✨گریه مادر
🌸فهیمه لقمهی چرب بادمجان را در دهانش گذاشت. ملچ وملوچش مثل امواج دریا تا ساحل آشپزخانه پیش رفت. راضیه ابروهایش را درهم کرد و تمام وزنش را روی پای چپش انداخت. شکم بادمجانی را نشانه رفت و در ماهی تابه چرخاند. اشک غلتان گوشه چشمش را با پشت دست پاک کرد. آسمان آبی از پشت شیشه آشپزخانه قرارگاه آرامش لحظاتش شده بود. خیره به آن، لحظهای همه چیز را فراموش کرد. فراموش کرد که دیگر دخترش نماز نمیخواند و در ماه رمضان بی هیچ دلیلی روزه نمیگیرد؛ صدای طلبکار فهیمه:« بادمجون بیار.» دوباره تلخیهای یکسال اخیر را به یادش آورد. فشار دستش دور چنگال، فریاد استخوان کف دستش را بلند کرد.
🌺راضیه به لبهای چرب فهیمه نگاه کرد. چشمهایش در بند اراده اش نماندند و با لرز به پایین و پای فهیمه خیره شدند. پای مصنوعی اش را به مبل تکیه داده بود. فهیمه تنها فرزندش دیگر مثل یک تکه گوشت روی تخت نیفتاده بود؛ اما پای راستش از زانو قطع شده بود.
🍃 یک سال پیش در تصادفی شوهرش را از دست داد و دخترش با پای قطع شده به کما رفت. پشت شیشه آی. سی. یو ساعتها ایستاد و برای نجات دخترش دست به آسمان بلند کرد. شبهای قدر به جای مسجد، از پشت شیشه، قرآن به سر گرفت و از خدا زنده ماندن دخترش را خواست؛ اما حالا دچار شک شده بود و مدام از خودش می پرسید:« نکنه چیزی را خواستم که به نفع دخترم نبوده.» روز به روز با دیدن رفتارهای فهیمه بیشتر دچار شک میشد.
🌸شبهای قدر دوباره از راه رسید. راضیه برخلاف سالهای گذشته به حسینیه نرفت. هر سال با شوهرش و فهیمه با هم به حسینیه می رفتند؛ اما شبهای قدر امسال با سالهای قبل از زمین تا آسمان فرق داشت. محمد زیر خروارها خاک بود و فهیمه هم دیگر فهیمه سابق نبود. رو به قبله در تاریکی شب، دست به دعا بلند کرد. هق هق گریه هایش را در گلو خفه کرد و الغوث الغوث را بیصدا فریاد کرد.
🌺صدای زیر و گرفته راضیه، فهیمه را بیدار کرد. خودش را پشت مادرش رساند. راضیه در حال و هوای خودش بود، میان گریه گفت:« خدایا پارسال زنده ماندن دخترم را ازت خواستم... نمی دونم خواسته ام درست و به مصلحت بوده یا نه ... » فهیمه با شنیدن جملات مادرش از درون سوخت و آتش گرفت، خواست فریاد بزند؛ اما جمله بعدی مادرش مهر سکوت بر لبانش زد و اشک از چشمانش جاری کرد. راضیه گفت: « خدایا به حق این شبهای عزیز دست فهیمه را بگیر و به سمت خودت دعوتش کن، زندگی فرزندم را بهم هدیه کردی اما این بار هیچ چیز براش نمیخوام جز خودت.» گریه بر کلامش پیشی گرفت.
#داستان
به قلم صبح طلوع
🆔 @masare_ir
✨زبانت را هدفمند فعال کن
💠مدام در حرکت است بیآنکه لحظهای آرام بگیرد و مفهوم جنب و جوش خود را بفهمد. چه خبر است یک دم توقف کن و بیندیش به قول و فعلت.
🌾با تو ام ای زبانِ همیشه در صحنه! گاهی همچون مار نیش داری و زمانی همچون شهد نوش. بهتر است برنامهای داشته باشی و جهتدار پیش روی، کار این عضو پر تلاش به جایی رسیده که مولا علی"ع" در نهج البلاغه میفرمایند:
🌺«اَللِّّّسانُ سَبُعٌ، اِن خُلّيَ عَنهُ عَقَرَ؛
زبان،حيوان درنده است،اگر رها شود میگزد.»
عجب سخن با ارزش و به جایی است در وصف این پدیده.
🌷زبان در دهان ای خردمند چیست؟
کلید در گنج صاحب هنر
سعدی
💫از خوبیاش هم باید گفت،کلیدی است برای معرفی صاحبِ هنرمندش،نباشد وجود هیچ کس شناسایی نمیشود.
#تلنگر
به قلم پرواز
عکسنوشته سماوائیه
🆔 @masare_ir
✨وظیفه شناس
🌾سه روز بود نخوابيده بود. روز چهارم گفت: «من چند دقيقه مي خوابم، اگر كسي كارم داشت خبرم كن. چند دقيقه بعد از خواب پريد و گفت: «انگار زياد خوابيدم،چرا بيدارم نكردي؟»
📚مثل مالک، ص۵۹
#سیره_شهدا
#شهید_زنگیآبادی
عکسنوشته حسنا
🆔 @masare_ir
💠تکنولوژی راهی برای راحت تر کردن زندگیه
💫ولی خدا دنیا رو برای راحت بودن ما نیافریده
🌾اینه که اینجا یه چیزی جور در نمیاد
#ریزنوشت
به قلم نیکو
🆔 @masare_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨اولین معلم
💠مادر، اولین معلم و تأثیرگذارترین فرد بر کودک
#کلیپ_روش_تربیت
#مادر_رهبر_انقلاب
🆔 @masare_ir
✨وقت را در یابیم
🍃مثل آب روان میگذرد، بیهیچ توقفی، بیهیچ مضایقهای و چه بیرحمانه نسبت به گذر این پدیدهی نایاب بیتفاوتیم!
یک دفعه به خود میآییم، میبینیم ای دل غافل، لحظاتمان بیملاحظهی ما از پل زندگی عبور کردند متوجهشان نشدیم. به افسوس خوردن میافتیم اما چه سود اشک ندامت.
💠به همه چیز پیرامونمان حواسمان بود به جز این امانت با ارزش، یادمان نبود که امانت را به امینی میسپارند وظیفه شناس، از عهدهی وظیفهمان خوب بر نیامدیم، شرمندهایم زمان!
💫بر ماست که برای بیهوده سپری نشدن لحظههای گرانمایهی عمرمان بیشتر برنامهریزی کنیم هیچ برگشتی در کار نیست.
🌺بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
حافظ
#تلنگر
به قلم پرواز
عکس نوشته گلنرجس
🆔 @masare_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨چقدر به حجاب اهمیت میدهی؟
💠سید اصغر خیلی دلواپس فرهنگ عفاف و حجاب بود. گاهی وقتها کنارم مینشست و از اوضاع جامعه میگفت و نگران این بود که بعضیها میخواهند حجاب را در جامعه کمرنگ کنند.
🍃میگفت:«اوضاع فرهنگی کشور خوب نیست. باید برای بزرگداشت حجاب کاری کرد.» مدتی بعد در منطقه جایزان کنگره حجاب را برگزار کردند و نمایشگاه خوبی هم شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت.
🌾وقتی حوزه علمیه اصفهان مشغول تحصیل بود، هر وقت میآمد برای بچهها سوغاتی میآورد. برای نسترن دختر زینب، روسری و گیره میآورد. میگفت: «در مورد حجاب نباید به بچهها سخت گرفت؛ ولی باید آرام آرام آنها را با حجاب و عفاف آشنا و به آن علاقهمند کرد.»
راوی: مادر شهید
📚راز قلعه حمود؛ خاطرات روحانی شهید مدافع حرم سید اصغر فاطمی تبار؛ نوشته: اعظم محمد پور، صفحه ۳۲ و ۷۸
#سیره_شهدا
#اصغرفاطمیتبار
تولیدی حسنا و نیکو
🆔 @masare_ir
🍃_مامان آماده شو دیگه!دیرشد.
🌺_الان میام.
🌾نگاهی به راه پله انداختم. هنوز تصویرش در ذهنم بود.همان طور که از پله ها پایین میامد چادرش را هم سرمیکرد.لبخند ملیحش را فراموش نمیکنم.
☘نگاهم را از پله ها میگیرم.پنجشنبه است. میروم سر مزارش فاتحه ای بخوانم.
#ریزنوشت
به قلم نیکو
🆔 @masare_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨آخرین کلمات شهید رضا اسماعیلی
#سخنرانی_استاد_رائفی_پور
🆔 @masare_ir
✨گشادهرو باش
☘سخت میگیرد روزگار بر انسانهای سختگیر. چرا اینقدر اخمو و ترشرو؟ هر گاه نگاهم به نگاهش گره میخورد، چهرهای پر از خشم و وجودی سرد و بیانرژی را ملاقات میکنم.
💠دلم میگیرد از سرمای وجودش، مدام در تقلّا هستم برای نشاندن لبخندی روی لبانش، خندهای زورکی تحویلم میدهد، این هم غنیمت است؛ چون لحظهای کوتاه شادیاش را میبینم، دلم همانند پرندهای در آسمان وجودش جشن میگیرد.
🌾 از فرش تا عرش تمام پدیدهها نشانی از مهر و عاطفه الهی است برای رشد کمالات ما. غم برای چیست در این گیتی ناپایدار و چند روزه؟ خوشحال باش، چون خدایی داری که دلیل تمام خوش بودنهاست.
🌺چون وا نمی کنی گرهای، خود گره مشو
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
صائب
#تلنگر
به قلم پرواز
عکس نوشته گل نرجس
🆔 @masare_ir
✨سهم خواب در جنگ
☘دود باروت صورتش را سياه كرده بود. گوشه چادر نشست و با خاك زير سرش را بلند كرد. گفت: «با اجازه من ده دقيقه مي خوابم.» سر ده دقيقه بيدار شد. با تعجب گفتم: «حاجي خوابت همين بود؟»
🌾با خوش رويي گفت: «توي جبهه هر بيست و چهار ساعت، بيشتر از پنج دقيقه خواب سهم آدم نمي شود. من چهل و هشت ساعت نخوابيده بودم، سهم خودم را گرفتم.»
📚مثل مالك، چاپ اول ،۱۳۸۵،چاپ الهادي، ص۵۶
#سیرهشهدا
#شهیدزنگیآبادی
عکس نوشته حلما
🆔 @masare_ir
🌺یادمان باشد آدم هایی که حالا بهترین اند در همه صحنه های زندگی شان بهترین نبوده اند.
#ریزنوشت
به قلم نیکو
🆔 @masare_ir
✨دل حریم خداست، آبادش کنیم
💠حریم مَحرم دارد و مَحرم حرمت، حرمتش را بر دیدهی منت باید نهاد.
این دالان عشق، مخزن راز است راز معشوق ازلی و ابدیات در آن جای دارد.
🌾خانهی دوست را هماره باید پاک و با صفا نگه داشت، مبادا غیر را در این خلوتگه راز جای دهی! هر بار قرار است مهمان عزیزی وارد خانهات شود با جان و دل، فضا را برایش میآرایی و میپیرایی تا مطابق میلش مورد استقبال قرار گیرد،در آراستن خلوتگه یار هم بکوش بهترین مکان را برایش تدارک ببینی.
🌷کعبهٔ دل مسکن شیطان مکن
پاک کن این خانه که جای خداست
پروین اعتصامی
#تلنگر
به قلم پرواز
عکس نوشته حلما
🆔 @masare_ir
✨معنای اربا اربا
🌾سید محمد خیلی توی خودش بود. پرسیدم: «چه شده؟»
گفت: «بالأخره نفهمیدم ارباً ارباً یعنی چه؟ می گویند انسان مثل گوشت کوبیده میشود.»
💠بعد از عملیات یا باید بروم کتاب بخوانم و یا اینکه در همین جا به آن برسم.
جواب سؤالش را از گلوله توپی که به سنگرش برخورد کرد، گرفت.
📚کتاب خط عاشقی ۱، حسین کاجی، ص ۳۱
#سیره_شهدا
#شهید_شکری
عکسنوشته حسنا
🆔 @masare_ir
✨شاه کلید تربیت
🌺روانشناس، مشاور، نظریههای مختلف روانشناسی و راهکارهای مختلف را خیلیها دنبال میکنند و خلاصه کلی این ور و اون ور میکنند تا بفهمند چطور بچهشان را تربیت کنند؛ اما مهمترین نکته تربیت و شاه کلید تربیت را فراموش میکنند.
🌾شاه کلید تربیت خود پدر و مادر هستند؛ یعنی پدر و مادر اگر با هم رفیق باشند و همسو آن وقت بچهها لااقل بدون آسیب تربیت میشود.
#ایستگاه_فکر
#خانواده
به قلم صبح طلوع
عکس نوشته حسنا
🆔 @masare_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 نماهنگ پنج شاخص انقلابی گری از نگاه امام خامنهای
#انقلابی_گری
🆔 @masare_ir
✨مشکن دلی را که جایگاه خداست
🍃صدای شکستنش را گوش کن، چه دردی دارد و چه غم انگیز است! آهِ دل شکسته به ظاهر بیصداست ولیکن پرصداترینِ صداهاست.
🌾چطور راضی میشوی پا بر روی احساس کسی بگذاری و چینی نازکش را بشکنی؟ دل را باید مقدس داشت و صاحبش را گرامی.
💠اما دل هرجایی، خیلی لایق تقدیس نیست دربارهی این هم، ما نباید تصمیم بگیریم خالقش میداند چه کارش کند.
منزلی که مخزن عشق، عاطفه و محبت به خالق و مخلوق است با دقت بسیار واردش شویم که گذرگاه ربّ جلیل است.
☘چه بسا دلهایی را با رفتار کودکانهمان ویران کردیم بیآنکه متوجه شویم!
🌺برو طواف دلی کن که کعبهی مخفی است
که آن،خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت
💫مقام دل مؤمن تا این حد است☝ احترامش را حفظ کنیم.
#تلنگر
به قلم پرواز
عکس نوشته حسنا
🆔 @masare_ir
✨شهید بی سر و دست
💠نصف شب از صدای ناله نماز شبش از خواب بیدار شدم. میان گریه هایش میگفت: «خدایا اگر شهادت را نصیبم کردی، می خواهم مثل امام حسین (ع) بی سر و مثل حضرت عباس (ع) بی دست باشم.»
🌾وقتی پیکرش را آوردند نه سر داشت و نه یک دست. گویا آن شب خدا می شنیدش.
راوی: پدر شهید
📚کتاب خط عاشقی ۱، حسین کاجی، ص ۴۹
#سیره_شهدا
#شهید_رشیدی
عکسنوشته حسنا
🆔 @masare_ir
🌾حرف دیگران را همیشه نباید جدی گرفت.
💠به خاطرات انسان های موفق گوش دهید.
🌺ببینید چند نفر به آنها گفتند نمی توانی و موفق نمی شوی؟!
#ریزنوشت
به قلم نیکو
🆔 @masare_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨کتابی برای خودسازی
🌾کتابی که امام زمان(عج) به علامه مجلسی توصیه کردند! و مردم اصفهان با این کتاب، مستجاب الدعوه شدند.🌸✨
🆔 @masare_ir
✨دعا
💠 ورود به هر جایی و دیدن صاحب آن نیازمند مقدماتی است تا مورد استقبال و اجابت قرار بگیری. دعا برای مؤمن راه کوبیدن در خانه خدا و گرفتن جواب از اوست.
#تلنگر
به قلم صبح طلوع
عکس نوشته حسنا
@masare_ir
✨جلوهای از محبت به حضرت زهرا (س)
💠سید فرید سر پست نگهبانی بود. هوا سرد بود و کم کم خوابش گرفت. از جدهاش زهرا (س) مدد خواست. در حال قدم زدن بود. ناگهان چشمش به یک قوری چایی افتاد. بی آنکه کنجکاو شود که از کجا آمده، یک دو تا چای خورد. با بدن گرم شده، مشغول نگهبانی بود.
🌾یک لحظه به سمت قوری چای برگشت؛ اما گویا اثری از آن نبود. توسل به حضرت فاطمه (س) کار خودش را کرده بود.
راوی: مادر شهید
📚کتاب خط عاشقی ۲، گرد آوری: حسین کاجی، بازنویسی: مهدی قربانی، انتشارات حماسه یاران، خاطره ۲
#سیرهشهدا
#شهیدفاطمی
عکس نوشته حلما
🆔 @masare_ir
✨به سمت خانواده ایدهال
💠اگر همه ما بپذیریم که نظام خانواده مانند هرنظام دیگر باید از قواعد سیستم و نظام پیروی کند، آن وقت راحتتر این اصل را میپذیریم که مدیریت اصولی در خانه با مرد است و زن مانند رییس جمهور باید وظایف اجرایی و پرورشی فرزند را تا هفت سالگی انجام دهد.
🌾در چنین خانوادهای فرزندان، تحت تربیت پدر و مادر هستند. رییس خانواده پدر است که با مدیریت و نظارت خود، قوانین ورودی و خروجی افراد و اطلاعات خانواده، را از منزل مدیریت میکند و زن و مرد در مجموعه همسری نیاز یکدیگر و همچنین در مجموعه والدینی، که هردو از زیر مجموعههای نظام خانواده است، نیاز فرزندان را برطرف و تربیت آنها را برعهده میگیرند.
☘در چنین خانوادهای، همه به دنبال رفاه بیشتر فرزندان و اطاعت از آنها نیستند، وظایف به صورت جنسیتی و براساس توانایی مرد و زن، طبقه بندی شده و فرزندان ذیل اصول تربیتی پدر با اجرای مادر زیست میکنند. بنابراین شرایط برای رشد و همراهی هم کاملا مهیاست برخلاف خانوادههایی که جایگاه پدر در آنها تضعیف شده یا فرزندان نقش ریاست مستقیم یا غیرمستقیم را برعهده دارند.
#ارتباط_با_فرزندان
#ایستگاه_فکر
به قلم ترنم
عکس نوشته حسنا
🆔 @masare_ir