eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
3 📌 دانش هایی که موضوع بحث آنها مجيد است 🔅 در ميان مسلمانان علومى نيز هست كه موضوع بحث آنها خود مجيدمى‌باشد، تاريخ پيدايش اين علوم نخستين روزهاى نزول است و به تدريج مسائل آنها در ميان مردم نضج يافته و تنقيح شده تا به حد كمال رسيده و بالأخره محققين اين فنون تأليفاتى در آنها كرده و كتاب‌هاى بى‌شمار نوشته‌اند. ✅ برخى از اين علوم در اطراف الفاظ كريم و برخى در معانى آن به بحث و كنجكاوى مى‌پردازد: 🔹 علومى كه در الفاظ بحث مى‌كند فنون تجويد و قرائت است؛ فنى در كيفيت تلفظ به حروف تهجى و حالات و عوارضى كه حروف تهجى در لغت عرب در ميان الفاظ مفرده و مركبه پيدا مى‌كند مانند ادغام و تبديل حروف و احكام وقف و ابتدا و نظاير آن بحث مى‌نمايد. 🔹 و فنى به ضبط و توجيه قرائت‌هاى هفت‌گانه معروف و قرائت‌هاى سه‌گانه ديگر و قرائت‌هاى صحابه وشواذ قرائت‌ها مى‌پردازد. 🔹 و فنى عدد سور و آيات و كلمات و حروف آنها و آيات و كلمات و حروف همه را احصا مى‌كند. 🔹 و فنى در خصوص رسم خط خاص مجيد و اختلافاتى كه با رسم خط عربى معمول دارد سخن مى‌گويد. 🌿🌿🌿 @rahighemakhtoom ادامه 👇👇👇
3 📌 دانش هایی که موضوع بحث آنها مجيد است ✅ و علم‌هايى كه در معانى قرآن مجيد بحث مى‌كند: 🔹 فنى است كه از كليات معانى آيات مانند تنزيل و تأويل و ظاهر و باطن و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ قرآن كنجكاوى مى‌كند. و فنى است كه در آيات و احكام بحث مى‌نمايد و در حقيقت شعبه‌اى از فقه اسلامى است. 🔹 و فنى است كه از معانى خصوص آيات قرآنى سخن مى‌گويد و به نام تفسير قرآن ناميده مى‌شود و در بخش دوم اين كتاب بحث‌هايى در اطراف تفسير و طبقات مفسرين گذشت. علما و محققين اسلام در هر يك از علوم خاصه به قرآن مجيد تأليفاتى و تصانيف بى‌شمارى كرده‌اند. 🌿🌿🌿 @rahighemakhtoom ادامه 👇👇👇
3 📌 علومى كه مجيد موجب پيدايش آنها شده است ✳ ترديد نيست كه علوم دينيه‌اى كه امروز در ميان داير و مورد تعليم و تعلم مى‌باشد تاريخ تأسيس و تداول آنها به بعثت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و نزول كه معارف الهيه و قوانين شرعى را همراه خود آورده محدود مى‌باشد. 🔹 اين علوم در قرن اول هجرى به واسطه قدغنى كه مقام خلافت از كتابت و تأليفات حديث و غيره كرده بود به طور غير منظم در ميان صحابه و تابعين داير بود و جز عده بسيار كمى كه در و و مختصراتى نوشتند اكثريت مردم به‌طريق حفظ به تحصيل پرداخته از سينه به سينه منتقل مى‌نمودند. 🔹 از اوايل قرن دوم به‌سبب برداشته شدن «1» مردم اول به نوشتن حديث پس از آن به نوشتن بحث‌هاى مربوط به علوم ديگر و به قالب زدن تأليف و تصنيف علوم را مرتب و منظم نمودند و بدين ترتيب فن حديث و علم رجال و درايه و فن اصول فقه و علم فقه و علم كلام به وجود آمد. ✳ و حتى فلسفه نيز اگرچه در آغاز به عنوان نقل از يونانى به عربى وارد محيط اسلام شد و زمانى تقريباً به شكل يونانى خود در دست مردم بود ولى پس از چندى محكوم طرز تفكر محيط گرديده هم از جهت ماده و هم از جهت صورت تغييراتى پيدا كرده تحول يافت به گواهى اين كه در فلسفه‌اى كه امروز در ميان داير است در معارف الهيه مسئله‌اى به چشم نمى‌خورد مگر اين كه متن آن را و براهين و ادله‌اى را كه براى اثبات آن به كار برده شده مى‌توان در و حديث پيدا كرده و از لابه‌لاى آنها به دست آورد. 🌿🌿🌿 (1). اين قدغن را- چنان كه در تاريخ مسلم است- عمربن عبدالعزيز (خليفه اموى 99- 101) برداشته است‌ . 🌿🌿🌿 ✳ اين سخن را در علوم ادبيه عربى نيز مى‌توان مطرح ساخت، زيرا امثال علم صرف و نحو و معانى و بيان و بديع و لغت و فن فقه لغت و اشتقاق اگرچه مورد بحث آنها مطلق كلام عربى است لكن بى‌ترديد آنچه مردم را وادار به تتبع و ضبط و تنقيح اصول و قوانين اين علوم نمود همان خدايى بود كه مردم را مجذوب بيان شيرين و شيوا و اسلوب زيباى خود ساخته بود و مردم براى روشن شدن از بناى كلمات و تركيب جمل و معانى الفاظ و فصاحت و بلاغت بيانات و صنعت‌هاى لفظى ظريف آن نيازمند شدند كه قوانين كلى آنها را با اشتباه و نظايرى كه در لغت عرب داشتند به دست آوردند و به كمك آنها از كنجكاوى خود نتيجه گيرند و بدين‌ترتيب علم‌هاى صرف و نحو و لغت و فنون سه‌گانه بلاغت تنقيح و تنظيم شد. 🌿🌿🌿 @rahighemakhtoom ادامه 👇👇👇
3 📌 علومى كه مجيد موجب پيدايش آنها شده است 🔅🔅🔅 ✳ منقول است كه ابن‌عباس كه از مفسرين صحابه بود معانى آيات را از راه استشهاد به اشعار عرب بيان مى‌كرد و به جمع‌آورى و حفظ اشعار عرب توصيه مى‌نمود و مى‌گفت: «الشعر ديوان‌العرب» و با چنين عنايت‌هايى نثر و شعر عرب ضبط شد 🔹 تا به جايى رسيد كه دانشمند شيعى معروف خليل‌بن احمد بصرى در لغت‌{كتاب العين‌} را نوشته و علم عروض را براى شناختن اوزان اشعار وضع نمود و ديگران نيز در اين دو فن تأليفاتى كردند 🔹 و فن تاريخ نيز در اسلام از فن حديث مشتق شده و در آغاز از قصص انبياء و امم و از سيرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شروع شده و پس از آن تاريخ صدر اسلام به آن اضافه شده بعد به صورت تاريخ عالم در آمد و مورخينى مانند طبرى و مسعودى و يعقوبى و واقدى كتاب‌هايى نوشتند. 🔹 و به جرئت مى‌توان گفت كه عامل اصلى اشتغال مسلمانان به علوم عقلى از طبيعيات و رياضيات و غير آنها به صورت نقل و ترجمه در آغاز كار و به نحو استقلال و ابتكار در سرانجام همان انگيزه فرهنگى بود كه قرآن مجيد در نفوس مسلمانان فراهم كرده بود. 🔹 در آغاز كار به دست مقام خلافت كه آن روزها ميان ملت عرب مستقر بود علوم مختلف عقلى از يونانى و سريانى و هندى به عربى ترجمه شد و پس از آن در دسترس همه مسلمانان جهان كه از ملل مختلف بودند قرار گرفت و روزبه روز، بر وسعت تحقيقات و دقت مطلوب و حسن انتقام خود افزود. 🔹 و معلوم است كه مدنيت وسيع اسلامى كه كمى بعد از هجرت و رحلت پیامبر قسمت معظم معموره را تحت تسلط خود گرفت و در آن حكومت نمود و بالأخره امروز در حدود ششصد ميليون از جمعيت كره را به نام اسلام نگه مى‌دارد، يكى از آثار بارز قرآن مجيد بود (اگرچه ما به نام شيعه به خلفا و ساير پادشاهان كارگردان اين مدنيت از جهت مسامحه‌هايى كه در روشن ساختن حقايق دين و اجراى قوانين آن كرده‌اند اعتراض داريم در عين حال از پرتو اسلام هرچه به جهان تابيده بى‌ترديد از قرآن مى‌باشد) 🔹 و بديهى است چنين تحولى كه يكى از حلقه‌هاى بارز سلسله حوادث جهان مى‌باشد در حلقه‌هاى بعدى تأثير به سزايى خواهد داشت و از اين روى يكى از علل و مقدمات تحول امروزى و بسط و پيشرفت فرهنگ جهان قرآن مجيد خواهد بود. 🔹 البته براى اين كه اين مسئله روشن‌تر شود و ارزش واقعى خودش را نشان دهد تجزيه و تحليل بيشترى لازم است ولى رويه اختصار كه در اين كتاب مراعات مى شود از اشتغال به آن مانع مى‌باشد. 🌿🌿🌿 @rahighemakhtoom
سوره البینه.JPG
حجم: 81.8K
🔆🔆🔆 📌 بیان آیه 5 سوره بینه و ما امروا الّا ليَعبدوا اللّه مخلِصين لَه الدين حُنفاء5 🔹 ضمیردر جمله (امروا) به همان (الّذين كفروا مِن اهل الكتاب و المشركين)بر مى گردد، مى فرمايد: رسول اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم) و ( كتب قيمه ) كه در است اين از اهل كتاب و مشركين را نمى كند مگر به خداى تعالى، به اخلاص در دين، پس بايد كه چيزى را او نگيرند. 🔹 كلمه (حنفاء) است از ضمير جمع در (ليعبدوا)، و اين كلمه جمع است، كه از ماده حنف است كه به معناى شدن و از دو حالت و تفريط به سوى حالت است، و تعالى اسلام را بدين جهت دين خوانده كه خلق را مى دهد به اينكه در امور حد و حالت اعتدال را از دست ندهند، و از به سوى افراط و تفريط بپرهيزند. 🔹 و (و يقيموا الصلوه و يوتوا الزكوه ) از باب ذكر بعد از عام، و يا ذكر بعد از كل است، كه در مواردى صورت مى گيرد، كه گوينده به آن فرد عنايت بيشترى دارد، در اينجا نيز خداى تعالى بعد از ذكر عبادت، نماز و زكات را ذكر كرد، چون اين دو عبادت از اسلامند، يكى توجه عبودى خاصى است به درگاه تعالى، و ديگرى مال است در راه رضاى او. 🍁🍁🍁 برای نشر فرهنگ ناب اسلامی به کانال متفاوت آموزه ها و معارف قرآنی"رحیق "در پیامرسان ایتا بپیوندید. @rahighemakhtoom ادامه 👇👇👇
سوره البینه.JPG
حجم: 81.8K
🔆🔆🔆 📌 بیان آیه 5 سوره بینه 🔹 (و ذلِكَ دينُ القَيِّمَة ) - اين است دين كتب قيمه - چنين معنا كرده اند. از (كتب قيمه ) اگر همه كتابهاى يعنى كتاب نوح و پايين تر از او از ساير (عليهم السلم) باشد، جمله اين مى شود كه: اين كه بشر به پذيرفتن آن شده، دينى است كه در كتابهاى قيم آسمانى بدان بودند، و دين نيست، چون دين خدا همواره بوده، پس بناچار بايد به آن بگروند، براى اينكه است. 🍁🍁🍁 برای نشر فرهنگ ناب اسلامی به کانال متفاوت آموزه ها و معارف قرآنی"رحیق "در پیامرسان ایتا بپیوندید. @rahighemakhtoom ادامه 👇👇👇
سوره البینه.JPG
حجم: 81.8K
🔆🔆🔆 📌 بیان آیه 5 سوره بینه 🔹 و اگر از كتب قيمه، است كه خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) از مطهره براى آنان خوانده، آيه چنين مى شود كه: مردم در اسلامى مأمور نشده اند مگر به و قضاهايى قيم، احكام و قضايايى كه جامعه انسانى را تأمين مى كند، پس با در نظر گرفتن اين معنا بر مردم است به اين دعوت ايمان آورده، و به اين دين شوند. ✅ پس آيه شريفه به هر حال دارد به اينكه توحيد (كه قرآن كريم آن است، قرآنى كه كتب آسمانى از خويش و به حكم آيه 48 از سوره مهيمن و مافوق آنها است )، با كه به مجتمع مى دهد به امر آنان و حافظ حياتشان است، 🔹 همچنان كه آيه زير اين را با وافى ترين بيان خاطرنشان ساخته، مى فرمايد: (فَاقِم وَجهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطرَتَ اللّهِ الّتى فَطرَ النّاسَ علَيها لا تَبديلَ لِخلقِ اللّهِ ذلِكَ الدّينُ القَیِّمُ ).سوره روم آیه ۳۰ 🍁🍁🍁 برای نشر فرهنگ ناب اسلامی به کانال متفاوت آموزه ها و معارف قرآنی"رحیق "در پیامرسان ایتا بپیوندید. @rahighemakhtoom ادامه 👇👇👇
سوره البینه.JPG
حجم: 81.8K
🔆🔆🔆 📌 بیان آیه 5 سوره بینه 🔹 با اين آيه بيان رسالت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) و شمول و دعوت اسلامى عموم بشر را، مى شود، پس اينكه فرمود: (لم يكن الذين كفروا من اهل الكتاب و المشركين...)، اشاره مى كند به اينكه از نظر سنت الهى، بر خداى تعالى است كه همه عالم را هدايت نموده، لازم است را بر هر كسى كه شده و دعوت او را نپذيرفته تمام كند، چه كافر از اهل كتاب و چه از مشركين، گو اينكه در روز آيه كفار از اهل كتاب و از مشركين بعضى از كفار بودند نه همه آنان ولى اين معنا را به طور قطع مى دانيم كه در فرقى ميان بعضى با بعض ديگر نيست، اگر در عصر متعلق به بعضى شده، بايد كه متعلق به كفار هم بشود. 🔹 و (رسول من الله ) اشاره دارد به اينكه آن بينه عبارت است از (صلى اللّه عليه و آله و سلم) و جمله (و ما تفرق...) اشاره دارد به اينكه و كفرى كه در نسبت به داشتند نيز بعد از آمدن بينه . 🔹 و (و ما امروا الا ليعبدوا الله...) مى فهماند كه آنچه بدان شده اند، و مأمور به آن گشته اند، دينى است ، كه اجتماع بشريشان را تأمين مى كند، پس بر همه آنان لازم است به آن دين آورند و كفر نورزند. 🍁🍁🍁 برای نشر فرهنگ ناب اسلامی به کانال متفاوت آموزه ها و معارف قرآنی"رحیق "در پیامرسان ایتا بپیوندید. @rahighemakhtoom ادامه 👇👇👇
قران شناسی.jpg
حجم: 20.8K
و انتشارش در ميان مردم1 🌿🌿🌿 📌 آيات مجيد به چه ترتيب نازل شد 🔸 سور و آيات مجيد يك جا نازل نشده است، اين مطلب علاوه بر تاريخ قطعى كه به نزول تدريجى مجيد در امتداد بيست‌وسه سال مدت دعوت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شهادت مى‌دهد از مضامين خود آيات نيز روشن است، 🔹 خداى متعال مى‌فرمايد: {«وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‌ مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا» «اسراء، آيه 106 » و را- سور و آيات آن را- از هم جدا كرديم تا آن را به درنگ به مردم بخوانى و آن را با يك نوع تدريج نازل نموديم. 🔹 در مجيد ناسخ و منسوخ هست و آياتى است كه ارتباط تام به قصص و حوادثى دارد كه هرگز در يك زمان جمع نمى‌شوند تا آيات مربوط به آنها يك جا نازل شده درباره آنها به گفت وگو پردازد. 🔹 و هم‌چنين سور و آيات به اين ترتيب كه در مصحف شريف قرار گرفته نازل نشده‌اند به اين معنا كه اول سوره حمد پس از آن سوره‌هاى بقره و آل‌عمران و نساء و مائده و به همين ترتيب نازل شده باشد و هم چنين آيات به ترتيب مضبوط. @rahighemakhtoom ادامه 👇👇👇
قران شناسی.jpg
حجم: 20.8K
و انتشارش در ميان مردم1 🌿🌿🌿 📌 آيات مجيد به چه ترتيب نازل شد 🔹 زيرا در اين خصوص نيز علاوه بر شهادت تاريخ قطعى، مضامين خود آيات نشان مى‌دهدكه برخى از سور و آيات با مضامينى كه مناسب با اوايل زمان بعثت است، مانند سوره علق و نون در اواخر قرآن مجيد ثبت شده و سوره‌ها و آيه‌هاى بسيارى كه مضامين آنها با پس از هجرت و اواخر عهد اكرم صلى الله عليه و آله سازگار است مانند سوره‌هاى بقره و آل‌عمران و نساء و انفال و توبه در اوايل گذاشته شده است. 🔹 بديهى است كه به موجب اين مضمون‌هاى مختلف و آيات از جهت نزول ارتباط كامل با حوادث و وقايع و نيازمندى‌هاى گوناگون دارد كه در خلال مدت دعوت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تحقق يافته و به وقوع پيوسته است. 🔹 مثلًا و آياتى كه تنها مشتمل به دعوت مشركين و مبارزه با بت‌پرستى است با روزگار پيش از هجرت كه صلى الله عليه و آله در مكه و گرفتار دعوت بت‌پرستان بود مناسب است و آيات قتال و آيات احكام كه به دنبال حوادث و نيازمندى‌هايى كه پس از هجرت و انعقاد جامعه اسلامى در شهر يثرب (مدينه) و پيشرفت روزافزون پيدا شده نازل گرديده است. 🌿🌿🌿 برای نشر فرهنگ ناب اسلامی به کانال متفاوت آموزه ها و معارف قرآنی"رحیق "در پیامرسان ایتا بپیوندید. @rahighemakhtoom
اگر كسي اين حريمِ عفاف را رعايت نكرد اهل غيرت نيست. از برجسته‌ترين اوصاف الهي, غيرت است كه خدا غيور است. غيرت حقيقتي است كه سه عنصر محوري را در بردارد : يكي معرفتِ هويّت خود دوم عدم دخالت در امور غير سوم اجازه ندادن دخالت غير در امور او آن غيرزدايي را مي‌گويند غيرت. اگر كسي بخواهد در حريم ديگري وارد نشود و اگر كسي بخواهد ديگري را در حريم خود راه ندهد كه چنين انساني را مي‌گويند غيور اين فرع بر آن عنصر اول است كه هويّت خودش را بشناسد اگر كسي انسانيّت خودش را شناخت قلمرو هويّت خودش را شناخت, توان مرزبندي را دارد نه از مرز خود بيرون مي‌رود نه اجازه مي‌دهد كسي وارد مرز او بشود نه خانهٴ كسي را نگاه مي‌كند نه اجازه مي‌دهد كسي خانهٴ او را نگاه كند نه نامحرمي را نگاه مي‌كند نه اجازه مي‌دهد نامحرمي او را نگاه كنند. غيرت تنها اين نيست كه انسان, غير را به حريم خود راه ندهد وگرنه گرفتار دياثَت خواهد شد, غيور آن است كه به حريم ديگري هم راه پيدا نكند. (حضرت آستاد آیت الله جوادی آملی -تفسیر سوره نور جلسه دوم) 🍁🍁🍁 @rahighemakhtoom @rahighemakhtoom2
📌جرعه ای از کوثر معرفت 🔅🔅🔅 دليل سجده ى فرشتگان بر آدم، فرمان خداوند و لياقت ذاتى انسان بود نه جنسيّت و ساختمان وجودى او. شيطان در مقام توجيه نافرمانى خود، با مغلطه و قياسى نابجا ادّعا كرد: من از آدم برترم، زيرا من از آتشم و آدم از خاك، گرچه هركدام منشأ اثرى خاص مى باشند، امّا در حقيقت او با اين ادّعاى غلط، به جاى اطاعت از فرمان خداوند حكيم وتوجّه به جايگاه آدمى نزد خداوند، «انّى جاعل فى الارض خليفة» (21) و ناديده گرفتن روح الهى در انسان، «نفختُ فيه من روحى» (22) در مقابل فرمان خداوند گردنكشى كرد. چنانكه بسيارى از ما نيز در بسيارى موارد، احكام و دستورات دينى را بدون توجّه به حكمت و فلسفه ى آن، به ظاهر با عقل خود مى سنجيم و چون دليل آشكارى براى آن نمى يابيم، آن را نمى پذيريم و بدان بى اعتنا مى شويم، يا در برخى موارد از مقايسه ى موضوعاتِ متشابه با يكديگر، حكم يكسانى براى همه ى آنها صادر مى كنيم. لذا قياس در استنباط احكام جايز نيست و امام صادق عليه السلام همواره از قياس هاى ابوحنيفه به شدّت انتقاد مى كرد. (23) ----- 21) بقره، 30 22) حجر، 29 23) تفسير نمونه 🔅🔅🔅 پیام ها : -✅ قبل از صدور حكم، محاكمه و بازپرسى لازم است. «قال ما منعك» ✅- شيطان، پايه گذار نافرمانى و گناه است. «ما منعك... اذ امرتك» چون اوّلين نافرمانى توسّط او صورت گرفت. -✅ عقاب بدون بيان قبيح است، تا حكمى و مطلبى بيان نشده، بازخواست و مجازات نمى توان كرد. «قال ما منعك... اذ امرتك» - ✅شيطان در برابر خدا ايستاد، نه در برابر حضرت آدم. «اذ أمرتك» چنانكه در آيه ى ديگر مى خوانيم: «ففسق عن امر ربّه» (24) ✅- شيطان نيز همچون انسان داراى تكليف و اختيار است. «ما منعك الاّ تسجد اذ امرتك قال...» ✅- ميزان، اطاعت امر خداست. سنّ و نژاد و سابقه و... هيچ كدام معيار نيست. «اذ أمرتك قال أنا خير...» -✅ در قضاوت، به مجرمان نيز فرصت اظهارنظر بدهيم. «قال أنا خير منه» - ✅ناديده گرفتن بعد ملكوتى انسان و تنها چشم دوختن به جسم او كه مرام و مسلك مادّيين مى باشد، شيطان صفتى است. «قال أنا خير منه» -✅ خودبرتربينى مى تواند مخلوق را به جبهه گيرى در مقابل خالق ودار مى كند. «أنا خير منه» -✅ قبول خالقيّت خدا به تنهايى كافى نيست، اطاعت و تسليم هم لازم است. «خلقتنى... خلقته» شيطان، خالقيّت خدا را پذيرفته بود، ولى از او اطاعت نكرد. ✅- نژادگرايى، از ارزشهاى شيطانى است. «خلقتنى من نار» ✅- شيطان در برابر فرمان روشن و صريح خداوند، به سليقه شخصى خود عمل كرد و به اصطلاح، اجتهاد در برابر نص نمود. «اذ امرتك قال... خلقتنى من نار...» ✅- شيطان، از قياس استفاده كرد كه اساس علمى ندارد، بلكه بر مبناى گمان است. «خلقتَنى من نار و خلقتَه من طين» 24) كهف، 50 🔅🔅🔅 @rahighemakhtoom