#رنجنامه
#نامه_ای که امام فرمود #هر_جمعه برای مردم بخوانند
#بخش_پنجم
#احقاق_حق
عبد الرحمن بن عوف به من گفت: اى پسر ابو طالب! تو به اين امر [خلافت] حریص شده ای❗️ گفتم: دلبسته به آن نيستم اما ميراث رسول خدا (ص) و حق او را مطالبه مىكنم زیرا سرپرستی اين امت بعد از او، برای من است درحالیکه شما به اين امر حريص تريد تا من، زيرا با زور و شمشير ميان من و حق من حائل شديد و مرا از #حقم باز داشتيد.
خدايا❗️ من شكايت قريش را به درگاه تو مىآورم كه مرا از خویشاوندی خود جدا كردند و روزگارم را تباه ساختند و #مانع_حق من شدند و قدر مرا ناچیز دانستند و منزلت عظيم مرا پايين آوردند و در مخالفت با من در امری که از همه آنها شایسته تر بودم با هم اتفاق كردند #حق مرا از من ربودند و گفتند: یا با رنج و اندوه بساز، يا با دريغ و حسرت بمیر❗️
به خدا سوگند❗️ اگر مىتوانستند، نسبت خویشاوندی من (با پیامبر(ص)] را از ميان مىبردند همانگونه که نسبت دامادی من با وی را نادیده گرفتند، اما هیچگاه راهی برای آن نیافتند.
همانا #حق من بر اين امت، مانند مردى است كه تا مدتی معلوم بر قومى حقى داشت که اگر آن قوم احسان كنند و حق او را به او تسليم نمايند آن را با سپاسگزارى مىپذيرد و اگر در تسليم حق او درنگ روا دارند آن را مىگيرد بىآنكه سپاس گزارد. آرى❗️ اگر حق کسی به تأخير افتد سرزنشی بر او نيست بلكه کسی را باید سرزنش کرد که حقى را به¬دست آورد که مال او نیست.
#علت_سکوت_امام
رسول خدا (ص) در گذشته با من #عهد كرده و فرموده بود: اى پسر ابو طالب❗️ #سرپرستی [و ولایت بر] امت من با توست، پس اگر با عافيت و سلامت، تو را برای امور خویش نیز برگزیدند و همگی به تو، رضایت دادند مدیریت امور آنان را به عهده بگیر اما اگر در مورد تو #اختلاف كردند، آنها را و آنچه را به آن سرگرم اند واگذار و رها كن زیرا خداوند متعال، به زودی راه گشايش را برای تو قرار می دهد.
پس پيرامون خود نگريستم و جز اهل بيت خود، يار و ياورى نيافتم، به ناچار آنان را از خطرات، حفظ كردم.
#اگر_عمو_و_برادرم_بودند
اگر عمويم #حمزه و برادرم #جعفر، بعد از رسول اكرم (ص) براى من مانده بودند به اجبار و اكراه با ابوبكر #بيعت_نمی_كردم. من ماندم و دو مردِ تازه مسلمان؛ #عباس و #عقيل، [كه كارى از آنان ساخته نبود.]
پس به این نتیجه رسیدم كه خاندان خويش را حفظ كنم و با خار و خاشاك در ديده، چشم بر هم نهادم و جرعههاى خشم و اندوه را با گلوى گرفته فرو بردم و شکیبایی کردم بر چیزی که از حنظل تلخ تر و از تیغ برنده دردناک¬تر است.
#ادامه_دارد
#منبع؛ کتاب سرگذشتنامه امام علی (ع)
┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄
@golestannahj
┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄
🍂اگر عمویم #حمزه زنده بود بیعت نمی کردم❗️
⚜️امیرمومنان علی علیه السلام در نامه ای که برای شیعیان نوشتند به این نکته اشاره کردند که یکی از دلایل بیعت من با ابوبکر، این بود که یار و یاوری نداشتم.
💠 حضرت در آن نامه می نویسد؛
😔 اگر عمويم #حمزه و برادرم #جعفر، بعد از رسول اكرم (ص) براى من مانده بودند به اجبار و اكراه با ابوبكر #بيعت_نمی_كردم.
😒من ماندم و دو مردِ تازه مسلمان؛ #عباس و #عقيل، [كه كارى از آنان ساخته نبود.]
پس به این نتیجه رسیدم كه خاندان خويش را حفظ كنم و با خار و خاشاك در ديده، چشم بر هم نهادم و جرعههاى خشم و اندوه را با گلوى گرفته فرو بردم و شکیبایی کردم بر چیزی که از حنظل تلخ تر و از تیغ برنده دردناک¬تر است.
📚منبع؛ کتاب سرگذشتنامه امام علی (ع)
👈 امام خود را تنها نگذاریم❗️
💯لینک عضویت در کانال👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2296905733C4ebbc76964
┄┄┅═✧❁🌼💐🌸❁✧═┅┄
27.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نهج_البلاغه
🔴 ماجرای آهن گداخته و #عقیل
#استاد_رفیعی
💠به خدا سوگند عقيل را در نهايت بينوايى ديدم، از من خواست تا يك صاع از گندم شما مردم را به او ببخشم، در حالى كه، فرزندانش را از شدت فقر آشفته موى و گردآلود با چهره اى نيلين مى ديدم. چند بار نزد من آمد و خواهش خود مكرر كرد و من، همچنان، به او گوش مى دادم و او پنداشت كه دينم را به او مى فروشم و شيوه خويش وامى گذارم و از پى هواى او مى روم. پس پاره آهنى را در آتش گداختم و تا مگر عبرت گيرد، به تنش نزديك كردم. عقيل همانند بيمارى ناله سر داد و بيم آن بود كه از حرارتش بسوزد......
📚 #خطبه_224
#کانال_نهج_البلاغه_ونکات_ناب
لینک عضویت در کانال👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2296905733C4ebbc76964
┄┄┅═✧❁🌼💐🌸❁✧═┅┄
🍂اگر عمویم #حمزه زنده بود بیعت نمی کردم❗️
⚜️امیرمومنان علی علیه السلام در نامه ای که برای شیعیان نوشتند به این نکته اشاره کردند که یکی از دلایل بیعت من با ابوبکر، این بود که یار و یاوری نداشتم.
💠 حضرت در آن نامه می نویسد؛
😔 اگر عمويم #حمزه و برادرم #جعفر، بعد از رسول اكرم (ص) براى من مانده بودند به اجبار و اكراه با ابوبكر #بيعت_نمی_كردم.
😒من ماندم و دو مردِ تازه مسلمان؛ #عباس و #عقيل، [كه كارى از آنان ساخته نبود.]
پس به این نتیجه رسیدم كه خاندان خويش را حفظ كنم و با خار و خاشاك در ديده، چشم بر هم نهادم و جرعه هاى خشم و اندوه را با گلوى گرفته فرو بردم و شکیبایی کردم بر چیزی که از حنظل تلخ تر و از تیغ برنده دردناک¬تر است.
📚منبع؛ کتاب سرگذشتنامه امام علی (ع)
👈 امام خود را تنها نگذاریم❗️
💯لینک عضویت در کانال👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2296905733C4ebbc76964
┄┄┅═✧❁🌼💐🌸❁✧═┅┄