#کربلایی_محمد_علی_رضایی
#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه
#زمینه
از این دنیا خستم بابا
دیدی چه داغی گذاشتی رو دستم بابا
من الذی ایتمنی
از این به بعد دیگه یتیم هستم بابا
طعنه زدن به گوشواره م
بچه ها میگن که بابا من آواره م
جا عروسک سیلی خوردم
ای کاش بابا همراه تو من میمردم
امشب میخام مهمونت شم
سرت پر از خونه بابا قربونت شم
میخام امشب گریونت شم
مادر نداری من بلا گردونت شم
تو نبودی ببینی بابا
که چجور عمه مو میزدن
کاش فقط که همین بود و بس
حرفای بد به ما میزدن
واویلا واویلا
حرفت بابا یادم میاد
صدقه بر ما حرومه یادت میاد
از پشت بام نون و خرما
دیدم خم به ابروی علمدارت میاد
نگم برات از بازارا
موهامو کشیدن بابا نیزه دارا
دخترتم خوب میدونی
داد و فریاد نشنیده بودم تا حالا
با اشاره یک بی حیا
نشون میداد دخترت رو ای واویلا
میخندیدن میرقصیدن
ته مونده ی شراب رو سرت میپاشیدن
با طناب مثل زنجیره ای
ماهارو بسته بودن بهم
حرکت کاروان تند شد و
بچه ها افتادن روی هم
واویلا واویلا
(امام سجاد میفرمان:یه طناب بلند اوردن زنجیروار همه رو بسته بودن بهم اول طناب من بودم آخر طناب عمه م زینب😭😭😭اگه اروم میرفتم از آخر عمه مو میزدن اگه تند میرفتم بچه ها روی هم میفتادن😭😭😭
نامردما مارو زدن
بچه هاشون چرا بابا انقد بدن
تو خرابه با چوب و سنگ
بچه های مارو بابا هی میزدن
از کوفه و کرب و بلا
ندارم دل خوشی از شام بلا
روی نیزه بودی بابا
و الا کی میکشیدن گوشواره ها
هر شب غصه هر شب ناله
میدونی زجر چقدر بابا زجرم داده
دختر شاه دوعالم هستم چقدر
خدا به من صبرم داده
نانجیبا نکردن حیا
ناسزا گفتن از کربلا
در عوض بچه هامون بابا
هیچ نگفتن بهشون ناسزا
واویلا واویلا
@mohamadalirezaie
#کربلایی_محمد_علی_رضایی
#واحد_سنگین
#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه(س)
سه ساله کی دیده با اشکای دیده
مثه مادرت فاطمه قد خمیده
با قدخمیده باموی پریشون
با دستای بسته با چشم پرازخون
باباجون مگه اینا دختر ندارن
برا دخترت توی تشت سرمیارن
برای لگدها و سیلی زدن ها
بجز صورتم جای دیگر ندارن
بابای غریبم بابای غریبم
غریبم بابایی حبیبم بابایی
دیگه بعدتو من یتیمم بابایی
تو رفتی و بابا منم بین اعدا
حالا هم سرت شد نصیبم بابایی
نبودی ببینی بابا دخترارو
توی بزم نامحرما حال مارو
میخوردن شراب روبرو خواهر تو
نمیشه بگم خیلی از صحبتارو
بابای غریبم بابای غریبم
منم دختر تو میشه باور تو
میخام زود ببینم بابا مادرت رو
باموی سپیدم با قدخمیدم
روی خاک صحرا بابا میدویدم
حالا ک تموم شد توهم رفتی بابا
ببینم به عمه چیا گفتی بابا
که اینجور خودش رو سپر میکنه بعد
الهی بمیرم نمیگفتی بابا
بابای غریبم بابای غریبم
@mohamadalirezaie
#کربلایی_محمد_علی_رضایی
#شب_اول_محرم
#واحد_شلاقی
#جدید_۱۴۰۳
بوی اسپند و گل و بوی گلابه
دوباره ماه عزا داره میتابه
پرچم و شال عزاتو عشقه
سینه زناتو عشقه
ارباب ارباب
علم و طبل و علامت عشقه
باتو شهادت عشقه
ارباب ارباب
نداره عباس تو بدل
احلی من العسل
نوکری ابالفضل
اشک واسه تو خیرالعمل
میگیرمت بغل
برادر ابالفضل
ممنونم ارباب
من بدهکار توام تا به قیامت
نرسه روزی بگی بم به سلامت
منم اون کلب علی اکبر
با تو میشه قشنگتر
دنیام آقا
تو رفاقت آقا کم نذاشتی
صدتو واسم گذاشتی
دنیام آقا
مادرت واسه ی نوکری
از لطف مادری
کرده نشونم آقا
با مژه جارو کنم اقا
فرشای روضه تو
ای مهربونم آقا
ممنونم ارباب
@mohamadalirezaie
#کربلایی_محمد_علی_رضایی
#شب_چهارم
#حضرت_زینب_س
#زمینه
محمدم فدا سر اکبر
عونم داداش جونت نذر اصغر
میمیرم واسه رقیه ت آخر
غریب داداش
از روم چرا میکشی خجالت
از بغض تو میمیرم نهایت
باباشونم داداش داد رضایت
غریب داداش
وای وای زینب
داداش واسه غربتت میسوزم
نمیبینی چی میاد به روزم
گریه میشه کار شب و روزم
برادرم
خداروشکر ندیدی نبودی
جسارت مردم یهودی
کعبه نی و صورت و کبودی
برادرم
وای وای زینب
از روی تل میدیدم تنهایی
دورت کردن میون اعدایی
زیر پای گرگای صحرایی
غریب داداش
اکبر و کشتن کمونت کردن
با سه شعبه باز نشونت کردن
حا و سین و یا و نونت کردن
غریب داداش
وای وای زینب
@mohamadalirezaie
#کانال_سبک_شعر