبان یکی است.
✍#ادوارد_براون در کتاب یکسال در میان ایرانیان صفحه ۱۷۶ وقتی تشابه بین سه زبان گهرودی (قهرودی) نطنزی و دری یزدی را بیان میدارد می افزاید:
《ولی شک نیست که چون این زبانها تشابه وسعت دارند قطعا دارای ریشه های باستانی هستند.》
📚در زیر بعضی از لغات این زبان میخوانید:
حیوان / حیوو
مرغ / کَرگ
گنجشک / ماریجه
گربه / مالجینه
خارپشت / دوک دوکینه
پا / پو
خون / خی
دندان / دِدو
بینی / دماغ
پستان / چیچه
گریه / برمه
پسر / پور
پدر / پِیر
مادر بزرگ / ماجو
بچه / وچه
✍نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 2:56 توسط #حسین_بیدگلی
"زبان دهی" http://bidgoly.blogfa.com/post/179
https://mohsendadashpour2021.blogfa.com/post/3879
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
27.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فرهنگ_عامه
#چله_شو
#یلدا 🍉
#بیدگل
هنوز دانه هایِ انارِ دلِ مردم، شیرین است
هنوز شبِ یلدا، شبِ بلندِ ایرانیِ دیرین است
هنوز یک خنده ی پدربزرگ وُ لبخندِ مادرها
هزار بارتَر از مُورفین، باعثِ تَسکین است
کتاب خوانی وُ قِصه های حماسیِ شاهنامه
هنوز فالِ حافظِ شیراز، صفایِ آیین است
به دورِ کُرسی نشستن وُ ذوقِ خوردنِ هِندونه
هنوز شلغم و لبو وُ زَردک، برایِ تَزئین است
اگر چه دود وُ اینترنت، تورم وُ غمِ نان آمد
ولی هنوز شبِ چِله شبِ شادیِ دلهایِ غمگین است
جهان چه داشت وُ دارد، به جز محبت وُ عشق
هنر ، نزدِ ایرانیان است وُ بهترین هنر، این است
خوشا کسی که با هر نژاد وُ دین وُ ثروت وُ جاه
تُهی ، دِلَش، زِ غرور وُ حِسادت وُ کین است
دلی شکسته به دست آور وُ دستی، گیر
کنارِ هم که باشیم، دوزخَش، بهشتِ بَرین است
به رویِ دیوارنِگاره هایِ تختِ جمشید نقش است
که راستی وُ راست گفتن، بهترین دین است
اگر چه یک ثانیه بیشتر، اگر، یک لحظه بلندتر
شبِ بلندِ جدایی تمام میشَوَد، سَحر به کَمین است
هَمارِه باد دلِ مَردُمَم، مِهرگان وُ یلدا وُ نوروز
وَدور زِ جنگ وُ خشکسالی وُ جهل، دعا، چُنین است
شبِ یلدا، شب چله، شب زیبایِ بیدگل وُ صباحی
شبِ سلمقان، مختص آباد شبِ توی دِهِ وَزین است
شبِ عبدالصمد، فخارخانه ، شبِ دربریگ وُ دروازه
شبِ چله، در قدیمِ بیدگل، با شب یلدا قِرین است
🎙دکلمه و ترجمه به #زبان_دهی: مجتبی اهلی
👈شعر و ثبت تصاویر: رشید خموشی
https://mohsendadashpour2021.blogfa.com/post/3888
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─