✍بهانهها
🔺برای تغییر رفتار خود در زندگی به دنبال بهانه بگردید.
⭕️یکی از آن بهانهها میتواند روزهای خوش سال و اعیاد باشد.
💯مثلا به بهانه روز عیدغدیر رفتار زیبا و نو از خود نشان دهید.
🔺به همسرتان بگویید امروز به خاطر عید، ظرفشستن و نظافت خانه با من. یا اینکه غذای امروز با من!
⭕️مهربانی و محبتتان را زیاد کنید.
ادب و احترامتان با اعضای خانواده را رنگ و بوی عید بدهید.
🔺اینچنین آرامش را به خود، همسر و فرزندانتان هدیه دهید.
#ایستگاه_فکر
#همسرداری
#به_قلم_افراگل
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @tanha_rahe_narafte
✍️آش نخورده و دهن سوخته
💠استاد علوی می گفت: «زندگی مثل سرسرست، یا سرازیری یا سربالایی! اگه بیفتی تو سرازیری دیگه تا تهش باید بری.»
🍃یادش به خیر استادعلوی بزرگ انسان وارسته ای بود! همیشه مثل پدری مهربان به ما جوانان این نصیحت را می کرد؛ اما آن زمان این نصحیتش را متوجه نمی شدم؛ چون جوان بودم و آرزوها و خیالات خام جوانی داشتم حالابعد از چندسال که در زندگی وارد شده ام، خوب دارم متوجه می شوم.
✨کاش! صحبتش را آویزه گوشم کرده بودم و در شب و روز با خودم زمزمه کرده بودم، کاش! همان ابتدای زندگی درست فکر میکردم که این بلا سرم نیاید.
☘️همین دیروز بود که برای خواستگاری نرجس سر از پا نمی شناختم و به هر شرایطی که بود، می خواستم با او ازدواج کنم، من آن موقع مغزم خاموش شد و عقلم کار نمی کرد. چه شرایط سختی برایم گذاشته بود که گفته بود: «برای مراسم عروسی باید در بهترین تالار با آخرین مد روز مراسم بگیرم و آرایش کنم و لباس بپوشم. »
⚡️این اول ماجرا بود. روزی که وارد زندگی مشترک شدیم، از همان روزهای اول نِق زدناش و ایراداش شروع شد که علی تو هیچی نیستی، تو نمی توانی مثل شوهر خواهرم ماشین شاسی بلند بگیری؟ تو نمی توانی ویلایی بگیری که هزار متر باشد؟ هزار بهانه عجیب و غریب می گرفت و می گفت: «من حالیم نیست که تو چه اندازه درآمد داری و چه می خواهی بکنی تو وظیفه ات است که اینها را برام فراهم کنی. »
🍂هر ماه چک کشیدم تا خانم جلوی اقوامش کم نیاورد؛ آخر سر با چندین چک برگشت خورده در زندان تنهایم گذاشت.
#داستانک
#به_قلم_آلاله
#همسرداری
🆔 @tanha_rahe_narafte
بسم الله الرحمن الرحیم
#پرسش
🔍 کدام علل سبب شکل گیری نهضت حسینی شد؟
#پاسخ:
#قسمتسوم
۲.دعوت به رهبری
اقامت امام حسین علیهالسلام در مکه و افشای ماهیت ضد اسلامی حکومت یزید؛ سبب شد گزارشات به مردم کوفه برسد. آنها با ارزیابی اوضاع، تصمیم گرفتند از اطاعت یزید دست بردارند.
✉️سران شیعیان کوفه مانند «سلیمان بن صرد خزاعی»، «مسیب بن نجبه»، «رفاعه بن شداد بجلی» و «حبیب بن مظاهر» به امام نامه نوشتند و ایشان را برای رهبری دعوت کردند.۱
💢ارسال نامهها از طرف شخصیتها ادامه یافت تا این که مجموع نامهها به تدریج بالغ بر دوازده هزارنامه شد.۲
🔹امام حسین علیهالسلام دعوت و اشتیاق آنها را اجابت کرد؛ زیرا ماهیت عکس العمل امام مثبت و موضع ایشان، تعاون و همکاری بود. بنابراین با همراهانش راهی کوفه شدند.
📚۱.مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص ۱۸۰
۲.سید بن طاووس ، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص ۱۵
#درسهای_عاشورا
#به_قلم_نرگس
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @tanha_rahe_narafte
✨ ارادت شهید طیب حاج رضایی به امام حسین (ع)
🍃طیب واقعا عاشق امام حسین (ع) بود. وقتی مادرم به برخی از خرج هایش اعتراض می کرد، می گفت: «من زندگی و پولی را که به دست می آورم به دو قسمت تقسیم می کنم. قسمتی از آن را خرج خودم می کنم و قسمتی را هم خرج امام حسین (ع) می کنم. »
☘ همیشه در همان میدان تره بار گوسفندان زیادی را میخرید و می گذاشت بچرند و پروار شوند تا در محرم در حسینیهها و تکایا و خرج امام حسین (ع) ذبح شوند.
راوی: بیژن حاج محمد رضا؛ فرزند شهید
📚 سه شهید؛ مصاحبه هایی د رمورد شهیدان طیب، اندرزگو و رجایی، نویسنده: حمید داود آبادی، ناشر: نشر شهید کاظمی، نوبت چاپ: اول، ۱۳۹۵؛ صفحه ۱۸ و ۲۲
#سیره_شهدا
#شهید_حاجرضایی
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @tanha_rahe_narafte
✨حسینیشدن
💎ما مادرها همه نگران تربیت حسینی فرزندانمان هستیم؛ اما برای رفع نگرانی چه باید کرد؟
✅گاهی به کودکانمان اجازه دهیم در هیئتها و مجالس، دستمالی بگردانند، استکانی بشورند، ظرفی جابهجا کنند.
💫در هرجا به خصوص خانهی خودمان با دادن بلندگو به بچههای هفت هشت ساله به بالا، شرایط را فراهم کنیم تا اهل مداحی شوند.
💥از بچه ها بخواهیم در پخت نذری و پخش آن یا با پول دادن کمک کنند. ان شالله همهی بچه هایمان، زیر خیمهی ابیعبدلله باشند.
#ایستگاه_فکر
#ارتباط_با_فرزندان
#به_قلم_ترنم
#عکس_نوشته_میرآفتاب
🆔 @tanha_rahe_narafte
✍عشق مانع مرگ است!
🍃قراربود مطلبی در مورد عشق بنویسد؛ ولی هر چه فکر میکرد چیز جالبی در میان داشتههای ذهنیاش برای توصیف "عشق" پیدا نمیکرد، ذهنش قفل شده بود، مدام با خود تکرار میکرد: «عشق، عشق چیست؟ » اما به جایی نمیرسید، تصمیم گرفت به سراغ پدربزرگ، که داناترین فرد فامیل بود و همیشه او را از سردرگمی نجات میداد، برود.
☘وقتی سوالش را از پدربزرگ پرسید، پدربزرگ گفت: «زهراجان پنجره رو بازکن.»
🎋_آخ! بمیرم گرمتونه؟!
🌾پدربزرگ با لبخندی جوابداد: «دخترم مگه جواب سوالتو نمیخوای؟! میخوام برات توضیح بدم. »
⚡️قبل از اینکه زهرا چیزی بگوید، پدربزرگ شروع به تفسیر «عشق» کرد: «گوشکن دخترم صداها رو میشنوی؟ »
✨زهرا گوشهایش را تیزکرد، صدایی که میشنید صدای نی و سنج و دهل بود، اول محرم بود و گوشه کنار شهر پر بود از نواهای حسینی و نوجوانهای همسن زهرا که در حال کمک به فراهم کردن مراسمات عزاداری بودند.
🍃پدربزرگ ادامهداد: «عشق همون چیزیه که نوازندهی این نی داره فریاد میکنه، حتی صدای سنج که میشنوی! عشق همون صدای "لبیک یاحسین" گفتنهای این جماعتیه که دارن عزاداری میکنن؛ البته دخترم فقط به حرف و فریاد نیستا، عشق راهرفتن به روش حسین علیهالسلام و عمل به منش امامه، تا جاییکه بتونی از چیزهایی که امامحسین گذشت بگذری اون وقته که دیگه زنده میمونی، چون عشق امام مانع مرگه. »
🍃 زهرا گویی جواب سوالش را به کاملترین شکل گرفتهباشد چشمهایش برق زد، قلم کاغذی برداشت وتندتند شروع کرد به نوشتن.
#داستانک
#ارتباط_با_فرزندان
#به_قلم_قاصدک
🆔 @tanha_rahe_narafte
🌟جلوه محبت امام حسین (ع)
🍃همسرم محمد علی هر بار که مسجد و هیئت میرفت، علی اکبر را هم با خود میبرد. علی اکبر عاشق مداحی و روضه شده بود و استعداد خوبی هم داشت.
☘هر وقت از مجلس روضه برمی گشت، خواهرانش را جمع می کرد. او مداحی می کرد و آنها سینه می زدند. نوجوان هم که بود، زیارت عاشورای امام زاده را می خواند و مداح محرم روستا بود.
راوی: شهر بانو شیرودی؛ مادر شهید
📚بر فراز آسمان؛ زندگی نامه و خاطرات سر لشکر خلبان شهید علی اکبر شیرودی، صفحه ۱۲
#سیره_شهدا
#شهید_شیرودی
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @tanha_rahe_narafte
✍️نمک زندگی
#قسمت_هشتم_و_آخر
❌بعد از دعوایِ پدر و مادر وقتی با آنها حرف میزنید، حواستان باشد هرگز آنها را نصیحت نکنید.
🔺تنها احساس خود را از دعوای آنها بگویید.
♨️نصیحت و سرزنش کردن آنها، زمانی که حال روحی مناسبی ندارند، شرایط و اوضاع را بدتر میکند. احساس خشم و عصبانیت در آنها زیادتر میشود.
⭕️حتی ممکن است به حرفتان گوش نکنند و با خود بگویند تجربه کافی ندارد.
💯و مهمتر اینکه پدر و مادر بزرگترند و احترامشان واجب است.
💥سخن آخر:
🔺سعی کنید والدین خود را برای کمک گرفتن از مشاور و روانشناس ترغیب کنید.
💡به آنها بگویید کسانی هستند که در حل این مسائل تخصص دارند. آنها موضوعات را به صورت ریشهای حل کرده و از درگیریهای فیزیکی و روانی جلوگیری میکنند.
#ایستگاه_فکر
#ارتباط_با_والدین
#به_قلم_افراگل
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @tanha_rahe_narafte
✍فرشتهی ششماهه
🍃میز صبحانه را آماده کرد. سهراب با عجله چند لقمه نان و پنیر و گردو خورد. استکان چای را بالا برد تا بنوشد. نسترن گفت: « در مورد تصمیمت با پدر و مادرت صحبت کردی؟»
☘_امشب میرم خونهی پدرم و بهشون میگم. اگه دیر کردم نگران نشو، شامتو بخور.
🌾سهراب آماده شد و برای رفتن به شرکت سوئیچ ماشین را از آویز جاکلیدی برداشت. نسترن به عقربههای ساعت نگاهی انداخت. ساعت یازده و نیم شب بود که صدای باز شدن در را شنید. به استقبال سهراب رفت و پرسید:
«شام خوردی؟ »
⚡️_آره! تو چی؟
🍂_نه! از دلشوره نتونستم.
🎋سهراب وقتی به خانهی پدرش رسید. یک گلدانی با گلهای قرمز زیبا روی میز گذاشت.
بعد از سلام و احوالپرسی به پدرش گفت: «بابا میخواستم باهاتون تنهایی حرف بزنم برا همین نسترن رو نیاوردم. راستش تصمیم دارم بچهای رو از شیرخوارگاه به فرزندی قبول کنم.
خواستم شما هم قبل از انجامش در جریان باشید و کمکم کنید.»
🍃_چه کمکی!؟
✨_شما و مامان بچه رو مثل نوهی واقعیتون بدونید و اگه فامیل سوال و جواب کردن ما رو کمک کنید.
☘پدر سهراب سکوت کرد؛ اما مادر به چشمهای پسرش خیره ماند. مادرش نفس عمیقی کشید و گفت:«با صبوری هم حکمت خدا رو میفهمیم، هم قسمت رو میچشیم و هم معجزهاش رو میبینیم.»
✨شنبه ساعت هشت صبح سهراب و نسترن با هم وارد شیرخوارگاه شدند. خانم مسئول بعد از سلام و احوالپرسی گفت: «شما تمام مراحل سرپرستی رو پشت سر گذاشتید، بریم اتاق نوزادان.»
🍃نسترن از خوشحالی دست سهراب را فشار داد. خانم مسئول گفت: «کدوم نوزاد؟»
⚡️یک دفعه صدای گریهی نوزادی بلند شد. نسترن به سمت تخت کوچکی رفت و نوزاد را به آغوش کشید. نوزاد در بغل نسترن آرام شد.
🍃خانم مسئول لبخندی زد و گفت: «این فرشته کوچولو، یه پسره ششماههست. »
💫آنها بعد از تکمیل شدن پرونده نوزاد را تحویل گرفتند. هردو با خوشحالی سوار ماشین شدند. سهراب به سمت خانهی پدرش حرکت کرد.
🌸پدرش نوزاد را بغل کرد، در گوش راست اذان و در گوش چپ او اقامه خواند و پرسید:«نوه مون پسره یا دختره؟»
🍃سهراب با ذوق گفت: «بابا! پسره، با گریهاش ما رو به طرف خودش برد یعنی اون ما رو انتخاب کرد تا پدر و مادرش باشیم.»
✨مادر سهراب به چهرهی همسرش نگاه کرد، هر دو با هم گفتند: «اسمش، علی اصغر. »
#داستانک
#ارتباط_با_والدین
#به_قلم_نرگس
🆔 @tanha_rahe_narafte
بسم الله الرحمن الرحیم
#پرسش
🔍چرا امام حسین علیهالسلام زمان معاویه قیام نکرد؟
#قسمتاول
#پاسخ:
🍃امام حسین علیهالسلام در دوران یازده سالهی امامت (۴۹_۶۰ ق) هم زمان با حکومت معاویه، تنشهای زیادی با او داشته است. این گونه تنشها از نامههای امام آشکار میشود.
📜حضرت جنایات معاویه را در نامههایشان متذکر شدهاند(کشته شدن حجر بن عدی و عمروبن حمق و دیگر شیعیان) حضرت حکومت معاویه بر مسلمانان را بزرگترین فتنه دانستهاند.
☘مشروعیت حکومت معاویه با نامههای ایشان زیر سوال بوده است؛ اما علت قیام نکردن حضرت ریشه در اموری دارد.
🌾۱.وجود صلح نامه
معاویه در نامهای مدعی میشود که صلح نامه نقض شده است؛ اما حضرت در جواب نامه معاویه، خویش را پایبند به صلح نامهی او با امام حسن علیهالسلام معرفی کرده و اتهام نقض آن را از خویش دور میکند.
🔥معاویه با نیرنگ قصد داشته اهداف خود را پیش ببرد که با پاسخ قاطع امام از عملی کردن توطئههای خود ناکام ماند.
#درسهای_عاشورا
#به_قلم_نرگس
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @tanha_rahe_narafte
🥀روضه روی موتور
🍃تا نشستیم روی موتور، گفت: «روضه بخوان. »
☘هر چه بهانه آوردم قبول نکرد. قسمم داد.
می گفت: «من چند شب دیگه مهمان امام حسین (ع) هستم. می خواهم به آقا بگویم که همه جا برایت گریه کردهام. پشت ماشین، سنگر، حسینیه. فقط مانده پشت موتور. »
🌾با سلام به امام حسین (ع) روضه کوتاهی را شروع کردم؛ اما او گریه اش طولانی شد. رسیدیم اردوگاه شهدای تخریب، هنوز گزیه می کرد. چند شب بعد عازم مهمانی شد.
راوی: حاج حسین کاجی
📚 خط عاشقی ۱، حسین کاجی، ص ۴۳
#سیره_شهدا
#شهید_نیکوصحبت
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @tanha_rahe_narafte
🌾غریب عالم
⚫️ در مجالس عزا، برای غریبِ عالم هم گریه کنیم. همان آقایی که دربارهاش اینطور فرمودهاند:
1⃣ امیرالمومنین علیه السلام:
صاحب این امر (حضرت مهدی علیه السلام) رانده و آواره و بیکس و تنهاست(۱)
2⃣ حدیث لوح حضرت زهرا سلام الله علیها:
حضرت مهدی علیه السلام، صبر ایوب دارد!(۲)
3⃣ امام حسین علیه السلام:
صاحب این امر (حضرت مهدی علیه السلام) رانده و آواره است و خونخواه پدرش خواهد بود.(۳)
4⃣ امام باقر علیه السلام:
سنتی از یوسف در حضرت مهدی سلام الله علیه است و آن، زندانی شدن است.(۴)
5⃣ امام صادق علیه السلام:
مهدی جان!
سخت است که بلا تو را احاطه کند و من آسوده باشم! سخت است که بر تو گریه کنم و مردم تو را رها کنند!(۵)
6⃣ امام کاظم علیه السلام فرمودند:
او رانده شده از میان مردم! بی کس! تنها! غریب! و غایب از خاندان خود! و خونخواه پدرش می باشد. (۶)
7⃣ امام جواد علیه السلام:
حضرت مهدی علیه السلام قیام میکند بعد از آنکه یادش در بین مردم بمیرد. تردیدکنندگان، وجودش را منکر میشوند و اهل انکار، یاد او را مسخره میکنند.(۷)
8⃣ امام عسکری علیه السلام:
مهدی تلخی غمهای جانگداز را جرعه جرعه مینوشد...
غصههایی گلوگیر بر او وارد میشود، و دردهایی که هیچ پهلویی تاب تحمّل آنها را ندارد!(۸)
🌕 منابع:
(۱)📚 کمالالدین ج ۱ ص ۳۰۳
(۲)📚 کمالالدین ج ۱ ص ۳۱۰
(۳)📚 کمالالدین ج ۱ ص ۳۱۸
(۴)📚 کمالالدین ج ۱ ص ۱۵۲
(۵)📚 دعای ندبه
(۶)📚 کمال الدین ص ۳۶۱ ح ۴
(۷)📚 کمالالدین ج ۲ ص ۳۷۸
(۸)📚 مهج الدعوات ص ۶۶
#مهدوی
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @tanha_rahe_narafte