eitaa logo
آقای صحنه | مسعود پایمرد
1.1هزار دنبال‌کننده
241 عکس
58 ویدیو
12 فایل
مسعود پایمرد هستم؛ معلم، مجری صحنه، مدرس فن بیان و مجریگری و کارشناس روابط عمومی سایت آقای صحنه: https://MrMC.ir صفحه اینستاگرام: Instagram.com/MrMC.ir 🍃ارتباط با من: @MrMC_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
یادت نره آدمای برنده، فقط به این نگاه نمی‌کنن که الان کجان؛ درسته که حواسشون هست زمین نخورن، اشتباه نکنن و توی مسیر گم نشن، اما هیچ‌وقت چشمشون رو از مقصدی که براش می‌جنگن برنمی‌دارن برای همین حتی وقتی خسته‌ان، حتی وقتی آروم و کند پیش میرن، با همون نفس‌های بریده و قدم‌های کوچیک بازم ادامه میدن چون خوب می‌دونن رسیدن، سهم کساییه که متوقف نمیشن شبتون آروم 🌙
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹زبان، دهان و حنجره از مهم‌ترین ابزارهای فن بیانی هستن که ما در اختیار داریم ❤️‍🩹 برای همینه که حفظ سلامت‌شون اهمیت خیلی زیادی داره ✅ برای حفظ سلامت اندام‌های صوتی، این دوتا نکته‌ای که توی ویدیو گفتم رو جدی بگیرید @MrMC_ir | MrMC.ir
فرشتهٔ مرگ در یک روز کاملاً عادی می‌آید… میانِ کارهای ناتمام، میانِ برنامه‌هایی که گفته بودی «بعداً انجام می‌دهم»، تو را با خود می‌بَرد. و دنیا بی‌وقفه به راهش ادامه می‌دهد؛ گویی که هرگز در آن نبوده‌ای. پس فرصت زندگی را ارزان از دست نده… حتی اگر شده، هر روز یک کار کوچک فقط برای خودِ خودت انجام بده. 🤍 شبت بخیر رفیق ✨ @MrMC_ir | MrMC.ir
🌱 🔹اعتمادبه‌نفس پایین همیشه به این معنی نیست که آدم «ضعیف» یا «کم‌ارزش» باشه. خیلی وقت‌ها، نتیجه‌ی سال‌ها مقایسه کردن خود با دیگرانه. وقتی مدام به خودمون بگیم «من به اندازه بقیه خوب نیستم»، کم‌کم ذهن هم همون رو باور می‌کنه. 🔹لهجه داشتن، معمولی بودن یا زندگی ساده داشتن، ایراد نیست. مشکل از جایی شروع میشه که آدم فکر کنه برای دوست‌داشتنی بودن یا دیده شدن، باید شبیه یک الگوی خاص باشه. در حالی که بیشتر آدم‌ها به صداقت، آرامش و طرز برخورد جذب میشن، نه به بی‌نقص بودن. 🔹اینکه کم‌کم از جمع فاصله گرفتید هم قابل درکه؛ چون وقتی اعتمادبه‌نفس کم میشه، آدم سعی می‌کنه کمتر دیده بشه تا کمتر قضاوت بشه. اما این دوری از جمع، معمولاً ترس و احساس ناکافی بودن رو بیشتر می‌کنه. 🔹به جای اینکه هر روز از خودتون ایراد بگیرید، سعی کنید روی «بهتر شدن» تمرکز کنید، نه «کامل بودن». مثلاً بیشتر صحبت کردن، یاد گرفتن یک مهارت جدید، یا حتی پذیرفتن لهجه‌تون می‌تونه کم‌کم حس بهتری بهتون بده. 🔹اعتمادبه‌نفس، یک شبه ساخته نمیشه. از همون لحظه‌ای شروع میشه که آدم تصمیم می‌گیره خودش رو فقط با ضعف‌هاش تعریف نکنه. 🔥 @MrMC_ir | MrMC.ir
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | تیزر قسمت چهارم برنامه تلویزیونی مثبت مدرسه 🔹قسمت چهارم فصل سوم برنامه تلویزیونی مثبت مدرسه را روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۵ از شبکه اصفهان ببینید. 🍃 @MrMC_ir | MrMC.ir
اگه صاحبِ یه مغازهٔ لباس‌فروشی باشی، پشت ویترین چی می‌ذاری؟ این سؤالی بود که اون روز ازش پرسیدم. اصرار داشت که «من همینم» و نباید خودشو چیزی غیر از چیزی که هست نشون بده. می‌گفت هر حسی که داره، هر جا که هست، باید همونو ابراز کنه. می‌گفت: توی مهمونی‌ام و کم‌حوصله‌م؟ خب لزومی نمی‌بینم طوری رفتار کنم که انگار مودم بالاست. توی دانشگاه از کسی خوشم نمیاد؟ مجبور نیستم کاری کنم که اون نفهمه. من آدم صادقی‌ام. صداقت فضیلته. شماها چرا می‌گین هر چی هستی برای خودت باش و با بقیه طبق یه‌سری اصول خاص رفتار کن؟ (که اسمش رو هم نمی‌دونست که هست.) ▪️می‌گفت این کارا مخالف صداقته؛ مصداق بارز دروغ گفتنه. بهش گفتم بیا بشین حرف بزنیم. (یک از سه)
پرسیدم: اگه مغازهٔ لباس‌فروشی داشتی، کدوم لباس رو پشت ویترین می‌ذاشتی؟ لباسی که درزش پاره شده و دکمه‌ش افتاده، یا بهترین لباس‌هاتو؟ 🔹 خندید و گفت معلومه که بهترین‌ها رو می‌ذارم. گفتم چرا؟ گفت چون ویترین برای اینه که جنس خوب مغازه رو نشون بده؛ برای اینه که مشتری بفهمه اینجا چه چیزایی پیدا می‌کنه و ترغیب شه خرید کنه. سرم رو تکون دادم و گفتم دقیقاً. ویترین جای نمایش انتخاب‌شده‌ست، نه تخلیهٔ انبار. قرار نیست هر چی تهِ مغازه‌ست همون‌طور بریزی جلوی چشم همه. ویترین یعنی انتخاب درست و باهدف. گفت: «ولی اون لباس‌های پاره هم مال همون مغازه‌ان. یعنی نباید قایمشون کرد.» گفتم قایم‌کردن نیست؛ هر چیزی جای خودش رو داره. اون لباس‌ها شاید باید برن برای تعمیر، شاید تهِ انبار بمونن، شاید هم اصلاً زیر قیمت فروخته بشن. ✅ اما اینکه بدون فکر همه‌چیز رو بریزی پشت ویترین، اسمش صداقت نیست؛ اسمش بی‌نظمیه. یه کم فکر کرد و گفت: «یعنی تو می‌گی آدم باید خودش رو سانسور کنه؟» گفتم نه. سانسور یه چیزه، انتخاب یه چیز دیگه. همون‌طور که وقتی از خونه بیرون میای، همهٔ لباس‌هاتو با هم نمی‌پوشی. انتخاب می‌کنی کدومش مناسب اون موقعیته. این به این معنی نیست که بقیهٔ لباس‌ها مال تو نیستن. گفتم ما آدما هم همینیم؛ مجموعه‌ای از حال‌ها، فکرها و واکنش‌های مختلف. بعضی‌هاشون مناسب جمعه، بعضی‌ها برای خلوت، بعضی‌ها برای یه دوست نزدیک. 🌸 صداقت این نیست که هر چی همون لحظه توی دلت هست، بدون فکر بریزی بیرون. (دو از سه)
پرسید: «پس تکلیف راست‌گویی چی می‌شه؟» گفتم: ⚠️ راست‌گویی یعنی وقتی حرف می‌زنی، دروغ نگی. اما لازم نیست همهٔ حقیقت‌ها رو در هر زمان و هر جایی بگی. فرق هست بین دروغ گفتن و نگفتن. مثلاً اگه توی مهمونی حوصله نداری، لازم نیست نمایش بازی کنی؛ اما لازم هم نیست طوری رفتار کنی که همه بفهمن از بودن اونجا بدت میاد. می‌تونی آروم باشی، کمتر حرف بزنی، یا زودتر خداحافظی کنی. این نه دروغه، نه خیانت به خودت؛ فقط یه جور ملاحظه‌ست. یا توی دانشگاه، اگه از کسی خوشت نمیاد، قرار نیست تظاهر کنی بهترین دوستشی؛ اما لازم هم نیست هر لحظه بهش بفهمونی ازش بدت میاد. می‌شه محترمانه فاصله داشت. فاصله‌داشتن هم یه جور صداقته. 📌 گفتم اتیکت دقیقاً همین‌جا معنی پیدا می‌کنه. اتیکت نقاب‌زدن و دروغ‌گفتن نیست؛ بیشتر شبیه همون ویترینه. راهیه برای اینکه بهترین و قابل‌قبول‌ترین بخش حضورت رو نشون بدی، تا زندگیِ جمعی یه کم قابل‌تحمل‌تر بشه. اگه هر کسی هر بی‌حوصلگی، عصبانیت یا دلخوریِ لحظه‌ایش رو بدون هیچ فیلتر و انتخابی بریزه بیرون، دنیا خیلی زود شبیه همون مغازه‌ای می‌شه که صاحبش همه‌چیز رو ریخته پشت ویترین: لباس‌های چروک، درزهای پاره، نخ‌های آویزون. راستش همچین مغازه‌ای احتمالاً اصلاً مشتری هم پیدا نمی‌کنه. اگه هم کسی سر بزنه، یا آدمِ درست‌وحسابی نیست، یا دنبال بزخریه، یا اصلاً مشتری واقعی نیست و فقط اومده یه نگاهی بکنه و بره. آخرش بهش گفتم: صداقت باارزشه، اما صداقتِ بی‌ظرافت مثل نورِ خیلی تندیه که چشم رو می‌زنه. ما باید یاد بگیریم نور رو از پشت یه شیشه رد کنیم، یه کم نرم‌ترش کنیم؛ جوری که هم گرما و روشنی بده، هم اذیتمون نکنه. (سه از سه) 🌱 @MrMC_ir | MrMC.ir
عزت نفس از کجا میاد؟ 🔹 خیلی از ما «عزت نفس» و «اعتماد به نفس» رو قاطی می‌کنیم و به جای هم به کار می‌بریم، در حالی که این دوتا با هم فرق دارن. ▪️ اعتماد به نفس یعنی فکر می‌کنی از پسِ انجام یه کار خاص برمیای یا نه. مثلاً ممکنه توی رانندگی اعتماد به نفس داشته باشی، ولی برای صحبت کردن جلوی جمع نه. یعنی موضوعش توانایی انجام یه کار مشخصه. 🔸 اما عزت نفس یه چیز کلی‌تره. عزت نفس یعنی در مجموع چه قیمتی روی خودت می‌ذاری؛ این‌که خودت رو چقدر آدم ارزشمند، قابل احترام و توانمند می‌بینی. 👈🏻 نکته مهم اینه که این دوتا به هم مرتبط هستن. ✅ هر بار که یه مهارت جدید یاد می‌گیری، حتی یه مهارت خیلی ساده، در واقع یه پیام مهم به ذهنت میدی: «من می‌تونم یاد بگیرم.» 🔸 و همین پیام مستقیماً روی عزت نفس اثر می‌ذاره. جالبه که این مهارت اصلاً لازم نیست چیز عجیب یا بزرگی باشه. حتی چیزهای خیلی ساده هم اثر دارن. مثلاً: ▫️ یاد گرفتن یه مدل جدید برای گره زدن بند کفش ▫️ یاد گرفتن درست کردن یه دسر ساده ▫️ یاد گرفتن چند آکورد با یه ساز ▫️ یاد گرفتن یه حرکت جدید ورزشی ▫️ یا حتی یاد گرفتن یه ترفند کوچیک توی یه نرم‌افزار ممکنه این‌ها خیلی کوچیک به نظر بیان، اما مغز ما این‌طور حساب نمی‌کنه. مغز فقط یه چیز رو ثبت می‌کنه: 👈🏻 «من یه چیز جدید بلد شدم که قبلاً بلد نبودم.» وقتی این تجربه‌ها تکرار میشه، کم‌کم یه تصویر جدید از خودت توی ذهنت شکل می‌گیره؛ تصویری از کسی که می‌تونه یاد بگیره، رشد کنه و بهتر بشه. 🔹 و وقتی آدم خودش رو این‌طور ببینه، اون برچسب قیمتی که روی خودش می‌ذاره هم تغییر می‌کنه. ✅ برای همین یکی از ساده‌ترین و در عین حال قوی‌ترین راه‌های بالا بردن عزت نفس اینه که مدام در حال یاد گرفتن باشی؛ فرقی هم نمی‌کنه چی. 👈🏻 هر مهارتی که یاد بگیری، حتی کوچک‌ترینش، در واقع داری یه آجر جدید روی بنای عزت نفست می‌ذاری. 🌸 @MrMC_ir | MrMC.ir
دیدن عکسِ کتابخونهٔ بقیه همون حسی رو بهم می‌ده که بچگی‌ها وقتی از توی کوچه رد می‌شدم و درِ خونه‌ای نیمه‌باز بود، یواشکی یه نگاهی می‌انداختم داخلش. هم خیلی جذابه، هم یه کم معذب‌کننده‌س؛ چون انگار خیلی خصوصیه و بخش زیادی از شخصیت و عقاید صاحبش رو لو می‌ده. پ‌ن: اگه دوست دارین، عکس کتابخونه‌تون رو برام بفرستین. ▪️ @MrMC_admin
داشتم قبلِ خواب این کتاب رو ورق می‌زدم. یه کتاب مینیمال با تصویرهای قشنگه که خیلی ساده و دلنشین، از حسی به اسم «غم» برای بچه‌ها حرف می‌زنه. اون‌قدر قشنگ و روون نوشته شده بود که یهو دیدم اشکم سرازیر شد. به نظرم برای بچه‌های ۴ تا ۹۴ ساله مناسبه :) حتماً بخونیدش. شناختن احساسات، حتی برای ما آدم‌بزرگ‌ها هم خیلی مهمه؛ می‌تونه روی ارتباطات روزمره‌مون و مهارتمون توی همدلی با بقیه خیلی اثر خوب بذاره. ---- ▫️ @MrMC_ir | MrMC.ir ---- لینک کتاب در طاقچه