eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.8هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
843 ویدیو
95 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام علتش اینه که ما روایت نکردیم... دشمن روایت کرده...
سلام ان‌شاءالله ویرایش جدید منتشر میشه... اندکی صبر کنید
سلام یعنی الان روایت غالب توی ذهن خیلی‌ها، روایت دشمنه. هرکاری که انجام شده دربرابر کاری که دشمن کرده کم بوده. مستند ساختیم؛ ولی آیا مستند و کتاب خاطرات خوب داریم برای قشر خاکستری؟ یه فیلم خوب، یه سریال خوب درباره حاج قاسم داریم؟(مستند نههه! فیلم!! اونم نه فیلم‌های دستوری و سفارشی صدا و سیما که واقعا ضعیف هستن) کشورهایی که اصلا نمیتونن سوریه رو روی نقشه پیدا کنن، فیلم می‌سازن و اینطور ادعا میکنن که بعله، ما با داعش جنگیدیم و نابودش کردیم!!! توی دنیا اینطور جا افتاده که آمریکا داعش رو نابود کرد!!!(دنیا که چه عرض کنم، نوجوان‌های خودمون هم که پای فیلم‌های آمریکایی بزرگ شدن همینطور فکر می‌کنن). نه رمان خوب(رمان، نه کتاب خاطرات) در این زمینه نوشته شده نه فیلم... چه انتظاری دارید؟
هدایت شده از ☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
✨﷽✨ 🔰 🔰 اعضا و نویسندگان گروه مه‌شکن: 🌷فاطمه شکیبا، دانشجوی رشته جامعه‌شناسی، نویسنده، مدرس سواد رسانه و فعال فرهنگی🌷 🌷محدثه صدرزاده، دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث، نویسنده، فعال دانشجویی، فعال در حوزه مطالبه‌گری🌷 🌷زهرا اروند، دانشجوی رشته علوم تربیتی، نویسنده، فعال فرهنگی و دانشجویی🌷 🌷کوثر سادات مصباح، دانشجوی رشته مشاوره، نویسنده، مربی نوجوان و فعال فرهنگی🌷 🌷عارفه فاتح، دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث، مربی نوجوان، فعال فرهنگی🌷 ⚠️ کپی رمان‌ها تنها با ذکر نام نویسنده، آیدی کانال و فقط در پیام‌رسان‌های ایرانی مورد رضایت است. ⚠️ 📚متن‌های معرفی و نقد کتاب را با این هشتگ‌ها پیدا کنید: 📗 📝 سایر هشتگ‌های مهم کانال: سلسله سخنرانی‌های از استاد مهدی طائب (دلنوشته‌های خانم شکیبا) (نقد گروه‌های موسیقی کره‌ای توسط استاد محمد داستانپور) مجموعه سخنرانی استاد علیرضا پناهیان، ویژه ماه مبارک رمضان 🔸🔸🔸 📚دسترسی سریع به آثار منتشر شده: 🔗 قسمت اول رمان شهریور(یک درام دخترانه و معمایی) 🌾 🔗 قسمت اول رمان شاخه زیتون 🌿 فایل پی‌دی‌اف رمان شاخه زیتون 📗 🔗 قسمت اول رمان نقاب ابلیس 😈 پی‌دی‌اف رمان نقاب ابلیس 📕 🔗 لینک قسمت اول رمان رفیق 📓 فایل پی‌دی‌اف رمان رفیق 🔗 لینک قسمت اول رمان خط قرمز ⛔️ فایل پی‌دی‌اف رمان خط قرمز(فایل اصلاح شده به زودی جایگزین خواهد شد) 🔗لینک قسمت اول رمان عالیجنابان خاکستری(اثر بانو محدثه صدرزاده) 🔗 فایل مجموعه داستان کوتاه بغض؛ ویژه ماه محرم(به قلم فاطمه شکیبا) 🔗 لینک قسمت اول داستان نیمۀ تاریک 🌖 فایل پی‌دی‌اف داستان نیمۀ تاریک 📿 داستان کوتاه تسبیح سبز (اثر ) 🔸پی‌دی‌اف داستان کوتاه نیمه‌ی راه (اثر محدثه صدرزاده) 🔸 قسمت اول داستان نیمۀ تنها (اثر ) 🔸 داستان کوتاه آغوش گرم (اثر محدثه صدرزاده) 🔸 داستان کوتاه جدال (اثر محدثه صدرزاده) 🔸 داستان کوتاه امتداد (داستانی متفاوت درباره فلسطین) فایل پی‌دی‌اف داستان امتداد مجموعه داستان کوتاه بازگشت‌گاه (کار گروهی نویسندگان مه‌شکن) 📖سفرنامه‌ی "اسم‌های بدون فصل، فصل‌های بدون اسم"، به قلم کوثر سادات مصباح 📖سفرنامه "روایت زیبایی"، به قلم معصومه سادات رضوی(از مخاطبان کانال) 📖ناسفرنامه "موکب فرشتگان" به قلم فاطمه شکیبا 🔸 داستانک جنون (اثر فاطمه شکیبا) 🔸داستانک پزشک(فاطمه شکیبا) 🌊روایت موج‌نامه؛ به قلم کوثرسادات مصباح مصاحبه با خبرگزاری صدای حوزه 💬ارسال نظرات و پیشنهادها(خانم شکیبا): https://payamenashenas.ir/RevayatEshgh ارسال نظرات برای خانم صدرزاده: https://harfeto.timefriend.net/16467617947882 ارسال نظرات برای خانم اروند: https://harfeto.timefriend.net/16354397542508 صفحه ما در روبیکا: https://rubika.ir/foratsh1400
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 69 او گفت و من ه
🔰 🔰 📙رمان امنیتی 🌾 ✍️به قلم: قسمت 70 جلوتر می‌روم و پای تختش می‌نشینم. سرش را بالا می‌آورد و با چشمان لرزان می‌گوید: تو کشیدی مادر؟ خیلی قشنگ کشیدی. دستش را می‌گذارد روی سرم. آخ... منتظر همین بودم... چه گرمایی... مست می‌شوم و سرشار از لذت و احساس سبک‌بالی. می‌گوید: دست گلت درد نکنه. الهی عاقبت بخیر بشی. ذهنم سریع می‌رود سراغ تعریف آوید از «عاقبت به خیر» شدن؛ این که پاک از دنیا بروی؛ بخشیده شده. با خودم می‌گویم: باشه تو دعا کن، ولی حتی اگه خدایی باشه که صداتو بشنوه، من رو نمی‌بخشه. من هیچ‌وقت پاک نمی‌شم. بی‌خیال این حرف‌ها اصلا. دوست ندارم به چیزی بیرون از این اتاق فکر کنم. دوست دارم تا اینجا هستم، خودم را در مدار جاذبه مادر عباس بیندازم و دورش بچرخم. سرم را مثل قبل، لبه تخت می‌گذارم و پیرزن، روسری‌ام را باز می‌کند. دست می‌کشد میان موهایم و می‌گوید: عباس دیشب اومد دیدنم. برام یه شاخه گل آورده بود. نمی‌توانم جلوی کنجکاوی‌ام را بگیرم: مگه می‌تونه بیاد؟ چطوری؟ -همون‌طور که همه پسرها میان دیدن مادرشون. دستم رو بوسید. باهام حرف زد. گفت تو و دوستت قراره بیاین. خب طبیعی ست که با زیاد فکر کردن به عباس، خوابش را ببیند یا دچار توهم شود. مهم نیست. این که از کجا فهمیده ما می‌آییم را نمی‌دانم؛ شاید اتفاقی بوده، یا از فاطمه شنیده یا هرچی... نمی‌دانم. می‌گویم: یه سوال ازتون بپرسم، ناراحت نمی‌شید؟ -هرچی دوست داری بپرس مادر. می‌دونم از عباس می‌پرسی. بپرس تا بگم برات. کلمات سوال را چندبار در ذهنم بالا و پایین می‌کنم تا به مودبانه‌ترین شکل ممکن دربیایند و می‌پرسم: شما می‌دونین عباس چطور شهید شد؟ دستش که داشت برای نوازش میان موهایم می‌چرخید، لحظه‌ای متوقف می‌شود و بعد دوباره به حرکتش ادامه می‌دهد: نه دقیقا. نذاشتن بدنشو ببینم. فقط می‌دونم اغتشاشگرها با چاقو شهیدش کردن. -اینایی که عباس رو شهید کردن کی بودن؟ اصلا چی باعث شد این کار رو بکنن؟ آه می‌کشد. عمیق و طولانی. بعد از چند لحظه می‌گوید: بهونه‌شون مشکل اقتصادی بود، ولی آخه کسی که دردش نون شبش باشه که مغازه و مال مردم رو آتیش نمی‌زنه! می‌دونی مادر، یه عده سعی کردن جوونا رو تحریک کنن، ناامید کنن و بکشونن توی خیابون تا با دست خودشون کشورشون رو نابود کنن. الحمدلله نقشه‌شون نگرفت. الحمدلله عباس من و خیلی‌ها مثل عباس من، نذاشتن این مملکت ناامن بشه. -اون یه عده کیا بودن؟ باز هم آه می‌کشد. با دست دیگرش، دستم را می‌گیرد و آرام نوازش می‌کند: هرکس که با این کشور و مردمش دشمنی داشت. آمریکا، انگلیس، اسرائیل و نوچه‌هاشون. بدنم مورمور می‌شود با شنیدن آخری. اگر می‌دانست من هم یکی از عوامل همان اسرائیل هستم، الان با دوتا دستش خفه‌ام می‌کرد. از خودم بدم می‌آید بابت این پنهان‌کاری؛ از این که برای دوست داشته شدن، مجبورم آنچه هستم را انکار کنم. از این که هیچ‌کس خودِ من را، خودِ خودِ من را همانطور که واقعا هستم دوست ندارد... می‌پرسم: یعنی اغتشاشگرها آمریکایی و اسرائیلی بودن؟ ... قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/6820 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام هم خودتون مطالعه کنید تا روش درست بحث کردن و جواب به شبهه رو یاد بگیرید، هم کم‌کم توی یک فضای دوستانه، کتاب خوب(کتاب‌هایی که در کانال معرفی کردیم) رو امانت بدید به دوست و فامیل...