#حضرت_رقیه_س_شهادت
دلِ دلداده را دلبستهی دلبر تصور کن
کمال عشق را عشقِ پدر_دختر تصور کن
دمِ صبح از سفر برگشتهای..، بابای عطشانم!
نمِ چشم مرا سرچشمهی کوثر تصور کن
بیا جای طَبَق سر رویِ پای دخترت بُگذار
لباسِ پارهام را بالِشی از پَر تصور کن
شبیه پیرزنها خَم شدم..، از بس لگد خوردم
بیا این دردِ پهلو دیده را مادر تصور کن
رسیده هر که دستش، تاری از زُلف مرا کَنده
خودت این مختصر را جایِ موی سر تصور کن
ببین ردِّ کبودِ گونهام را !..، زجر بَد میزد
شب و روز مرا اینگونه زجرآور تصور کن
سنان از خنده غش میکرد، تا خولی هُلَم میداد
مرا بازیچهی دستانِ مُشتی شَر تصور کن
نگو آن گوشواری که خریدی کو؟!..، کشید و بُرد
همین خونلختهی گوش مرا زیور تصور کن
ادای لکنتم را دختر شامی درآورده...
زبانم را زمان ترس از این بدتر تصور کن
شرارِ پشت بام خانهای روی سرم میریخت...
کبوتر را درون دود و خاکستر تصور کن
میان ازدحام کوچه صدها بار افتادم...
گُلی را زیرِ دست و پای یک لشگر تصور کن
چهها دیدند در بزمِ شرابِ شام، دخترهات...
میان مستها بابا..، خودت دیگر تصور کن!
**
من از دنیای بی بابایِ فردا سخت میترسم
همین شب را برای من شبِ آخر تصور کن
✍ #بردیا_محمدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح_و_شهادت
#امام_حسین_ع_مناجات
اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا سَیِّدَی شَبابِ اَهل الجَنَّة
در هیئت حسینم و در هیئت حسن
در خدمت حسینم و در خدمت حسن
هم صحبت حسینم و هم صحبت حسن
هم رعیت حسینم و هم رعیت حسن
دست کرم حسن شد و احسان حسین شد
روح و روان حسن شد و جانان حسین شد
قبله حسن..، مساحت ایمان حسین شد
از ملت حسینم و از ملت حسن
در مجلس حسین و حسن روضه خوان خداست
آقا: حسین..؛ امام: حسن..؛ ماسوا: گداست
اصل بهشت..، سینهزنی پای این دوتاست
در جنت حسینم و در جنت حسن
روح اذان حسین شد و ربنا حسن
کشتی حسینِ فاطمه شد..، ناخدا حسن
شیرینیِ حسین حسین است یا حسن
در "یاحسین" ریخته شد لذت "حسن"
پیر نجف حسینیه را تا درست کرد
زینب گریست..، ماتم عُظمیٰ درست کرد
زهرا غذای هیئتشان را درست کرد
نان حسین خوردهام از برکت حسن
ظرف حسن فرات به جوی حسین بُرد
لبتشنه را به سمت سبوی حسین بُرد
ما را حسن پیاده به سوی حسین بُرد
دور حسین پُر شده با زحمت حسن
یک روح در میان دو تن بوده از قدیم
پائین پای این دو..، وطن بوده از قدیم
صحن حسین..، صحن حسن بوده از قدیم
پس خاک کربلاست همان تربت حسن
آن کوچه..، بی حسین..، حسن را اسیر کرد
سیلیزدن به فاطمه او را چه پیر کرد
در زیر چکمه چادر مادر که گیر کرد
آسیب دید بین گذر غیرت حسن
یک عمر اشک ریخت..، به گریه وضو گرفت
از هر مسیر تنگ که میدید..، رو گرفت
آن گوشوار را که شکستند..، او گرفت
این خاطرهست اوج غمِ غربت حسن
✍ #سیدپوریا_هاشمی و #بردیا_محمدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_شهادت
رسانده است به لبهای شیعیان، جانها
تنی که دوخته شد بر کفن، ز پیکانها
گهی ز بارش اشک و گهی ز بارش تیر
سفینهایست گرفتار، بین طوفانها
به روی دست عزیزان خود شود تشییع
تنی نجیبتر از گل به زیر بارانها
به دامن کفنش گرچه گل زخون روئید
بر او ملائکه گل میبرد به دامانها
قدح به خون جگر میزند مگر عباس؟
به روی لب بفشارد ز بس که دندانها
حسین کز غم او جامه میدرد افلاک
چو لاله از غم او میدرد گریبانها
به سر سلامتی خواهر و برادر او
یکی نیامد از آن قوم نامسلمانها
تأسّفی که ز یوسف نصیب یعقوب است
نصیب زینب کبری بُوَد ز هجرانها
یتیم! هرکه بگرید به درد و داغ حسن
شود به روز قیامت قرین خندانها
✍ #مرتضی_جام_آبادی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_شهادت
#حضرت_زهرا_س_کوچه_بنی_هاشم
ماجرای کوچه چشمان ترم را زخم کرد
آه از دردی که قلب مضطرم را زخم کرد
آتش این زهر، آبی روی آتش بوده است
آتشی دیگر دل شعلهورم را زخم کرد
روضهخوانی میکنم هرروز و شب در خلوتم
روضهی سنگین مادر حنجرم را زخم کرد
این مصیبتنامه را جز من نمیداند کسی
دست نامردی رسید و باورم را زخم کرد
حوریه حتی نسیمی بر رخش دارد ضرر
باد، گلبرگِ گل پیغمبرم را زخم کرد
سالها گریان داغ ضربت یک سیلیام
ضربهای محکم که رویِ مادرم را زخم کرد
با شتاب و ناگهانی رد شد از روی سرم
این مصیبت بود از پا تا سرم را زخم کرد
آنقدر گفتم به جای مادرم من را بزن
این تقلا کردنم بال و پرم را زخم کرد
عرش هم آنروز از غصه تلاطم کرده بود
مادرم در کوچه راهِ خانه را گم کرده بود
✍ #محمدحسن_بیات_لو
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_شهادت
#غزال
گنبد ندارد
نام و نشانی بر روی مرقد ندارد
ای گریه کنها!
سنگ مزار و پرچم گنبد ندارد
حتی حیاطی
مانند صحن کوثر مشهد ندارد
آقا کریم است
آن قدر میبخشد به ما که حد ندارد
درهم خریده
اصلاً برای او که خوب و بد ندارد
آسوده خاطر
رو کن به درگاهش که دست رد ندارد
****
مادر ندارد
آقا " غریب است و کسی بر سر ندارد "
خیلی عجیب است
حتی میان خانهاش یاور ندارد
گویا برایش
از جعده بهتر شهر پیغمبر ندارد
تنهای تنهاست
در بین میدان مالک اشتر ندارد
غصه همین جاست
آن قدرها هم بین ما نوکر ندارد
در سینهی خود
جز داغ زهرا و غم حیدر ندارد
****
...از آشنا خورد
از بی بصیرتهای بی شرم و حیا خورد
سبّ علی را
در خطبههایشان شنید و غصهها خورد
در خانه افتاد
تا از شریک زندگیاش پشت پا خورد
زهر ستم نه
او مرهم یک عمر درد و غصه را خورد
لایوم گفت و ...
پاشید از هم شعرم و قافیه وا خورد
کرببلا هم
با بد دهانی به غرور عمه برخورد
چکمه رسید و
گاهی به لب، گاهی به پر، گاهی به سر خورد
سر نیزهای هم
آمد و روی زخم مکشوف کمر خورد
از جمع اصحاب
شمشیر و سنگ و تیر و نیزه بیشتر خورد
✍ #علیرضا_خاکساری
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_شهادت
دیگر رَها ز غُصّه و مِحنت شدم، حسین
از خاطراتِ تَلخ، چه راحت شدم، حسین
با کَس نگفتهام زِ چهل سالِ پیشِ خود
از کوچهی مدینه، که غارَت شدم، حسین
از کوچهای که مادَرِمان بر زمین نشست
از کوچهای که غَرقِ خِجالت شدم، حسین
قَدَّم نمیرسید، که او را کُمک دَهم
خیلی در آن میانه اَذیّت شدم، حسین
دیدی برادرم، جِگرم تِکّه پاره شُد
کُشته، میانِ خانه، به غُربت شدم، حسین
گُفتی که: دیگر عَطر به مویَت نِمی زَنی
گُفتی: "حَسن زِ داغِ تو غارَت شدم"، حسین
اَمّا بِدان چو روزِ تو روزی حسین، نیست
گِریانِ آن هِزار مُصیبَت شدم، حسین
✍ #رضا_رسول_زاده
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
#امام_حسن_مجتبی_ع_شهادت
در دلِ خیمه گلِ یاسمنی داشت حسین
کودکِ تشنهی شیرین سخنی داشت حسین
زیر پا بود ولی بیشتر از هر چیزی
به حرم واهمهی بد دهنی داشت حسین
پسرِ مادرِ آب است كه از فرط عطش
خشكتر از لبِ صحرا دهنى داشت حسين
نعلها سخت روی سینهی او کوبیدند
ته گودال خودش سینه زنی داشت حسین
ساربان زود خودش را ته گودال رساند
يادش آمد كه عقيق يمنى داشت حسين
دید خواهر، تن عریان برادر را، گفت:
خواست میدان برود پیروهنی داشت حسین
کاش مانند برادر حرمی داشت حسن
کاش مانند برادر کفنی داشت حسین
سر به زانوی حسینش، حَسَن آخر جان داد
کاش بالای سر خود حسنی داشت حسین
هر دو نورند و تفاوت سرِ همسر دارند
بد زنی داشت حسن، شیر زنی داشت حسین
✍سروده گروه ادبی #یا_مظلوم
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_شهادت
صبا تو که سحر از کوی ما گذر داری...
خبر ز گریهی عشاق در سحر داری؟
به گردن تو فتاده همیشه زحمت من
ببر سلام مرا تا بقیع پیش حسن
بگو که ای شه بی کس! گدای دربه دری...
پیام داده به این آستان به خون جگری...
که قبر خاکی تو گرچه آتش دلهاست
غریب ماندن تو باطناً به گردن ماست...
مگر نه اینکه تو در قلبها حرم داری
به قلب سینه زنان گنبد و علم داری
مگر قرار نشد کمتر اشتباه کنیم
برای خاطر عشق تو کم گناه کنیم
بکاء ما همه تبدیل بر تباکی شد
مزار تو به دل شیعه نیز خاکی شد
به جای تو، سوی آتش شتاب کردم من
به سهم خود حرمت را خراب کردم من
کریم هستی و عالم به تو بدهکارند
تو بی حرم شدی اما همه حرم دارند
حرم نداری نه! تو حرم نخواستهای
ز روزگار خودت غیر غم نخواستهای
بقیع سینه زن روضههای افلاکیست
بقیع روضهی مکشوف چادر خاکیست
گلاب یعنی تو، اضطراب یعنی تو
و بعد فاطمه خانه خراب یعنی تو
زحلقهی تو همان کودکی نگین افتاد
همینکه مادرتان پشت در زمین افتاد
به باغ عاطفهها بی امان شرر میرفت
بهروی شاخه گلی، پای چل نفر میرفت
به کینهی دلشان هیچ دست رد نزدند
دگر به هیچ زنی اینچنین لگد نزدند
امان ز غربت تو پای غم محک خوردی...
تو قبل فاطمه در کوچهها کتک خوردی...
✍ #سیدپوریا_هاشمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح_و_شهادت
کرامت مثل یک جرعهست از پیمانۀ جانش
سخاوت لقمهای از سادگیِ سفرۀ نانش...
کسی که سایۀ او مایۀ آرامش دنیاست
دلش در بند دنیا نیست، دنیا هست زندانش
سپاهش را صدای سکه غرق روسیاهی کرد
نه مردی نه نبردی بود، خالی بود میدانش
صَلاح اینگونه میبیند، سِلاح صلح بردارد
چه دارد رهبری که زیر پا افتاده فرمانش؟...
امام غیرت و غربت کنار دشمنِ سرسخت
چه رنجی میکشید از دوستانِ سُستپیمانش
زبان سرزنش خاری شد و آزرد روحش را
مُعِزّالمؤمنین بود و نفهمیدند یارانش
کسی که چشم فتنه کور شد با برق شمشیرش
چگونه گوشهای بنشیند و سر در گریبانش...
چه زهری محرمش بوده؟ چه دردی همدمش بوده؟
نمیدانم چه راز سینهسوزی بوده مهمانش!
به روی دستهای آل طاها باز تابوتیست
مبادا زخم بردارد، مبادا تیربارانش...
اگرچه تلختر از زهر بوده زندگی امروز
ولی فردا عسل میریزد از کام جوانانش
خیالت جمع سردار جمل! تنها نمیمانی
به زودی کربلا از راه میآید که طوفانش...
✍ #جعفر_عباسی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح_و_شهادت
چشم وا كرده، شدم دست به دامان حسن
مادر افکند مرا در یم احسان حسن
روزی از دست علی خوردم و از خان حسن
از همان روز شدم بی سر و سامان حسن
بر جبینم بنویسید: مسلمان حسن
دل خود را سر هر بام، هوایی نکنم
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نكنم
رو به هر قبله و هر قبلهنمایی نكنم
پیش هر سفره كه پهن است، گدایی نكنم
نان هر سفره حرام است به جز نان حسن
چه مقامی و چه نامی، چه مرامی دارد
چقدر لطف به بیمار جذامی دارد
خنده در پاسخ آن سائل شامی دارد
وه که ارباب دو عالم چه امامی دارد
همه اینها غزلی هست به دیوان حسن
آنکه نامش شده احلی من عسل كیست؟ حسن
آنكه بخشندگیاش گشته مَثل، كیست؟ حسن
معنی حیَّ علی خیر العمل كیست؟ حسن
مرد نامآور پیكار جمل كیست؟ حسن
شتر سرخ زمین خورد ز طوفان حسن
**
ارث مظلومیت از غربت بابا دارد
قد خم، سینهی خون، دیدهی دریا دارد
جگری سوخته از زخم زبانها دارد
گر بگوییم غریب الغربا، جا دارد
خون شد از یاد غمش، قلب محبان حسن
زهر آمد به سراغش، جگرش ریخت به هم
جگرش ریخت به هم، بال و پرش ریخت به هم
زینبش آمد و چشمان ترش ریخت به هم
همهی خاطرهها در نظرش ریخت به هم
دل، پریشان شده از حالِ پریشان حسن
چقدر سخت گذشتهست به او در کوچه
چه مراعات نظیریست حسن، در، کوچه
باز هم خاطرهی گریه و مادر، کوچه
قاتل جان حسن میشود آخر، کوچه
کوچه عمریست که آورده به لب، جانِ حسن
(چشم نامرد به ناموس علی تا افتاد)
وای بر من، زد و بر صورت گل جا افتاد
ناگهان روی زمین حضرت زهرا افتاد
خواست تا پا بشود باز هم اما افتاد
شعلهی آه كشد سینهی سوزانِ حسن
✍ #رضا_تاجیک
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح_و_شهادت
ردیف شعر من امشب دوباره «یا حسن» است
و بعد ذکر علی، بر مناره «یا حسن» است
به روز، زائر او آفتاب داغ است و ...
و ذکر هر شبِ صدها ستاره «یا حسن» است
رهاست هر که گرفتار عشق این آقاست
خوشا به حال کسی که دچارِ «یا حسن» است
اگر که خورده گره، کار و بار و روز و شبت
بدان که بعد خدا، راهِ چاره «یا حسن» است
**
چکید خونِ جگر از لبش، نوشت غریب
که دادِ هر جگرِ پاره پاره «یا حسن» است
✍ #حسن_کبیری
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح
#زیارت_اربعین
ذات حق است فقط قدر و بهای حَسَنِین
راه قربِ به خدا چیست؟ لقای حَسَنِین
در حسینیه موحد شدنم کامل شد
بندهام، سجده کنم رو به خدای حَسَنِین
آبرودار شدن، ماحَصَلِ نوکری است
هست، عزت همهاش تحت لوای حَسَنِین
فاطمه بی برو برگرد تلافی بکند
هر کسی کارِ کمی کرد برای حَسَنِین
کیمیا میشود از خیرِ مجاور شدنش
گَردِ خاکی که نشیند به سرای حَسَنِین
اینکه در سلسلهی سینه زنان، سینه زدیم
بوده تأثیر مناجات و دعای حَسَنِین
ذکر مادر پدرم نام حسین است و حسن
جان مادر پدرم هم به فدای حَسَنِین
نذر کردم بروم ماه صفر، صحن نجف
تا کنم طوفِ علی بهر رضای حَسَنِین
اربعین پای پیاده، حرم ثارالله
کاش دستم برسد تذکرههای حَسَنِین
دل من لک زده تا زائر شش گوشه شود
دستِ خالی من و لطف و عطای حَسَنِین
بارها گفت نبی: این دو پسر جان منند
این همه ظلم نبودهست سزای حَسَنِین
هر دو آقای مرا تشنه به مقتل بردند
کاش امسال بمیرم به عزای حَسَنِین
✍ #محمدجواد_شیرازی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e