eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.8هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
843 ویدیو
95 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
✨بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم✨ 🌷 🌷 ‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱 💠بیانات امام خامنه‌ای در اجتماع زنان خوزستان ۱۳۷۵/۱۲/۲۰ عرصه‌ی دوم، عرصه‌ی فعّالیت‌های اجتماعی است؛ اعم از فعّالیت اقتصادی، فعّالیت سیاسی، فعّالیت اجتماعی به معنای خاص، فعالیت علمی، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همه‌ی میدان‌های زندگی در صحن جامعه. در این‌جا هم میان مرد و زن در اجازه‌ی فعّالیت‌های متنوّع در همه‌ی میدان‌ها، هیچ تفاوتی از نظر اسلام نیست. اگر کسی بگوید مرد می‌تواند درس بخواند، زن نمی‌تواند؛ مرد می‌تواند درس بگوید، زن نمی‌تواند؛ مرد می‌تواند فعالیت اقتصادی انجام دهد، زن نمی‌تواند؛ مرد می‌تواند فعّالیت سیاسی کند، زن نمی‌تواند، منطق اسلام را بیان نکرده و بر خلاف سخن اسلام حرف زده است. از نظر اسلام، در همه‌ی این فعّالیت‌های مربوط به جامعه‌ی بشری و فعّالیت‌های زندگی، زن و مرد دارای اجازه‌ی مشترک و همسان هستند. البته بعضی از کارها هست که باب زنان نیست؛ چون با ترکیب جسمانی آن‌ها تطبیق نمی‌کند. بعضی از کارها هم هست که باب مردان نیست؛ چون با وضع اخلاقی و جسمی آن‌ها تطبیق نمی‌کند. این موضوع ربطی به این ندارد که زن می‌تواند در میدان فعّالیت‌های اجتماعی باشد یا نه. تقسیم کار، بر حسب امکانات و شوق و زمینه‌های اقتضای این کار است. اگر زن بخواهد شوق داشته باشد، میتواند فعّالیت‌های گوناگون اجتماعی و آنچه که مربوط به جامعه است، انجام دهد. البته در عرصه‌ی این فعّالیت‌ها، اسلام حدودی را معیّن کرده است که این حدود، مربوط به زن و اجازه داشتن او برای فعّالیت نیست؛ مربوط به اختلاط زن و مرد است که اسلام روی این مسأله حسّاسیت دارد. اسلام معتقد است که مرد و زن باید یک مرزبندی میان خودشان در همه جا -در خیابان، در اداره، در تجارتخانه- داشته باشند. میان زن و مرد مسلمان، حجاب و مرزی معیّن شده است. اختلاط و امتزاج زن و مرد، مثل اختلاط و امتزاج مردان با هم و زنان با هم نیست. این را باید رعایت کنند. هم مرد باید رعایت کند و هم زن باید رعایت کند. اگر این حسّاسیتِ اسلام نسبت به روابط و نوع اختلاط مرد و زن رعایت شود، همه‌ی کارهایی که مردان می‌توانند در عرصه‌ی اجتماعی انجام دهند، زنان هم -اگر قدرت جسمانی و شوق و فرصتش را داشته باشند- می‌توانند انجام دهند. سلام‌الله‌علیها https://eitaa.com/istadegi
✨بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم✨ 🌷 🌷 ‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱 💠بیانات امام خامنه‌ای در اجتماع زنان خوزستان ۱۳۷۵/۱۲/۲۰ زنان می‌توانند تحصیلات عالیه کنند. بعضی‌ها خیال می‌کنند که دختران نباید تحصیل کنند. این، اشتباه و خطاست. دختران باید در رشته‌هایی که برای آنها مفید است و به آن علاقه و شوق دارند، تحصیل کنند. جامعه، به تحصیلات دختران هم نیازمند است؛ همچنان که به تحصیلات پسران نیازمند است. البته محیط تحصیل باید سالم باشد؛ هم برای پسر و هم برای دختر. دانشگاه باید برای فرزندان مردم امنیت داشته باشد؛ چه دختر و چه پسر. کوچه و خیابان باید از لحاظ ناموسی و اخلاقی امنیت داشته باشد؛ چه برای دختران و چه برای پسران؛ فرق نمی‌کند. در صورتی که این امنیت حاصل شود، آن وقت در محیط امن، در کوچه و بازار امن، در دانشگاه امن، در دبیرستان امن که امنیت اخلاقی و فکری تأمین شده است -و مسئولان و پدران و مادران باید آن را تأمین کنند- دختر مسلمان، پسر مسلمان، مرد مسلمان، زن مسلمان می‌توانند فعّالیت خودشان را بکنند. برای این‌که آن اختلاطی که قبلاً گفتم، پیش نیاید و حدود اخلاقی حفظ شود، اسلام برای زن حجاب را معیّن کرده است. خودِ این حجاب، یکی از وسایل امنیت است. با حجاب زنِ مسلمان، هم خود زنِ مسلمان امنیت پیدا می‌کند و هم مردان مسلمان امنیت پیدا می‌کنند. آن جایی که حجاب را از زنان دور می‌کنند، آن جایی که زن را به عریانی و برهنگی نزدیک می‌کنند، در درجه‌ی اوّل، امنیت از خود زن و در درجه‌ی بعد، از مردان و جوانان گرفته خواهد شد. برای این‌که محیط سالم و دارای امنیت باشد؛ زن بتواند کار خود را در جامعه انجام دهد، مرد هم بتواند مسئولیت‌های خود را انجام دهد، اسلام حجاب را معیّن کرده است که این حجاب، یکی از آن احکام برجسته‌ی اسلام است و یکی از فوایدش همین است که گفتم. فواید فراوان دیگری هم دارد که در بخش بعد، اگر به یادم آمد و فرصت شد، اشاره‌ای خواهم کرد. سلام‌الله‌علیها https://eitaa.com/istadegi
" بسم رب الفاطمــه سلام‌الله‌علیها " 💠 از زبان مادر آرمان... سلام آرمان من. الان دقیقا دو ماه و شانزده روز است که قطعه‌ای از جانم را به خاک سرد سپرده‌ام؛ اما درد نبودنش را نادیده می‌گیرم، بغضم را فرو می‌خورم و لبخند می‌زنم، تا چرخ خانه مثل همیشه بچرخد و زخمی که بر قلب پدر و برادرت نشسته، التیام بگیرد. منتظرم مثل سال قبل، صدایت را از بیرون آشپزخانه بشنوم. بگویی که کارم داری، به زور روی مبل بنشانی‌ام، دستم را ببوسی، یک انگشتر عقیق در دستم بگذاری و در تمنای بهشت، به پایم بیفتی. منتظرم برای روز مادر، سری به من بزنی و من، دوتا چای برای خودم و خودت بریزم و با هم صحبت کنیم. تو هرچه در بهشت دیده‌ای را برای من بگویی و من... من رازهای مادرانه دلم را. یک رازهایی در عالم هست که فهمیدنش، تنها با تجربه ممکن است. هرچقدر بگویی و شرح بدهی، کلمات حائل می‌شوند میان تو و آن راز. مادری هم یکی از آن رازهاست؛ آشکارترین راز پنهان در عالم. شاید برای تو و مردهای دیگر، نامفهوم و پیچیده باشد؛ اما هر دختری از آغاز تولدش، در درون خودش، در وجود خودش حسی مادرانه دارد. هر دختری از بدو تولد یک مادر هم هست؛ حتی اگر هیچ‌وقت بچه‌دار نشود. این حس مادرانه را تو نمی‌فهمی؛ اما حماسی‌ترین حسی‌ست که یک انسان می‌تواند تجربه کند. عجیب نیست که خدا، آسمان و زمین برای یک مادر – حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها – خلق کرده باشد و عجیب نیست اگر بگویم که این مادر، با همان حس حماسی و شورانگیز مادرانه‌اش، راز شب قدر باشد؛ راز شب تعیین سرنوشت هستی. مادری قدرتمندترین نوع عاطفه و پدیده بشری ست. قوی‌تر از عشق، شادی، هیجان، خشم، نفرت، ترس و هرچیز دیگری. اصلا انگار اول مادری بوده و بعد، تمام احساسات و کنش‌ها، دور محور مادرانگی شکل گرفته‌اند. زن‌ها یا بهتر بگویم مادرها، شجاع‌ترین قهرمانان روی زمین‌اند. شجاع‌تر از همه قهرمان‌های شاهنامه و ایلیاد و افسانه‌های باستانی، شجاع‌تر از سلحشوران و جنگاوران بزرگ تاریخ و شجاع‌تر از هر پهلوانی که در محدوده خیال بشر قدم گذاشته. اگر در وجود مردی، بارقه‌هایی از قدرت و شجاعت باشد، سرچشمه آن قدرت و شجاعت را در روح مادرش پیدا می‌کنی؛ همان‌طور که یقین داشته باش مردان بزدل، حاصل تربیت زنانی با روح ضعیف‌اند. وقتی داستان مقاومت و شهادتت به گوشم رسید، از ته دل خدا را شکر کردم که من را از مادران دسته اول قرار داده؛ مادرانی که قدرت روحشان در شجاعت فرزندانشان نمایان می‌شود. راستش را بخواهی، بعد از شهادتت، قدرتی در خودم یافته‌ام که قبلا از وجودش آگاه نبودم؛ قدرتی هزاران برابر شجاعت تو. انگار یک دریای مواجم، یک رود خروشان، یک طوفان بی‌قرار. تو وقتی قدم به دنیا گذاشتی، من را وارد جهان تازه‌ای کردی؛ جهان مادرانگی. و شهادتت هم برای من تولد دوباره بود؛ یک شهود مادرانه. سلام بر تو پسر شهیدم؛ سلام بر تو که با چهره کبود و خونین، سر بر چادر حضرت مادر گذاشتی، سلام بر تو که مایه سرافرازی من در روز محشری، و سلام بر حضرت مادر، که همه مادرها، آینه‌ای هستند برای باز تاباندن نور بی‌نهایتش... . . پی‌نوشت: تبریک به تمام بانوان و دختران سرزمینم؛ که همه مادرند، چه فرزند داشته باشند چه نه... ✍🏻فاطمه شکیبا http://eitaa.com/istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 93 اگر عباس می‌ر
🔰 🔰 📙رمان امنیتی 🌾 ✍️به قلم: قسمت 94 با چشم اشاره می‌کند به ظرف: بفرمایید. شیرینیِ روزه‌اولی بودنمه. -شیرینیِ چی؟ -امسال اولین سالیه که روزه می‌گیرم. این کیک رو هم خودم با مامانم پختم. بفرمایین. ظرف را جلوتر می‌آورد. بوی کیک خانگی را که می‌فهمم، تازه یادم می‌افتد چقدر گرسنه‌ام. زیر لب تشکر می‌کنم، یکی برمی‌دارم و نصفش را با یک گاز بزرگ، نجویده می‌بلعم. منتظرم دختر برود؛ اما می‌نشیند کنارم، روی نیمکت. کودکانه می‌پرسد: چرا گریه می‌کنی؟ جا می‌خورم و دست می‌کشم به صورتم. خیس است. لعنتی. قرار بود دیگر گریه نکنم. حالم دارد بهم می‌خورد از خودم. حواسم یک لحظه پرت شد، بغضم فرصت رهایی پیدا کرده. کیک را کامل به دهان می‌گذارم و کمی حالم بهتر می‌شود. دختر می‌گوید: دیدم داشتی گریه می‌کردی، خواستم خوشحالت کنم. دوست دارم سرش جیغ بکشم: چرا خواستی خوشحالم کنی؟ به تو چه ربطی دارد که من خوشحالم یا غمگین؟ مگر من را می‌شناسی؟ اصلا چه سودی به تو می‌رسد؟ چرا شما ایرانی‌ها فقط دنبال نجات این و آنید؟ چرا نگران کسانی می‌شوید که هیچ نسبتی با شما ندارند؟ چرا یک نفرتان مثل عباس، هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر از کشورش می‌جنگد برای مردمی که اصلا نمی‌شناسدشان؟ شما ایرانی‌ها را اگر رها کنند، دنبال نجات همه دنیایید... چرا سرتان را در لاک خودتان نمی‌برید و دنبال یک نفر می‌گردید که کمکش کنید؟ حرف‌هایم را می‌خورم و تندتند اشک‌هایم را پاک می‌کنم. آرام می‌پرسم: منو خوشحال کنی؟ -آره دیگه. بیا یکی دیگه بردار. خیلی خوشمزه‌س. از خدا خواسته، یک برش دیگر هم برمی‌دارم. دخترک می‌گوید: اسم من بارانه. اسم تو چیه؟ با دهان پر می‌گویم: آریل. -چه اسم عجیبی! کیک را قورت می‌دهم و می‌گویم: اسم یه فرشته ست. -قشنگه. کیک باعث شده حالم بهتر شود و مغزم بهتر کار کند. می‌پرسم: چند سالته باران؟ ... قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/6820 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام ممنونم، ازشون بپرسید به حقیقت بیشتر بها می‌دن یا نژاد؟ ارزش اون زن عرب، به نژادش نیست و ما کاری به نژاد افراد کاری نداریم. مهم ارزش‌های انسانی اون بانو و جایگاهش در برابر خداست. اگه حضرت زهرا از هر نژاد دیگه‌ای بودند و همین سیره و منش رو داشتند، باز هم چیزی ازشون کم نمی‌شد. اهمیت به نژاد یک تفکر عقب‌مانده و جاهلانه ست نه تفکر یک انسان فرهیخته...
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
✨بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم✨ 🌷 #ریحانه 🌷 ‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱 💠بیانات امام
✨بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم✨ 🌷 🌷 ‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱 پس، در عرصه‌ی دوم -که عرصه‌ی فعّالیت‌های اجتماعی و سیاسی و علمی و فعّالیت‌های گوناگون است- زنِ مسلمان مثل مردِ مسلمان حق دارد آنچه را که اقتضای زمان است، آن خلأیی را که احساس می‌کند، آن وظیفه‌ای را که بر دوش خود حس می‌کند، انجام دهد. چنانچه دختری مثلاً مایل است پزشک شود، یا فعالیت اقتصادی کند، یا در رشته‌های علمی کار کند، یا در دانشگاه تدریس کند، یا در کارهای سیاسی وارد شود، یا روزنامه‌نگار شود، برای او میدان‌ها باز است. به شرط رعایت عفّت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج زن و مرد، در جامعه‌ی اسلامی میدان برای زن و مرد باز است. شاهد بر این معنا، همه‌ی آثار اسلامی است که در این زمینه‌ها وجود دارد و همه‌ی تکالیف اسلامی است که زن و مرد را به طور یکسان، از مسئولیت اجتماعی برخوردار می‌کند. این‌که می‌فرماید: «من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، مخصوص مردان نیست؛ زنان هم باید به امور مسلمانان و جامعه‌ی اسلامی و امور جهان اسلام و همه‌ی مسائلی که در دنیا می‌گذرد، احساس مسئولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفه‌ی اسلامی است. بر اساس آیه‌ی شریفه‌ی سوره‌ی احزابْ فرق نمی‌کند؛ چه اسلام، چه ایمان، چه قنوت، چه خشوع، چه تصدّق، چه صوم، چه صبر و استقامت، چه حفظ ناموس، چه ذکر خدا، زن و مرد در این بخش‌ها یکسانند. فعّالیت زنان در عرصه‌ی اجتماع، فعّالیتی کاملاً مباح و روا و مطلوب و مُجاز است که با حفظ حدود اسلامی، این‌ها را انجام دهند و نیمی از نیروی فعّال جامعه را به جامعه تقدیم کنند. آن وقتی که در جامعه، هم مرد تحصیل می‌کند و هم زن، جمعیت تحصیل کرده، دو برابر آن زمانی است که فقط مردان تحصیل می‌کنند. آن وقتی که زنان در جامعه تدریس می‌کنند، معلّم در جامعه دو برابر تعداد آن وقتی است که فقط مردان تدریس می‌کنند. در فعّالیت سازندگی، در فعالیت اقتصادی، در طرّاحی و فکر کردن و برای امور کشور و یک شهر و یک روستا و یک مجموعه و امور شخصی خانواده مطالعه کردن، میان زن و مرد تفاوتی نیست. همه مسئولند و همه باید انجام دهند. 💠بیانات امام خامنه‌ای در اجتماع زنان خوزستان ۱۳۷۵/۱۲/۲۰ سلام‌الله‌علیها https://eitaa.com/istadegi
‼️‏از روز زن تا روز زن حدود ۱۱۰ سال است که روز زن در جهان، هشتم مارس است. در ایران، روز زن زادروز حضرت زهرا(س) است. تفاوت اصلی میان روز زن در جهان و ایران، مناسبت تاریخی آن نیست. تفاوت اصلی در نوع برگزاری آن در ایران و جهان است. روز زن در جهان، فرصتی است برای بازنگری وضعیت زنان در حوزه‌های حقوق و توسعه(بهداشت زنان، اشتغال زنان، قوانین مدنی مربوط به زنان و...) و آمارهای جهانی دربارۀ زنان کارگر، بی‌سرپرست، خیابانی و خشونت‌دیده، و هر مسئله‌اي كه به جنسیت ربط دارد. در اکثر کشورهای جهان، در روز هشتم مارس، کارشناسان می‌نشینند و دربارۀ اين مسائل گفت‌وگو می‌کنند و هشدار می‌دهند و از راه‌حل‌ها می‌گویند. دیشب و امروز که تلویزیون ایران را می‌دیدم، جز متن‌های ادبی و شعر دربارۀ زن و مادر نشنیدم؛ بگذریم که متن‌ها یا تکراری بودند یا سطحی و شعاری. موضوع متن‌ها هم یا عفاف بود یا فداکاری زنان... (برشی از یادداشت آقای رضا بابایی ۹۵/۱۲/۲۹)
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
‼️‏از روز زن تا روز زن حدود ۱۱۰ سال است که روز زن در جهان، هشتم مارس است. در ایران، روز زن زادروز ح
بسم الله... این متن را که خواندم، داغ دلم تازه شد و ضرورت دیدم چند کلمه‌ای به آن اضافه کنم. چه در ایران، چه در غرب و چه در تمام نقاط جهان، زنان گرفتار نوعی از مردسالاری‌اند؛ فرقی نمی‌کند، مردسالاری چه مدرن باشد چه سنتی، مردسالاری ست. اما یک تفاوت بزرگ هست میان زنان ایرانی و زنان غربی. زن غربی، با یک مردسالاری بی‌رحم و سرد مواجه است و خیلی زود طعم آن را می‌چشد و می‌فهمد. زن غربی، مسئله را دیده و فهمیده. آمار تجاوز و نابرابری حقوق و خشونت علیه زنان و... مقابلش هست، می‌داند که یک جای این نظام ایراد دارد و برای گرفتن حقوقش، داد می‌زند و اعتراض می‌کند. شاید صدای اعتراضش به جایی نرسد، ولی حداقل می‌داند دردش را. و برای همین است که می‌بینید فمینیست‌های اروپایی، سرگشته از بحران هویت زنانه خود، به دامان اسلام پناه می‌آورند. اما زن ایرانی و مسلمان... با کمال تاسف به خواب عمیقی رفته و نه درد را می‌داند و نه راه حلش را. از کودکی گرفتار یک نظام مردسالار است؛ چه در فرهنگ، چه در قانون، چه در سیاست و اقتصاد... و این نظام چنان خود را توجیه کرده که زنان مسلمان حتی نمی‌دانند مشکل‌شان کجاست، حقوقشان چیست و چطور مورد ظلم قرار گرفته‌اند. وقتی هم حرف از حقوق زنان و جایگاه و مشکلات‌شان به میان می‌آوری، سریع همان زنان برچسب فمینیست روی پیشانی‌ات می‌چسبانند و طردت می‌کنند، یا مثل مجسمه نگاهت می‌کنند، سر تکان می‌دهند، پوزخند می‌زنند و از کنارت رد می‌شوند. روز زن... روز مادر... هر سال در این روز چه اتفاقی می‌افتد جز شنیدن اشعار و متن‌های ذوقی و شعاری و شنیدن تبریک این و آن؟ روز زن در ایران، فقط این دغدغه را با خودش می‌آورد که برای مادر یا همسر چه هدیه‌ای بخریم. و زنان هم انگار شرطی شده‌اند، تنها انتظارشان در این روز یک هدیه است و تبریک. اما فقط همین؟ پس شناخت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و عملی کردن سیره و سبک زندگی‌شان کجای زندگی ماست؟ و وقتی حرف از الگوی فاطمی می‌زنیم، سریع بحث حجاب و عفاف را پیش می‌کشند و در همین حد محدودش می‌کنند. حجاب و عفاف تنها یک بعد از شخصیت بی‌نهایت حضرت زهراست و ما با تقلیل ایشان به یک بعد، در حق این بانو ظلم کرده‌ایم. تصویر ما از ایشان، صرفا یک زن مومنه است؛ نه یک الگوی کامل برای تمام زنان و مردان. ما انقدر این بانو را تقلیل داده‌ایم که وقتی حرف از حق‌خواهی به میان می‌آید، کسی به یاد مطالبه‌گری و قیام هوشمندانه ایشان در جریان فدک نمی‌افتد. زنی که ادعا می‌کند الگویش حضرت زهراست، آیا حاضر است برای مطالبه حقش، در جمعی مردانه سخنرانی کند؟ قیام حضرت زهرا، یک قیام زنانه در جامعه‌ای سراسر مردسالار است؛ قیامی که نه فقط برای احقاق حق خود و بازگشت جامعه به مسیر درست اتفاق افتاد، بلکه درواقع قیامی بود برای بازیابی هویت و جایگاه زنان؛ که هرچند در جامعه آن زمان درک نشد، الگویی شد برای تمام تاریخ. اگر بخواهیم از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها الگو بگیریم، یکی از گام‌های ما باید مطالبه حق کرامت الهی‌مان باشد. وقتی حرف از حقوق زنان می‌زنم، منظورم آزادی پوشش و دوچرخه‌سواری نیست. متاسفانه زنان ایرانی، باز هم در پیدا کردن حق خود به اشتباه رفته‌اند. مطالباتی که در اعتراضات اخیر مطرح شد، نه‌تنها به سود زنان نبود که باعث به حاشیه راندن مطالبات واقعی بانوان شد؛ هرچند... مطالبات بانوان مدت‌هاست که در حاشیه است؛ چنان که خودشان هم آن را نمی‌شناسند. بی‌پرده می‌گویم: حدود هشتاد درصد تجاوزها در ایران، به دلیل فرهنگ و باورهای غلط، گزارش نمی‌شود و به تبع آن مورد پیگرد قانونی قرار نمی‌گیرد؛ قوانین برای پیشگیری از آزار جنسی زنان به اندازه کافی بازدارنده نیستند؛ هیچ آمار دقیقی از خشونت خانگی علیه زنان، آزار جنسی و تن‌فروشی در ایران وجود ندارد؛ آمار در حوزه قتل‌های ناموسی، ازدواج‌های اجباری، کودک‌همسری و خودکشی زنان و دختران مبهم است؛ (این نکته را به یاد داشته باشید: با نگاهی به آمارهای خشونت علیه زنان در غرب، می‌توان فهمید که وضعیت زنان غربی تاسف‌بار است؛ اما به این معنی نیست که شرایط زنان ایرانی بهتر یا بدتر است. آمار برای قضاوت وضعیت بانوان، به اندازه کافی واقع‌نما نیست. ممکن است وضعیت زنان غربی از زنان ایرانی بهتر، بدتر و یا مشابه باشد و در این باره هیچ نمی‌توان گفت. و وقتی آمار در دست نباشد، یعنی ما اصلا دید درست و جامعی نسبت به مسئله نداریم و نمی‌توانیم آن را حل کنیم.) متاسفانه در برخی استان‌های کشور، شاهد تعداد قابل توجهی از خودسوزی و خودکشی زنان به علت خشونت خانگی و ازدواج اجباری هستیم؛ هنوز هستند دخترانی که به علت فقر، اجبار خانواده، ازدواج اجباری و... از تحصیل باز می‌مانند؛ اما آمار دقیقی از آنان وجود ندارد؛
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
بسم الله... #روز_مادر این متن را که خواندم، داغ دلم تازه شد و ضرورت دیدم چند کلمه‌ای به آن اضافه ک
تعداد قابل توجهی از زنان سرپرست خانوار و بانوان مطلقه و بیوه، از محدودیت‌های اجتماعی، مشکلات معیشتی، مشکلات روحی و محدودیت‌های خانواده رنج می‌برند؛ بخشی از زنان به علت فقر، علی‌رغم میل خود، مجبور به کار در خارج از خانه هستند؛ بخشی از زنان به علت وجود ساختارهای مردانه در ادارات و نهادهای مختلف، از دستیابی به شغل مورد علاقه خود باز می‌مانند و شایستگی علمی و اجرایی آنان نادیده گرفته می‌شود؛ با وجود شعارهای فراوان، قوانین و ساختارها هنوز مادران شاغل را نادیده می‌گیرند و تسهیلات لازم را برای آنان فراهم نکرده‌اند؛ خانه‌داری هنوز به عنوان یک شغل، به رسمیت شناخته نشده و بسیاری از زنان خانه‌دار، از بیمه و حقوق بی‌بهره‌اند؛ قوانین در حوزه خانواده و طلاق، کارآمدی لازم برای حفظ نظام خانواده و دفاع از حقوق زنان را ندارند؛ به علت خلاءهای قانونی و مسائل فرهنگی، هنوز زنان از امنیت لازم در محیط تحصیلی و کاری برخوردار نیستند؛ آموزش و فرهنگ‌سازی در جهت آگاهی زنان از مسائل بهداشتی، حقوقی، اجتماعی و خانوادگی صورت نگرفته است و بسیاری از زنان از حقوق و تکالیف خود آگاهی ندارند؛ تنها بیست و شش درصد از مدیران کشور از جامعه زنان‌اند و هنوز نقش زنان در مشاغل مدیریتی و تصمیم‌ساز کم‌رنگ است؛ در رسانه‌های رسمی و غیررسمی و در باور عامه، هنوز کلیشه‌ها و انگاره‌های غلط درباره زنان وجود دارد (این که زنان بهره هوشی کم‌تری دارند، وابسته‌اند، از فهم و انجام برخی امور ناتوان‌اند، تنها به فکر ظاهرند و...)؛ و این موارد، تنها بخشی از مسائل و مشکلاتی ست که زنان ایران با آن مواجه و از آن غافل‌اند. در چنین شرایطی، بهتر است بجای تبریک روز زن و تکرار سخنان کلیشه‌ای، به فکر حل مشکلات جامعه زنان باشیم... ✍️فاطمه شکیبا https://eitaa.com/istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 94 با چشم اشاره
🔰 🔰 📙رمان امنیتی 🌾 ✍️به قلم: قسمت 95 کیک باعث شده حالم بهتر شود و مغزم بهتر کار کند. می‌پرسم: چند سالته باران؟ -ده سال. -سختت نیست روزه بگیری؟ باران پاهایش را روی نیمکت تاب می‌دهد. سرش را به یک سمت خم می‌کند و چشمانش را تنگ: ام... یکمی تشنه‌م می‌شه بعضی وقتا. به دومین برش کیکم، گاز دیگری می‌زنم و می‌پرسم: مامان و بابات مجبورت می‌کنن روزه بگیری؟ ابرو بالا می‌اندازد: نچ. خودم دوست دارم. پاهایش را تندتر تاب می‌دهد و می‌گوید: پارسال هم می‌خواستم بگیرم. ولی بابام گفت به شرطی می‌ذاره روزه بگیرم که دکتر اجازه بده. -چرا؟ مگه مریضی؟ می‌خندد: نه بابا. بخاطر این بود که مطمئن بشه ضعیف نباشم. پارسال که رفتیم دکتر، دکتر گفت برام خوب نیست. ولی امسال اجازه داد. دستانش را باز می‌کند و کش و قوسی به بدنش می‌دهد: خیلی خوشحالم! دلم نمی‌آید بزنم توی ذوقش. با خنده‌اش می‌خندم و می‌گویم: تبریک می‌گم. رویش را به سمتم برمی‌گرداند و دستانش را می‌گذارد لبه نیمکت: تو چرا گریه کردی؟ در خودم جمع می‌شوم و دنبال یک پاسخ کوتاه می‌گردم تا از شرش خلاص شوم. آرام می‌گویم: هیچی... فقط یکم دلم گرفته بود. از میان صدای خنده و شادی بچه‌ها در زمین بازی، صدای خواندن شعری واضح‌تر به گوشم می‌رسد: تاب تاب عباسی... خدا منو نندازی... -الان حالت بهتره؟ ... قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/6820 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا