eitaa logo
حکایات و لطایف پند آموز
578 دنبال‌کننده
853 عکس
88 ویدیو
3 فایل
مطالب، کوتاه است ولی برای دیدن، خواندن، شنیدن و وقت گذاشتن، ارزشمند و درس آموز است. ارتباط: @margbaramrikaa
مشاهده در ایتا
دانلود
قَالَ أبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: فِی لَیْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ فِی لَیْلَةِ إِحْدَی وَ عِشْرِینَ وَ فِی لَیْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِین در شب نوزدهم ، در شب بیست و یکم و در شب بیست و سوم می شود. کافی/4/159 -------------------------------------------- ما را در کانال به معرفی کنید : 👇👇👇 @latayeff
صلی الله علیه و اله: (علیه السلام) بر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله نازل شد و آن حضرت به او فرمود: اى جبرئيل به من بده و او گفت : مَا شِئْتَ ، وَ مَا شِئْتَ ، وَ مَا شِئْتَ . وَ شَرَفُ الْمُؤْمِنِ ، وَ عِزُّهُ عَنِ النَّاسِ اى محمّد، هر گونه که مى‏خواهى زندگى كن، چرا كه و هر چه را كه مى‏خواهى دوست بدار، چرا كه از آن خواهى شد. و هر كارى را مى‏خواهى بكن، چرا كه ‏اش را خواهى ديد. شرف مؤمن او و عزّت او است. امالی الصدوق/ 233 -------------------------------------------- ما را در کانال به معرفی کنید : 👇👇👇 @latayeff
علیه السلام يكي از علماي بزرگ گويد: پس از رحلت استاد ، پيوسته در فكر بودم و علاقه داشتم كه از حالت استاد خبردار شوم. شبي در عالم رويا ديدم، در داخل باغ بزرگي هستم كه در وسط آن است. گفتند: داخل اين ساختمان است. از ، تعجب كردم. به ذهنم گذشت كه اين همه لطف به به خاطر اوست؟ آنگاه ديدم استاد از آنجا به من نگاه كرد و اين بيت را خواند: برو اي در خانه زن كه پادشاهي دهد از گدا را نقل از: جلوه هاي عشق شهريار به خاندان عصمت -------------------------------------------- ما را در کانال به معرفی کنید : 👇👇👇 @latayeff
آیت الله خوانساری و دلخوشی به یک عمل.mp3
1.02M
✍️روزهای آخر عمرشان می فرمودند: دارم می روم (از دنیا) و است ولی امیدم به یک است که انجام می دادم و آن ... حتما و اگر مفید بود برای نیز ارسال فرمائید ... کوتاه (53 ثانیه) و تاثیر گذار -------------------------------------------- ما را در کانال به معرفی کنید : 👇👇👇 @latayeff
در کار می کردیم. برای ماموریتی به اهواز رفته بودم. عصر که برگشتم، دیدم بچه ها خیلی شاد هستند. آنها سه پیدا کرده بودند که فقط یکیشان بود. بچه ها خیلی گشتند. چیزی همراهش نبود. گفتم یک بار هم من بگردم. آن شهید، لباس فرم به تن داشت. چیزی شبیه پیراهن در جیبش نظرم را جلب کرد. خوب دقت کردم. دیدم یک تکه است که انگار جمله ای روی آن حک شده است. خاک و گل ها را کنار زدم. رویش نوشته شده بود: دیگر نیازی نبود دنبال بگردم. می دانستم که این باید بماند، خودش خواسته! ------------------------------------ کردیم، یادمان رفت ز لای روبی یادمان رفت به خو گرفتیم یادمان رفت - - - - - - - - - - - - - - - - - ما را در کانال به معرفی کنید : 👇👇👇 @latayeff
زاهدی گفت : روزی به رفتم و را در آنجا دیدم، پرسیدمش این جا چه میکنی؟ گفت : با مردمانی همنشینی همی کنم که نمی‌دهند و اگر لحظه ای شوم یاد آوریم میکنند و اگر غایب شوم نمیکنند - - - - - - - - - - - - - - - - - کانال را در پیام رسان به دوستانتان کنید ... 👇👇👇 @latayeff
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کتاب ، کتاب ، کتاب ، کتاب به خدا و .... ببینید و بشنوید .... -------------------------------------------- ما را در کانال به معرفی کنید : 👇👇👇 @latayeff
بعد از فوت آیت الله بروجردی امام ره برای درس به مسجد اعظم تشریف آوردند. روز اولی که ایشان آمدند به جای درس شروع به کردن طلبه ها کردند. یام می آید عکسی بالای قبر آیت الله بروجردی بود که ایشان را نشان می داد. خود آیت الله هم که در حال مطالعه بودند و حالت عجیبی داشت، بالای این عکس بود. امام ضمن نصیحتشان فرمودند: نگاه بکنید آنجا را، این عکس بالا، عکس آقای است که در حال است در عکس پایین هم اش_روی_دست_مردم است. یک خورده پایین تر(اشاره به می کردند) آقای بروجردی است. ، بود که آقای بروجردی داشت و الا این ریاست ها و این سر و صداها وقتی که انسان رفت دیگر به درد انسان نمی خورد. برداشتهایی از سیره امام ، ج5، ص182 -------------------------------------------- ما را در کانال به معرفی کنید : 👇👇👇 @latayeff
✍️ شخص نزد آمده و پرسید : میخواهم از بالا روم. می تواني ه رابه من نشان دهی؟ جواب داد: و : نرفتن بالای کوه است ... - - - - - - - - - - - - - - - - - کانال را در پیام رسان به دوستانتان کنید ... 👇👇👇 @latayeff
سال ۷۴ بود و فصل پاییز، که در منطقه عملیات والفجر 1 در فکه، میدان مینها را می گشتیم تا جاهای مشکوک را پیدا کنیم. بعد از کانالی که برای مقابله با حمله بچه ها زده بودند ، قرار داشت. نزدیک که شدیم، با رو به رو شدیم. اول فکر کردیم یا پارچه ای است که باد آورده، ولی که جلوتر که رفتیم متوجه شدیم است که ظاهرا برای عبور نیروها از میان ، خود را روی آن انداخته است تا بقیه به سلامت بگذرند. بند بند استـخوانهای بدنش، هنوز داخل لباس قرار داشت و در روی دراز کشیده بود. انتظاری که را هم به ما نشـان می داد. ------------------------------------ کردیم، یادمان رفت ز لای روبی یادمان رفت به خو گرفتیم یادمان رفت - - - - - - - - - - - - - - - - ما را در کانال به معرفی کنید : 👇👇👇 @latayeff