eitaa logo
اسلام سیاسی | مومنی
2.4هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.3هزار ویدیو
521 فایل
https://eitaa.com/eslamesyasi 🔸 در خدمتم 👇 @momeni1366
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 امین‌الشرع خویی (برادر بزرگ امام جمعه‌ی خویی): «از جمله‌ی امور عجیبه، خوابی بود که حقیر بعد از قتل مرحوم شیخ بدیدم که این بنده گویا در تهرانم و در محلی فراخ و واسع ایستاده‌ام و بیرقی خیلی بزرگ، بلند کرده‌اند که پیراهن آن گاهی که حرکت می‌کند بالای تمام شهر تهران را پُرز فرا می‌گیرد. بر یک رویش نوشته‌اند «ذلکَ فَضلُ اللهِ یُؤتِیهِ مَن یَشاء» و بر روی دیگر «یا علی» نوشته شده. آن‌گاه دیدم جمع کثیری زیر این علم ایستاده‌اند. پس بادی وزیده و پرچم علم را حرکتی بداد و خون آن پرچم مانند آبشار بر سر مردم بریخت و دو مرتبه پرچم را حرکت داده و قطرات خون‌ها بر همه‌ی آن اشخاص بپاشید و صدایی شنیدم گفت: «این خون است که گرفته شد»! و اُشهِدُ بِالله از آن وقت تا به حال که قریب ده سال یا بیش‌تر است، هنوز خون‌ریزی از مملکت ایران مرتفع نشده است.» 📖 منبع: خانه بر دامنه‌ی آتشفشان، ص ۷۱ به نقل از «میراث اسلامی ایران» به کوشش رسول جعفریان،۹/۱۳۷ @risheh ... @eslamesyasi
⭕️ گزارش از نحوه شهادت ♨️ عین‌السلطنه: «گفتند شيخ را به دار زدند ... مطلب بزرگ بود و باور نمى‌شد. دو مرتبه آمدند شيخ را با درشكه به خانه اش بردند. سه مرتبه آمدند شيخ را به استنطاق بردند. ... يك ساعت و نيم به غروب مانده شيخ را با درشكه به عمارت خورشيد و كميته جنگ بردند. سه‌ربع به غروب مانده، آورده به دار زدند. پسرش ايستاده بود و به در كشتن پدرش كمك مى‌كرد (بعد اين پسر را هم به سزا رساندند. در حياط عدليه كشته شد.) و بعد از آن‌که ... دست زده هورا كشيدند، [پسرش] با سايرين دست مى‌داد و مبارك باد مى‌گفت. موزيك هم زدند و و ديگر رقص مى‌كردند. مردم ديگر «زنده باد عدالت» مى‌گفتند. غروب پسر شيخ اذن داده نعش را پايين آوردند و به خانه‌ی خودش بردند. تا امروز در ايران كه مملكت اسلامى است همچو كارى نشده بود. اما حالا اگر مجلس برپا شود از بابت دردسر و زحمت علما در نشر قوانين، خلاص است و شايد دست علما از امورات دنيوى و دربارى و مملكتى كوتاه شود. ... شيخ را كشتند، كار كار بزرگى بود. گمان كردند ايران منظم می‌شود، اما غلط است، دستورالعمل باطل. اين خبر به عتبات و شهرهاى ديگر ايران برسد بلكه در همين طهران اسباب زحمت كلى می‌شود. [زنجانی] بشنود، صدچندان هنگامه می‌كند. همه‌كس تبعيد او را يقين داشت، اما تصور قتل او را علنى، آن هم بدون محاكمه و استنطاق در عدليه با حضور مردم می‌دانست. خود شيخ هم گفته بود به سفارتخانه نمی‌روم و متحصن نمی‌شوم. اگر مقام سؤال و پرسش باشد حاضرم. تمام خدمات خود را به مذهب اسلام و علاوه كردن آن اصل به قانون اساسى كه پنج نفر بايد از طراز اول مجتهدين در نشر قوانين حاضر باشند ثابت می‌كنم. اگر زور باشد غير تسليم چاره نيست. نيم‌ساعت استنطاق در كميته‌ی جنگ كردند، آن‌هم همين بود كه تو مقصر هستى و بر خلاف مشروطه حرف زدى، و حال آن‌كه شيخ اهل نظام نبود و قشونى را به باد نداده بود. می‌بايست در عدليه موافق قانون اساسى و مشروطه استنطاق علنى شود و حكم قتل او از مجتهدين عالم‌تر او صادر گردد و نايب‌السلطنه امضاء كند، نه به حكم و معزّالسلطان. اين‌ها انتقام است، غرض شخصى و ميل جمعى. اما اسباب فناء و اضمحلال خواهد بود به‌زودى. بارى پسر شيخ چند روز قبل به ملاقات پدرش خواسته بود برود، مانع شده بودند. برادرش مخفى شده بود. فقط مادر و خواهرش را ديد. روى پايش افتادند كه بس است ديگر به قتل پدرت راضى نشو. حتى مادرش گفته بود و قَسم خورده بود ... گوش نداد و كرد آن‌چه بايد بكند. تمام مايَملَك شيخ را هم كميته‌ی جنگ به اين پسر واگذار كرد و حال آن‌كه پدرش او را از مال خود در حال حيات محروم كرده بود. من با شيخ خصوصيت نداشتم ... فاضل و صاحب علم و تقليد بود و در ايران دو نفر مثل او عالم نداشتند. در مجلس درس او ششصد نفر طلبه حاضر می‌شد، اما دلم براى اين می‌سوزد كه اين‌ها اسباب فناى مملكت و تخفيف مذهب می‌شود. شيخ وقتى كه از كميته بيرون می‌آمد گفته بود: «اگر بار گران بوديم رفتيم.» التماس كرده بود مرا اين‌جا بكشيد. گفته بودند نمی‌شود آن‌وقت رو به مردم كرده گفته بود خداحافظ. محاكمه‌ی من با شما در روز پنجاه‌هزار سال. بعد بنا كرده بود آرام دعا خواندن تا در ميدان و هنگام مردن مشغول دعا بود.» @risheh ... @eslamesyasi
⛔️دیگهای پلو در سفارت انگلیس ⚠️ و جماعتی که بیشتر اسیر جهلشان بودند تامطیع رهبرشان @eslamesyasi
⭕️ بخشی از مهم ترین نکات مصاحبه 👆👆 دکتر : 💢 مشروطه در ایران به دنبال «مشروط کردن قدرت شاه» و «مشروط کردن » بود. پ.ن: این تحلیل یک دنیا حرف دارد چراکه اکثرا مشروط کردن قدرت را می‌گویند اما درباره مشروط کردن دین (شما بخوانید سکولار کردن دین) کمتر صحبت شده است. 💢 تمام گروه هایی که به دنبال مشروط کردن دین و دنیا بودند، در یک محفل به نام «» دور هم جمع شدند به همین دلیل فراماسونری را فرا مذهبی تعریف کردند تا از مسلمان سکولار تا بهایی ملحد همگی بتوانند برای ریشه کن کردن دور هم جمع شوند. 💢 اولین درگیری علما یعنی طیف نزدیک به با ساختارشکنان سکولار لامذهب در تدوین قانون اساسی خود را نشان داد، به عنوان مثال از زمانی که نام «مجلس شورای اسلامی» را به «مجلس شورای ملی» تغییر دادند. 💢 این موضوع از همان ابتدا برای مشخص بود اما برای علمای نجف یعنی طیف نزدیک به مقداری زمان برد تا روشن شود، در همین فاصله جریان کار خودشان را کردند! 💢 به اعتراف و دیگران، روشنفکران با تاسیس «کتابخانه ملی» محفلی را درست کردند که از دل آن ده‌ها انجمن و حزب و روزنامه بیرون آمد. نخ تسبیح همه اینها جریان بود! و هدف همه آنها براندازی بود...براندازی 💢 اینها به پشتوانه و پایگاه مردمی نیاز داشتند...همان چیزی که داشت، پس در حوزه نجف آغاز شد. 💢 به تعبیری: مشروطه بهانه بود، اصل مذهب نشانه بود. @eslamesyasi
#شهید_شیخ_فضل_الله_نوری #مشروطه_مشروعه
💢 آخرین روزهای حیات آیت الله العظمی شیخ فضل الله نوری @eslamesyasi