eitaa logo
شعر،روضه،سرود،نوحه،زمینه،واحد،شور
5هزار دنبال‌کننده
434 عکس
127 ویدیو
772 فایل
این کانال فقط مخصوص سخنرانان ومداحان اهلبیت(ع)میباشدولاغیر. لینک کانال: https://eitaa.com/joinchat/241434681Cd30712864d نظرات،پیشنهادات و انتقادات خویش را درباره ی کانال با آیدی زیر مطرح بفرمایید. @AHSy3762
مشاهده در ایتا
دانلود
(بسم رب الحسین) ─┅═🍃🌺🍃═┅─ درسجدهٔ توعطر خدا می پیچد در قبله ات ،آوای دعا می پیچد باران صحیفهٔ تو همراه نسیم در عـالم پاک کـبـریا می پیچد ─┅═🍃🌺🍃═┅─ مبــارک باد بر عالم ، که بر عالم ولی آمد چراغان شد همه دنیا که نور منجلــی آمد مزین کرده اند امشب تمام عرش اعلیٰ را که میــلاد علــی بن حسیـن بن علــی آمد ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧🍃🌼🍃✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─ «بسم رب المهدی عج» صبح است و درود بیکران باید گفت از حضرت صــاحب الزمان باید گفت در روز ولادت حسیـــن بــن علـــی تبـــریک به میـــر جمـکران باید گفت ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧🍃🌼🍃✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ «بسم ربّ المهدی عج» دلت روشن اباصالح که زین العابدین آمد علــی بن حسیـــن بن امیـــرالمومنین آمد مضاعف گشته این شادی به قلب ملت ایران چون از دامان پاک بانوی ایران زمین آمد ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧🍃🌼🍃✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ 🤲
پنجم شعبان سال ۳۸ هجری قمری (علیه‌السلام) در مدینه به آمدند، بزرگوارشان (سلام‌الله‌علیها) و بزرگوارشان امام حسین (علیه‌السلام) است، (سلام‌الله‌علیها) یزدگرد سوم است و هفتم شعبان سالروز و ایام وفات (سلام‌الله‌علیها) است، (علیه‌السلام) سال از شریفشان را در جدشان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بوده‌اند، مبارک حضرت ذوالثفنات ، قدوة الزاهدين، سيدالمتقين، امام المومنين، زين الصالحين، منار القانتين ، الزكى، الامين و سيد المجتهدين است و ﻣﺸﻬﻮﺭﺗﺮﻳﻦ ﻣﺒﺎﺭﻛﺶ ﺯﻳﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﻳﻦ ﻭ ﺳﺠﺎﺩ ﺍﺳﺖ، (علیه‌السلام) در اثناء جمل یا صفین در مدینه به آمده‌اند و در آن امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و اکثر اولادشان و بنی هاشم (علیهم السلام) در کوفه یا بصره بودند و در حال با عایشه ملعونه یا معاویه ملعون قرار داشته‌اند، همچنین روز امام سجاد (علیه‌السلام) در نیز گفته شده است، اما آنچه مشخص است که (علیه‌السلام) در در مطهر حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به آمده و (علیه‌السلام) این نورانی را هم نام پدرشان نهادند، امام_سجاد (علیه‌السلام) پر از رنج و بلایی داشتند، شريفشان را با مكرم و مظلومشان (علیه‌السلام) و والامقامشان (علیه‌السلام) کردند، ایشان نیز حضرت فاطمه بنت الحسن (سلام‌الله‌علیها) است و یکی از امام باقر (علیه‌السلام) است. منابع: كشف الغمة ج ۲ ص ۷۴ ، فيض العلام ص ۳۴۱ ، توضيح المقاصد ص ۲۰ احقاق الحق ج ۱۹ ص ۴۳۹ ، قلائد النحور ج شعبان ص ۳۸۸ جهت تعجیل در امر فرج صلوات
💢موضوع: ازفضائل اخلاقی امام سجاد(علیه السلام)عبارتنداز: ✅ 1.زیادی سجده هاوتداوم هرسجده ی امام علی بن الحسین علیه السلام سبب گردیدکه آن حضرت را«سیدالساجدین»لقب دهند.براثراین سجده های طولانی وفراوان،پوست پیشانی ایشان زبرشده بود 🕌امام باقر(علیه السلام)میفرماید:پدرم هیچ نعمتی رابه یادنمی آوردمگراینکه بایادکردن آن به درگاه خداوندسجده میگذارد 📚اعلام الورى،ص256📚 ✅ 2.انفاق پنهانی:ابوحمزه ثمالی می گوید:امام زین العابدین(علیه السلام )درتاریکی شب،نان ونوای مستمندان رابردوش می کشیدوبه طورناشناس آن راانفاق میکردومیفرمود:«صدقه ی پنهانی،خشم الهی رافرومینشاند» 📚بحار،ج46،ص88📚 ✍حتی بعدشهادت ایشان،پینه هایی برپشت وشانه های حضرت دیدند،دریافتندکه آنهاآثاربارغذاهایی است که امام برای تهی دستان برده 📚خصال صدوق،ص517📚 ✅ 3.گذشت وبخشش:یکی ازعموزاده های امام.روزی امام علیه السلام رادرمسجددید.بی درنگ باپرخاش وتندگویی آن حضرت راآزرده خاطرساخت.امام دربرابرسخنان اوکوچک ترین واکنشی ازخودنشان نداده تااینکه حسن ازمسجدخارج شد 🔸شب هنگام،امام به خانه اش رفت وبه اوفرمود.برادر!آن چه امروزدرحضوراهل مسجددرباره ی من گفتی،اگرراست باشد،ازخداوندمی خواهم که مرابیامرزدواگرنسبت های ناروای توبه من دروغ باشد،ازخداوندمی خواهم که تورابیامرزد.درودبرتوورحمت وبرکات خداشامل حال توباد!»امام این سخنان راگفت وبیرون آمد 🍀اوکه هرگزچنین برخوردی را ازامام انتظارنداشت شرمنده شدوازامام پوزش طلبید.امام اطمینان دادکه اورابخشیده است» 📚مناقب،ج4،ص158📚 🤲اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلمُک
┄┅✵﷽✵┅┄ ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❖༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌┅─ شب جمعه حرمت ، عشق مُجَسّـم شده است کربلا ، کعبهٔ جان ، مرکز عالم شده است ذکر روی لب هـــر زائر بیـــن الحرمیــن نوحــه و مرثیه بر وارث آدم شده است بس که این جنت الاعلای شما محترم است آسمان دورِ سر گنبدتان خم شده است از همـــان روز که شد خانهٔ دل ، مرکز عشق رشته ای بین من و نام تو محکم شده است حرمت امن و پناه دل هر معتکفی است هر که شد مُحرِمِ درگاه تو ، مَحرَم شده است در نگــــاه همــــهٔ ملتـــمسان حَــــرَمـــت ابر احساس پر از بارش نم نم شده است محفل روضه مهیاست خوش آن چشمی که لایق اشک بر این روضه و این غم شده است تشنه لب بین دو دریا به جهان فهماندی کوثر لطف تو سرچشمهٔ زمزم شده است رزق هر کس که شده عشق حسین بن علی مَحرَمِ خیــــمهٔ ایام مُحـــرّم شده است ✍رقیه سعیدی(ڪیمیا)
❁﷽❁ 💔 ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ هر شب جمعــه دلم می شکند می بارم می دهد دوری از آن صحن و سـرا آزارم رو به عکـــس حرمش در دل آیینهٔ چشم حســرت تازه ای از عکس حرم می کارم با سلامی و دو خط روضهٔ بیــن الحرمین از همیــن فاصـــله هـا حــس زیارت دارم دوری ازکرب و بلا روضهٔ هر روز من است چشــم ، دریا شده از زمــزمهٔ هــر بــارم صحبت کرب و بلا قصــهٔ امروزی نیست عمری از عشق حســین بن علی سرشارم سر به خاک قدمش عین سعادت بر ماست تا دَمِ مـرگ ، مُحـال است که ســر بر دارم ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌
به لطف عشق ، غمِ آه پروری داری به سمت سینه ی عُشاق معبری داری همیشه نام تو اشک مرا درآورده حسین! خاصیتِ گریه‌آوری داری کتابِ داغِ تو را جبرئیل شرح دهد میان عرش خداوند ، منبری داری یکی ز اهلِ بُکاءِ قدیمی‌ات نوح است تو نسل گریه‌کُن از هر پیمبری داری قسم به قُبّه ی تو روضه‌خانه‌ات ، حرم است تو در حسینیه رو به خودت ، دری داری کلیددار حریمت ، رقیّه خاتون است در آستان خودت شاه‌دختری داری قیام سینه‌زنانت قیامتِ عُظمیٰ‌ست چه های و هوی شریفی ، چه محشری داری! تمام هَمّ و غمم کار و بار هیئت توست خودت هوای مرا وقت نوکری..،داری مس وجود مرا چای روضه ات زر کرد عجب شرابِ خوشِ کیمیا‌گری داری بهشتِ بین دو انگشتِ تو به عابس گفت: جنون بخواه که فردای بهتری داری فقط تویی که وهب را حبیبِ خود کردی فقط تویی که چنین فنِّ دلبری داری شبیه جُون مرا هم دعا کنی ای کاش و حظ کنی که غُلامِ معطری داری ▪️ تو مانده ای تک و تنها میان یک لشکر... نه همدمی نه پناهی نه یاوری داری نفس‌نفس زدنت شمر را جَری‌تر کرد بلند کرد صدا را : چه حنجری داری! غروب بود..،سرت روی نیزه بالا رفت غروب بود..،سنان در خیام زن ها رفت
دیگر مهارِ بغضِ جانکاه؛ کارِ من نیست ماندن میانِ طوفانِ آه؛ کارِ من نیست در چاهِ نفْس درگیر با ظلمتم شب و روز دیگر نفس کشیدن در چاه؛ کارِ من نیست یک عمر از رفیقِ ناباب ضربه خوردم دیگر رفاقتِ با گمراه؛ کارِ من نیست از توبه گفته ام به، هر عاصیِ پشیمان تفسیرِ آیهٔ یأس...که راهکارِ من نیست با هر إلهي العفو چون رویِ خوش نشان داد پس ناامیدی از این درگاه؛ کارِ من نیست دل کندن از بهشتی که وعده داده شاید... دل کندن از خدایِ دلخواه؛ کارِ من نیست * شمر(لع) آمد و به هم ریخت با گریه حالِ شعرم توصیفِ وضعِ گودال؛ والله کارِ من نیست خنجر کشید و میگفت استادِ قتلِ صبرم کُشتن که در زمانِ کوتاه؛ کارِ من نیست آقایِ ما عطش داشت! شمشیر خورد و شرحِ بارانِ نیزه هایِ ناگاه؛ کارِ من نیست!
بوی عصیان می دهد گرچه جسارت های من تو کرامت می کنی وقت سماجت های من باز هم شرمنده ام از اینهمه بار گناه باز هم می بخشی ام قبل از ندامت های من هیچکس گوشش به حرفم نیست جز تو ای رفیق می نشینی نیمه شب ها پای صحبت های من بچه ی لجبازم اما دوستم داری خدا خاک می ریزی خودت روی لجاجت های من آنقدر تو آبرویم را خریدی پیش خلق که کسی اصلاً نزد حرف از فضاحت های من تا گره بر کار من افتاد، کارم شد درست هست محتاج کمی انگور، حاجت های من حال ما بیچاره ها با یاعلی خوش میشود شوق ایوان نجف دارد زیارت های من ذکر تسبیح شب جمعه حسین است و حرم قیمتی تر میشود با او عبادت های من با لب خشکیده در مقتل صدا می زد حسین .... زیر و رو شد با نوک چکمه قرائت های من گفت مادر جان بمیرم زخم پهلو بدتر است ... از هزار و نهصد و اندی جراحت های من اولین بار است می دزدم نگاهم را ز تو! فکر آن پیراهنی یا این خجالت های من؟
به یُمن اشک پر و بال من کجاها رفت شبیه رود به آغوش امن دریا رفت دمِ حسینیه لالی بلند گفت: حسین! شنید معجزه ات را ، دل مسیحا رفت کنار منبر تو لاتِ کوچه‌گَرد نشست... زمان رفتنِ از روضه ، کوه تقوا رفت شراب جنت من چای بعد هیئت هاست خوش آن لبی که پِی این مِی طهورا رفت حیاط خانه‌ی ما صحنی از حرم شده است همین که سردَرِ آن پرچم تو بالا رفت برای نذر عزای تو خرج می کرده چه سودها که به دخل دکان بابا رفت هنوز رفتن مادر بزرگ یادم هست... سلام داد به سمت حرم..، ز دنیا رفت لباس مشکی من کادویی ز مادر توست همیشه در تن من هدیه های زهرا رفت عَنان نوکرِ تو دست شخصِ سلطان است غلامِ تو به رضاجان سپرد خود را..،رفت قوای دوش علم‌کِش مدد اباالفضل است همان یَلی که به سوی فرات ، تنها رفت خبر رسید علمدار در کمین افتاد خبر رسید به خیمه...، توان زن ها رفت برای شرح تنش گفته اند: کَالْقُنفذ!... چقدر تیر به تشییع جسم سقّا رفت رشید علقمه را نیزه قدّ اصغر کرد بببن چه بر سر آن پهلوان رعنا رفت! حسین بعد اباالفضل بی زره..، افتاد... به روی مُصحَف توحید ، شمر با پا رفت
از سرم دور کن این نفس ملال آور را وا مکن از سرت این سائل پشت در را کار من فخر فروشی است به تو یا الله پس بخر بنده ی بیچاره و رسواتر را میوه ی چشم ترم خشک شده، کاری کن هیچکس دوست ندارد شجر بی بر را من فراری و خجالت زده ام درکم کن! ننشان جای من پست، کس دیگر را خواب غفلت، همه ی عمر مرا ویران کرد کاش میشد که دگر جمع کنم بستر را هر که محتاج شده، از همه کس طرد شده من شدم سائل زهرا .... کرم مادر را! آنقدر چرخ زدم دور علی که آخر می زنم دور ضریحش نفس آخر را مرگ، شیرینی لبخندِ علی جانِ من است وقت تشییع جنازه، برسان حیدر را روزی ماه رجب هم ز جواد ابن رضاست کاش آقا بخرد آبروی نوکر را وسط خانه زمین خورد و صدا کرد حسین او که مجبور نشد دور کند خواهر را جان به قربان لبش، تشنه شد و آب نخواست با همان تشنگی اش خواند علی اکبر را عمه ی محترمش را کسی آزار نداد باز هم شکر، نمی خورد غم لشکر را شب جمعه نروم کرببلا می میرم مادری دید غم صورت و خاکستر را
یوسف فاطمه آقا کجایی مُردم ز هجران و غم جدایی ز دوریِ تو ندارم نوایی پس آقاجون بگو تو کِی میایی؟ یابن الحسن یابن الحسن یا مهدی(۳) تا کِی آقا منتظرت بمونم دعا برای فرجت بخونم خدا کنه که من برات بمونم دست خالی ز درگهت نرونم ****** فدای اون خال سیاهت بشم زائر کوی جمکرونت بشم دعا بکن که من فدائیت بشم فدای سوز کربلائیت بشم ****** کاشکی همین جمعه آقا میومد منتقم کرب و بلا می یومد امید قلب شیعه ها می یومد دوای درد دل ما می یومد ****** مثل همیشه برا من دعا کن مس وُجودم و آقا طلا کن این دل غمدیدم و کربلا کن عشق حسین و تو بمن عطا کن