eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
41هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴شهادت حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) ▪️سبک زمینه :سلام ای آقا، زائرت هستم 🎤مداح :کربلایی جواد مقدم ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ سلام ای آقا، زائرت هستم اومدم به پنجرهٔ، تو دخیل بستم میدونه عمریه گداتم کبوتر ایوون طلاتم دیگه بهشتو من نمیخوام وقتی که تو صحن و سراتم مددی یا رضا 2 سقاخونت آب حیاتم در خونت باب نجاتم قول دادی تنهام نمیذاری میرسی موقع مماتم مددی یا رضا 2 ▪️ رضا غریب الغربا ▪️ رضا معین الضعفا ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ دل من غرقه، شور و احساسه تو کریمی و کریمیت، مثل عباسه از بچگی دلم باهاته بهشت من صحن و سراته خدا میدونه مرغ روحم تو صحن اسماعیل طلاته مددی یا رضا 2 مریضایی که دکتراشون قطع امید کردن براشون تو حرمت خیلی زیادن میان که تا بدی شفاشون مددی یا رضا 2 رضا غریب الغربا رضا معین الضعفا ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ زائرات میان، دسته به دسته یکی قلبش از زمونه،خیلی بشکسته زائر مشهدالرضاتن اینا همه از عاشقاتن خیلیا کربلا نرفتن منتظر برگ براتن مددی یا رضا2 یکی مثه ابر بهاری میگه با گریه و با زاری کرب و بلا جوره تا وقتی آقا امام رضارو داری مددی یا رضا 2 رضا غریب الغربا رضا معین الضعفا
4_5852442649369252886.mp3
4.05M
زمینه احساسی امام حسین ❣﷽❣ 🔘 🔺 🔺شوریده و شِیدای توام شیرینی رویایِ منی تا به قیامَت پای توام دین مَنی دنیای منی آقای مَنی آه با شَهیدان تو یا حسین آه بر سَر خان تو یاحسین آه به دلم حَسرت کربلا 🔘آه کربَلا کربلا کربلا فانی در ذاتِ احدی جان ابوفاضِل مددی عاشق عِشق ناب توام صاحب من ارباب مَنی آقای منی آقایِ منی آقای منی آه ساکن کربلا یاحُسین آه خاک کویَت شفا یاحسین آه به دلم حسرَت کربلا 🔘 آه کربلا کربَلا کربلا 🔺شوریده و شِیدای توام … در شَب ظلمت ماه منی دلیل عِشقی راه منی نماز روحَم سوی تو قبله یِ من محراب منی آقایِ منی آقای منی آه آیینه یِ خدا آه شهید از تَن سر جدا آه دلیلِ عزت کربلا 🔘آه کربلا کربَلا کربلا 🔺شوریده و شِیدای توام … 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
‍ # شهادت حسن مجتبی ع 🎧 مجید بنی فاطمه (یارب نصیبِ هیچ غریبی دگر مکن)2😭 دردی که گیسوانِ حسن ع را سپید کرد با صد امید حامی مادر شدم، ولی سیلی زنی امید مرا نا امید کرد * گفت :قدیم کاروان میخواست بره کربلا ، اول می رفتند بقیع رو زیارت می کردند بعد می رفتند کربلا ؛ گوشۀ حرم ابی عبدالله دیدن یه پیرمرد ایرانی شمع روشن کرده گریه می کنه،زیر لب میگه:قربونت برم حرم نداری # آقا جان زائر نداری، قبرت چراغ نداره، اومدن جلو گفتند : این آقا که این همه زائر داره، لوسترای زیبا، حرم به این قشنگی داره گفت:دست از دلم بردار، بقیع بودم اومدم کربلا ، نذر امام حسن ع داشتم یه شمع روشن می کردم ، تا شمع روشن کردم تو بقیع نگهبانای بقیع منو زدند، حالا اومدم نذرم رو حرم داداشش ادا کنم، می خوام بگم:حسین جان!داداشت خیلی غریبه 😭 اما من اینجوری بگم دادت بلندشه: غریب اون کسی نیست که زائر نداره، غریب اون کسی نیست که حرم نداره ، غریب به کسی میگن جلو چشمشش مادرش رو بزنن ، اما چون سن و سالی نداره نمیتونه کاری بکنه ، 😭 آخ مادر ...... یه وقت بی بی زینب س وارد شد دید پاره های جگر حسنش بالا اومده ، روضۀ من همین یه جمله ست ، ها، اینقدر به سر و صورت زد ، یه وقت دید حسن ع سرش رو بالا آورد ، لبها خونیِ ، یه نگاه کرد صدا زد : زینب دیگه راحت شدم چشمم به اون کسی که جلو راهِ مادرمُ گرفت نمی افته 😭 گریز کربلا وقتی ابی عبدالله نامۀ امام حسن رو باز کرد دید نوشته ، حسین جان! من کربلا نیستم کمکت کنم ، بذار قاسم عوض من بره میدان، چقدحساسه نسبت به حسین ع،...... میخوام دلت رو ببرم کربلا ، با یه جمله خودت میون داره روضه باش...... بعد کوچه ، یه جمله رو می گفتند: (الهی بشکنه دستِ مغیره)2 میونِ کوچه ها بی مادرم کرد *این همیشه ورد زبون بچه های حضرت زهرا س بود ، اما تا رسیدن کربلا این نوحه رو یه نفر عوض کرد ، اونم یه خانمی بود ، هی همیشه می گفت:* الهی حرمله دستت قلم شه کبوتر بچه مو از من گرفتی،حسین.... 🥀 @majmaozakerine
‍ ⇦🕊روضه و توسل بسیار جانسوز ویژۀ شهادت امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام _ سید رضا نریمانی↯ ┄┅═══••↭••═══┅┄ 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ┄┅═══••↭••═══┅┄ از قصر بیرون زد، عبایش روىِ سرش بود در احتضار انگار جسم مضطرش بود دور و برش گریه کنى اصلاً نیامد اى کاش پیشِ این برادر ، خواهرش بود ازبس زمین افتاد و از بس غلت مى خورد وقت گذر خاکىِ خاکى پیکرش بود دستش به پهلو بود و مشکل راه مى رفت خیلى در آن ساعات یادِ مادرش بود ... با اینکه دربِ حجره اش را بَست اَباصلت امّا جوادش آمد و دور و بَرش بود شکرخدا سر روى دامان پسر داشت *خدا راشکر ... بالاخره یکی اومده سَرِ آقامو بقل گرفت ... بالاخره یکی اومده سَرِ امام رضا را از خاک بلند کرده ..* شکر خدا سر روى دامان پسر داشت وقتِ سفر گریانِ جَدِّ اطهرش بود وقتى حسین از روىِ اسب افتاد بر خاک وقتى که با زانو کنارِ اکبرش بود در بینِ مَقتل یک على افتاد اما حالا صد و ده تا على دور و برش بود.. زینب براى بردن آقا به خیمه آنچه به دردش خورد حرفِ معجرش بود *مرور کنیم روضه ها را ...* خیز و ازجا آبرویم را بخر ... عمه را ازبینِ نامحرم ببر ... تمامِ غیرت من زیر دست و پا مانده دوباره دست دلم غرق ربنّا مانده زمانه بی تو عزیزم چه زود پیرم کرد زمانه بعد تو اصلا بگو چرا مانده شبیه مادرتان سینه ات تَرک خورده دوباره در غم سختی قدم دو تا مانده بلند قامت من روی خاک افتادی پدر نشسته و یک جسمِ در هوا مانده نفس بکش پسرم پا زمین مکش اکبر هنوز روضۀ سلطان کربلا مانده به وسعت همۀ دشت جابجا شده ای چگونه خیمه برم پیکرت کجا مانده بلند شو پسرم تا نبینم عمۀ تو میان هجمۀ یک مشت بی حیا مانده بلبل بابا ... بال و پرت ریخت ... لشکر نامرد ... روی سرت ریخت هرکی اومد زد .. یکی با تیر یکی سپر یکی لگد زد ... به سمت پهلوت یه نفر نیزه‌شو بد زد هرکسی هرجوری تونست جلو اومد زد شد ارباً اربا بدنت، وای وای وای وای با هرچی داشتن زدنت، وای وای وای وای اونقده زد تا خسته شد، وای وای وای وای استخونات شکسته شد، وای وای وای وای *بیخود نبود میگفت : ابی عبدالله تا اومد بالا سَرعلی شروع کرد بلند بلند گریه کنه .. چقدر شبیه مادرم شدی .. ) بالاسر تو .. وقتی رسیدم .. از بدن تو .. چیزی ندیدم .. کجا بشینم ... هر طرف‌ُ نگاه کنم، علی میبینم پاره‌های گلم رو رو عبا میچینم یه بار دیگه سرتُ بذار رو سینه‌م اونقده رو خاک پا نکش، وای وای وای عمه رو تا اینجا نکش، وای وای وای با نیزه روبوسی نکن، وای وای وای قصه رو ناموسی نکن، وای وای وای *خود امام رضا فرمود :«إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع » برای هر چی میخواستی گریه کنی برای جدّ غریب ما گریه کنید .. حسین ..* یکنفر بیش نبودی که به میدان رفتی این همه نیزه چرا دور و بَرت افتاده ... *یا امام رضا.. اومدم تو مجلست گره مو وا کنی ..* تو آخر گره رو وا میکنی .. پس چرا امروز و فردا میکنی .. *صدا زد ابا صلت، میرم مجلس مامون بر میگردم،اگر دیدی عبا به سر کشیدم ، بدون دیگه بی امام رضا شدی .. میگه تا آقام رفت و برگرده ،خدا میدونه چی به دلم گذشت .. یه مرتبه دیدم از دور داره میآد .. اما هی می اُفته ، هی بلند میشه .. روایت میگه ۵۰ مرتبه زمین افتاد و بلندشد .. هی تا می اُفته میگه "یازهرا "... مثل مار گزیده داره به خودش میپیچه تا اومد تو حجره درهای حجره را ببند اباصلت میگه درهای حجره را بستم آقا وسط حجره دراز کشیدن .. اما انگار منتظره .. هی داره به در نگاه میکنه .. منتظر کی هستی؟؟ آقا !! منتظره جوادش بیاد .. لحظۀ آخر سرش رو بقل بگیره .. حضرت زهرا سلام الله علیها لحظه های آخرش همینطور چشمش به دَرِ .. ببینه امیرالمومنین کی وارد میشه، جون از بدنش خارج شد، اما یه مرتبه تا بچه ها خبر برای امیرالمومنین آوردن .. بابا بیا ..!! دیگه بی مادر شدیم، از اونجایی که بی بی دوست داره لحظه های آخر علی رو ببینه .. تا امیرالمو منین اومد بالای سرش، روایت میگه امیرالمومنین شروع کرد گریه کنه .. این اشکها ریخت رو صورتِ فاطمه اش .. یه مرتبه بی بی چشماش رو باز کرد .. خدا راشکر علی جان اومدی .. بااین دستهای شکسته اش این اشکها رو از گوشۀ چشمای علی پاک کرد .. میگه این اشکها را پاک کرد .. هی میمالید به پهلوش به سینه اش ... اشکِ مظلومه .. یازهرا .. _____ ╰━═━⊰✾••✾⊱━═━╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا