یاد خدا ۳۶.mp3
10.36M
مجموعه #یاد_خدا ۳۶
#استاد_شجاعی | #استاد_میرباقری
√ چرا شاگردانِ بسیاری از علما و اساتید اخلاق قادر نبوده و نیستند، به مقام و قدرت باطنیِ استادشان برسند؟
➥ @hedye110
♥️🍃
4 روش بالا بردن اعتماد به نفس:
1- یاد بگیرید که ذهنتان چطور کار میکند.
2- مهارتهای اجتماعیتان را تقویت کنید.
3- از طریق نیروی درون و انرژی که به شما میدهد یا با همان آرامش درون به بیرون نگاه کنید.
4- اطرافیانتان را از افراد مثبتاندیش انتخاب کنید.
❤️🕊احوال نیـک ◕‿◕
🌸🦢
➥ @hedye110
🔻اسم اعظم خداوند🔻
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اگر می خواهید خداوند را به اسم اعظمش بخوانید، ده آیه اول سوره حدید و آیات آخر سوره حشر را بخوانید و بعد از آن بگویید: یا مَن هُوَ هکذا و لَیس شَیءٌ هَکَذا غَیرُه اَسئَلُکَ اَن تَفعَلَ بی کذا و کذا(حاجتت را بگو)
📚خواص القرآن/ص126
➥ @hedye110
┄┅─✵💝✵─┅┄
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم
الهی...
تو را سپاس میگويم
از اينکه دوباره خورشيد مهرت
از پشت پرده ی
تاريکی و ظلمت طلوع کرد
و جلوه ی صبح را
بر دنيای کائنات گستراند
" سلام صبح عالیتان متعالی "
➥ @hedye110
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
#سلام_امام_زمانم
ای آنکه ظهور تو تمنای همه
العــــجل آقا به حق فاطمه
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
تعجیل در ظهور آقا #صلوات
#التماس_دعا_برای_ظهور
➥ @emame_mehraban
🕊🕊🕊🕊
💕🍃💕🍃💕🍃💕🍃💕🍃💕🍃
💟دعا برای شروع روز💟
ا🍃💕🍃
💙بسم الله الرحمن الرحیم💙
ا🍃💕🍃
اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا
صَـبـَاحَ الْـاَبـْـــــرَار
وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الْـاَشَـــــرَار
ا🍃💕🍃
اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـْمـَقـْبـُولـِیـن
وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـْمـَرْدُودِیــــن
ا🍃💕🍃
اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـْصّـَالـِحـِیـن
وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـْطّـَالـِحـِیـن
ا🍃💕🍃
اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـْخـَیْـرِ وَ السَّعـَادَة
وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا
صَـبَـاحَ الـشَّـرِ وَ الْشِّـقـَاوَة
ا🍃💕🍃
💠امين يا رب العالمین💠
التماس دعا 🙏🙏🙏🙏
💕🍃💕🍃💕🍃💕🍃💕🍃
@hedye110
☀️ به رسم هر روز صبح ☀️
🌻السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن🌻
💕💕💕💕💕💕💕💕
🌸السلام علیک یا امام الرئوف 🌸
🌻ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻋَﻠِﻲِّ ﺑْﻦِ ﻣُﻮﺳَﻰ ﺍﻟﺮِّﺿَﺎ ﺍﻟْﻤُﺮْﺗَﻀَﻰ ﺍﻟْﺈِﻣَﺎﻡِ ﺍﻟﺘَّﻘِﻲِّ ﺍﻟﻨَّﻘِﻲِّ ﻭَ ﺣُﺠَّﺘِﻚَ ﻋَﻠَﻰ ﻣَﻦْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻭَ ﻣَﻦْ ﺗَﺤْﺖَ ﺍﻟﺜَّﺮَﻯ ﺍﻟﺼِّﺪِّﻳﻖِ ﺍﻟﺸَّﻬِﻴﺪِ ﺻَﻠَﺎﺓً ﻛَﺜِﻴﺮَﺓً ﺗَﺎﻣَّﺔً ﺯَﺍﻛِﻴَﺔً ﻣُﺘَﻮَﺍﺻِﻠَﺔً ﻣُﺘَﻮَﺍﺗِﺮَﺓً ﻣُﺘَﺮَﺍﺩِﻓَﺔً ﻛَﺄَﻓْﻀَﻞِ ﻣَﺎ ﺻَﻠَّﻴْﺖَ ﻋَﻠَﻰ ﺃَﺣَﺪٍ ﻣِﻦْ ﺃَﻭْﻟِﻴَﺎﺋِﻚَ🌻
💕💕💕💕💕💕💕
🌸 ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج🌸
@hedye110
🌹🍃🌹🍃🌹🍃
🍃🌸🍃
🌹🍃
🍃
🌹
🍃
❤️ توسل امروز ❤️
امام موسی بن جعفر علیه السلام
امام رضا علیه السلام
امام جواد علیه السلام
امام هادی علیه السلام
يَا أَبَا الْحَسَنِ، يَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ، أَيُّهَا الْكاظِمُ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانَا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛
🌹🦋
يَا أَبَا الْحَسَنِ يَا عَلِىَّ بْنَ مُوسىٰ، أَيُّهَا الرِّضا، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛
🌹🦋
يَا أَبا جَعْفَرٍ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا التَّقِىُّ الْجَوادُ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانَا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛
🌹🦋
يَا أَبَا الْحَسَنِ، يَا عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَيُّهَا الْهادِى النَّقِىُّ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛
🍃
🌹
🍃
🌹🍃
🍃🌸🍃
🌹🍃🌹🍃🌹🍃
@hedye110
1_898400391.mp3
1.82M
تجدید عهد روزانه با امام زمان (عج) 🤍
#دعای_عهد ❤️
با صدای استاد : 👤فرهمند
🌤 الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج 🌤
#التماسدعایفرج
➥ @hedye110
#کتابدا🪴
#قسمتصدچهلچهارم 🪴
🌿﷽🌿
کبه های غذا را برداشتم و دوباره توی کوچه های همان محدوده
قدم گذاشتم. توی بعضی کوچه ها دوان دوان راه می رفتم. شلیکها که
زیاد می شد مینشستم. بعد به سرعت می دویدم. باز خیلی ها تا
چشمشان به من می خورد با غیظ می گفتند تو سر و کله ات از
کجا پیدا شد؟ اینجا چی کار می کنی؟ تو رو کی آورده؟
من هم محل نمی دادم. جای بحث کردن نبود. از کنارشان می
گذشتم. بعضی جاها کسی را نمی دیدم. صدا می زدم کسی اینجا
نیست؟ غذا آوردیم. جوابی که نمی شنیدم برمی گشتم. با اینکه
ترسیده بودم ولی چون نیاز به مقابله و مبارزه را دیدم، دلم می
خواست بروم بالای بامها و در یک جنگ رو در رو قرار بگیرم.
دستم که خالی شد آمدم کنار وانت، غذاها تمام شده بود. دلم می
خواست بمانم. خطاب به کسانی که با آنها آمده بودند، گفتم: بمانیم؟
با تعجب گفتند: برای چی؟ بمونیم چه کار کنیم؟
من که آمدنم به خط را مثل معجزه میدانستم، گفتم: بالاخره کار
هست. اسلحه که میتونیم به دستشون بدیم
گفتند: اسلحه کجا بود. هر چی هست دست خودشونه، خیلی ها هم
اسلحه ندارن.
خیلی ناراحت شدم. هیچ بهانه ایی برای ماندنم نداشتم. هر کسی هم
مرا دیده بود، گفته بود چرا اومدی؟ با خودم گفتم: اگه اسلحه یا
کیف امداد داشتم، حتما می ماندم
برادرها مرا که دیدند، گفتند: اگه بخوای این طوری کنی دفعه
دیگه نمی باریمت
به نظرم آمد با این حرف می خواهند مرا گول بزنند و برند. این
استدلالی نبود که بتواند مرا برگردانده خیلی سریع شرایط را در
ذهنم بالا و پایین کردم. دلم می خواست بمانم ولی به خودم گفتم: تو
که نمی خواهی با ماندنت أسباب زحمت و نگرانی برای بقیه
درست کنی تازه الان چه کاری از دست تو بر می آیند؟ کار که
نباشد حضورت بی فایده است. بی هیچ حرف دیگری سوار شدم و
به سرعت برگشتیم. مطمئن بودم راه خوبی برای آمدن به خط پیدا
می کنم. وقتی رسیدیم مسجد، بساط پخت و پز را جمع کرده و
دیگ ها را شسته بودند
آقای سلیمانی قابلمه کوچک غذایی برای غسالها کنار گذاشته بود.
در حالی که اکثر کسانی که سر دیگ بودند و زحمت غذا را کشیده
بودند، به غذا لب نزده بودند. قابلمه را برداشتم و راه افتادم طرف
جنت آباد، خدا خدا میکردم دا جنت آباد نیامده باشد
صبح توی مسجد به کسانی که می شناخشم سپردم اگر ماشینی به
سمت جنت آباد رفت به من بگوید. ولی تا ظهر خبری نشد، جلوی
جت آباد قابلمه غذا را دست یکی از پیرمردها دادم و رفتم سمت
فلادانه
همزمان لیالا داشت از آنجا بیرون می آمد. انگار حال ندار بوده
رنگ و رو پریده و کسل به نظرم آمد تا مرا دیده سلام کرد و به
بقچه سفیدی که در دست داشت، اشاره کرد و گفت زهرا می بری
اینو دفن کنی؟
پرسیدم: این چیه تو دست؟ با ناراحتی گفت: یه شهیده.
با تعجب گفتم: این چه شهیدی یه؟ چرا این شکلی به؟ و گفت:
کسانی که آوردندش گفتن، یه زن هیکل دار بوده ولی فقط همین
ازش مونده
گفتم: پس چرا بقچه اش کردید؟
گفت: چه کار می کردیم زینب با دستکش از روی پتو جمعش
کرد. زهرا، من دیگه تا عمر دارم لب به گوشت نمیزنم
دلم به حال لیلا سوخت. بقچه را از دستش گرفتم. حس بدی بهم
دست داد. توی دلم أحساس ضعف شدیدی کردم. طاقت نگه داشتن
بقچه را نداشتم. هیچ استخوانی حس نمیکردم. با خودم گفتم: حتما
خمپاره درست روی تن افتاده
بقچه را به لیلا برگرداندم. راه افتاد برود دفنش کند همراهش رفتم.
واقعا نمی توانستم به باقیمانده آن جسد دست بزنم ولی انگار روحیة
لیلا قوی تر شده بود. او جلو می رفت و من پشت سرش روان
بودم. به گودالی رسیدیم. لیلا بقچه را توی گودال گذاشت. با دست
خاک ریختیم و رویش را پوشاندیم. دوست نداشتم دیگر اینجا
بماند و این چیزها را ببیند گفتم: لیلا بیا بریم مسجده اونجا هم کلی
کار هست
گفت: من اینجا می مونم
گفتم: اگر اینجا باشی، همه اش با این کشته های درب و داغون باید
رو برو بشی
گفت: باشه، با این حال من اینجا راحت ترم
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌸به نیت فرج امام زمانمون
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸
☘
💖☘
💖💖☘
💖💖💖☘
💖💖💖💖☘
↷↷↷
#کانالکمالبندگی
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef
#کتابدا🪴
#قسمتصدچهلپنجم 🪴
🌿﷽🌿
گفتم: ولی من اینجوری نگرانت میشم گفت: نگران نباش. جاهای
دیگه هم همینه این کشته ها رو مگه از توی خونه ها و کوچه ها
نمی یارن
دیدم راست می گوید، بعد پرسیدم: چه خبر؟
گفت: از صبح تا حالا یکی، دو تا شهید دفن کردیم. دا هم با
منصور و محسن آمدند سر خاک بابا
گفتم: من بهش گفتم صبر کنه تا من برم سراقش می خواستم این
همه راه رو پیاده نیاد ولی هر چی این در و اون در زدم برای
ماشین موفق نشدم. خب حالش چطور بو د؟ خیلی که خودش رو
اذیت نکرد؟
گفت: چرا، خیلی گریه کرد. به کردی، به عربی هرچه می دانست
خواند و شیون کرد. من هر کار می کردم آرام نمی شد. قبرهای
شهدا را نشان دادم و گفتم ببین اینا که اینجا خوابیدن همه زن و بچه داشتن، ، تو باید قوی باشی، تو برای ما هم پدر، هم
مادر. به خرجش نمی رفت. به زور از خاک گندمش و فرستادم
بره سراغ بجه ها
از ليلا جدا شدم و رفتم سر خاک بابا، دلم خیلی بی قرار شده بود.
زانو زدم و قبرش تا بوسیدم و سرم را روی خاک گذاشتم و گفتم:
بابا صدایم رو می شنوی؟ دلم می خواست بقلم می گرفت و نوازشم
میکرد. سنگی که اسمش روی آن نوشته شده بود بوسیدم، جای
اسمش را بوسیدم و خودم را سرزنش کردم که چرا تا زنده بود از
وجودش بیشتر استفاده نکردم
اشک ریختم و به انتظار نشستم، انتظار کشنده ایی که وجودم را
می خورد، انتظاری که هنوز با من است. آرزو دارم بیابد و مرا
در آغوش بگیرد
گربه هایم را کردم و عقده هایم را بیرون ریختم. اگر سر و صدای
کسانی که برای زیارت قبر عزیزانشان آمده بودند را نمی شنیدم،
بلند نمی شدم. دلم نمی خواست کسی مرا در آن حال و رضع ببیند.
برگشتم به طرف غسالخانه، دو، سه مرد جوان، پیکری را آورده،
جلوی در اتاق آقای پرویز یور ایستاده بودند. می دانستم آقای
پرویز پور نیست. مردها هم منتظر بودند مشخصات شهیدشان ثبت
شود. در اتاق آقای پرویزپور باز بود. به آنها گفتم: بیایید تو من
ثبت می کنم. رفتم نشستم پشت میز و دفتر ثبت آمار و مشخصات
شهدا را از کشوی میز بیرون آوردم. یکی دوتا از مردها داخل
شدند و مشخصات شهیدشان را میپرسیدم، با گریه جواب
می دادند. شهید از محله طالقانی و اسمش عبدالستار بود. در حین
پر کردن برگه مشخصات لیلا هم وارد شد و روی صندلی
کنار فایل نشست. مردها که رفتند پیکر را به غسالخانه بسپارند دفتر
را بستم و به لیلا گفتم: بدجوری دلم هوای خونه رو کرده
لیلا گفت: منم همین طور، پاشو با هم به سر بریم خونه. حداقل
لباسم رو عوض کنم.
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌸به نیت فرج امام زمانمون
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸
☘
💖☘
💖💖☘
💖💖💖☘
💖💖💖💖☘
↷↷↷
#کانالکمالبندگی
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef
یاد خدا ۳۷.mp3
10.77M
مجموعه #یاد_خدا ۳۷
#استاد_شجاعی | #استاد_عالی
√ مکانسیم درمان افسردگی و دلمردگی
از نگاهِ روانشناسیِ اسلامی
➥ @hedye110