#امام_حسین_ع_شهادت
#شب_عاشورا #شب_دوم
بنا چه بود ؟ بیاید به او سلام کنند
بنا چه بود ؟ که همراهی امام کنند
رسید آن همه نامه ، از آن همه لبیک
بنا چه بود ؟ که همراه او قیام کنند
@hosenih
بنا چه بود ؟ بجنگند با فساد یزید
که در رکاب ولی کار را تمام کنند
حسین با زن و فرزند راه کوفه گرفت
بنا چه بود ؟ به ناموسش احترام کنند
چه شد ؟ که گفت به عباس و عون زینب را
پیاده از سر محمل در آن مقام کنند
بنا نبود که از کوفه تا خرابه ی شام
نگه به خواهر او از فراز بام کنند
بنا نبود به اجبار نیزه و شمشیر
ورود ، عائله در مجلس حرام کنند
بنا نبود بیاید به قتلگاه ، حسین
که دور او ته گودال ازدحام کنند
@hosenih
بنا نبود که پیران بر او عصا بزنند
چنین به زخم قدیم خود التیام کنند
بنا نبود ولی شد ، که روضه های لهوف
بناست گریه برایش علی الدوام کنند
شاعر: #محسن_ناصحی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
#حضرت_زینب_س_عصر_عاشورا
یک مرتبه بین راه پایش لرزید
مبهوت شد، از بغض صدایش لرزید
زینب به چه خیره شد که اینگونه زمین
از نالۀ وامحمدایش لرزید؟
شاعر: #سیدمحمدمهدی_شفیعی
@dobeity_robaey
#امام_حسین_ع_شهادت
دم زد از حق و ناروا کشتند
از وفا گفت و از جفا کشتند
دعوت از کوفه بود و مهمان را
قبل کوفه به نینوا کشتند
@hosenih
هرکس آمد پی نصیحت شان
یا به سنگش زدند یا کشتند
خنجر از پشت خوردنش درد است
طبق تاریخ از قفا کشتند
آه از ازدحام رعیت ها
شاه را زیر دست و پا کشتند
با وضو، بلکه قربة لله
تا که راضی شود خدا کشتند
هرکسی هرچه کرد گفت آن روز
مزد می خواست، با ریا کشتند
گاه با تیر و نیزه و شمشیر
گاه با طعن و ناسزا کشتند
حوصله خرج شد برای علی
اکبرش را هجا هجا کشتند
داغ عباس کار خود را کرد
کودکش را دگر چرا کشتند؟
@hosenih
از سر ظهر تا غروب آن روز
ذره ذره حسین را کشتند
علقمه…پشت خیمه…در گودال
پس نه یک بار، بارها کشتند
شاعر: #سیدجعفر_حیدری
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
#غزال
روضهی گودال شد
بازهم حق علی زیرلگد پامال شد
زخم، زخم کهنه ایست
ازسقیفه ماجرای کربلا دنبال شد
میزبانی را ببین
از دهان میهمان با نیزه استقبال شد
@hosenih
آه از این دنیای پست
بر سر یک شاه بین صد گدا جنجال شد
گفته مقتل"قتل صبر"
آه یک ساعت برای خواهرش صد سال شد
نعل ها تعویض شد
مادرش در گوشهی گودالِ خون بی حال شد
اسب ها تا آمدند
بر تن سبط نبی هنگام استهلال شد
تا به خاک افتاد شیر
از هجوم گرگ ها صحن حرم اشغال شد
سهم او شد لاله زار
در عوض دشت بنفشه قسمت اطفال شد
@hosenih
مادری در خیمه سوخت
در عوض آن سوی میدان حرمله خوشحال شد
بعد غارت از حرم
دختر خولی یقیناً صاحب خلخال شد
معجرِ غارت شده...؟؟!!
روضه تا اینجا که آمد روضه خوان هم لال شد
شاعر: #علی_اکبر_نازک_کار
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_زینب_س_شب_عاشورا
#اصحاب_امام_حسین_ع
#شب_عاشورا
نافعابنهلال نیمهی شب
بر در خیمهگاه زینب بود
داخل خیمه چشم اربابش
بازهم بر نگاه زینب بود
عشق در سینهاش تموج داشت
غرق نورِ حسین آئینه
با ادب ایستاده عابد شب
سر به زیر است دست بر سینه
نافع از دور میشنید آه و
گریه و التهابِ زینب را
جگرش پاره پاره شد تا که
میشنید اضطراب زینب را
@hosenih
دل من سوخت ای تک و تنها
ظهر فردا چکار خواهی کرد
آخرش هم که خواهر خود را
به فراقت دچار خواهی کرد
رفت نافع به خیمهگاهِ حبیب
با دو چشمی که دید گریان است
ریخت خاکی به سر ،حبیبِ حرم
دخترِ مرتضی پریشان است
خون به رگهای پیرمرد آمد
گفت برخیز نوبتِ ما شد
جان ما هدیهی بنیهاشم
مثل شیرِ نری مهیا شد
همه اصحاب را صَلا دادند
رو به شیران و این دلیران کرد
حلقهی یاوران که کامل شد
تیغ خود را حبیب عریان کرد
حلقه گشتند یاوران باهم
عابس و جون و سالم و جندب
منجح و حنظله، سعید و سوید
وهب و عمرو و قارب و شوذب
همه رفته با خروش و شکوه
همه بر گِردِ خیمهی زینب
مثل صخره شبیه قلهیکوه
همه بر گردِ خیمهی زینب
آمدیم ای عقلیهی عالم
تا دلت زخم این و آن نخورد
به تو سوگند تا که ما هستیم
آب هم در دلت تکان نخورد
یک به یک لب به لب رجز خواندند
شیرهای قبیله رو به حرم
تیغ چرخان و نعرهی لبیک
رو به سوی عقیله رو به حرم
آنچه پیداتر است در این بِین
رگ پیشانی علمدار است
وای بر حال آنهمه لشکر
که رجزخوانیِ علمدار است
لشکرِ شمر را بهم زده است
آنکه تا صبحدم قدم زده است
شُکر عباس هست و یاوران اما
طور دیگر خدا رقم زده است
کم کم از شیرها همه رفتند
یک به یک کم شدند پای حسین
همه در پیش فاطمه خونین
همه درهم شدند پای حسین
ساعتی بعد بین علقمه هم
وای بر من پناه زینب رفت
تکیهگاه حسین اُفتادو
بین خون تکیهگاه زینب رفت
@hosenih
دستها را به روی سر بگذاشت
آنچه میدید بر سرش آمد
دید از روی تل به قربانگاه
پدر و جد و مادرش آمد
تکیه بر نیمه نیزهای داده
شاهِ بی یار از این و آن میخورد
نامشان را که یک به یک میبُرد
تنِ یاران همه تکان میخورد
جمع نامحرمان همه جمع است
خواهری میدوید در گودال
قبل از آنیکه زینبش برسد
شمر آمد پرید در گودال...
شاعر: #حسن_لطفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
🏴 به توصیه بزرگان، در شب عاشورا #صدقه برای سلامتی امام عصر علیه السلام فراموش نشه
التماس دعای فرج
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
#شب_نهم #شب_عاشورا
در روضه ات نشستم و باور نمیکنم
دارد تمام می شود انگار، این دهه
شاعر: #رضا_دین_پرور
@dobeity_robaey
#امام_حسین_ع_شهادت
#امام_حسین_ع_شب_عاشورا
یوسف به بوی پیرهنت ، مُرد و زنده شد
یعقوب ِ پیر ، از مِحنت ، مُرد و زنده شد
آدم شنید مقتل طف را ، همان که بود ...
گریه کننده ی ِ کهنت... مُرد و زنده شد
@hosenih
از روضه ی عطش ، زکریا شکسته گشت
یحیی که بود سینه زنت مُرد و زنده شد
«یا دَهر ُ اُف ً »... از غم دنیای بی وفا...
زینب شنید این سخنت ، مُرد و زنده شد
تو زیر تیغ ، بودی و مادر نفس برید ...
از طرز دست و پا زدنت ، مُرد و زنده شد
آتش گرفت ، خیمه و تو پلک ِ نیمه باز
معراج ِ نفس ِ مطمئنت مُرد و زنده شد
@hosenih
نای ِ تو خوب شد که « اُخَّـی َ ِالَّـی » گفت
خواهر برای ِ گم شدنت ، مُرد و زنده شد
با بوریا ، شدی کفن و بوریا خودش ...
بر داغ ِ جسم بی کفنت ، مُرد و زنده شد
شاعر: #روح_الله_قناعتیان
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
#امام_حسین_ع_شام_غریبان
می سوخت زیر نور تن زخم دیده اش
تاراج گشته پیکر نیزه چشیده اش
جاری ست رود سرخ هنوز از گلوی او
رد گشته یک سپاه یکایک ز روی او
@hosenih
بر پهلویش سیاهی یک چکمه مانده است
بر جای جای پیکر او صدمه مانده است
خالی ست جای سر، به روی این بدن چرا؟
مانده است روی خاک، تنش بی کفن چرا؟
یعنی کدام نیزه سرش را ربوده است
قربانی ِ کدام گناهِ نبوده است؟
پس آن عقیق سرخ سلیمانی اش چه شد؟
با ساربان بگو که مسلمانی اش چه شد؟
بیش از هزار شعله ی زخم است بر تنش
رد های بوسه مانده به رگ های گردنش
از نعل های تازه تنش بی نصیب نیست
این پیکر مقطع الاعضا عجیب نیست؟
تا که سرش به نیزه ی دشمن سوار شد
دیگر حریم خیمه به غارت دچار شد
@hosenih
نامحرمان دویده به دنبال خیمه ها
نزدیک می شوند به خلخال خیمه ها
غیرت نمانده است به مردان این دیار
با بچه ها بگو که علیکُنَ بالفرار
شاعر: #حسن_کردی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_و_حضرت_زینب_س_وداع
#حضرت_زینب_س_شب_عاشورا
یک نور ِ مشترک به دو پیکر ، جدا جدا
در روح ، واحدند و به تن ، منتهی جدا
عبدند و عابده ، نه از اینها جدا خداست
نه این دو عـبد خاص ِ خـدا از خدا جـدا
@hosenih
خـواهـر بـرادرنـد و نبـودنـد لحظـه ای
دور از نـگـاه گـرم هـم از ابتـدا ، جدا
در ابتدا به شادی هم ، همسفر شدند
از هم شـدند ، آخـر ایـن ماجـرا ، جدا
آمد میان خیمه ی باران نشست و گفت
از خود نکن ، عزیز دو عالم ، مرا جدا
پنجاه سال خواهری ام با خودت گذشت
پس می روی و می شوی از من چرا جدا
من جـان سـالم از غـم تو در نـمی برم
هـرگـز نبـوده ام بـه شـمـا از شمـا جدا
@hosenih
من با سنان و اشعث و خولی ، بدون تو
بـاور نـمی کنـم ، شــوم از کـربـلـا ، جـدا
«یاسین» بمیرم آه ، همان یا حسین ماست
یعنی«حـ،سین»که ز سرش یکهجا جداست
شاعر: #روح_الله_قناعتیان
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
#حضرت_زینب_س_کوفه
آمد به گودال ابتدا بال و پرت را بست
نیزه شکسته دور تو دور و برت را بست
@hosenih
با خنجر کندش سرت را تند می برّید
ای کاش میشد چشم های مادرت را بست
تا شهر کوفه چند باری شد زمین خوردی
این نیزه دارت آنقدر که بد سرت را بست
سر نیزه ای پیدا نشد کوچکتر از اینها
روی همین سر نیزه رأس اصغرت را بست
آنقدر بابا گفت بابا گفت بابا گفت
با ضربه ی سیلی دهان دخترت را بست
آب آور خیمه کجایی چشم تو روشن
نا محرم آمد دست های خواهرت را بست
@hosenih
هر کار میکردند از نیزه زمین میریخت
که دست آخر آمد از پهلو سرت را بست
شعر از گروه #یا_مظلوم
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e