💠ما انتخاب میخواهیم اما انتخاب نمیکنیم!
✍️ ابراهیم شریفی
🔔 به نظر می رسد همگان معتقد باشند در عصر اطلاعات با وجود این همه داده، انتخاب کردن کار دشواری نباشد چرا که عدم انتخاب به جهت جهالت است و حال آنکه امروزه خیلی زیاد هم می دانیم و دیگر جهلی در کار نیست.
🔻 ولی جالب است که ما مردمان عصر اطلاعات، در لحظه تصمیمگیری از میان انبوهی از گزینهها تجربهای را از سر میگذرانیم چنانکه این امر باعث خاموش شدن دستگاه تصمیمگیری ما میشود و بجای اطمینان، #عدم_اطمینان حاصل شده است.
⁉️ مثلا وقتی وارد دیجی کالا یا سایت فیلیمو و غیره شده اید و قصد انتخاب موردی برای خرید و یا تماشای فیلم هستید که مثلا در فیلیمو بیش از ۲۰هزار محتوا روی آن قرار دارد و یا سایت معروف نت فلیکس با منویی با حدود ۶۰۰۰ عنوان رو به رو هستید.
‼️و یا با یک اکانت در شبکه های اجتماعی، شانس مواجهه و ارتباط با بیش از حدود ۵ میلیون کاربر فعال در پیدا میکند و یا موتورهای جستجو که برای یک سرچ ساده بیش از هزاران را صفحه را برای شما به صف میکند و...
✴️ با این همه اطلاعات و دیتا، آنچه رخ می دهد تردید بیشتر است نه انتخاب یعنی قدرت انتخابمان را از دست می دهیم
🔵 به ظاهر آزادی در انتخاب و قدرت بر اختیار داریم اما مشکلی وجود دارد با عنوان “انتخابهای خیلی زیاد”. #شینا_آینگار و #بری_شوارتز به عنوان محققان پیشرو این حوزه مطالعاتی، یافتهاند که غرق شدن در گزینهها میتواند باعث ایجاد تجربهای ناخوشایند با عنوان «#پارادوکس_انتخاب» شود.
💯 مردم معمولا به این امر گرایش دارند تا به بیشترین گزینهها دسترسی داشته باشند. چه خرید خودرو مد نظر باشد چه غذا، به سمت شرکتهایی جذب میشوند که گزینههای بیشتری را ارائه میدهند؛ چرا که باور دارند که انتخابهای زیاد شانس یافتن بهترین مورد را افزایش میدهد اما وقتی واقعا به تصمیمگیری از میان تمام آن گزینهها میرسیم مردم ممکن است واقعا فلج شوند و از تصمیمگیری اجتناب کنند. حتی بدتر، ممکن است نهایتا وقتی تصمیم گرفتند دچار استرس و افسوس بیشتری درباره انتخابشان شوند.
📣 برداشتی آزاد از مقاله دکتر توماس سالتزمن(متخصص روان-فیزیولوژی اجتماعی و مدیر آزمایشگاه در دانشگاه بوفالو نیویورک) در سایت https://theconversation.com
#انتخاب
#تبلیغات
#رسانه
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
💠 بالاترین فضیلت
✍️ بابک شکورزاده
در تاریخ اسلام و در برخی از روزها رویدادهایی اتفاق افتاده که به قدری مهم است که بخشی از اعتقادات یک مسلمان را تشکیل میدهد؛ به خصوص اگر آیهای هم در آن مورد نازل شده باشد که اهمیت مسئله را بیش از پیش نمایان میسازد.
یکی از این وقایع داستان مباهله است که رسول خدا صلی الله علیه و آله به همراه عزیزترین اعضاء خانوادهاش که همان اهل بیت علیهمالسلام باشند با مسیحیان نجران مباهله کرد.
آیه مباهله بار معنایی بسیار بلندی دارد و یکی از مهمترین نکات در این باره این است که از امیرالمومنین علی علیهالسلام به عنوان نفس پیامبر یاد شده است.
خداوند در آیه61 سوره آلعمران میفرماید «فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ؛ و هر کس با تو درباره عیسی مجادله کرد، بعد از آنکه به احوال او آگاهی یافتی، بگو: بیایید ما و شما فرزندان و زنان و کسانی را که بهمنزله خودمان هستند بخوانیم، سپس به مباهله برخیزیم و لعنت خدا را بر دروعگویان قرار دهیم.»
شاهد در اینجا واژه "انفسنا" است که منظور از آن حضرت علی علیهالسلام است.
امام رضا علیهالسلام در پرسشی که مامون از ایشان کرد، بالاترین آیهای که در فضیلت امیرالمومنین علیهالسلام نازل شده است را همین آیه مباهله دانست.
جالب این است که امام رضا علیهالسلام آیات دیگری مثل آیه ولایت(انما ولیکم الله و رسوله...) و یا آیه اکمال دین(الیوم اکملت لکم دینکم ...) را به عنوان مهمترین فضیلت برای علی علیهالسلام ذکر نکرده؛ بلکه آیه مباهله و استدلال به اینکه امیرالمومنین علیهالسلام طبق این آیه نفس پیامبر است را به عنوان بالاترین فضیلت قرآنی برای حضرت ذکر کرده است.
بنابراین همین یک نکته به تنهایی اهمیت خاصی دارد و این معنا را میفهماند که علی علیهالسلام جان پیامبر است و عینا هر آنچه که نبی اکرم صلی الله علیه و آله از فضایل دارا بوده، به استثناء ویژگیهای خاص مثل نبوت، امیرمومنان نیز دارا بوده است و مسلمانان باید به این مسئله مهم اعتقاد قلبی داشته باشند؛ چرا که آیه قرآن است و جای تردیدی برای یک مسلمان معتقد باقی نمیگذارد.
#مباهله
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
.
☀️ جان پیغمبر
✍️ محمدتقی عارفیان، شاعر حوزوی
احمد از ساکنان نجران خواست
تا که اسلام آورند همه
تا ز تثلیث رو بگردانند
رو به توحید و حق کنند همه
ساکنان مسیحی نجران
مدتی فکر و مشورت کردند
عاقبت عالمانی از ایشان
رو بهسوی مدینه آوردند
"عاقب" و "سید" و "ابوحارث"
خبره بودند و از همه سرتر
احتجاج و مناظره رخ داد
بین نجرانیان و پیغمبر
ساحت مسجد مدینه پر از
حجت و استناد و برهان شد
ره به جایی نبرد گفت و شنود
نوبت وحی و قول قرآن شد
وحی آمد که ای رسول عزیز
ترک این مجلس و مجادله کن
با هرآنکه نمیپذیرد حق
چون رسید این خبر مباهله کن
"قُلْ تَعَالَوْا" رسید از رحمان
تا که نور حق آشکار شود
تا که هرکس دروغ میگوید
به عذاب خدا دچار شود
وعده کردند در بیابانی
بنشینند روبهرو به مصاف
پس بخواهند لعنت حق را
بر کسی که دروغ گفت و خلاف
روز موعود بود و ترسایان
پنج نور عظیم میدیدند
روبهرو سروران باغ بهشت
در پس سر جحیم میدیدند
مصطفی با شکوه میآمد
دست در دست او حسین و حسن
علی و فاطمه به همراهش
پنج خورشید تا ابد روشن
چون خدا گفته بود "أَنفُسَنا"
مصطفی جلوهای خدایی کرد
روز رزم و مباهله که رسید
احمد از خویش رونمایی کرد
نفْس خود را نشان مردم داد
تا ببینند جان احمد کیست
همه با چشم خویشتن دیدند
جلوۀ دیگر محمد کیست
مرتضی نفْس و جان پیغمبر
مصطفی شمس و آفتابْ علی است
مصطفی حیدر و علی احمد
کیست محمود بینقاب؟ علی است
#مباهله
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🔴 «نفوذ» مرگبارتر از اسلحه
✍️ راضیه شعبان
[1]. نهال باریک انقلاب اسلامی از همان ابتدای نشاء در معرض حوادث، گزندها، طوفانها و تندیهایی قرار گرفت. آنچه را که از پس حوادث طبیعی و طوفانها بر او رفت، میشد به انباشت کمبودها و کمی امکانات مرتبط دانست و چاره کرد؛ اما گاه این تندیها و گزندها از سوی دوستان ما و از روی نادانی، یا از سوی منافقان و منحرفان و از روی عقده، یا از سوی مخالفان اسلام و دشمنان و از روی عمد و کینه وارد میشود که در این صورت چون هجمه غیرطبیعی، عامدانه و کینمدارانه است باید چارهای بینقص، عاقلانه و کارگشا اندیشید. در اینجا ضروری مینماید برای احقاق و اثبات حقّ جمهوری اسلامی ایران، نقاب از چهره دشمنان او برداشت و آنها را شناخت و شناساند.
[2]. انقلاب اسلامی همواره در کنار همه دوستیهای ناب و همراهان یکرو، دوستانی را در کنار خود دیده است که گاه به دلیل نادانی، گاه به دلیل «ضعف در مبانی فکری و معرفتی» و گاه به دلیل «گرایش و علاقه یافتن به تجملات و تشریفات»، هر از گاهی با زبان یا عمل خود نیشها و ضربههایی بر پیکر انقلاب میزنند که شاید بتوان تصریح کرد که از نیش و کین دشمن دردآورتر است. این «دوستان نادان» را باید مانند سایه دنبالهگیری کرد، چراکه هر لحظه ممکن است سنگی در چاه آب ملّت بیندازند که حتی دشمن در خواب چنین نتواند کرد.
[3]. پیش از انقلاب مبارزینی بودند که در کنار دیگر انقلابیون، سرنگونی رژیم شاه را خواهان و در پیروزی انقلاب نیز مؤثر بودند اما بعدها در صف نخستین دشمنان انقلاب قرار گرفتند، چراکه میپنداشتند حکومت متعلّق به آنها خواهد شد. آنان از همان ابتدا در مقابل امام و حکومت اسلامی قد عَلَم کردند، به صدام پناهنده شدند و در کنار او با هموطنان خود جنگیدند و بعد زیر پرچم آمریکا درآمدند. اینان همان «منافقین» هستند. منافقین به دلیل «ضعف در مبانی معرفتی و اعتقادی»، «غرور ناشی از نادانی به یافتههای ذهنی خود» و «تمسّک به ظواهر دین» در مسیر انحراف افتادند. آنان اینک چشم به کارهای دشمن دارند و مترصد فرصتی تا به نظام ضربه بزنند، میان مسئولان و مردم و میان مسئولان با هم اختلاف ایجاد کنند و جوانان را از دین دور و رابطهشان را با نظام قطع کنند.
[4]. از طرف دیگر، در داخل کشور «منافقانی» هستند که با «اظهارات/موضعگیری/تبلیغات»ِ خود دشمن خارجی را امیدوار میکنند. آنان «ترسو»، «کنارهگزین» و «عافیتطلب» هستند؛ وقتی ملت در شدائد و سختیها قرار میگیرند، از آنان هیچ خبری نیست اما آنگاه که میدان خطری ندارد، زبانشان بر مومنان دراز است»(در دیدار مردم آمل؛ 21 خرداد 1377). از آن سو، افرادی را داریم که مخالف نظام هستند اما در عمل، تحرّکی علیه نظام و انقلاب ندارند. بنابراین، «از آنجایی که تحمل شنیدن حرف مخالف در جمهوری اسلامی بالاست»(در دیدار مدیران مطبوعات کشور؛ 3 فروردین 1375)، میان افراد معتقد و مخالف نظام، در حقوق شهروندی تفاوتی نیست(در دیدار اعضای مجلس خبرگان؛ 15شهریور1380).
[5]. سرسختتر از همه، آمریکا به سرکردگی استکبار همواره دشمنی آشکاری با ایران داشته است که این دشمنی حتی به پیش از انقلاب نیز برمیگردد. آمریکا در سال 1332، با کودتای 28 مرداد، دولت ملّی ایران را ساقط و دولت فاسد و وابسته خود را جایگزین کرد. به این ترتیب، تا انقلاب 1357، بر نیروهای مسلح، نفت، سیاست و فرهنگ کشور تسلّط کامل داشت. پس از انقلاب نیز این دشمنی را با «تهدید/تحریم/بدگویی/مشکلتراشی/نفوذ» ادامه داد. در حال حاضر، مهمترین سلاح آمریکا در این دشمنی «نفوذ» است. او تلاش میکند تا با نفوذ به مراکز حسّاس و تصمیمگیر و نیز تغییر فرهنگ، در عزم ملّی تزلزل و در میان ملّت و دولت تفرقه ایجاد کند. محاسبات تصمیمگیران را دستکاری و حضور و ارتباط با آمریکا را حلّال مشکلات قلمداد کند. این از سلاحهای نظامی، خطرناکتر است.
🔗 ادامه متن
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
#اصطلاحات_سیاسی
📌اتحاد هفتگانه (Sevenfold Alliance)
✍️ محمد ملک زاده
اتحاد یا ائتلاف هفتگانه در اصطلاح روابط بینالملل اصطلاحی است که به لحاظ تاریخی در مورد تشکیلاتی متشکل از هفت حزب یا گروه از مجاهدان افغانی به کار میرود که در سال 1986م برای مبارزه با ارتش اشغالگر شوروی سابق و دولت دست نشانده وقت افغانستان اعلام موجودیت کرد. این هفت گروه عبارتند از:
1. جمعیت اسلامی افغانستان (از اقوام عمدتاً تاجیک به رهبری برهانالدین ربانی و احمدشاه مسعود)
2. حزب اسلامی شاخه حکمتیار (شامل اقوام عمدتاً پشتون به رهبری گلبدین حکمتیار)
3. حزب اسلامی شاخه خالص (شامل اقوام عمدتاً پشتون به رهبری یونس خالص)
4. اتحاد اسلامی افغانستان (شامل اقوام عمدتاً پشتون با گرایش وهابی به رهبری عبدالرسول سیاف)
5. محاذ (جبهه) ملی اسلامی افغانستان (شامل اقوام عمدتاً پشتون با گرایش صوفی گری به رهبری پیر سیداحمد گیلانی)
6. جبهه ملی نجات افغانستان (شامل اقوام عمدتاً پشتون به رهبری صبغتالله مجددی)
7. حرکت انقلاب اسلامی افغانستان (شامل اقوام عمدتاً پشتون به رهبری مولوی محمدنبی محمدی).
افغانستان از جمله کشورهای اسلامی است که در طول سالیان مدید محل تاخت و تاز و تجاوزات قدرتهای استعماری بوده است. این قدرتها با سوء استفاده از وجود اقوام و گروههای مختلف در این کشور و دامن زدن به اختلافات، همواره موجب گسترش بحران و ناامنی در این کشور بودهاند. در جنگ شوروی، افغانستان به مدت ۹ سال (از دی ۱۳۵۸ش تا دی ۱۳۶۷ش) درگیر اشغال نظامیان اتحاد جماهیر شوروی بود که برای پشتیبانی از دولت کمونیست جمهوری دموکراتیک افغانستان وارد این کشور شده بودند. نبردهای این گروههای هفتگانه منجر به خروج ارتش شوروی از افغانستان در سال ۱۹۸۹ و سرنگونی حکومت دست نشانده افغانستان در سال ۱۹۹۲ (1371ش) شد. پس از آن به دلیل به توافق نرسیدن گروههای مجاهدین بر سر تقسیم قدرت، و دخالت نیروهای بیگانه در این کشور، جنگ داخلی افغانستان آغاز شد که تا زمان حال کمابیش ادامه یافته است. جمهوری اسلامی همواره ضمن مخالف با دخالت نیروهای بیگانه در افغانستان، خواستار مشارکت همه اقوام و گروه ها در اداره این کشور بوده است. آیت الله خامنه ای در ۱۸ خرداد ۱۳۶۸در دیدار جمعى از رهبران اتّحاد هفتگانه مجاهدین افغانستان، ضمن تاکید بر این سیاست بر حمایت جمهوری اسلامی از مجاهدین و ملت افغانستان برای در دست گرفتن سرنوشت خویش تاکید نمودند.
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
💠 شهادت قلم
✍️سید عبدالله هاشمی
❇️ ازشهید نوشتن، کاری است بزرگ اما بزرگتر ازآن شهادت قلم است. قلم گاهی ازشهید مینویسد اما خود را میبیند و خود را می نویسد.
تمام مقدرات نیکوی یک جامعه، زمانی رقم میخورد، که صاحبان فکر و قلم اهل شهادت باشند. همچون شهید خود نگاری نکنند بلکه فدا شدن خود را برصفحه روزگارنقش زنند.اندیشه ای که بردل صفحه ای نقش میزند،فریاد انانیت سرندهد واهل معنی را به خود مشغول نسازد؛ بلکه فنای خود وتجلی حق بودن را سردهد.اگر قلمی اهل شهود نباشد چه بنویسد جزتاریکی های درون خویش واگر اهل شهود باشد،جز نور چه بنویسد!
❇️ اینجا جنس مرکب با خون شهید یکی خواهد شد و اینجا گاهی مرکب برخون برتری دارد. اگر گفته اند مداد علماء ازخون شهید بالاتراست، قلمی است که حق نگاری میکند نه خود نگاری
❇️ آن مرکبی درسنجه انصاف، برخون شهید برتری دارد که خود نویس نباشد.
سیروسلوک قلم درهمین است که قبله قلم را به سوی معبود متوجه کنیم «فول وجهک شطرالمسجدالحرام»
❇️ اگر قلمی حق را بنویسد وجزحق در درون خود مطلوبی نداشته باشد ،این قلم شهید است وبدون شک مرکب او همچون خون شهید است ،هرچند قرمز نباشد.
❇️ آوینی نیزنگاشته های خود را اگر سوزاند، چون خود نگاری بوده است.او خود را سوزاند تا قلمش به مقام شهادت برسد. همین او را سید شهیدان اهل قلم ساخت و همین راز ماندگاری او و صدا و قلمش شده است.
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🔅 روز بهت مسیحیان نجران
✍️ علیرضا مکتبدار
در طول تاریخِ ادیان، حق مدعیان فراوانی داشته و هیچ گروه و یا فردی خود را در جبهه باطل نمی انگاشته است. پیروان هر دین که همواره داعیه حق مداری داشته اند، برای اثبات حقانیت خود از دست یازیدن به هیچ وسیله ای دریغ ننموده اند. گاه از برهان قاطع بهره برده و گاه از شمشیر آخته، گاه با گفتگو بر مدار منطق، خصم را مُجاب و گاه با سوزش شمشیر مشکل را علاج ساخته اند. و البته گاه که نه زبان منطق کارگر است و نه حوالت کردن به تیزی شمشیر به مصلحت، نه اژدر شدن عصای موسی چاره ساز است و نه غرقه شدن فرعون در اعماق آبها، طرفین از رهگذر «مباهله» به اثبات حقانیت خود پرداخته اند. مباهله نفرین طرفینی است؛ دو طرفی که هر یک خود را بر حق و دیگری را بر مدار باطل می شمارد. هر یک از دو طرف دیگری را به عذاب خداوند حوالت می دهد تا حقانیت خود را اثبات کند.
رویداد مهم مباهله پیش از واقعه سِتُرگ غدیر، در سال نهم هجری رقم خورد. پیامبر گرامی اسلام (ص) پس از تثبیت پایه های حکومت نوپای خود، با سران حکومتهای معاصر خویش نامه نگاری کرد و آنان را به پذیرش دعوتش فراخواند. نامه ای نیز خطاب به اسقف نجران املا فرمود و از مسیحیان نجران خواست که به اسلام بگروند. آنان چون خود را بر حق می دانستند، حاضر به پذیرش دعوت پیامبر نشدند اما تصمیم گرفتند گروهی از بزرگان خود را نزد پیامبر فرستاده تا با ایشان سخن نموده، درباره حقانیت ادعای او کنکاش نمایند. هیات ده نفره نجرانیان در مسجد مدینه با پیامبر گفتگو کردند اما چون دو طرف بر حقانیت خویش اصرار داشتند، بنا را بر مباهله گذاردند و بنا شد فردای آن روز در محلی معین برای مباهله با یکدیگر ملاقات نمایند.
روز موعود فرا رسید. پیامبر اکرم (ص) چون خورشیدی درخشان که ماهِ روی علی علیه السلام از پرتوش نور می گرفت و فاطمه سلام الله علیها و حسنین علیهما السلام همچون ستاره هایی درخشان آن دو را همراهی می کردند، در میعادگاه حضور یافتند. زمین زیر گامهای استوار این پنج تن بی تابی می کرد و بر خود می بالید. فرشتگان بالهای خود را بر سر آنان افکنده بودند. در آسمان غوغایی بر پا بود. گویی نفس فرشتگان در سینه بند آمده بود! پیامبر به حالت زانو بر زمین نشست و خود را برای مباهله آماده ساخت.
چون چشم مسیحیان نجران از دور به سیمای درخشان و معصوم آنان افتاد یکی از آن میان پرسید: اینان کیانند که با محمد همراهند؟ و پاسخ شنید: آن که پیش روی اوست، پسر عموی او و شوهر دخترش و محبوبترین خلق نزد اوست؛ آن دو طفل، فرزندان اویند از دخترش؛ و آن زن، فاطمه دختر اوست که عزیزترین خلق، نزد اوست.
آن مسیحی تا این پاسخ را شنید گفت: خدا سوگند چنان نشسته است که پیغمبران برای مباهله مینشستند، و سپس برگشت. یکی از او پرسید: کجا میروی؟ گفت: اگر محمد بر حق نبود با عزیزترین افرادش نمیآمد و اگر با ما مباهله کند پیش از آنکه سال بر ما بگذرد، یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند.
و در نقلی دیگر آمده است که وی گفت: من صورتهایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند کوهی را از جای خود بركَنَد، هر آینه کنده خواهد شد. پس مباهله مکنید که هلاک میشوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند.
و بدین سان مسیحیان نجران سپرهای دفاعی خود را فرونهادند و در مقابل عظمت شخصیت الهی و ملکوتی اهل بیت علیهم السلام سر تعظیم فرود آوردند. و اینگونه بود که مباهله بر ستیغ تاریخ جاودانه شد. مباهله سندی است محکم بر حقانیت ولایت علی علیه السلام که در سال دهم هجرت در واقعه غدیر خم، پیامبر گرامی اسلام بر آن تأکیدی چندباره داشت.
#مباهله
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
.
💠 تصاویر 👆و عناوین برتر 👇گعده دهم نویسندگان حوزوی
🔹استاد مرتضی رجایی در دهمین گعده یادداشتخوانی:
⁉️ آیا نویسندگی روش دارد یا خیر؟
🌱 روش ندارد. نویسندگی فرمول و قاعده ندارد که بخواهیم بر اساس آن بگوییم از اینجا شروع کن و تا آنجا برو.
🍃نویسندگی یک موهبت الهی است، یک ذوق است، یک علاقه شخصی است. از غالب نویسندهها وقتی میپرسید کی نویسنده شدی؟ میگویند نمیدانیم، یادم نیست.
⚡️از بیشتر نویسندهها وقتی میپرسید، چه مسیری را طی کردی؟ میگویند نمیدانیم فقط نوشتیم و نوشتیم. من اصلا قصد نداشتم نویسنده بشوم.
🌾یا این که بسیاری از جاها استاد خودش به استادی و مهارت تدریس رسیده است؛ اما نمیتواند شاگرد را ببرد، چون روش در میان نیست؛ روشها گاهی شخصی و جوششی است.
☝️اجازه بدهید یک بار دیگر این سؤال را بپرسیم که نویسندگی روش دارد که با استفاده از آن بتوانیم نویسنده شویم؟
✍️ بله روش دارد، میشود روشهایی را طراحی کرد به عنوان نقشه راه، برای کسانی که علاقه دارند و بتوانند گام به گام جلو بروند و نویسنده شوند.
🔎حال اینکه پاسخ اول با دوم در تناقض است یا خیر؟! بحث مفصلی را میطلبد که میگذریم. فقط باید بدانیم روششناسی در همه حیطهها مطرح است.
ادامه دارد...
#پویش_نوشتن
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
.
🌴 "پاسخ کامل استاد هاشمی همدانی به شبهه افکنی عابدینی علیه حجاب" در نشریه پرتو
#حجاب
#نویسندگان_حوزوی
https://eitaa.com/joinchat/3834314754C58903f67c6
🔆 به همت معاونت هنر و رسانه دفتر تبلیغات و کانون مدادالفضلاء
💠 یازدهمین محفل یادداشتخوانی نویسندگان حوزوی برگزار میشود 💠
#حضور_برای_عموم_فضلا_آزاد_و_رایگان_است.
🔹برنامهها:
✔️ بررسی یک یادداشت شاخص در هفته ای که گذشت
✔️ یادداشتخوانی نویسندگان و نقد و نظر استاد و حاضران
✔️ ارائه تکنیکهای مهم یادداشتنویسی مطبوعاتی
🔸چهارشنبه ۵ مرداد، ساعت: 17:30 تا 19:30
مکان: خیابان شهدا(صفائیه)، نبش کوچه 17 ساختمان هنر و رسانه دفتر تبلیغات اسلامی، طبقه همکف، سالن جلسات.
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
جایگزین گشت ارشاد چیست؟
✍عبدا... گنجی
حجاب که بهخودیخود یک مسئله فرهنگی- اعتقادی است، نباید به امر سیاسی تبدیل شود و کمکم اصل هنجارشکنی به حاشیه برود و منازعه بین اسلامگرایان و براندازان سکولار جایگزین آن شود. حقیقت این است که گشت ارشاد با بدحجابی بهمعنی عرفی آن کاری ندارد و اصلا مثال کلیشهشده «2تارمو» محل منازعه نیست که اگر بود باید پلیس به 15 تا 20میلیون خانم تذکر میداد و برخورد میکرد. آنچه پنهان میماند اینکه جامعه هدف گشت ارشاد بدحجابی عرفی-تربیتی نیست، بلکه چند دسته هستند که شاخکهای گشت ارشاد را حساس کردهاند که عمل آنان فراتر از ناهنجاریهای عرفی است. «سیالیّت جنسیتی» یکی از این موارد است. دختری که پسرانه بیرون میآید تا جلبتوجه کند، پسرگونه باشد، کلاه و شلوارک و... دوم گروهی هستند که لباس راحتی درون منزل و بیرون آنها خیلی متفاوت نیست و حداقلها را هم رعایت نمیکنند.
سوم کسانی هستند که بدحجابی آنان امری عرفی-تربیتی و فرهنگی نیست که عناد میورزند و همزمان برای تقابل با پلیس سناریو میچینند که دوربین و جیغ 2 عنصر این سناریو است. پلیس هم از عواقب جنگ روانی هر برخورد آگاه است اما حقیقت این است که زمانی پلیس وارد میدان دستگیری یا برخورد میشود که 3دسته ذکرشده درصدد شکستن اقتدار آن برمیآیند و طبیعی است که پلیس درصدد اثبات اقتدار خود برمیآید که البته بعضا اجتهاد در صحنه از جهت روش مواجهه مشکلساز میشود. هیچ نظرسنجی در کشور نداریم که بالای 70درصد مردم طرفدار حجاب نباشند اما درعینحال برخورد قهری با اقلیت ساختارشکن را نمیپسندند. شاید صدها جلسه برای اینکه چه کنیم در سالهای متمادی تشکیل شده است.
برخی بر این باورند که فرهنگ لذتگرای غرب پیشرونده است و انقلاب اسلامی فقط در آن اختلال ایجاد کرد، اما هستند دیگرانی که حجاب را فقط امری شرعی نمیدانند بلکه آنرا مانند زبان، مذهب و جغرافیا جزو هویت ایرانیان میدانند که عدهای چوب حراج به آن زدهاند. با این حال مواجهه با حجاب سطح کوتاهمدت و بلندمدت دارد و برخورد قهری نباید روش اول باشد. کار فرهنگی همراه با خوندل است و البته میوههای آن هم دیررس است.
اما باید چه کرد؟
1-هنر از اساسیترین روشهای حل مسئله حجاب است. آنچه با هنر آمیخته شود، ماندگار میشود. هنر فاخر الگوبخش و جذاب است. این حجاب تقریبا در سیما و سینمای ما غریب است. هنر الگوبخش، اصل اساسی است.
2-آموزش و پرورش رکن تربیتی کشور ماست. اگر معلمانی همتراز با فرهنگ ایرانی-اسلامی سکاندار تربیت باشند، اثر شخص معلم بینظیر است. محیط مدرسه و دانشگاه، محتوا، ضوابط و تشکل همه 10درصد و معلم و استاد 90درصد تأثیرگذاری تربیتی دارند. جمهوری اسلامی هنوز منزلتی که بهترین و مؤمنترین جوانان این کشور به آموزش و پرورش سرازیر شوند، ایجاد نکرده است. معلم میتواند جامعه را سالم یا فاسد کند.
3- NGOهای مسلمان میتوانند جایگزین روشهای قهری شوند. اینهمه NGO در کشور باید بهکار گرفته شود. مردم خود مسئله حجاب را بهروش عاطفی در محله، محیط کار و... حل کنند.
4-تولیدات البسه بسیار مهم است. واقعیت این است که بازار لباس زنانه ما برای متدینین نیست. ممکن است گفته شود که تقاضا این است، پس تولیدکننده بهسمت این نوع پوشش میرود. واقعیت اما این نیست که جوان مدلی را در ذهن دارد و در بازار بهدنبال آن میگردد و میخرد بلکه «تقاضاسازی» در ویترین مغازه اتفاق میافتد.
خیلیها بهدنبال مد میگردند نه اینکه مد ذهنی خود را به بازار خرید ببرند. آیا اصناف ما صرفا درآمد برایشان مسئله است و هویت و سالمسازی جامعه فرع آن است؟
5-گفتوگو بخش فراموششده مسئله حجاب در جامعه ماست. تقریبا نه در کرسی آزاداندیشی و نه در سیمای ما مشهود نیست.
مبتذلپوشان هیچ دلیل منطقی و قابل ارائه ندارند. حرف اول و آخر آنان درباره چرایی پوشش و رفتار خود این است که «به شما ربطی ندارد. دوست دارم!»
فراتر از این خلع سلاح هستند و گفتوگو دست طرف مقابل میافتد و میتوان دهها دلیل عقلی و نقلی و آسیبشناسانه را به میدان گفتوگو آورد و سخن گفت. بدون تردید اکثریت بدحجابان جامعه ما عفیف هستند.
همینها روز غدیر در خیابان ولیعصر بودند، فردا همینها در جرگه عاشوراییان هستند، اما نقص دارند. این نقص فرهنگی را نباید سیاسی کرد. آن 3دسته که در بدو این نوشتار آورده شد، اقلیت بسیار کوچکی هستند که علاوه بر برخورد باید گفتمان غالب علیه آنان باشد و فضای عمومی را برای خود تنگ احساس کنند. مردم باید به میدان بیایند.
حکومت باید جایش را به مردم بدهد. فرض کنیم اصلا نظام دینی مستقر نباشد. مگر مسلمانان نباید حجاب و امر به معروف را واجب بدانند و تکلیف «مثنی و فرادای» خود را انجام دهن د. این هدایت به امر خداست. اسم آنرا تقابل و قطببندی نگذارید. بسمالله.