eitaa logo
کتابخانه‌مدافعان‌حریم‌ولایت
1.4هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
2.8هزار ویدیو
1.8هزار فایل
آیدی مدیر کانال @Mohamadjalili1 ادمین پاسخگو @Mesbaholhodaaa 👈 انتشار مطالب و فایل ها با ذکر آیدی کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
رابین هود.pdf
10.18M
📚عنوان : ✍نویسنده : الکساندر دوما 📝مترجم : ذبیح الله منصوری 📚 @ketabkhanehmodafean
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
چه طوری زمینه های کتابخون شدن بچه ها رو فراهم کنیم؟! 🌸🌸🌸 بلند خوانی کتاب قبل از خواب و قصه گویی برای بچه ها یک ضرورت است. ☘☘☘ ❓یعنی چه کار کنیم؟! 🌸برنامه ای ثابت برای کتابخوانی برای بچه ها قبل از خواب داشته باشیم. این برنامه بهتر است در قالب کتابخوانی باشد اما قصه گویی هم خوبه. علاوه بر این، قصه گویی برای بچه ها در طول روز خیلی شیرین و لذت بخشه. به ویژه اگر برای قصه گویی از ابزارهای مختلف مثل عروسک استفاده کنیم. ☺️ ضمنا یادمون باشه قرار نیست اگر بچه ها باسواد شدن، دیگه براشون کتاب نخونیم. این بلندخوانی حتی تا سنین نوجوانی هم برای بچه ها خوب و لازمه، فقط باید کشف کنیم چی دوست دارن. ❓چی به دست میاریم؟! 🌸تقویت رابطه ی عاطفی بین والدین و بچه ها در فرآیند قصه گویی و بلندخوانی، موجب علاقه مندی بیشتر بچه ها به کتاب میشه. 😊 گذشته از اون، این برنامه ی ثابت، نشون دهنده ی اهمیت کتاب برای والدین و همراهی اونها در مسیر کتابخوانی بچه هاست. ؟! 📚 @ketabkhanehmodafean
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتابخانه‌مدافعان‌حریم‌ولایت
#قدّیس 📌فصل ۱۲ 🔶کشیش سرش را بالا گرفته بود تا از میان مردمی که در پیاده رو راه می رفتند، بتواند ت
📇 ...جوان از پشت پیشخوان بیرون آمد. روبروی کشیش ایستاد و گفت:" بله، البته"..بعد با دقت به صورت کشیش نگاه کرد و قبل از اینکه او حرفی بزند، پرسید :" شما عرب هستید؟" 🔶کشیش گفت:" خیر، اصالتا" روس هستم، اما سال‌ها در لبنان زندگی کرده ام؛ بیش از۵۰سال!" جوان لبخند زد و گفت:" دیدم عربی را خوب حرف می زنید ، اما به چهره تان نمی آمد عرب باشید؛ هرچند محاسن تان بلند است .چهره ای نورانی دارید... حالا بفرمایید چه کتابی می خواهید؟" 🔸کشیش گفت "کتاب خاصی نمی خواهم. من به دنبال کتاب هایی هستم که درباره ی علی باشد ؛ امام علی." 🔷🔷 جوان گفت:" ما اینجا کتاب های زیادی درباره ی امام علی داریم. بفرمایید تا نگاهی به آنها بیندازید." 🔶کشیش پشت سر او به راه افتاد. جوان جلوی قفسه ای ایستاد و گفت:" کتابهای این قفسه ، همه شان درباره ی امام علی است...گفتید کتاب خاصی نمی خواهید،؟" 🔷کشیش سرش را به علامت تاءیید تکان داد . جوان گفت:" اگر می خواهید درباره ی امام علی مطالعه کنید، خوب است اول از نهج البلاغه شروع کنید.. می خواهید آن را نشانتان بدهم؟" 🔹کشیش گفت: " نه پسرم؛ نهج البلاغه را دارم و خوانده ام." جوان با انگشت کتابهایی را نشان داد و گفت:" این دوره ی چند جلدی شرح کاملی از زندگی امام است؛ به نام که از عبدالمقصود مصری است..می خواهید ببینید؟" 🔷کشیش گفت:" نیازی نیست؛ کتابهای عبدالفتاح عبدالمقصود را هم خوانده ام." 😳 جوان با تعجب به کشیش نگاه کرد و گفت:" لابد کتابهای جرج جرداق را هم مطالعه کرده اید؟؟" 🔹کشیش گفت :" بله! جرج جرداق خودش آن کتابها را به من هدیه داد." جوان پرسید:" پس لابد شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید را هم مطالعه فرموده اید؟" 🔷کشیش گفت :" نه این کتاب را ندیده ام." 📘 جوان از داخل قفسه کتابی برداشت، به دست کشیش داد و گفت:" البته این کتاب ۲۰جلدی است، قیمتش هم کمی گران است ، اما توصیه میکنم شما که نهج البلاغه را خوانده اید؛ شرح و تفسیرش را هم بخوانید." ادامه دارد... 🎚۱۴۶ @ketabkhanehmodafean
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی ماجراهای مختلف وقتی حسابی، از کار کسی از بی عدالتی‌هاش ⛅️ دلخوریم، دلمون با حرف زدن آروم میشه☺️ 🍁 گاهی انقدر این دلخوری زیاد و زیادتر می‌شه که حرف‌هامون، تبدیل می‌شه به کلمه‌ها و جمله‌های تندی که معمولا توی صحبت‌های عادی‌مون، هیچ جایی نداره... 🍃 🔆 امام علی (علیه السلام) توی یکی از خطبه‌هاشون به یاران‌شون فرمودند: یعنی من دوست ندارم 🌙 شما دشنام‌دهنده باشید؛ اگه رفتار کسی، درست نیست رفتار رو بیان کنین و اون کار رو توصیف کنین... که این سبک نقد، از ناسزا گفتن بهتره . . . 🌸🍃 📗 نهج البلاغه . خطبه ۲۰۶ 🦋 دوستانت رو هم به ما دعوت کن👇 @ketabkhanehmodafean
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتاب صوتی ( منظومه منطق الطیر عطار به نثر فارسی) اثر با صدای تولید ایران صدا 📗 کتاب به سوی سیمرغ اثر نعمت الله قاضی شکیب شرح منظومه منطق الطیر عطار به زبان نثر و داستان است. منطِقُ‌الطَّیِّر منظومه‌ای است از فریدالدین محمد عطار نیشابوری از عارفان و شاعران بلند پایه ایران که از مثنوی‌های تمثیلی عرفان اسلامی به‌شمار می‌آید. شرح داستان: گروهی از مرغان به رهبری «هدهد» برای جستن و یافتن پادشاهشان «سیمرغ» سفری را به سمت «قله قاف» آغاز می‌کنند. آنان هفت وادی را طی می‌کنند. هفت وادی به ترتیب چنین است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فقر که سرانجام به فنا می‌انجامد. در هر مرحله، گروهی از مرغان از راه بازمی‌مانند و به بهانه‌هایی پا پس می‌کشند. در پایان هفت وادی، «سی مرغ» به مقصد می‌رسند و در آنجاست که پرنده سیمرغ را می‌یابند و با نگریستن در آینه حق درمی‌یابند که «سیمرغ» در وجود خود آنهاست. درنهایت...... 🎧📘 @ketabkhanehmodafean
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نامه ای بدون نقطه در زمان قاجار نامه‌ای که مرحوم میرزا محمد الویری به مرحوم احمدخان سیف الممالک نوشته و شروع تا پایان نامه از حروف بی نقطه الفبا استفاده کرده که در نوع خودش از شاهکار‌های ادب زبان پارسی به شمار می‌آید. 😊 @ketabkhanehmodafean
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتابخانه‌مدافعان‌حریم‌ولایت
#قدّیس 📇 ...جوان از پشت پیشخوان بیرون آمد. روبروی کشیش ایستاد و گفت:" بله، البته"..بعد با دقت به ص
🔷کشیش صفحه ی فهرست را باز کرد . کتاب را به صورتش نزدیک کرد تا بدون عینک خطوط آن را بخواند.. جوان گفت:" البته اگر شما می گفتید به چه موضوعی از زندگی امام علاقه مند هستید، بهتر می توانستم کمکتان کنم." 🔹کشیش نخست به او پاسخی نداد، اما پس از اینکه بخش هایی از فهرست را مطالعه کرد، کتاب را بست و گفت:" من این کتاب را می خواهم...همه ی جلدهایش را." 📚 جوان گفت:" بسیار خوب! درباره ی پیکارهای صفین و جمل هم کتاب هایی داریم، می خواهید ببینید؟" 🔷کشیش گفت:" در آن‌باره چیزهایی خوانده ام..دلم می خواهد درباره ی رحلت علی و چگونگی آن کتابی بخوانم." جوان از داخل قفسه کتابی بیرون آورد و گفت:" این کتاب را خودم نیز خوانده ام؛ یک رمان‌تاریخی است که با نثر روانِ داستانی نوشته شده . توصیه می کنم آن را حتما بخوانید." 📒 🔸کشیش کتاب را از او گرفت و پرسید:" این رمان فقط درباره ی رحلت علی است؟" جوان پاسخ داد:" خیر، زندگینامه ی کاملی از امام است؛ فصل آخرش درباره ی شهادت امام علی است. البته حاضرم این را به شما هدیه بدهم." 🔶کشیش عنوان کتاب را که دید خوشش آمد؛ نوشته ی "ابراهیم بن ابوالحسن" رو به جوان گفت:" این را هم برمی دارم..البته نه به عنوان هدیه، پولش را پرداخت می کنم." 💶 جوان به کشیش خیره شد و پرسید:" ببخشید شما استاد دانشگاه هستید؟" 🔸کشیش گفت:" نه پسرم، من یک کشیش هستم." جوان با تعجبی تواءم با هیجان گفت:" خیلی عجیب است! شما یک کشیش مسیحی هستید و این همه کتاب درباره ی امام علی خوانده اید و باز هم به دنبال کتابهای دیگر می گردید؟" 🔷کشیش گفت :"شما نهج البلاغه ی علی را خوانده اید؟" جوان پس از مکث کوتاهی سرش را تکان داد و گفت:" ای...چندباری بخش هایی از آن را خوانده ام....اما قرآن را همیشه می خوانم." 🔹کشیش گفت:" خوب است؛ خوب است. باز شما جوانان مسلمان بهتر از جوانان مسیحی ، کتاب آسمانی تان را می خوانید. اغلب جوانان مسیحی حتی یکبار هم دستشان به انجیل نخورده است.." 🔶◻️🔶 آن روز کشیش قادر نبود همه ی کتاب هایی را که خریده حمل کند. جوان کتابفروش ، کتابها را داخل کارتن قرار داد و آن را تا داخل تاکسی حمل کرد و در حالی که دست های کشیش را به گرمی می فشرد، او را بدرقه کرد. 🔹کشیش کارتن کتاب ها را گوشه ی اتاق گذاشت ، کتاب خورشیدوش را برداشت و روی میز گذاشت ، تا شب هنگام آن را مطالعه کند." ادامه دارد... 🎚۱۴۷ @ketabkhanehmodafean
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
 " اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَىٰ مَا جَرىٰ بِهِ قَضاؤُكَ فِي أَوْلِيائِكَ الَّذِينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَدِينِكَ، إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ الَّذِي لَازَوالَ لَهُ وَلَا اضْمِحْلالَ... " ✍ در تاریخ نگاریِ الهی؛ تو آخرین پادشاه برگزیده‌‌ای که وجودت نعمتِ بی پایانِ خداوند است برای ساختن ابدیت انسان‌ها در مقیاسِ بی‌نهایت . . . 💫 ســلام؛ مخاطبِ خاصِ ندبه‌هایِ عشق! @ketabkhanehmodafean
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتابخانه‌مدافعان‌حریم‌ولایت
ادامه دارد..
بهترین سلام‌ها و برکات خداوند بر شما مومنین و مومنات ➖➖➖🍃🌸 با ادامه‌ی کتاب صوتی در خدمت شمائیم 🌸🍃➖➖➖ سپاس از همراهی‌تون
10.mp3
7.39M
🎙عنوان : اندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا ✍اثر : مرحوم محمد آیتی 📼 قسمت دهم 🎧📘 @ketabkhanehmodafean
11.mp3
7.33M
🎙عنوان : اندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا ✍اثر : مرحوم محمد آیتی 📼 قسمت یازدهم 🎧📘 @ketabkhanehmodafean
12.mp3
7.37M
🎙عنوان : اندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا ✍اثر : مرحوم محمد آیتی 📼 قسمت دوازدهم 🎧📘 @ketabkhanehmodafean
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎓 🎒ــــلاس درس مهدویت 💠 شناخت امام مهدی"عج" از دوران تا جهانی: ⬅️ 🌍زمینه های ظهور 🔰 آمادگی عمومی ✍..پس امر ظهور زمانی است که همه از عمق جان خواهان عدالت اجتماعی، امنیّت اخلاقی و روانی و رشد و شکوفایی معنوی باشند وقتی مردم از بی عدالتی‌ها و تبعیض‌ها خسته شوند و ببینند که آشکارا حقوق ضعیفان به وسیله صاحبان قدرت و ثروت پایمال می‌گردد و امکانات مادی در انحصار عده ای معدود است عطش عدالت خواهی به اوج می‌رسد. ♻️ زمانی که فساد اخلاقی در انواع مختلف رواج پیدا کند و افراد در انجام کارهای ضد اخلاقی بر یکدیگر سبقت بگیرند بلکه به اعمال زشت خود افتخار کنند و یا چنان از اصول الهی و انسانی فاصله بگیرند که بعضی از اعمال منافی عفّت را قانونی کرده و در نتیجه نظام خانواده را سست کنند و فرزندان بی سرپرست را به دامن اجتماع بریزند، اشتیاق به ظهور پیشوایی که حاکمیت او، امنیّت و سلامتی اخلاقی و روانی را به بشریت هدیه خواهد کرد، فراوان می‌شود. 🌀 و آنگاه که مردم همه لذّت‌های مادی را تجربه کنند ولی از زندگی و حیات خود راضی نباشند و در پی جهانی برخوردار از معنویت باشند، تشنه آبشارِ لطف امام عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌شوند. 💓بدیهی است که شوق درک حضور امام، زمانی به اوج می‌رسد که بشریت با تجربه کردن دولت‌ها و نظام‌های مختلف بشری به این حقیقت برسد که تنها نجات دهنده عالم از فساد و تباهی، خلیفه و جانشین خدا در زمین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و یگانه برنامه ای که حیات پاک و طیبه را برای انسان‌ها به ارمغان می‌آورد قوانین الهی است. ↩️ بنابراین با همه وجود نیاز به امام را درک می‌کنند و به دنبال این درک، برای فراهم شدن زمینه‌های ظهور او تلاش می‌کنند و موانع را از سر راه او بر می‌بردارند. و در این زمان است که فرج و گشایش فرا می‌رسد. 🔹پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در توصیف آخر الزمان و دوران پیش از ظهور فرمود: 👈«[زمانی می‌رسد] که انسان مؤمن هیچ پناهگاهی نمی یابد که از شرّ ظلم و تباهی به آن پناه برد پس [در آن زمان] خداوند عزوجل مردی از خاندان مرا بر می‌انگیزد. » [۱] 🔗ادامه_دارد.. ✍..پی نوشتها: 📂[۱]. عقدالدرر، ص ۷۳. 📚کتاب نگین آفرینش/جلد(1).! "عج" ─═इई🍃🌷🍃ईइ═─
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتابخانه‌مدافعان‌حریم‌ولایت
#قدّیس 🔷کشیش صفحه ی فهرست را باز کرد . کتاب را به صورتش نزدیک کرد تا بدون عینک خطوط آن را بخواند.
🔶کشیش در دستی قاشق و در دستی چنگال ، به نقطه ای از میز غذاخوری خیره مانده بود. ایرینا کنارش نشسته بود و با اشتها غذا می خورد. اما سرگئی در حالی که لقمه را به آرامی می جوید، کشیش را زیر نظر داشت. یولا نگاهی به کشیش و نگاهی به سرگئی انداخت؛ بعد با انگشت روی دست سرگئی زد و با چشم و ابرو ، به او اشاره کرد. 🍽 سرگئی نوک چنگالش را به طرف کشیش گرفت و بعد او را صدا زد و گفت :" پدر؟‌کجایید؟" 🔸کشیش مژه ای زد و گنگ و گیج به سرگئی نگاه کرد . سرگئی گفت:" چه شده پدر؟ انگار توی این عالم نیستید!" 🔶کشیش قاشق و چنگال را روی بشقاب غذایش گذاشت و گفت:" چیزی نیست، اشتها ندارم." ایرینا با چنگال به بشقاب کشیش اشاره کرد و گفت:" وا! تو که چیزی نخورده ای!؟" 🔶کشیش رو به یولا گفت:" ممنون دخترم، غذای خوشمزه ای بود." بعد از جا بلند شد و زیر نگاه های متعجب سرگئی و ایرینا و یولا و حتی آنوشا؛ به طرف اتاقش رفت. 🗄 پشت میز کارش نشست ، کتاب خورشیدوش را به دست گرفت و عینکش را به چشم زد . فکر کرد با وجود کتاب هایی که خریده، خواندن کتاب رمان حال و حوصله ی ویژه ای می طلبد؛ مخصوصا برای او که حال و حوصله ی خواندن رمان را نداشت. 📘 با وجود این، نگاهی به فهرست فصل های آن انداخت؛ عناوین برایش آشنا بودند؛ به نظر می رسید نویسنده رمانش را بر اساس وقایع زندگی علی نوشته است. 📗 فصل آخر رمان، عنوانش "غروب خورشید" بود. تصمیم گرفت مطالعه ی کتاب را از فصل پایانی شروع کند. تقه ای به در خورد و سرگئی وارد شد. وسط اتاق ایستاد و گفت:" چه شده پدر؟ چرا اینقدر به هم ریخته و افسرده اید؟ چیزی هست که من باید بدانم یا کمکتان کنم؟" 🔷کشیش از بالای عینک به او نگاه کرد و گفت:" کمی خسنه ام؛ کمی هم نگران" سرگئی به میز کار پدر نزدیک شد ، کنار آن ایستاد و گفت:" نگران چه هستید؟" 🔹کشیش گفت:" نگران آینده ام، نمی دانم باید چه کار کنم و چه وقت به مسکو برگردم و تا وقتی راه حلی برای این مسئله پیدا نکنم، باید مثل یک فراری ، دور از شهر و دیارم باشم." 💢 سرگئی لبخندی زد و گفت:" خدا را شکر که مشکل شما این است پدر. اگر این مشکل سبب می شود که پیش ما بمانید، باید گفت خدا پدر آن دو جانی را بیامرزد که طمع ورزی شان سبب چنین خیری شده است! ☺️ بهتر است باهم یک سفر به مسکو برویم و هرچه دارید بفروشیم و برگردیم و قید مسکو را برای همیشه بزنید." 🔶کشیش گفت:" من به اندازه ی کافی در غربت زیسته ام سرگئی. دلم می خواهد در وطن خودم بمیرم." ادامه دارد.. 🎚۱۴۸ @ketabkhanehmodafean
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا