eitaa logo
حرم
2.7هزار دنبال‌کننده
11هزار عکس
7.9هزار ویدیو
728 فایل
❤﷽❤️ 💚کانال حرم 🎀دلیلی برای حال خوب معنوی شما🎀 @haram110 ✅️لینک کانال جذاب حرم https://eitaa.com/joinchat/2765357057Cd81688d018 👨‍💻ارتباط با ادمین @haram1
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی ازداروهایی که باید باید همیشه چند تایی از آن در جعبه دارویی خودتان داشته باشید جامع امام رضا علیه السلام است. ✍️✍️✍️🔵🔵🔵 اسلامی چیست؟؟ وقتی میگوییم جامع +.... یعنی جامع امام رضا ع به اضافه ی داروی دیگر. مثل👇👇👇👇👇 ■برخی از خواص درمانی داروی علیه السلام: 1-جامع + آب زعفران👈درمان شوصه ( التهاب دیافراگم و التهاب درونی) 2-جامع + آب سیب👈درمان تب 3-جامع + آب "به" 👈تقویت قلب 4-جامع + آب زردک(هویج زرد)👈تقویت چشم 5-جامع + آب انگور👈 درمان هم و غم 6-جامع + آب انار سبب 👈باز شدن زبان بچه و رشد او 7-جامع + سداب 👈درمان سنگ کلیه 8-جامع+ آب ترب پخته 👈درمان سنگ کلیه 9-جامع + سنا 👈درمان سنگ صفرا 10-جامع + سقمونیا 👈درمان سنگ صفرا 11-جامع+ آب زیره 👈درمان معده درد راست 12-جامع+آب کرفس👈 درمان معده درد چپ 13-جامع + آب رازیانه+ هلیله 👈درمان سنگ بزاقی 14-جامع+ آب مرزنجوش در بینی👈 درمان جمیع بیماریهای مغزی (صرع، تشنج، فالج، ام اس، جنون ، .... ) 15-جامع + آب عسل 👈درمان سرماخوردگی 16-جامع + عسل 👈ضماد زخم 17-جامع +آب عسل 👈درمان تمام عفونتهای داخلی 18-جامع + آب انغوزه 👈درمان نیش عقرب و مار و کل زهرها 19-جامع + آب زیره👈 درمان معده و خفقه (طپش) در قلب و درد پلوی راست 20-جامع + سرکه👈درمان طحال 21-جامع + آب عسل 👈درمان روده و تب 22-جامع + آب رازیانه گرم هنگام خواب👈 درمان سرفه. 23-جامع + آب فاتر 👈درمان سل (هنگام خواب تا سه روز) 24- +آب خربزه 👈 یتقویت اسپرم و... 25-جامع+آب عسل تزریق واژنی 👈درمان عفونت زنان 26-جامع+آب عسل تزریق مقعدی👈 درمان زخم روده -کولیت روده-خونریزی روده 27-جامع+جوشانده ی تخم شاهی👈 تقویت تخم دان 28-جامع+آب کدو مسمی 👈درمان کم عقلی-پیش فعالی-زیبایی صورت... 29-جامع+آب باقلای پخته 👈درمان پوکی استخوان -توان مغز 30-جامع+آب انجیر 👈تقویت مو-رشد مو-بوی دهان-انسداد عروق-قولنج-نقرس 31-جامع+آب پیاز 👈تقویت عصب و ضد عفونی کننده 32-جامع+آب دو قاشق برگ کاسنی جوشیده 👈درمان عفونت مثانه 33-جامع+آب نخود پخته 👈درمان کمر درد و دیسک کمر 34-جامع+آب نخود سیاه👈 درمان حنجره و... علیه السلام: أین أنت عن دواء أبي و هو الدواء الجامع ؛ ... معروف عندالشیعة.... چرا از دوای بهره نمی بری، دوایی که بین شیعیان معروف است. امام حسن عسکری ع: اسقوه من الدواء الجامع، ... فإنه دواء الرضا(ع) بخورانید از دوای جامع که آن دوای رضا علیه السلام است. طب الأئمة(ابنا بسطام) ص۷۰ و ۹۰ شیعیان و علیهم‌السلام از این داروی در داشته باشند
یکی ازداروهایی که باید باید همیشه چند تایی از آن در جعبه دارویی خودتان داشته باشید جامع امام رضا علیه السلام است. ✍️✍️✍️🔵🔵🔵 اسلامی چیست؟؟ وقتی میگوییم جامع +.... یعنی جامع امام رضا ع به اضافه ی داروی دیگر. مثل👇👇👇👇👇 ■برخی از خواص درمانی داروی علیه السلام: 1-جامع + آب زعفران👈درمان شوصه ( التهاب دیافراگم و التهاب درونی) 2-جامع + آب سیب👈درمان تب 3-جامع + آب "به" 👈تقویت قلب 4-جامع + آب زردک(هویج زرد)👈تقویت چشم 5-جامع + آب انگور👈 درمان هم و غم 6-جامع + آب انار سبب 👈باز شدن زبان بچه و رشد او 7-جامع + سداب 👈درمان سنگ کلیه 8-جامع+ آب ترب پخته 👈درمان سنگ کلیه 9-جامع + سنا 👈درمان سنگ صفرا 10-جامع + سقمونیا 👈درمان سنگ صفرا 11-جامع+ آب زیره 👈درمان معده درد راست 12-جامع+آب کرفس👈 درمان معده درد چپ 13-جامع + آب رازیانه+ هلیله 👈درمان سنگ بزاقی 14-جامع+ آب مرزنجوش در بینی👈 درمان جمیع بیماریهای مغزی (صرع، تشنج، فالج، ام اس، جنون ، .... ) 15-جامع + آب عسل 👈درمان سرماخوردگی 16-جامع + عسل 👈ضماد زخم 17-جامع +آب عسل 👈درمان تمام عفونتهای داخلی 18-جامع + آب انغوزه 👈درمان نیش عقرب و مار و کل زهرها 19-جامع + آب زیره👈 درمان معده و خفقه (طپش) در قلب و درد پلوی راست 20-جامع + سرکه👈درمان طحال 21-جامع + آب عسل 👈درمان روده و تب 22-جامع + آب رازیانه گرم هنگام خواب👈 درمان سرفه. 23-جامع + آب فاتر 👈درمان سل (هنگام خواب تا سه روز) 24- +آب خربزه 👈 یتقویت اسپرم و... 25-جامع+آب عسل تزریق واژنی 👈درمان عفونت زنان 26-جامع+آب عسل تزریق مقعدی👈 درمان زخم روده -کولیت روده-خونریزی روده 27-جامع+جوشانده ی تخم شاهی👈 تقویت تخم دان 28-جامع+آب کدو مسمی 👈درمان کم عقلی-پیش فعالی-زیبایی صورت... 29-جامع+آب باقلای پخته 👈درمان پوکی استخوان -توان مغز 30-جامع+آب انجیر 👈تقویت مو-رشد مو-بوی دهان-انسداد عروق-قولنج-نقرس 31-جامع+آب پیاز 👈تقویت عصب و ضد عفونی کننده 32-جامع+آب دو قاشق برگ کاسنی جوشیده 👈درمان عفونت مثانه 33-جامع+آب نخود پخته 👈درمان کمر درد و دیسک کمر 34-جامع+آب نخود سیاه👈 درمان حنجره و... علیه السلام: أین أنت عن دواء أبي و هو الدواء الجامع ؛ ... معروف عندالشیعة.... چرا از دوای بهره نمی بری، دوایی که بین شیعیان معروف است. امام حسن عسکری ع: اسقوه من الدواء الجامع، ... فإنه دواء الرضا(ع) بخورانید از دوای جامع که آن دوای رضا علیه السلام است. طب الأئمة(ابنا بسطام) ص۷۰ و ۹۰ شیعیان و علیهم‌السلام از این داروی در داشته باشند
حرم
#عاشورا_پانزدهم #عطش ⁉️ انگیزه سیدالشهدا از #خروج چه بود ؟؟ 〰〰〰〰〰〰 امام حسین علیه السلام در روز د
⁉️ هدف سیدالشهدا علیه السلام از چه بود؟؟ ✅ إنّی ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّی وَ اَبی عَلیَّ بن اَبی طالبٍ. 〰〰〰〰〰〰〰 ✍..امام همهء راههای هدایت و ارشاد به راه راست را به کار بردند تا از نمایند؛ امام با انواع روشها قصد اصلاح و هدایت سپاه اموی را داشتند ولی آنها از جمله عمر سعد، امتناع و استکبار ورزیدند؛ عمر بن سعد با بیشرمی تمام در صبح روز دهم، به حالت غرور ایستاد و تیر را به سوی خیمه‌های حسینی پرتاب کرد و گفت: ❌ نزد امیر شهادت دهید که من اولین کسی بودم که تیر انداختم. (اللهوف فی قتلی الطفوف۴۲- تاریخ طبری ۳۳/۴- کامل ابن اثیر۲۸۹/۳) 👈👈 بعد از آن تیرها چون از سوی سپاه اموی به سوی امام حسین علیه السلام سرازیر شد. 👈👈 امام علیه‌السلام تا زمانی که راهی بهتر سراغ داشتند، از جنگ و خونریزی خودداری فرمودند. لذا بارها به اصحاب خود فرمودند: 💠 من اکراه دارم که جنگ را با ایشان بیاغازم. اما زمانی که تیر را همچون باران به سوی سپاهش روانه ساختند تا جایی که حتی بر طناب خیمه‌ها تیر نشست، اذن جنگ به اصحاب خود دادند و فرمودند:: 💠 خداوند شما را رحمت کند! به سوی مرگی که است، برخیزید که این تیرها، پیکهای این گروه به سوی شماست. (اللهوف فی قتلی الطفوف۴۲) ___ پ.ن: به سفیر سالار شهیدان جناب مسلم بن عقیل بنگرید! اگر مسلم به امر امام، در پی حکومت بود، بی‌شک آن هنگام که در خانه هانی شرایط برای ابن‌زیاد فراهم شد، او را از پشت مورد حمله قرار می‌داد و امت و اسلام را از شر او راحت می‌ساخت! و زمینه را برای به دست گرفتن حکومت برای امام هموار می‌نمود، اما او به جهت ایمان و عقیده‌اش و به سبب تربیت علوی، حمله ناجوانمردانه را با ایمان مهار نمود؛ این کلام امیرالمومنین او را از این عمل بازداشت:: 💠 ایمان، مانع حملهء ناجوانمردانه است ؛ مومن به ناحق(از پشت) حمله نمی‌کند. ✅ این است سیرهء اهل بیت علیهم‌السلام، امامان هیچ‌گاه برای گرفتن مسند خلافت ظاهری ، که حق الهی ایشان است، به زور متوسل نمی‌شوند و با جنگیدن نمی‌دهند؛ علت را می‌توان در این کلام نورانی و بسیار عمیق امیرالمومنین علی علیه السلام یافت که فرمود: خوارج ، نتیجهء فتوحات بی‌رویه‌اند. از این رو است که می‌بینیم امام حسین علیه‌السلام می‌فرمایند: 💠 برای سامان بخشیدن در امت جدم کرده‌ام ؛ برای آنکه امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیرهء و عمل کنم. ✅ این است سیرهء جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله و پدرش امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیهماالسلام
حرم
#بسم_الله #ماجرای_آشنایی_شهیدحججی_باهمسرش😍💝 🌹از زبان همسر شهید🌹 #قسمت‌_اول هفته دفاع مقدس بود; مهر
😍💝 🌹از زبان همسر شهید🌹 فردا یا پس فرداش رفتم بابل برای ثبت نام...نمیدانم چرا اما از موقعی که از زدم بیرون ، هیچ آرام و قراری نداشتم.😢😨 همه اش تصویر از جلو چشمانم رد میشد.هر جا میرفتم محسن را میدیدم. 😥حقیقتش نمیتوانستم خودم را گول بزنم..ته دلم احساس میکردم که بهش علاقه دارم. 😇احساس میکردم . 😌برای همین یکی دو روزی که بابل بودم، توی خلوت خودم می ریختم. 😭انگار نمی توانستم دوری محسن را تحمل کنم...بالاخره طاقت نیاوردم زنگ زدم به و گفتم: "بابا انتقالی ام رو بگیر. میخواهم برگردم نجف آباد."😢از بابل که برگشتم نمایشگاه تمام شده بود...یک روز بهم گفت: "زهرا، من چندتا از عکس های امام خامنه ای رو نیاز دارم. از کجا گیر بیارم؟"🤔 بهش گفتم:" مامان بذار به بچه های موسسه بگم که چه جور میشه تهیه اش کرد. "قبلا توی نمایشگاه ، یک زرنگ بازی کرده بودم و شماره محسن را یک طوری بدست آورده بودم... پیام دادم براش... برای اولین بار... نوشت:"شما؟" جواب دادم: " هستم. "😌کارم رو بهش گفتم و او هم راهنمایی ام کرد...از آن موقع به بعد ، هر وقت کار درباره موسسه داشتم، یک تماس و با محسن میگرفتم تا اینکه یک روز هر چه تماس گرفتم ، گوشی اش خاموش بود روز بعد تماس گرفتم. باز گوشی اش خاموش بود! شدم روز بعد و روز بعد و روزهای بعد هم تماس گرفتم ، اما باز هم خاموش بود. 😔دیگر از و داشتم میمردم دل توی دلم نبود😣فکری شده بودم که نکند برای محسن اتفاقی افتاده باشد; با اینکه با او هیچ نسبتی نداشتم آن چند روز آنقدر حالم خراب بود که مریض شدم و افتادم توی رختخواب! 😪نمی توانستم به پدر و مادرم هم چیزی بگویم. خیلی شرم و حیا میکردم. 😔تا اینکه یک روز به سرم زد و… ..😯 ...😉
😍💝 🌹از زبان همسر شهید🌹 فردا یا پس فرداش رفتم بابل برای ثبت نام...نمیدانم چرا اما از موقعی که از زدم بیرون ، هیچ آرام و قراری نداشتم.😢😨 همه اش تصویر از جلو چشمانم رد میشد.هر جا میرفتم محسن را میدیدم. 😥حقیقتش نمیتوانستم خودم را گول بزنم..ته دلم احساس میکردم که بهش علاقه دارم. 😇احساس میکردم . 😌برای همین یکی دو روزی که بابل بودم، توی خلوت خودم می ریختم. 😭انگار نمی توانستم دوری محسن را تحمل کنم...بالاخره طاقت نیاوردم زنگ زدم به و گفتم: "بابا انتقالی ام رو بگیر. میخواهم برگردم نجف آباد."😢از بابل که برگشتم نمایشگاه تمام شده بود...یک روز بهم گفت: "زهرا، من چندتا از عکس های امام خامنه ای رو نیاز دارم. از کجا گیر بیارم؟"🤔 بهش گفتم:" مامان بذار به بچه های موسسه بگم که چه جور میشه تهیه اش کرد. "قبلا توی نمایشگاه ، یک زرنگ بازی کرده بودم و شماره محسن را یک طوری بدست آورده بودم... پیام دادم براش... برای اولین بار... نوشت:"شما؟" جواب دادم: " هستم. "😌کارم رو بهش گفتم و او هم راهنمایی ام کرد...از آن موقع به بعد ، هر وقت کار درباره موسسه داشتم، یک تماس و با محسن میگرفتم تا اینکه یک روز هر چه تماس گرفتم ، گوشی اش خاموش بود روز بعد تماس گرفتم. باز گوشی اش خاموش بود! شدم روز بعد و روز بعد و روزهای بعد هم تماس گرفتم ، اما باز هم خاموش بود. 😔دیگر از و داشتم میمردم دل توی دلم نبود😣فکری شده بودم که نکند برای محسن اتفاقی افتاده باشد; با اینکه با او هیچ نسبتی نداشتم آن چند روز آنقدر حالم خراب بود که مریض شدم و افتادم توی رختخواب! 😪نمی توانستم به پدر و مادرم هم چیزی بگویم. خیلی شرم و حیا میکردم. 😔تا اینکه یک روز به سرم زد و… ..😯 ...😉
💫 زنده نگهداشتن نام و یاد شهدا کمتر از شهادت نیست...💫 🌷رمان فانتزی، تلنگری و شهدایی 🌷 ✍قسمت ۳۵ و ۳۶ یهو یکی صدام کرد انگار صدای رضا بود..‌. _حنانه بیا پیشم با سرعت برق لباس پوشیدم رفتم مزار شهدا فقط فقط گریه کردم هفت هشت ساعت گریه مداوم... از جا پاشدم گوشیم زنگ خورد _الو بابا:_پاشو بیا خونه همین سه کلمه رو پدرم بهم گفت اما این که گفت برگرد خونه داشتم بال درمیاوردم وسایلم جمع کردم برگشتم خونه بابام پدرم درحال انجام یه معامله گنده فرش با یه تاجر آمریکایی بود اما واسطه یکی از دوستاش بود که تو ترکیه تجارت میکرد جریان چند صد میلیون پول بود پدرم خیلی خوشحال بود قرار بود ۱۵ تیرماه معامله انجام بشه و تاجر ترکی کانترهای فرش را بفرسته آمریکا پول دریافت کنه پول اصلی که مال بابا بود بفرسته به حساب بابا..فرش ها ارسال شد ترکیه. دوهفته از ارسال فرشها گذشت اما هنوز پول ب حساب بابا ریخته نشده بود.. هرچقدر هم به گوشی تاجر ترکی زنگ میزدیم فقط یه جمله ؛ "مشترک مورد نظر خاموش میباشد" نصیبمون میشد سه هفته گذشته بود که یه ایمیل ناشناس برای بابا اومد محتواش این بود که.... "دنبال پولت نباش رفیق" شکایت کردیم به پلیس بین الملل تاجر آمریکایی پول واریز کرده بود به حساب تاجر ترکی.. اون پول را بالا کشیده بود!! و شده یه قطر آب وقتی از دفتر پلیس بیرون اومدیم بابا تا خونه ی کلمه هم حرف نزد! -بابا یه لیوان آب برات بیارم یهو غش کرد افتاد زمین _باباااااا ...باباااااا .... بچه ها زنگ بزنید آمبولانس بابا را انتقال دادن بیمارستان میلاد دکتر گفت باید سریع انتقال داده بشه اتاق عمل.. ساعتها به کندی میگذشت تا دکتر از اتاق عمل خارج شد -آقای دکتر چی شد؟ دکتر:_تا جایی که به ما مربوط میشد انجام شده بقیه اش توکل بخدا دعا کنید براش باتمام اختلاف نظرها اما بود رفتم مزار رفتم مزار رضا -رضا هیچکس رو ندارم جز بابا.. پیش حاجی ضمانت کن بابام نره و حالش بهتر شه... ‌‌عصری برگشتم بیمارستان بابا به هوش اومده بود. اما همون روز تو نمونه آزمایشش خون بود. دو روز بعد جواب آزمایشا اومد! بدبختیام کم نبود این یکی هم بهش اضافه شد.... بابا سرطان کلیه داشت اونم از نوعی بدخیم...یاحسین غریب!! متوسل شدم بازم به حاج ابراهیم همت بابا تو بخش ویژه بود ما نمیتونستیم پیشش باشیم... رفتیم خونه نصف شب صدای جیغای مامان مارو ب سمت خودش کشوند -مامان چی شده؟؟ چرا جیغ میکشی؟؟ مامان :حنانه حنانه... اون عکس تو اتاقت کیه؟؟!؟😭 -شهید همت🥺 چطور؟ مامان: تو یه بیابون بودم... یه آقایی لباس نظامی پوشیده بود.. گفت ؛ _شفای شوهرتو خدا داده اما باید به دین عمل کنید بابا خوب شد برگشت خونه همه اموال فروخته شد.. اما ما افسردگی گرفتیم.. دوتا خونه کنار هم اجاره کردیم اما خب دیگه همه مال و منال بابا رفت مامان و بابای رضا اومدن خونمون و میخواستن منو بفرستن کربلا... من! کربلا! من از کربلا هیچی نمیدونستم...‌ کربلا ... اما چون مامان و بابای رضا بودن نمیتونستم ردش کنم بعداز جریان شفا گرفتن بابا خانواده ام تقریبا به من نزدیک شدن.. فردا تاریخ سفرمه.... ☘تقدیم به پیشگاه امام راحل و تمام شهدا از صدر اسلام تاکنون..☘ 🌷ادامه دارد..... 🌷نویسنده؛ بانو.ش 💫💫🌷💫💫🌷💫💫