✍ شهیدی که شیعه و سنی عاشقش شده بود...
#متن_خاطره :
سردار شوشتری حتی به خانوادههای اعدامیان هم خدمت می کرد و میگفت: اگر کسی اعدام شده ، خانواده اش چه گناهی کردهاند؟
ایشون به خانوادۀ فقـرا هم سـرکشی، و مشکلاتشون رو برطرف میکردند، به طوری که بعد از شهادتشون به هر روستایی میرویم ، تا اسم شهید شوشتری آورده میشه ، مردم زار زار گریه میکنند و میگن: ما پـدر خود را از دست دادیم...
📌خاطرهای از زندگی سردار شهید نورعلی شوشتری
📚راوی: سردار جاهد (فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان)
#شهیدشوشتری #شهیدوحدت #بی_تفاوت_نبودن #کمک_به_فقرا #مهربانی
@moarefi_shohada
قسمت هشتم
🚫این داستان واقعی است🚫
.
.
#خریدعروسی .
با نگرانی تمام گفت: سلام علی آقا می خواستیم برای #خرید جهیزیه بریم بیرون امکان داره تشریف بیارید؟
_شرمنده #مادرجان ، کاش زودتر اطلاع می دادید من الان بدجور درگیرم و نمی تونم بیام هر چند، ماشاء الله خود #هانیه خانم خوش سلیقه است فکر می کنم موارد اصلی رو با نظر خودش بخرید بالاخره #خونه حیطه ایشونه اگر کمک هم خواستید بگید ، هر کاری که #مردونه بود، به روی #چشم فقط لطفا #طلبگی باشه
اشرافیش نکنید!!
مادرم با چشم های گرد و #متعجب بهم نگاه می کرد ، اشاره کردم چی میگه ؟
از شوک که در اومد، جلوی دهنی گوشی رو گرفت و گفت میگه با #سلیقه خودت بخر، هر چی می خوای
دوباره خودش رو کنترل کرد
این بار با #شجاعت بیشتری گفت:
علی آقا، پس اگر اجازه بدید من و هانیه با هم میریم
البته زنگ زدم به چند تا آقا که همراه مون بیان ولی هیچ کدوم وقت نداشتن تا #عروسی هم وقت کمه و ... بعد کلی تشکر،گوشی رو قطع کرد هنگ کرده بود چند بار تکانش دادم #مامان چی شد؟
چی گفت؟
بالاخره به خودش اومد، گفت خودتون برید
دو تا خانم #عاقل و بزرگ که لازم نیست برای هر چیز #ساده ای اجازه بگیرن
برای اولین بار واقعا ازش خوشم اومد
تمام خریدها رو خودمون تنها رفتیم
فقط خریدهای بزرگ همراه مون بود
برعکس پدرم، نظر می داد و نظرش رو تحمیل نمی کرد
حتی اگر از چیزی خوشش نمی اومد اصرار نمی کرد و می گفت
شما باید راحت باشی
باورم نمی شد یه روز یه نفر به راحتی من فکر کنه!
یه مراسم ساده یه #جهیزیه ساده
یه شام ساده
حدود 60 نفر مهمون
پدرم بعد از خونده شدن #خطبه #عقد و دادن امضاش رفت
برای عروسی نموند
ولی من برای اولین بار خوشحال بودم
علی جوان آرام، #شوخ طبع و #مهربانی بود...
. .
#برگرفته_همسر_شهید
.
#همچنان ادامه_دارد ......
📚 📖 📖
مادر بزرگوار شهید✨
فرزندم #گذشت، #مهربانی، #صداقت و #مردانگی را از کودکی آموخت 🌺
و در فضای خانواده یادگرفت چگونه انسان باشد و به دیگران بیندیشد.
هرگز پایش را مقابل ما دراز نکرد؛ سر به زیر و حرف گوش کن بود و هیچ وقت صدایش را بلند نکرد.🌸
پسرم #اهلمطالعه و خواندن کتاب از کودکی بود، برنامه #دعا خواندن و #زیارتعاشورا را همراه با صبحانه راه میانداخت. 🌹
حتی وسایل سادهای رابه عنوان طبل و سنج قرار داده و بچههای محل را دور خودش جمع میکرد و به #عزاداری میپرداخت.🙂
میگفت:ما برای شهدا و امام حسین (ع) طبل سنج میزنیم. بعدها که بزرگتر شد؛ یکی از برنامههای همیشگی وی حضور در دستههای عزاداری به همراه دوستانش بود.🌈
در دوران دبستان #نماز میخواند و اهل اقامه #نماز _اول_وقت بود همیشه مورد تشویق مسئولان مدرسه قرارمیگرفت.🍃
فرزندم از دوران نوجوانی متدین و به دنبال #یادگیری بود، نوار سخنرانیهای #مرحومکافی که در مهدیه تهران سخنرانی میکرد را گوش میداد. #سحرخیز و اهل نماز اول وقت بود.💚
4⃣
🌱شهید حاج محمد علیم عباسی
معروف به شهرام، اسوة #صبر و #استقامت و #اسطورة_اخلاق و #مهربانی، نه تنها طبیب تن که طبیب جان نیز بود.💚
اولین بار در 15 سالگی🙂 به جبهه بستان اعزام شد و از ناحیه کمر شدیداً زخمی شد اما آن روح بزرگ آسمانی را زخم های خرد زمین گیر نکرد 🌸🍃
پس از بهبودی در فتح فاو شجاعانه شرکت کرد.🌾
وی ضمن حضور در جبهه در "رشته پزشکی" پذیرفته شد اما حضور در سنگر را واجب دانست.🇮🇷
و سرانجام در تاریخ 65/11/1
در عملیات کربلای 5 در شلمچه به دیدار حق شتافت.🕊
💫 یادش گرامی راهش پررهرو.🤲
5⃣