eitaa logo
پژوهش اِدمُلّاوَند
392 دنبال‌کننده
10.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
233 فایل
🖊ن وَالْقَلَمِ وَمَايَسْطُرُونَ🇮🇷 🖨رسانه رسمی محسن داداش پورباکر پژوهشگراسنادخطی،تبارشناسی وفرهنگ عامه 🌐وبلاگ:https://mohsendadashpour2021.blogfa.com 📩مدیر: @mohsendadashpourbaker 🗃پشتیبان: #آوات_قلمܐܡܝܕ 📞دعوت به سخنرانی و جلسات: ۰۹۱۱۲۲۰۵۳۹۱
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔶 بازسازی چهره فراعنه مصر باستان آخناتون [Akhenaten] رامسِس دوم [Ramses II] آمِن‌هوتِب اول [Amenhoteb I] آمِن‌هوتِب سوم [Amenhoteb III] استفاده از هوش مصنوعی در پژوهش‌های تاریخ باستان در حال رشد است و این موجب افزایش جذابیت مطالعه تاریخ می‌شود. از سویی، امکان تقلب و دست‌بردن در حقایق تاریخی هم افزایش می‌یابد. چون هوش مصنوعی (Artificial intelligence) به معنی واقعی، است! ✍🏻 مهدی رستمی ─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─ @edmolavand ﷽ 📎 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
🌍 🔷 🔹 ۱/ازرو ۲/اسکلیم ۳/خش رو ۴/چادرکا 💠۱/: 🔷از دامنه های شمالی کوه استله کنار به ارتفاع تقریبی ۲۰۰۰ متر واقع در ۴۵ کیلومتری جنوب بابل سرچشمه میگیرد. 🔷در روستای فک شاخه های دیگری را دریافت میکند. 🔷رودخانه اَزرو روستاهای خلیل کلا و کلاگرکلا را مشروب میکند. 🔷پس از تلاقی با رودخانه ی بولک (بابلک) وارد بابل رود میشود. 🔹طول این رودخانه ۱۴ کیلومتر است. 🔹حوزه ی آبریز رودخانه ی اَزرو بندپی کوهستانی و کم ارتفاع و پوشیده از جنگل می باشد. 🔹این رودخانه یکی از سرشاخه های اولیه ی رودخانه ی بابل به شمار میرود. 💠۲/رود: 🔷از سرشاخه های بابل رود است. 🔷از دامنه های قله ی ۲۹۱۱متری در جنوب روستای سفیدکلا (۴۸ کیلومتری جنوب خاوری بابل) سرچشمه میگیرد. 🔷از میان دره های عمیق در جهت شمال جریان می یابد. 🔷رودخانه ی اسکلیم روستاهای گالش کلا و میرارکلا را مشروب میکند. 🔹سپس در دهکده ی لفورک به رودخانه ی کرسنگ می پیوندد. 🔹تشکیل دهنده ی رودخانه ی بابل رود می باشد. 🔹طول این رودخانه ۲۵ کیلومتر است. 🔹حوزه ی آبریز آن کوهستانی و پوشیده از جنگل بوده و حدود ۶۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. 💠۳/رود (خوش رو): 🔷تنها شاخه ی رودخانه ی کاری محسوب میشود که از حوالی بندپی واقع در ۳۳ کیلومتری جنوب باختری بابل سرچشمه میگیرد. 🔷بخشی از بزرو است. 🔷این رودخانه پس از رسیدن به کومکلا به خَش رو تغییر نام می دهد. 🔹در دهکده ی احمدچاله پی وارد رودخانه ی کاری میشود. 🔹طول این شاخه حدود ۱۸ کیلومتر می باشد. 🔹قسمتی از حوزه ی آبریز کم وسعت آن پوشیده از جنگل است. 💠۴/رود: 🔷حوزه ی آبخیز درّه چادرکا روستای ادملا؛باکرمحله بندپی شرقی بابل در فاصله ی ۳۲ کیلومتری جنوب شهرستان بابل، به مساحت ۷۵۶ هکتار که از شمال به جاده آسفالته ی گلیا به دیوا است. 🔷از قسمت جنوب به قله آغوزخال 🔷از سمت غرب به یالهای الاشت سی، لتکاک کلهونو، کیمون، میونک، هندوری و اشدکت می رسد. 🔷از ناحیه ی شرق به یالهای ویشگون، چفا، سنگسی، کیمون، رسی، برف چالسی، نارنج پشت و شاهکلا ختم میشود. 🔹پایین ترین نقطه ی ارتفاعی ۱۹۰ متر است. 🔹بالاترین آن ۷۰۵ متر از سطح دریای آزاد می باشد. 🔹متوسط بارندگی سالیانه ۶۴۵_۸۷۷ میلی متر در سال گزارش شده است. 🔹در گزارش ملاآقابابابیک باکر در سال ۱۲۳۰ قمری نام این رود ((جادرکا)) وارد شده و آن را از ((امیرکا ابن ورداسف))؛ از حُکّام مستقل مازندران بر می شمارد. 🔹نهر روآر و چهارشمین ادملا از این رودخانه منشعب شده و پس از اتصال با متالان به سمت لپر و گنجکلا جریان دارد. 🔹چادرکا باکر پس از عبور از کشکا، وِلّیم، قرق یونس، فلکا،خوردیم و میان دره به رودخانه ی کلاروی بندپی غرب متصل میشود. ۵/در گذشته نهر سجرو در محل کرات ادملا به متالان که مشروب از نهر روآر چادرکا گره میخورده است. 🔹پنج آبندان در ادملا از چادرکا مشروب می شدند. ♦️در مسیر چادرکا حمام قاجاری در ادملا احداث شده بود که در دهه ی ۱۳۷۰ تخریب شد. ♦️در حواشی چادرکا شش قبرستان قدیمی مشهود است که از جمله ی آن میتوان به قبرستان آهکی و دسته جمعی کشکا اشاره کرد. ♦️زندان زیرزمینی و تاریخی قرق یونس در ضلع جنوبی چادرکا واقع شده است. 📎در آینده به سایر رودخانه های بندپی اشاره خواهم کرد. ✍محسن داداش پور باکر ─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─ @edmolavand ﷽ 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─ http://mohsendadashpour2021.blogfa.com 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
✅شرایط تغییر نام چیست؟ 🔷 به موجب مادّه‌ی (۲۰) قانون ثبت احوال و تبصره‌های آن، مصوّب ۱۳۵۵/۴/۱۶ با اصلاحات ۱۳۶۳/۱۰/۱۸ به شرح ذیل می باشد: 🔹انتخاب نام‌های زیر ممنوع، و دارندگان آن‌ها می‌توانند با رعایت مقرّرات مربوطه، نسبت به تغییر آن اقدام نمایند. ۱- نام‌هایی که، موجب هتک حیثیّت مقدّسات اسلامی می‌گردد. ۲- اسامی مرکّبی که، عرفاً یک نام محسوب نمی‌شوند. ۳- عناوین - اعمّ از عناوین لشکری و یا کشوری، و یا ترکیبی از اسم و عنوان. ۴- القاب - اعمّ از ساده و مرکّب. ۵- اسامی زننده (زننده آن دسته از نام‌هایی است که، بر حسب زمان، مکان یا مورد، به دلایل و جهات زیر برای دارنده‌ی آن زننده و مستهجن باشد، و مراتب به تأیید شورای عالی ثبت احوال برسد) ۵- ۱- نام‌هایی که، معرّف صفات مذموم و مغایر با ارزش‌های والای انسانی است. ۵- ۲- نام‌هایی که، با عرف و فرهنگ غالب و مقدّسات مذهبی مردم مغایر باشد. ۵- ۳- نام‌هایی که، موجبات اشاعه و ترویج فرهنگ بیگانه گردد. ۵- ۴- نام‌هایی که، موجب تحقیر اشخاص بوده، و یا معنای لغوی آن در جامعه قابل پذیرش نباشد. ۶- اسامی نامتناسب با جنس ۷- حذف کلمات زاید و غیر ضروری در نام اشخاص ۸- تصحیح اشتباهات املایی در نام اشخاص که به دلیل عدم آشنایی مامور با لهجه‌ها و الفاظ و معانی محلّی و یا ناشی از تلفّظ اظهار کننده پیش آمده است. ۹- هم نام بودن فرزند با پدر و یا مادر در یک خانواده ۱۰- هم نام بودن برادران و یا خواهران در یک خانواده ۱۱- تغییر نام‌ها از صورت عربی به شکل فارسی. ۱۲- تغییر نام کسانی که، با تأیید مراجع ذی صلاح به دین مبین اسلام مشرّف می‌شوند. ۱۳- تغییر نام کسانی که، نام آن‌ها اسامی ایّام هفته باشد. ۱۴- تغییر نام کسانی که، تغییر جنسیّت داده و دادگاه صالحه، حکم به تغییر نوع جنس در اسناد سجلّی و شناسنامه‌ی آنان صادر نموده است. 🔹هر یک از اشخاص مربوط، با رعایت موارد نام‌های قابل تغییر می‌توانند با مراجعه به ادارات ثبت احوال نسبت به درخواست تغییر نام اقدام نمایند. ─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─ @edmolavandhttp://mohsendadashpour2021.blogfa.com 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
💻بازسازی چهره همسران پادشاهان هخامنشی توسط هوش مصنوعی   چهارشنبه، ۰۸ آذر ۱۴۰۲   کد خبر ۳۶۴۲۶۵ به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی ساعد نیوز به نقل از فرادید، یکی از جذابترین قسمت های کار با هوش مصنوعی این است که می توانیم چهره ی گذشتگان تاریخ را با وضوح و با کیفیت ببینیم. با کمک هوش مصنوعی چهره ی ملکه های هخامنشی بازسازی شده که برخی از آنها را در ادامه مشاهده می کنید.
💻بازسازی چهره همسران پادشاهان هخامنشی توسط هوش مصنوعی   چهارشنبه، ۰۸ آذر ۱۴۰۲   کد خبر ۳۶۴۲۶۵ به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی ساعد نیوز به نقل از فرادید، یکی از جذابترین قسمت های کار با هوش مصنوعی این است که می توانیم چهره ی گذشتگان تاریخ را با وضوح و با کیفیت ببینیم. با کمک هوش مصنوعی چهره ی ملکه های هخامنشی بازسازی شده که برخی از آنها را در ادامه مشاهده می کنید.
📜«یوزارسیف» واقعا کیست؟ در تاریخ چه چیزی دربارۀ او گفته شده؟ کد خبر :۱۶۳۷۵۸ ۰۷ آذر ۱۴۰۲ - ۱۴:۴۸ بازدید : ۸۷۸۷۸ داستان اوزارسف اولین بار 300 سال قبل از میلاد در نوشته‌های مانتو (کاهن و تاریخ‌نگار مصری) نقل شده است. منشاء تاریخی این داستان محل بحث است و دیدگاه‌های مختلفی دربارۀ آن وجود دارد.
📜«یوزارسیف» واقعا کیست؟ در تاریخ چه چیزی دربارۀ او گفته شده؟ داستان اوزارسف اولین بار ۳۰۰ سال قبل از میلاد در نوشته‌های مانتو (کاهن و تاریخ‌نگار مصری) نقل شده است. منشاء تاریخی این داستان محل بحث است و دیدگاه‌های مختلفی دربارۀ آن وجود دارد. 📰کد خبر :۱۶۳۷۵۸ 🗓۰۷ آذر ۱۴۰۲ - ۱۴:۴۸ 🔎بازدید : ۸۷۸۷۸ ✍بیشتر ما وقتی اسم یوزارسیف را می‌شنویم، چهرۀ مصطفی زمانی در سریال «یوسف پیامبر» در ذهنمان مجسم می‌شود. خب حق هم داریم، چون احتمالا اولین بار در آن سریال بود که این اسم را شنیدیم. اما شاید جالب باشد که بدانیم به کار بردن این اسم برای حضرت یوسف صرفا محصول تخیلات فرج‌الله سلحشور نبود. در اینجا نگاهی خواهیم داشت به آنچه که دربارۀ این شخصیت در کتاب‌های تاریخی گفته شده است. 📎یوزارسیف یا به تلفظ درست‌تر «اوزارسف» شخصیتی پر راز و رمز است که نامش در یکی از قدیمی‌ترین کتاب‌های مربوط به تاریخ مصر ذکر شده. این کتاب با عنوان «ایگپتیکا» (Aegyptiaca) یا مصرنامه شناخته می‌شود و فردی مصری به اسم مانتو (Manetho) آن را در حدود سیصد سال قبل از میلاد تالیف کرده است. این کتاب به طور کامل به دست ما نرسیده، اما قطعاتی از آن در آثار تاریخ‌نگاران دوره‌های بعدی مثل فلاویوس ژوزفوس (مورخ یهودی قرن اول میلادی) نقل شده است. 📎مانتو احتمالا خودش یک شخصیت مذهبی معتقد به آیین‌های مشرکانۀ مصری بوده و نگاهی منفی نسبت به یهودیان داشته است. مانتو داستان اوزارسف را در بخشی از کتاب خود و در بیان ماجرا‌های دوران فرمانروایی فرعونی به اسم آمنوپیس ذکر کرده است. خلاصۀ این ماجرا به این صورت است: 📎آمنوپیس تمایل داشت که خدایان را مشاهده کند. او این تمایل را با کاهن و پیشگوی مخصوص خود در میان گذاشت. کاهن به او می‌گوید تنها در صورتی قادر به دیدن خدایان خواهد بود که سرزمین مصر را از وجود افراد جذامی و آلوده پاک کند. به فرمان آمنوپیس هشتادهزار نفر از اینگونه افراد را از سراسر مصر جمع کردند و به معادن سنگ شرق نیل فرستادند. اما چون در میان این افراد کاهنان و شخصیت‌های مذهبی هم وجود داشتند، کاهن دربار از عاقبت عمل خود ترسید و چون به او الهام شد که این عمل نتیجۀ شومی خواهد داشت، خودکشی کرد و این باعث اندوه و دلسردی آمنوپیس شد. 📎بعد از مدتی طولانی، مردمان تبعید شده که روزگار سختی داشتند از فرعون درخواست می‌کنند که آن‌ها را به شهر متروکۀ آواریس بفرستد تا در آنجا زندگی کنند. شهر آواریس در اصل محل زندگی چوپانانی بود که چندین سال قبل از آن به سرزمین فلسطین تبعید شده بودند. آمنوپیس با این درخواست موافق می‌کند. 📎اما وقتی آن‌ها به شهر آواریس رسیدند آنجا را به پایگاهی برای شورش تبدیل کردند. آن‌ها یکی از کاهنان شهر هلیوپولیس به اسم اوزارسف را به رهبری خود برگزیدند و نسبت به او سوگند وفاداری خوردند. مانتو می‌گوید که نام اوزارسف برگرفته از نام اوزیریس خدای مصری بود. اوزارسف قوانینی برای آن‌ها وضع می‌کند از جمله اینکه نباید خدایان مصری را بپرستند، نباید از قربانی کردن حیواناتی که برای مصریان مقدس هستند دست بکشند و نباید با کسانی جز همکیشان خودشان ازدواج کنند. ─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─ @edmolavand ﷽ 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─ http://mohsendadashpour2021.blogfa.com 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─ 📝ادامه👇👇
📎اوزارسف در ادامه، به چوپانانی که قبلا به فلسطین تبعید شده بودند نامه می‌نویسد و از آن‌ها می‌خواهد که به کمک این شورش بیایند. چوپانان قبول می‌کنند و دویست هزار نفر از آنان به سمت مصر حرکت می‌کنند. آمنوپیس ابتدا برای جنگ آماده می‌شود، اما بعد تصمیم می‌گیرد که به همراه فرزند خردسالش رامسس از مصر فرار کند و به اتیوپی پناهنده شود. به این ترتیب حکومت مصر به دست اوزارسف و پیروانش می‌افتد. مانتو می‌گوید آن‌ها سیزده سال حکومت کردند و در این دوره مجسمه‌های خدایان را نابود کردند و معابد مصری را به آشپزخانه‌ای برای طبخ حیوانات تبدیل کردند؛ حیواناتی که مصری‌ها قبلا آن‌ها را می‌پرستیدند. آخرین نکته‌ای که مانتو دربارۀ اوزارسف می‌گوید این است که او در نهایت نام خود را به موسی تغییر داد. طبق گفتۀ او بعد از سیزده سال رامسس پسر آمنوپیس دوباره به مصر حمله می‌کند و سلطنت را پس می‌گیرد. 📎خود ژوزفوس که اولین بار عبارات مانتو را نقل کرده، می‌گوید او دروغ و افسانه را با حقایق درآمیخته است. از نظر ژوزفوس (که دیدگاهش مبتنی بر تورات است) موسی حدود پانصد سال قبل از زمانی که مانتو می‌گوید زندگی می‌کرده و قطعا هیچ نسبتی با خدایان مصری مثل اوزیریس نداشته است؛ بنابراین طبیعتا از نظر او اوزارسف با یوسف هم نمی‌تواند ارتباطی داشته باشد، چون یوسف حتی از موسی هم قدیمی‌تر است. 📎هیچ یک از تاریخ‌نگاران معاصر هم اعتقاد ندارند که کتاب مانتو مطابقت دقیقی با وقایع تاریخی داشته باشد. در واقع کتاب او آمیخته‌ای از افسانه‌ها و واقعیات تاریخی است و بنابراین دربارۀ مطالب کتاب او و چگونگی تطبیق آن‌ها با وقایع تاریخی بحث‌ها و دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد. داستان اوزارسف هم از این قاعده مستثنی نیست و دیدگاه‌های متفاوتی دربارۀ آن وجود دارد. 📎این‌که نام اوزارسف از کجا می‌آید یکی از نکات مورد بحث است. یک دیدگاه این است که اصل داستان ترکیبی از داستان‌هایی است که مصری‌ها از یهودیان دربارۀ موسی و یوسف شنیده بودند. چنانکه در داستان می‌توان دید بعضی از مضامین شبیه به داستان موسی و بعضی دیگر شبیه به سرگذشت یوسف است. مثلا اینکه دشمن نهایی اوزارسف نامش رامسس است، اوزارسف را به شخصیت موسی پیوند می‌دهد (چنان که خود مانتو هم او را با موسی یکی گرفته). از طرف دیگر نام اوزارسف بی‌شباهت به ترکیبی از نام‌های اوزیریس و یوسف نیست. 📎دیدگاه دیگری هست که این داستان را با دوران هیکسوس (Hyksos) مرتبط می‌داند. هیکسوس در لفظ به معنی «فرمانروای خارجی» است و اصطلاحا به سلسله‌ای از پادشاهان غیر مصری گفته می‌شود که بر اساس یافته‌های تاریخی در زمانی حدود ۱۵۰۰ تا ۱۶۵۰ سال قبل از میلاد بر مصر فرمانروایی می‌کردند. اطلاعات زیادی دربارۀ نام این پادشاهان و وضعیت مصر در دوران فرمانروایی آن‌ها در دست نیست، اما یافته‌های باستانشناسی در تل‌الضبعه در نزدیک دلتای نیل نشان می‌دهد که این پادشاهان تباری سامی و کنعانی داشته‌اند و معابد آن‌ها نیز نشان از آیین‌هایی مشابه با آیین‌های بابلی و مردمان سامی دارد. 📎مورخان قدیمی یهودی مثل ژوزفوس، هیکسوس‌ها را با یهودی‌ها و دوران آن‌ها را با دوران پادشاهی شاهان یهود یکی گرفته‌اند. در بین تاریخ‌شناسان معاصر، برای مثال هاوارد ووس (Howard Vos) حتی توصیفاتی را که در کتاب مقدس از پیراهن یوسف شده است، با شکل لباس کنعانی‌های ترسیم شده در نقاشی‌های مقبرۀ خنومهوتپ دوم (تصویر زیر) مشابه می‌داند. 📎دیدگاهی هم وجود دارد که کل ماجرا را با اصلاحات مذهبی فرعونی به اسم آخناتون پیوند می‌دهد. آخناتون فرعونی است که حدودا در ۱۳۰۰ سال قبل از میلاد بر مصر حکمرانی میکرده است. او ابتدا آمنهوتپ چهارم نام داشته است، اما نام خود را به آخناتون تغییر می‌دهد و تغییرات گسترده‌ای در مذهب مصری ایجاد می‌کند و کثرت خدایان را با نوعی از یکتاپرستی جایگزین می‌کند. او آتون را (که پیش از آن صرفا خدای خورشید بود) به عنوان خدای واحد معرفی کرد و دستور داد که معابد سایر خدایان را ویران کنند و تمثال‌های خدایان را از بین ببرند. بعد از مرگ آخناتون مصر دوباره به تدریج به سمت چندخدایی بازگشت (تصویر زیر یکی از الواحی است که آخناتون را به شکل ابوالهول و در حال پرستش آتون نشان می‌دهد). 📎در هر صورت داستان اوزارسف دقیقا به همان صورتی که مانتو نقل کرده نمی‌تواند واقعیت تاریخی داشته باشد، اما این احتمال بسیار قوی است که مجموعه‌ای از وقایع تاریخی به شکلی در‌هم‌آمیخته این داستان را شکل داده باشند. حضور پادشاهان نژاد سامی در مصر، شکل‌گیری دوره‌هایی از یکتاپرستی و درگیری‌های میان مصریان و سامی‌ها وقایعی تاریخی است که یافته‌های باستانشناسی آن‌ها را تایید می‌کنند؛ بنابراین منشاء واقعی داشتن داستان اوزارسف چیزی نیست که بتوان با استنادات علمی آن را کاملا مردود دانست. 📚منبع: فرارو @edmolavand
📜 روستای قدیمی و تاریخی چاشتخارون ( چاشتخواران) ⛰ روستای ⛰ «چاشتِخارون» یکی از قدیمی ترین و کهن ترین روستای دهستان لفور است که هم اینک در بستر دریاچه سد آرمیده است. در ٢٨ کیلومتری جنوب شیرگاه در بخش جنوب شرقی دهستان ، سوادکوه شمالی واقع شده است که تا قبل از احداث حدود ٧۰ خانوار و ٢۱۰ نفر جمعیت داشته است. ⛰ در روز یکشنبه سوم شهریور ۱٣٨٧، با آبگیری مرحله اول و آزمایشی مخزن سد لفور ( قبل از افتتاح و آغاز بهره برداری رسمی ) ارتفاع آب سد از تراز ۲۳۸ از کف تونل ورودی تا تراز۲۵۴ رسید. پل لفورک و روستاهای زیبا و تاریخی و و مناطق حاشیه ای و بافت اصلی روستاهای ، ، و به طور کامل به زیر آب رفتند. ⛰ این روستای تاریخی در حاشیه جنوبی کَرسنگ رود و در زمین شیبدار که از تپه به ساحل رودخانه منتهی می شده است. از سمت شمال به روستای و از شرق به رودخانه و شالیزارهای حاشیه ای روستا و از سمت جنوب به روستای حاجیکلا و از سمت غرب به مراتع و جنگل های حاشیه ای روستا محدود و منتهی می شده است. ⛰ روستای که متأسفانه هم اکنون نام آن را از روی نقشه حذف کردند پس از تخلیه و با آبگیری سد البزر همه اقوام و طوایف ساکن در آن به شهر ها و روستاهای همجوار مجبور به مهاجرت شدند. ⛰ وجه تسمیه نام روستای : ⛰ نام چاشتخواران به زبان بومی و محلی لفور چاشتِخارون به معنی مکانی که در آن چاشت يعنی نهار می خورند. ( در زبان محلی لفوری به ناهار چاشت و به ظهر چاشت گِدِر می گویند). ⛰ می توان درباره نامگذاری این روستا این استنباط را داشت که نام آن نشان دهنده اين است که در گذشته های دور اين مکان بر سر راه کاروانها بوده است و احتمالا بساط چاشت خود را اینجا برپا می کردند (برخی هم معتقدند که نام اولیه این مکان چاشت بارگیرون بوده، بعد از گذشت سالها تبدیل به چاشت خوران شده است. یا افرادی به شیوه امروزی در مسیر کاروان ها و مسافران خدمات پذیرایی ارائه می دادند یا اینکه محل استراحت (به زبان مازندرانی دم زَنون) بوده است.اما آنچه که مسلم است این روستا تا قبل از احداث ، سر راه و در مسیر آمدوشد دامداران محلی و کوچ دام ها (به زبان مازندرانی گذر پِنو و ..) و همچنین کوچروهای محلی از منطقه لفور وحتی بندپی وروستاهای منطقه بابلکنار مانند کاردرکلا (که هم مرز لفور است) بوده است. ⛰ چوپانان منطقه در پِنوی بهاره خود که معمولاً ۵ الی ۶ روز طول می کشد تا به مراتع مقصد ییلاقی خود کوچ کنند شب ها در مناطق خاص بین راهی اتراق می کنند. یکی از اتراق گاهها مراتع حاشیه ای روستای چاشتخوران بوده است وهم اکنون نیز بعضی از چوپانان در پنوی بهاره خود یک شب در مراتع اطراف این روستا اتراق می کنند. ⛰ پیشینه تاریخی و تمدنی روستا و منطقه : ⛰ طبق کاوش هاي انجام شده قبل از آبگيری مخزن سد البرز کتيبه هایی با خط ميخی مربوط به قبل از ميلاد مسيح در اين منطقه بدست آمده که نشان از قدمت بالای اين روستا واین منطقه دارد وناگفته نماند که احتمالا چه بسيار اشياء عتيقه ای که به علت عدم اطلاع وآشنایی مردم بومی اين منطقه وعدم توجه سازمان ميراث فرهنگی ايران به تاراج رفته که می توانست نماينده هويت وتاريخ کهن اين منطقه باشد. ⛰ در پی كاوش‌هايی كه در محوطه سد البرز وقبل از آبگیری آن روی تپه تاريخی چاشتخوران انجام گرفت،آثار معماری از دوران عصر آهن ( ٣۴۵۰ – ٢۵۵۰ سال پيش) به دست آمد.«اين آثار شامل: پی های سنگی خانه‌ها به همراه تنور وخمره ذخيره‌سازی آذوقه وهمچنين قالب‌های سنگی و سفالی ذوب فلز است.» ⛰ به گفته سرپرست هيئت مطالعات باستان‌شناسی سدالبرز،مطالعات اوليه روی آثار به دست آمده از اين محوطه حاكی از آن است كه مردم اين منطقه روش پيشرفته‌ای از پخت سفال در فرم‌های گوناگون وذوب فلزات را ابداع كرده بودند. ⛰ پيش از اين نيز گمانه زنی های باستان شناسی درمحوطه تاريخی لفورسوادكوه به شناسايی گورستانی از عصرآهن منجر شده بود. مطالعات اوليه بر روی اين گورستان نشان دادكه به دليل تشابه اشيا بدست آمده از اين گورستان با اشيا بدست آمده از گورستان خرند در استان سمنان،امكان وجود ارتباط فرهنگی ميان اين دومنطقه در آن دوران وجودداشته است. ⛰ طبق اظهارات سرپرست هيئت مطالعات باستان‌شناختی سدالبرز «در محوطه تاريخی پشت سد البرز؛هيئت كاوش موفق به كشف دو گورستان مربوط به اوايل اسلام نيز شد كه در اين گورستان اجساد به همراه تابوت‌های چوبی با بست‌های فلزی و گورهای شناخته شده با آجر تدفين شده‌اند. 🔵 ادامه دارد. ✍ ─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─ @edmolavand ﷽ 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
📜 🎋من فکر نمی کنم کسی میرزا را بهتر از رهبر معظّم انقلاب بشناسد. ✍همانطور که رهبری از همه حوزه ها ، بصورت تخصصی صحبت می کنند و مسلّط بر امور هستند ، درخصوص و مکتب او نیز، مقام معظم رهبری حرفهای خیلی مهمی دارد . 🎋 درسال‌های دور که میرزا کوچک چنان شناخته شده نبود ، در سال ۱۳۶۱ رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران بخشی از خطبه نماز جمعه را به جناب میرزا اختصاص دادند و سبب شدند مردم بیشتر این مبارز انقلابی را بشناسند . 🎋حضرت آیت الله امام خامنه ای مدظله العالی در آن خطبه فرمودند : میرزا مرد تنهایی بود که به دو قدرت بزرگ آن روزِ دنیا ، یک نه بزرگ گفت . 👇 🎋هویت ما میرزاست . هویت ما راه میرزاست . هویت ما استقامت و پایداری در مقابل کلمه ی حقّ است . 🎋میرزا کوچک ، مرد میدان بود . شیخ محمد خیابانی ، شهید سید حسن مدرّس و شهید شیخ فضل الله نوری هم ، از مردان میدان بودند . 🎋 میرزاکوچک در حوزه تربیت شد و از حوزه پا به میدان گذاشت . ─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─ @edmolavand ﷽ 📎 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
1_648732744.pdf
593.9K
📚 📗عنوان: قیام جنگل ✍نویسنده: میرزا اسماعیل جنگلی(خواهر زاده میرزا کوچک خان) 📖موضوع: زندگینامه میرزاکوچک خان جنگلی •┈┈••••✾•🌿🌹🌿•✾•••┈┈• 🌷 📚 📝 🇮🇷 ─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─ @edmolavand ﷽ 📎 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
1_644840115.pdf
4.02M
📚 📗عنوان: میرزا کوچک خان ✍نویسنده: حسن تهرانی افشاری 📖موضوع: زندگینامه میرزاکوچک خان جنگلی •┈┈••••✾•🌿🌹🌿•✾•••┈┈• 🌷 📚 📝 🇮🇷 ─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─ @edmolavand ﷽ 📎 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
📜 🌹روحانی مبارز یونس استادسرایی مشهور به میرزاکوچک خان جنگلی متولد ۱۲۵۷ مبارز انقلاب مشروطه و رهبر جنبش جنگل بود که در اعتراض به نقض تمامیت ارضی و استقلال ایران از سوی بیگانگان بعد از مشروطه قیام کرد. ♦️با خروج قوای روسیه و انگلیس از گیلان و پیوستن وابسته نظامی شوروی به قوای دولتی ایران و حرکت آن برای سرکوب دولت انقلابی و تسلیم خالو قربان به این قوا، میرزا کوچک خان تنها باقی ماند. روس ها نیز براساس توافق با دولت ایران از کمک نظامی به جنگلی ها خود داری کردند. نبرد قوای دولتی با نیروهای اندک جنگل شدت یافت و سرانجام در ۱۲ آبان ۱۳۰۰ رشت به تصرف قوای دولتی درآمد، اما میرزا به همراه یاران خود به جنگل پناه برد و مقاومت خود را ادامه داد. ♦️در حالی که میرزا بسیاری از یاران جنگلی خود را در مسیر از دست داده بود، در کوه های تالش گرفتار سرمازدگی شد و به دست یکی از عوامل سالار شجاع کشته و سرش بریده شد . ♦️آخرین نامه ای که به تاریخ ۵ آبان ۱۳۰۰ شمسی از میرزا کوچک خان به یادگار مانده، جملاتی از آن چنین است :...با رویه ای که دشمنانمان در پیش گرفته اند شاید بتوانند به طور موقت یا دائم توفیق حاصل کنند، ولی اتکای من و همراهانم به خداوند دادگری است که در بسیاری از مهالک حفظم نموده است. افسوس می خورم که مردم ایران مرده پرستند و هنوز قدر این جمعیت را نشناخته اند. البته بعد از محو ما خواهند فهمید، که بوده ایم و چه خواسته ایم و چه کرده ایم....امروز دشمنانمان ما را دزد و غارتگر خطاب می کنند و حال آنکه هیچ قدمی جز در راه آسایش و حفاظت مال و ناموس مردم برنداشته ایم. ما این اتهامات را می شنویم و حکمیت را به خداوند قادر و حاکم علی الاطلاق واگذار می کنیم. ♦️میرزا هم در شرایطی که فقط ۸ نفر از جنگلیان مانده بودند به همراه گائوک آلمانی (هوشنگ) یاور وفادار میرزا به قصد دوری جستن از شرایط موجود به منظور رفتن به خلخال در راه کوهستانی «گیلوان» میان برف و کولاک از حرکت باز می مانند و دچار سرمازدگی شدید شده، در شرف مرگ قرار می گیرند که مرد مکاری پیکر مرده آنان را به یاری عده ای از اهالی قصبه ی «خانقاه» به آنجا منتقل می کنند. در خانقا به دستور محمد خان سالار شجاع برادر امیر مقتدر طالش که عداوتی بین آنان و جنگلیان بود، سر میرزا از بدن او جدا شد. بدن را در همان قصبه دفن کردند. سر بریده ی میرزا این قهرمان ملی و آزادی و سردار جنگل را به رشت آوردند و به فرمانده ی پادگان تحویل دادند. ♦️ سر بریده ی میرزا کوچک خان جنگلی را مدت ها در کنار سربازخانه به نمایش گذاشتند. سپس خالو خان که زمانی از همراهان میرزا کوچک خان جنگلی بود سر ایشان را به عنوان تحفه برای رضا شاه آوردو به دستور سردار سپه، سر میرزا را در قبرستان چهار راه حسن آباد که اکنون محل آتش نشانی است دفن کردند. یکی از دوستان میرزا مخفیانه سر میرزا را از گور گرفته و به رشت آورد و در سلیمان داراب رشت به خاک سپرد. پس از شهریور ۱۳۲۰ آزادی خواهان گیلان محرمانه جسد میرزا را از قصبه ی خانقاه به رشت آورده در جوار سر بریده میرزا مدفون می نمایند. یادش گرامی ─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─ @edmolavand ﷽ 📎 📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─