eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.8هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
843 ویدیو
95 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام قول میدم تو این رمان هیچ‌کس شهید نشه🙄
سلام ممنونم از نقدتون. کمی صبر کنید به قسمت‌های هیجانی هم میرسیم... پ.ن: انقدر علاقه دارید به این که تلفات بگیرید از رمانای من؟😐
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 68 خوب که گریه م
🔰 🔰 📙رمان امنیتی 🌾 ✍️به قلم: قسمت 69 او گفت و من هم باور کردم. پسره آب‌زیرکاه. یعنی فقط در پزشکی قانونی آدم داشته‌اند که بتوانند اسنادش را کش بروند؟ دارد یک چیزی را از من پنهان می‌کند. من را چی حساب کرده؟ فکر کرده من احمقم؟ فکر کرده من بلد نیستم دورش بزنم؟ پیام دیگری از دانیال می‌رسد: حتما فهمیدی که اون فقط یه نیروی سرکوبگر بود و موقع سرکوب اعتراض مردم کشته شد. اتفاقی دلش برای تو سوخته؛ ولی مردم کشورش براش ارزش نداشتن. دندان می‌فشارم روی هم. جوابش را نمی‌دهم؛ یعنی جوابی ندارم که بدهم. عباس موقع مرگ، تفنگ دستش بود. شاید قبل از این که بمیرد، جان یکی را گرفته یا قصدش را داشته. شاید اصلا قاتل عباس، به قصد دفاع او را کشته... ولی نه. اگر قصدش دفاع بود که از پشت سر نمی‌زد... نمی‌دانم. از زاویه دید آدم‌های حکومتی مثل کمیل و امید، اغتشاشگر و معترض فرقی با هم ندارند؛ ولی از کجا معلوم راستش را گفته باشند؟ احساس بدی پیدا می‌کنم به عباس. شاید آنقدری که من فکر می‌کردم هم قهرمان نباشد. کاش خودم آن شب می‌دیدم همه‌چیز را؛ بدون این که قضاوت دانیال یا کمیل و امید درش دخالت کرده باشد. به خانه عباس می‌رسیم و از فکر و خیال بیرون می‌آیم. هرچقدر هم نسبت به عباس مکدر شده باشم، باز هم نمی‌توانم بی‌خیال مدار جاذبه محبت مادرش بشوم. فاطمه و مادرش منتظرمان‌اند. قدم به خانه‌شان که می‌گذارم، قلبم بی‌قراری می‌کند برای آن نوازش مادرانه و آن دریای آرامش. انگار تک‌تک اعضای بدنم با این خانه و هوایش آشنا هستند؛ اصلا مال همین خانه‌اند و رسیده‌اند به جایی که از آن آمده‌اند... به قول آن شاعر ایرانی: باز جوید روزگار وصل خویش... آوید را به فاطمه معرفی می‌کنم؛ هرچند گویا دورادور هم را می‌شناسند. از فاطمه می‌پرسم: مادر هستن؟ می‌شه تنهایی باهاشون صحبت کنم؟ -آره، اتفاقا منتظرتن. آوید دفترچه‌اش را از کیف درمی‌آورد: پس تا من با فاطمه خانم صحبت می‌کنم، شمام اون هدیه رو بده به حاج خانم. قاب را در دستم جابه‌جا می‌کنم و با ذوق می‌گویم: چشم! می‌دوم به سمت اتاق مادر عباس. انگار هرچه جلوتر می‌روم، جاذبه‌اش شدیدتر می‌شود و مرا از خودم بیرون می‌کشد. در چند قدمی در، صدایش را می‌شنوم: سلما مادر، اومدی؟ خودم را به در اتاقش می‌رسانم. نشسته روی تخت و کتاب بزرگی مقابلش روی میز است؛ قرآن. مرا که می‌بیند، قرآن را می‌بندد و لبخند می‌زند: سلام مادر، عباس گفته بود امروز میای. خوش اومدی. نکند واقعا پیرزن دیوانه شده؟ نه... دیوانه نیست. فقط زیادی به عباسش فکر می‌کند، همین. حرفش را نشنیده می‌گیرم. جلو می‌روم و قاب را مقابلش می‌گذارم: این هدیه برای شماست. خودم کشیدمش. با دستان چروکیده‌اش، قاب را می‌گیرد و روی تصویر عباس و مطهره دست می‌کشد: الهی دورشون بگردم. هردوشون مثل یه پاره ماهن. نگاهشون کن... ... قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/6820 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام علتش اینه که ما روایت نکردیم... دشمن روایت کرده...
سلام ان‌شاءالله ویرایش جدید منتشر میشه... اندکی صبر کنید
سلام یعنی الان روایت غالب توی ذهن خیلی‌ها، روایت دشمنه. هرکاری که انجام شده دربرابر کاری که دشمن کرده کم بوده. مستند ساختیم؛ ولی آیا مستند و کتاب خاطرات خوب داریم برای قشر خاکستری؟ یه فیلم خوب، یه سریال خوب درباره حاج قاسم داریم؟(مستند نههه! فیلم!! اونم نه فیلم‌های دستوری و سفارشی صدا و سیما که واقعا ضعیف هستن) کشورهایی که اصلا نمیتونن سوریه رو روی نقشه پیدا کنن، فیلم می‌سازن و اینطور ادعا میکنن که بعله، ما با داعش جنگیدیم و نابودش کردیم!!! توی دنیا اینطور جا افتاده که آمریکا داعش رو نابود کرد!!!(دنیا که چه عرض کنم، نوجوان‌های خودمون هم که پای فیلم‌های آمریکایی بزرگ شدن همینطور فکر می‌کنن). نه رمان خوب(رمان، نه کتاب خاطرات) در این زمینه نوشته شده نه فیلم... چه انتظاری دارید؟
هدایت شده از ☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
✨﷽✨ 🔰 🔰 اعضا و نویسندگان گروه مه‌شکن: 🌷فاطمه شکیبا، دانشجوی رشته جامعه‌شناسی، نویسنده، مدرس سواد رسانه و فعال فرهنگی🌷 🌷محدثه صدرزاده، دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث، نویسنده، فعال دانشجویی، فعال در حوزه مطالبه‌گری🌷 🌷زهرا اروند، دانشجوی رشته علوم تربیتی، نویسنده، فعال فرهنگی و دانشجویی🌷 🌷کوثر سادات مصباح، دانشجوی رشته مشاوره، نویسنده، مربی نوجوان و فعال فرهنگی🌷 🌷عارفه فاتح، دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث، مربی نوجوان، فعال فرهنگی🌷 ⚠️ کپی رمان‌ها تنها با ذکر نام نویسنده، آیدی کانال و فقط در پیام‌رسان‌های ایرانی مورد رضایت است. ⚠️ 📚متن‌های معرفی و نقد کتاب را با این هشتگ‌ها پیدا کنید: 📗 📝 سایر هشتگ‌های مهم کانال: سلسله سخنرانی‌های از استاد مهدی طائب (دلنوشته‌های خانم شکیبا) (نقد گروه‌های موسیقی کره‌ای توسط استاد محمد داستانپور) مجموعه سخنرانی استاد علیرضا پناهیان، ویژه ماه مبارک رمضان 🔸🔸🔸 📚دسترسی سریع به آثار منتشر شده: 🔗 قسمت اول رمان شهریور(یک درام دخترانه و معمایی) 🌾 🔗 قسمت اول رمان شاخه زیتون 🌿 فایل پی‌دی‌اف رمان شاخه زیتون 📗 🔗 قسمت اول رمان نقاب ابلیس 😈 پی‌دی‌اف رمان نقاب ابلیس 📕 🔗 لینک قسمت اول رمان رفیق 📓 فایل پی‌دی‌اف رمان رفیق 🔗 لینک قسمت اول رمان خط قرمز ⛔️ فایل پی‌دی‌اف رمان خط قرمز(فایل اصلاح شده به زودی جایگزین خواهد شد) 🔗لینک قسمت اول رمان عالیجنابان خاکستری(اثر بانو محدثه صدرزاده) 🔗 فایل مجموعه داستان کوتاه بغض؛ ویژه ماه محرم(به قلم فاطمه شکیبا) 🔗 لینک قسمت اول داستان نیمۀ تاریک 🌖 فایل پی‌دی‌اف داستان نیمۀ تاریک 📿 داستان کوتاه تسبیح سبز (اثر ) 🔸پی‌دی‌اف داستان کوتاه نیمه‌ی راه (اثر محدثه صدرزاده) 🔸 قسمت اول داستان نیمۀ تنها (اثر ) 🔸 داستان کوتاه آغوش گرم (اثر محدثه صدرزاده) 🔸 داستان کوتاه جدال (اثر محدثه صدرزاده) 🔸 داستان کوتاه امتداد (داستانی متفاوت درباره فلسطین) فایل پی‌دی‌اف داستان امتداد مجموعه داستان کوتاه بازگشت‌گاه (کار گروهی نویسندگان مه‌شکن) 📖سفرنامه‌ی "اسم‌های بدون فصل، فصل‌های بدون اسم"، به قلم کوثر سادات مصباح 📖سفرنامه "روایت زیبایی"، به قلم معصومه سادات رضوی(از مخاطبان کانال) 📖ناسفرنامه "موکب فرشتگان" به قلم فاطمه شکیبا 🔸 داستانک جنون (اثر فاطمه شکیبا) 🔸داستانک پزشک(فاطمه شکیبا) 🌊روایت موج‌نامه؛ به قلم کوثرسادات مصباح مصاحبه با خبرگزاری صدای حوزه 💬ارسال نظرات و پیشنهادها(خانم شکیبا): https://payamenashenas.ir/RevayatEshgh ارسال نظرات برای خانم صدرزاده: https://harfeto.timefriend.net/16467617947882 ارسال نظرات برای خانم اروند: https://harfeto.timefriend.net/16354397542508 صفحه ما در روبیکا: https://rubika.ir/foratsh1400