eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. سلام‌الله‌علیها سرا پا دردم و در گریه می‌جویم مداوا را مگر گریه مداوا سازد این درد سرا پا را یتیمی قصۀ‌تلخی است وصفش تلخ‌تر، اما نمی‌فهمدکسی غیر از یتیم این‌داغ‌عظما را یتیمی‌غصۀ‌سختی‌است این‌غم‌را نمی‌فهمد مگر آنکس که گم کرده میان خاک بابا را تفاوت‌نیست‌دراین‌غم میان‌کودک‌و‌یک‌مرد یتیمی‌خشک‌خواهدساخت‌گاهی‌چشم دریا را به دخترها مگر چیزی به غیر از ناز می‌آید پدرها خوب می‌فهمند این مضمون زیبا را سه‌ساله‌دختری می‌رفت سمت‌شام از کوفه به زخم آبله می‌کاشت گل، پهنای‌صحرا را سه‌ساله‌دختری می‌رفت اما دست بر پهلو چهل‌منزل جهان می‌دید در او صبر زهرا را به ماه نیزها می‌گفت هرجا دردهایش را نسیم‌دشت حس‌می‌کرد چشم‌خیس‌سقا را «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» «اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل» .
. سلام‌الله‌علیها خورشیدِ من آمدی شبانه قدری بغلم کن عاشقانه نشناختمت در اول کار نفرین خدا به این زمانه تقصیر حرارت تنور است این سوختگی زیر چانه من که همه عمر رفته بودم تنها به مجالس زنانه رفتم وسط شرابخواران کَت بسته، به زورِ تازیانه من دختر شاه عالمینم دادند ولی به من اعانه در راه، شتر تکان نمی‌خورد خوردم کتکی به این بهانه هر بار طناب را کشیدند خوردیم زمین دانه دانه من سیر غذا نخوردم اما خوردم دل سیر تازیانه افتاد سرت ز روی شاخه افتاد سرم به روی شانه هر سنگ که بر سر تو می‌خورد می‌کرد به سمت ما کمانه از خاطر من نمی‌رود... نه... آن ضربۀ چوب وحشیانه سالم لب من ، لب تو زخمی؟! واللِه که نیست عادلانه «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» «اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل» .
‍ . |⇦•سلام بابایی! خوبی؟... و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب ۱۴۰۰ به نفس حاج ❁•༻↷◈↶༺❁ سلام بابایی! خوبی؟ چطوره حالت؟ نمی‌تونم پاشم واسه استقبالت من تویِ آسمون می‌گشتم دنبال تو ولی اینجایی راه گم کردی شاید باباجون! عجب رویایی خیلی خوش اومدی صفا آوردی راستی بگو منو به جا آوردی؟ منو می‌شناسی؟ خودت رو یک لحظه بذار جایِ من سه ساله رو با داغ تو پیر کردن منو می‌شناسی؟ مَنِ الَّذي أَيتَمَني بابایی؟... بابایِ خوبم ــــــــــــــــــ کجاست آغوشت؟ دستات کجا جا مونده؟ همون دستایی که من رو می‌خوابونده تعریف کن تا کجاها رفتی نگفتی دختری هم داری؟ باید از روی شونه‌اش بارِ غمو برداری میگن تو بابای مَنی، بابایی! میشه باهام حرف بزنی، بابایی! بابای خوبم کی چشمای نازتو بسته بابا؟ کی دندون تو رو شکسته بابا؟ بابای خوبم مَنِ الَّذي أَيتَمَني بابایی؟... بابایِ خوبم ــــــــــــــــــ سرم سنگینه، چشمام چه تار می‌بینه برام دیدار تو آخرین تسکینه من خاطرات تلخی دارم دیگه طاقتم از غم طاقه این راز بین ما دو تا باشه یه شب از ناقه… امون از اون شبِ سیاهِ صحرا الهی هیچ دختری نمونه تنها چه دردی دارم چشات نبینه روز بد، بابایی! هم سیلی میزد هم لگد، بابایی! چه دردی دارم مَنِ الَّذي أَيتَمَني بابایی؟... بابایِ خوبم ــــــــــــــــــ *شروع کرد با بابا حرف زدن:" مَن ذا الذي أيتمني على صغر سنّي ؟" من که سنی نداشتم، چه کسی من رو یتیم کرد؟" مَن لِليَتيمَة حتّى تَكبُرَ؟ " دختر بچه ی یتیم اگه بخواد بزرگ بشه چه کسی رو داره؟" مَن لِلنساء الحاسِرات ؟ " این زنهای بی پناه چه کسی رو دارن؟...* ما رو تا می‌شد از بین مَردم بردن ما رو از راه بازار شام آوردن ما رو با دست نشون می‌دادن به ماها ناسزا میگفتن داداشم از خجالت آب شد چها میگفتن! چشمِ عمو عباسمو دور دیدن به معجرایِ پاره‌مون خندیدن هزار بار مُردم نگاهاشون از سیلی سنگین‌تر بود مردن برای من از این بهتر بود هزار بار مُردم مَنِ الَّذي أَيتَمَني بابایی؟... بابایِ خوبم •✠•اَلّلهُمَّـ عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرَج•✠• ــــــــــــــــــ ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
Shab03Moharram1400[01].mp3
19.77M
١٤٤٤ خیلی خوش اومدی صفا آوردی راستی بگو منو بجا آوردی؟
شرح زیارت جامعه کبیره2 .pdf
1.5M
سخنرانی مکتوب pdf با موضوع: ♦️امام شناسی ♦️ 💠جلسه اول ▪️استاد
. دلگیرن دخترات عمو نازم میکرده با احتیاط چی بگم بابا از نامردا برات دلگیرن دخترات سنگینه مشتشون موی من مونده لای انگشتشون همه میزدن منو زجرم پشتشون سنگینه مشتشون مثلا صورتم نیلی نیست و شام شبم سیلی نیست و مثلا موی تو درهم نیست و موی سر من کم نیست و بارونه نم نمِ اگه تشنه ای هنوز من هم تشنمه من به عمه هم نمیگم گشنمه بارونه نم نمِ زجر دنبال منه از همه فراری ام این حال منه بابا آغوش گرمت مال منه زجر دنبال منه مثلا در زدی دروا کردمو خوب شد این پهلو دردمو مثلا توی آغوشت هستمو میگیری محکم دستمو گفتم اینجا رو نه دوست دارم بازارو این بازارو نه هرکاری میکردن کاش این کارو نه گفتم اینجا رو نه اینجا عمم شکست سرت از نی افتاد شد دست به دست زن و بچت بین وحشی های مست اینجا عمم شکست وسط شهر شام کاش میمردیم از هر طرف سنگ میخوردیم توی بزم حرام پیرم کردن از زندگی سیرم کردن آروم آروم از طبق بیا کنارم سر رو سرت بذارم حرفا برا تو دارم چند شبه بابا یه ذره نون نخوردم اسمت رو که میبردم همش کتک میخوردم عمه بکشم سرمه چشام ناز میشه مگه نه عمه باباییم بیاد دلم باز میشه مگه نه عمه دوباره زندگیم آغاز میشه مگه نه نامرتب نیستم من فقط النگوهام دستم نیست تو ندیدی بابا زیر معجر گل سر بستم نیست بابا دندونم که افتاده در میاد مگه نه بابا تو عروسیم داداش اکبر میاد مگه نه دیگه از دست خودم کلافم زحمتو باید کم کنم اضافم دختر خوش قیافه بودم حالا هیچکی خوشش نمیاد از قیافم .👇
AUD-20220901-WA0098.mp3
3.21M
🏴السلام علیک یا اباعبدالله 🔊 چندشبه بابا،یه ذره نون نخوردم اسمت روکه میبردم،همش کتک میخوردم ... ◾️ 🎤حاج محمدرضا
. دنیا بداند با ولایت بیعت ماست خدمت براه دین و ملت غیرت ماست اکنون تلاش ما بود بهر حقیقت جانبازی ما در ره حق عزت ماست وقتی که در راه شرف پرچم گرفتیم حبل المتین عشق را محکم گرفتیم ما در تلاش و در جهادی عاشقانه تابیده ایم از هر کران تا بیکرانه چون طایران آسمان پوی سعادت در گلشن هستی گرفتیم آشیانه در وادی اندیشه ی خدمت رهاییم با ملت خود همرهیم و همصداییم ما در قیامی جاودانه ماندگاریم با لاله های گلشن سبز بهاریم تا رویش صبح ظهور جمعه ی عشق بهر طلوع ماه خود چشم انتظاریم می آید آن یار دل افروز زمانه بر لعل ما جاری شود زیبا ترانه اَینَ مُعزالاَولیا نقش لب ماست اَینَ مُذل الاَشقیا در مطلب ماست اَینَ الشموس الطالعه خواندیم با شوق در انتظار روی او تاب و تب ماست ما پیروان مهدی موعود هستیم ما با امام خود پی مقصود هستیم مقصود ما احیای ارزش های دین است فتح و ظفر ما را درین مقصد یقین است چشم انتظار یار خود باشیم آری زیباترین چشم انتظاری ها همین است هم یک دلی هم یک صدایی در صف ماست چون پرچم انا فتحنا در کف ماست دنیا ببیند بر لب ما این طنین را این اتحاد و این مسیر راستین را رو جانب کرب و بلا داریم زیرا آورده ایم اینجا به کف حبل المتین را در پیش روی ما طلوع اربعین است عزم مسلمانان در اینجا آهنین است این اجتماع اربعین و این جماعت دارد ز یاران امام حق حکایت وقتی بیاید حضرت موعود مهدی پروانه اش خواهیم شد با استقامت در راه اهدافش همه از جان بکوشیم پیراهنی از جنس حق جویی بپوشیم جاءالحق اینجا می شود تفسیر یاران نابود گردد جبهه ی تزویر یاران وقتی بتابد جلوه ی مهدی در اینجا دنیا شود با دست او تسخیر یاران وقتی حقیقت رخ بر افروزد چو دریا عدل و عدالت می شود جاری به دنیا آنان که در این جبهه از اهل امیدند یا کاشف الکرب از زبان ما شنیدند این شاهدان عرصه ی پیروزمندی صد لاله از گلزار خونین شهیدند ما در مسیر رویش صبح بهاریم نَصرُ منَ اله را نوید آشکاریم وقتی بیاید آن امام عشق بنیاد چیزی نماند از بساط کفر و الحاد گیرد ز ارباب ستم هر تاج و هر تخت در هم بریزد کاخ های ظلم و بیداد می آید و می آورد صلح و صفا را احیا کند دین حنیف مصطفی را ماییم و اکنون کربلای عشق و ایثار ماییم و بشکسته جبین در دشت پیکار ماییم و دست ساقی لب تشنه ی عشق ماییم و داغ چشم عباس علمدار در خون فتاده ساقی و با قلب خسته دارد کنار خویشتن جام شکسته سقا که زد آتش عطش بر تار و پودش گشته فدا در راه دین بود و نبودش در خون سرخ خویش می غلتد ولیکن یاد رقیه باشد و لعل کبودش آری رقیه ماه را در جستجو بود در انتطار دیدن روی عمو بود سقا به خون خفت و رقیه تشنه لب ماند از تشنگی جسم شریفش در تعب ماند در التهاب افتاده بود از تشنه کامی قلب پریشان گشته ی او ملتهب ماند بر داغ سقا چشم گردون گریه می کرد آئينه ی خون خدا ، خون گریه می کرد ای کربلا ما را طلب کن در حریمت ما را به بَر در نزد مولای کریمت ما زنده از عطر تواییم ای وادی عشق جاری کن از گلزار خود بر ما نسیمت با شعر «یاسر» در هوایت پر زده دل بر تربت همچون جنانت سر زده دل ** محمود تاری «یاسر» ١۴٠١/۶/١٠ .
. - ویژه جاماندگان ـــــــــــــــــــــــــــــ بنداول بـاز ایـن دل تـنـگـم(آقـا شـد هـوایـی۳) بـایـک نـگـاه تـو(مـیـشـم کـربـلایـی۳) شـنـیـدم مـیگـن کـه بـهـشـت اونـجـاسـت چـه غـوغـایـی و مـحـشـری بـرپـاسـت بـهـشـت اونـجـاسـت بـهـشـت اونـجـاسـت رومـو نـزن حـسیـن زمـیـن( بـده کـربــلا ۳) جـون رقـیـه اربـعـیــن( بـده کـربـلا ۳) الـلهـم الـرزقـنـا (زیـارة الــحـسیـن ۳) ـــــــــــــــــــــــــــــ بنددوم مـن آرزو دارم(حـرم رو بـبـیـنم ۳) کـاشـکی تـوی صـحـنـت(یـه گـوشـه بــیـنـم ۳) هـمـه بـسـتـنـد بـار سـفـر آقـا کـرم کـن منـم( بـبـر آقـا ۳) نـزار کـه تـنـها بـمـونــم ( بـبـر کـربــلا ۳) ازرفـقـا جـانـمونـم ( بـبر کـربـلا ۳) اللـهم الـرزقنا (زیــارة الــحـسـین ۳) ـــــــــــــــــــــــــــــ بند سوم بـازم سـوا کـردی( بـاشـه عـیـب نــداره ۳) آقـا نـمـیدونـم ( چــیـه راه و چـاره ۳) هــمـه دارنـد مـیـرن چـرا مـن نـه؟ ازت حـرم مــیگـیرن (چـرا من نـه؟ ۳) رفـیقـم اومـده مـیـگه( مـنـم عـازمـم ۳) دق مـیکـنـم اگـه نـرم ( حـرم لازمـم ۳) اللـهم الـرزقـنا ( زیارة الحسین۳) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بندچهارم آقـا بـدی کـردم ( تـوکـه مـهـربـونـی ۳) حـال دل مـن رو(خـودت خـوب مـیـدونـی ۳) چـرا بـاز جامـونـدم چـیــه مــشکـل؟ تـو رو حـق آقـام ابـوفـاضل ابـوفـاضل ابـوفاضل اشـک چـشمـامـو ببـین( بیـام کـربـلا ۳) با کـاروان اربـعـین ( بـیـام کربـلا ۳) اللهم الرزقنا( زیارة الحسین ۳) ـــــــــــــــــــــــــــــ به قلم: حسین رعنایی ۲۹ محرم الحرام ۱۴۴۴ .
. ✍ دختری توی خونه تون داری؟ تاحالا شونه کردی موهاشو؟ تا حالا دیدی حال خوبش رو وقتی داره می بینه باباشو دیدی آب خوردن قشنگش رو چادرم داره تو پر و بالش؟ چقدر دوست داره نوزادو؟ وقتی خسته اس چطوره احوالش ؟ ای به قربون اشکای چشمت گریه کردی اینا مگه روضه اس گونه‌ی نازک و لطیفش نه گوشواره اش رو دیدی اگه روضه اس عصر روز دهم می‌گن ترسید شیعه می‌میره با همین یک داغ بچه از تاریکی نمی‌ترسه ؟ تو خرابه نبود شمع و چراغ گم شدن از رو ناقه افتادن واسه لکنت گرفتنش بس نیست ؟ بچه‌ی کوچیکو کتک می‌زنن؟ غیر زجر اینجا دیگه هیچ‌کس نیست ؟ دختره با شیرین زبونی‌هاش گفتن از آرزو و آینده اش دندونای شکسته‌شو چی بگم دختره و قشنگی خنده اش آغوش بابا رو می‌خواست دیگه انتظارش حالا به سر رسیده به همین قدرشم کفایت کرد سر باباش از سفر رسیده دلبری کرد مثل اون وقتا سرشو رو سر بابا می‌ذاشت بوسه داد صورت کبودش رو خون خشکو که از لبش برداشت کر می‌شه گوش شام امشب از قصه ‌ی دختری که دق می‌کنه سر بابا و دامن دختر ؟ قلب دختر کوچیکه دق می کنه .
. در کوچه های شام سرم را شکسته اند با سنگِ روی بام سرم را شکسته اند با دست بسته چکمه به پهلوم می زدند در بین ازدحام سرم را شکسته اند زن ها و کودکان پدر دار بی حیا از روی انتقام سرم را شکسته اند اینجا یهودیان به سرم داد میزدند یک عده ای بی مرام سرم را شکسته اند بابا به دادم من برس اینجا حرامیان هر منزلی مدام سرم را شکسته اند خون سرم جای شده بر روی گونم از بس که یک کلام سرم را شکسته اند دلتنگ رفتنم پر پرواز من تویی بالای نیزه هم پدر ناز من تویی.... ✍محمد_حبیب_زاده ۴۰۱/۶/۱۱ .
یا رقیه مددی ‌زهرا شده تا که گِرِه از خلق بُگشاید در عصمتش شکّی نکن، حتّیٰ مگو، شاید ! او رازقِ گریه کنانِ سوگ عاشوراست اشک، از دعای خیرِ این دردانه می آید نازِ وِرا هر لحظه بابایش خریدار است این عشق بابا دختری را دهر، بِستاید غسّاله را بشنو ولی باور مَکُن اصلاً هر چه شنیدی را دلیل و منطقی باید زینب همه کاره بُوَد در غسل و تدفینش معصومه را، معصومه باید دفن بِنْماید سروده شده در ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ سحرگاه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها؛ فریدونکنار