✍🏻 مرقومه رهبرانقلاب در قرآن تقدیمی به مادران چشم انتظار شهدای مفقود الاثر
▪️ حضرت آیتالله خامنهای: «یکی از بخشهای مهم و جذابی که میتواند مصیبت ابالفضل را بیان کند، زبان حال مادر حضرت اباالفضل است؛ همان «لا تدعونّی ویک امّ البنین»
◾️ مادری است؛ صورت قبر چهار جوانش را که در کربلا شهید شدند، در بقیع میکشد و نوحهسرائی میکند و حماسه میآفریند. همهاش اشک ریختن و تو سر زدن هم نیست؛ البته اشک ریختن هست، اشکالی هم ندارد؛ بلکه حماسهآفرینی است، افتخار به این جوانهاست.» ۱۳۹۰/۰۳/۲۵
#وفات_حضرت_ام_البنین
•|اعلام برنامه📣|•
#اجتماع_بزرگ_دختران_حاج_قاسم
در جشن میلاد حضرت زهرا(س)🌸
دعوت از دختران به همراه مادران:)🌱
قرارِ دخترانِ بیقرارِ سردار دلها🕊 :
چهارشنبه، ۲۱دی ماه، ساعت ۱۴:۳۰
مصلای امام خمینی اصفهان
با رزق ویژه زیارت مرقد حاج قاسم که از بین شرکتکنندگان به قید قرعه ۳۱۳نفر به صورت رایگان به اردوی کرمان اعزام خواهند شد.
🌱رویدادی بزرگ در راه است...✨
#جان_فدا #روز_مادر
http://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
•|اعلام برنامه📣|• #اجتماع_بزرگ_دختران_حاج_قاسم در جشن میلاد حضرت زهرا(س)🌸 دعوت از دختران به هم
مهشکنیهای اصفهان، تشریف بیارید همدیگه رو ببینیم...
#معرفی_کتاب 📚
کتاب #درگاه_این_خانه_بوسیدنی_است
✍🏻 #زینب_عرفانیان
#نشر_شهید_کاظمی
این کتاب خاطرات ناگفته فروغ مُنهی ست؛ مادر شهیدان داوود، رسول و علیرضا خالقیپور.
مادر شهیدی که سالهاست لبخند مهمان همیشگی لبهایش شده.
مادر جوانی که روزهای جوانیاش به داغ جگرگوشههایش گذشت و خم به ابرو نیاورد. شیرزنی توصیف نشدنی که در صفحات این کتاب فقط گوشههایی از صبر زینبگونهاش به تصویر کشیده شده است. مادری که علاوه بر تقدیم سه فرزند خود، افتخاری همسری جانباز دوران دفاع مقدس را دارد...
این کتاب یکی از بهترین مادرانههای دفاع مقدس بود و لحظات شیرینی با آن گذراندم؛
واقعا درگاه خانهای که چنین بانویی مادرش باشد، بوسیدنی ست...
#وفات_حضرت_ام_البنین
http://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 85 اسم افرا را ک
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰
📙رمان امنیتی #شهریور 🌾
✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا
قسمت 86
قبل از این که پای دیگرش را داخل اتاقک بگذارد، پایم را میگیرم پایین چارچوب در.
کفش مرد به پایم گیر میکند و با صورت، میافتد روی قبرها. سریع بهجای او، در آستانه در میایستم تا راهم برای فرار باز باشد و براندازش میکنم.
صدای آه و نالهاش بلند شده. بدبخت. جثه و نیمرخش آشناست. زیر لب میگویم: آرسن؟
با تکیه به دستانش، صورت از زمین برمیدارد و همانجا مینشیند. صورتش از درد جمع شده و از بینیاش خون میآید: چرا اینطوری میکنی؟ منم! آرسن!
-باید حدس میزدم فقط تو میتونی انقدر احمق باشی. چطور پیدام کردی؟
دستش را میگیرد روی بینی و صورت متورمش و نگاهم میکند: نگرانت بودم.
کاش تا در قبرستان هستیم، فرصت زنده به گور کردنش را پیدا کنم. قدمی جلو میروم و آرسن کمی خودش را عقب میکشد. جیغ خفهای میکشم: تو بیخود نگرانم بودی. کی بهت گفت من اینجام؟
-بابای هماتاقیت بهم زنگ زد... گفت که چی شده. نگرانت شدم. ترسیدم حالت بد بشه.
معسودِ فضول... رفته آمارم را کامل درآورده و آرسن را پیدا کرده. آرام به جلو قدم برمیدارم: نگرانم بودی؟ آره؟ نگرانم بودی؟
رسیدهام بالای سرش. کوه آتشی که درونم بود، دوباره گُر گرفته و آماده است که آرسن را خاکستر کند. چشمان آرسن لبریز شدهاند از ترس و دستانش روی صورتش خشک شدهاند. میگویم: اون موقعی که توی لبنان تنها موندم و هیچکس نبود به دادم برسه، نگرانم نشدی؟
چنگ میزنم و یقهاش را میگیرم. دستانش از روی صورتش کنار میروند و آن را به عقب تکیه میدهد. مقاومت نمیکند؛ حتما خودش را مستحق مجازات میداند.
سرش را پایین میاندازد و آرام میگوید: به خدا اگه میتونستم کاری برات بکنم میکردم. همه تلاشمو کردم که یه کاری بکنم... به خدا نتونستم.
-خدا؟ خدا؟ خدا؟
با هربار گفتن، صدایم بالاتر میرود و یقهاش را با ضرب رها میکنم. جیغ میکشم: خدایی که میگی دقیقا کدوم گوریه؟ چرا به دادم نرسید؟ من مسخرهش بودم؟ چرا نشست نابود شدنم رو نگاه کرد؟ من رو آفریده که آرومآروم زجرم بده و نابودم کنه؟ آره؟ خدای تو اینه؟ هرکس که دوست دارم رو ازم میگیره و میذاره توی بدبختیام غرق بشم؟
انقدر بلند سرش جیغ زدهام که چشمانش را بسته و سعی دارد خودش را بیشتر عقب بکشد؛ ولی به دیوار خورده و راه نجات ندارد. آرامتر زمزمه میکند: منو ببخش. میدونم خیلی اذیت شدی. حق داری. تقصیر منه.
#ادامه_دارد ...
قسمت اول رمان:
https://eitaa.com/istadegi/6820
⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمیباشد⛔️
#فاطمه_شکیبا
#مه_شکن ✨
🌐https://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 86 قبل از این که
برای امنیتی بودن خیلی خنگه🙄