.
#اسارت #دروازه_کوفه
#حضرت_زینب
داداش خوب من، غریب نینوا
میشه نگام کنی ، از روی نیزه ها
بدون تو حسین. می میره خواهرت
حالی ازم بپرس، بجون دخترت
(غریب مادرم)
تو شهر فتنه ها، غریب و بی کسم
رو نی یواش برو، بهت نمیرسم
گواه من حسین. پناه من حسین
به اشک تو چشات ، نگاه من حسین
(غریب مادرم)
خسته شدی داداش ، رو نیزه ها بخواب
بیداره بعد از این چشم منو رباب
سکینه گفت بیا، عمه جونم ببین
که از سر بابام، خون میریزه زمین
(غریب مادرم)
اونی که کربلا ، سر تو رو شکست
تو شهر بابامون ، دستای من رو بست
اونا که ساقی ،لشکرتو زدن
چند نفری همه، خواهرتو زدن
(غریب مادرم)
.
@wwwmajmazakrin
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یا زینب...
نمی دانم چرا امروز از این نوحه جدا نمی شوم...♥️🍃
@wwwmajmazakrin
YEKNET.IR -Mehdi Akbari-Zohr 09 Moharam1398-009 (8).mp3
4.29M
🏴 #هل_من_ناصر
🔳 #شور احساسی #محرم
🌴بازم توی روضه هواییه چشمام
🌴یه خواهشی دارم یه کربلا میخوام
🎤مهدی #اکبری
👌فوق زیبا
@majmaozakerine
YEKNET.IR - Ramzani-Shab 07 Moharam1398-005 (1).mp3
3.57M
🏴 #هل_من_ناصر
🔳 #شور احساسی #محرم
🌴راه شناختم از بیراهه آقا تو راه تو
🌴مثل همیشه باز محتاجم به یه نگاه تو
🎤 #مجتبی_رمضانی
👌فوق زیبا
@wwwmajmazakrin
YEKNET.IR - Karimi-Shab 11 Moharam1398-Beit Rahbari-003 (3).mp3
7.69M
🏴 #هل_من_ناصر
🔳 #روضه سوزناک #محرم
🌴دیدم که خون از چشمات میریزه بر گلوی روی نیزه
🌴دیدم سرت رو پیش چشمام زدن به روی نیزه
🎤 #محمودکریمی
👌بسیار دلنشین
@wwwmajmazakrin
4_6043937678976616078.mp3
10.11M
اربعیـــنـ
رفیــقجــاݩمــونــے . . .
@wwwmajmazakrin
از خدا خواستم یه بار بیام کربلا
پای ضریح سقا سر بذارم بمیرم
چی میشه مولا تو اوج اون روضه ها
میون سینه زنا حاجتم رو بگیرم
میخوام امشب یک سر پر شور یک دل دریا
چشم پر خون لباس مشکی لباس تقوا
جای دوری نمیره اگه ارباب نگاهم کنه
دلم آروم بگیره تا ابد رو به راهم کنه
---------
اومدم اینجا تا منو مهمون کنی
دردمو درمون کنی با همه آرزوها
با وضو آقا تو مجلست میشینم
شاید تو رو ببینم عمریه اینه رویا
همه عمرم تموم عشقم شده محرم
توی دنیا شال عزاته دار و ندارم
دوباره مادر تو داره ما رو صدا میکنه
این شبا خواهر تو نوکراتو دعا میکنه
@wwwmajmazakrin
#کرامات_آقا_امام_حسین_ع
ملاعباس چاوش با جمعی از جوانان شب جمعه به کربلا آمدند، از او خواستند تا برایشان مداحی کند،رسیدند بالای سر امام حسین(ع)، به خود گفت دفترچه شعرم را باز میکنم هر شعری آمد همان را میخوانم.
دفترچه اش را باز کرد و اشعار علی اکبر(ع) آمد، و شروع کرد به خواندن. سفر اول کربلا و همه جوان، مجلس شوری بپا شد، ملا عباس گفت:بس است،دیگر برویم استراحت کنیم.
در عالم خواب به او گفتند آماده شوید که امام حسین(ع) میخواهد به دیدارتان بیاید، او در عالم خواب همه را بیدار کرد و مودبانه نشستند تا آقا تشریف آوردند.
امام حسین(ع) فرمود:ملا عباس! گفتم: بله آقا جان. فرمودند: می دانی چرا من امشب به اينجا آمدم؟! گفتم: نه آقاجان. فرمودند: من با شما سه كار داشتم. گفتم: آن سه كار چيست آقا جانم؟
فرمودند: اولا، بدان كه هر كس زائر ما باشد، به ديدنش می رويم!
ثانيا، شبهای جمعه وقتی در مازندران هستی و جلسه داريد و دور هم می نشينيد، یک پيرمردی دم در می نشيند و كفش ها را درست می كند، سلام حسين را به او برسان!
سپس فرمودند: ملا عباس! كار سوم هم اين است كه آمدم به تو بگويم كه اگر دفعه ی ديگر رفقا را در شب جمعه به حرم آوردی،...
گفتم بله آقا؟ یک وقت ديدم بغض راه گلويشان را گرفت. گفتم: آقا چی شده؟فرمودند: ملا عباس اگر دو مرتبه رفقايت را شب جمعه به حرم آوردی و خواستی نوحه بخوانی، ديگر نوحه ی علی اكبر را نخوانی! گفتم: چرا نخوانم؟ مگر بد خواندم؟ غلط خواندم؟ !فرمودند: نه. گفتم پس چرا نخوانم؟!
فرمودند: ملا عباس! مگر نمی دانی شبهای جمعه مادرم فاطمه زهرا(س) به كربلا می آيند؟!
📕کرامات الحسينيه،ج۲، ص۱۱
@wwwmajmazakrin