eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿🌿🌿 📌 دلایل تکرار در 1- تکرار، گاهی برای و یادآوری نعمت های گوناگون است. نظیر تکرار آیه «فبای آلاء ربّکما تکذبان» 🔅🔅🔅 2- گاهی برای و تهدید خلافکاران است. نظیر تکرار آیه «ویل یومئذٍ للمکذّبین»[1] 🔅🔅🔅 3- گاهی برای است. نظیر تکرار «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» در آغاز هر سوره. 🔅🔅🔅 4- گاهی برای است. نظیر تکرار آیه «و لقد یسّرنا القرآن للذکر فهل من مدّکر»[2] 🔅🔅🔅 5- گاهی برای بیشتر و نهادینه شدن است. نظیر تکرار آیه «واذکروا اللّه ذکرا کثیراً»[3] 🔅🔅🔅 6- گاهی برای بیان جدید است. نظیر تکرار «یا ایها الّذین آمنوا. . » 🔅🔅🔅 7- گاهی به منزله قطعنامه برای هر فراز از مطلب یا سخنی است. چنانکه در سوره شعراء پس از پایان گزارش کار هر پیامبری، می فرماید: «انّ ربّک لهو العزیز الرحیم» 🔅🔅🔅 8- گاهی تکرار، نشان دهنده هدف و شیوه است. در سوره شعراء بارها جمله «واتقوا اللّه و اطیعون» از زبان پیامبران متعدد تکرار شده که بیانگر آن است که شعار و هدف همه آنان یکی بوده است. 🔅🔅🔅 9- تکرار نماز در هر شبانه روز، برای آن است که هر روز گامی به خداوند نزدیک شویم. کسی که از پله های نردبان بالا می رود، در ظاهر، پای او کاری تکراری انجام می دهد ولی در واقع در هر حرکت گامی به جلو و رو به بالا می گذارد. کسی که برای حفر چاه کلنگ می زند، در ظاهر کاری تکراری می کند، ولی در واقع با هر حرکت، عمق چاه بیشتر می شود. انسان با هر بار نماز و ذکر و تلاوت آیه ای گامی به خدا نزدیک می شود تا آنجا که درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم: «دنی فتدلّی فکان قاب قوسین او ادنی»[4] چنان به خدا نزدیک شد که به قدر دو کمان یا نزدیک تر شد. 🔅🔅🔅 10- تکرار سفارش به تقوا در هر یک از خطبه های نماز جمعه در هر هفته، بیانگر نقش تکرار در تربیت دینی مردم است. 🔅🔅🔅 11- اصولا بقای زندگی با تنفس مکرر است و کمالات، در صورت تکرار حاصل می شود. با یک بار انفاق و رشادت، ملکه سخاوت و شجاعت در انسان پیدا نمی شود، همان گونه که رذائل و خبائث در صورت تکرار، در روح انسان ماندگار می شوند. 📚پی نوشت ها: [1] . مرسلات، 15 [2] . قمر، 17 [3] . احزاب، 41 [4] . نجم، 9 🔳برای رساندن پیام خداوند با ما همراه باشید. @rahighemakhtoom
برشی از کتاب 🔅🔅🔅 📌 پرهیز از تکلّف (بخش اول) 🌱اسلام برای شئون گوناگون زندگی انسان برنامه دارد و در هیچ یک از عرصه های عبادی و اخلاقی و مادی و معنوی تکلیف توانفرسا ندارد. اهل بیت (سلام الله علیه) در همه زمینه ها، زندگی راحت و معتدل و بی تکلف را برای پیروان خود توصیه کرده اند. 🌱رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در احادیثی می فرماید: من متکلفان را دوست ندارم. مهمانت را به چیزی وادار نکن که بر او دشوار است. خودت را برای مهمان به سختی نینداز. 🌱گرامیداشت برادر دینی به این است که شخص هدیه اش را بپذیرد و از آنچه دارد بدو هدیه دهد و خود را برای او به زحمت نیندازد. 🌱امیر مومنان (سلام الله علیه) می فرماید: گواراترین زندگی دور افکندن تکلف است؛ همچنین به فرزندش می فرماید: پسرم! روزی دو گونه است: آنچه تو آن را می جویی و آنچه آن تو را می جوید، پس اگر تو به سوی آن نروی آن به سوی تو می آید، پس غم سالانه ات را بر غم یک روزت تحمیل نکن؛به فکر مشکلات همان روزی باش که در آن هستی. 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
📌 خون بهای امام حسین علیه السلام 🔅🔅🔅 📗کسانی که در پی حق هستند باید خون بهای حسین(ع) را بگیرند... 💠شعار رسمی ما در ایام و این دعا است که به محضر خداوند عرض می کنیم « أَعْظَمَ اللَّه اجورنا بمصابنا بالحسين عليه السّلام، و جعلنا و إيّاكم من الطالبين بثاره»؛ بخش اول این دعا برای ثواب بردن است اما بخش دوم این دعا، رسالتی که بر عهده ماست را نشان می دهد، که از خداوند می خواهیم به ما آن توفیق را بدهد که خون بهای حسین بن علی(ع) را بگیریم. 💠 در اینجا چند نکته مطرح می شود اول اینکه خون بهای هر کسی را اولیاء او باید بگیرند و کس دیگری حق این کار را ندارد، دوم اینکه کسی از قاتلین سید الشهداء زنده نمانده تا خون بهای حضرت را از او بگیریم. معلوم می شود جریان حسین بن علی(ع) جریان حق و عدل و مبارزه با باطل است که در همه اعصار وجود دارد، کسانی که در هر زمانی با حق و عدل مخالفت کردند باید مورد قرار بگیرند و کسانی که در پی حق هستند باید خون بهای حسین(ع) را بگیرند. از طرف دیگر وجود مبارک پیامبر(ص) فرمود «أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة»؛ بیاید فرزندان ما باشید، و ما پذیرفتیم، حالا که ما فرزندی را قبول کرده ایم و فرزندان ائمه(ع) شدیم در نتیجه آنها پدر ما را کشتند بنابراین، این وظیفه ماست که خون بهای سیدالشهداء را مطالبه کنیم. 💠ما یک داریم و یک ؛ علم الدراسه همین علم اکتسابی است که استاد درس می دهد و شاگرد آن را می آموزد، اما علم الوراثه اکتسابی نیست و از راه درس و بحث حاصل نمی شود، بلکه از راه پیوند که همان «تولّی» است حاصل می شود. 💠 اگر کسی یک پیوند تام داشت و با تمام وجود گفت «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ، وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ، وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَكُمْ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ» این شخص داری پیوند است و از راه این پیوند به او علم الوراثه می دهند، لذا شما می بیند در بین آن همه آقایان ، یک پیدا می شود. 💠در اینجا باید فرق وارث مال و وارث علم نیز مشخص شود؛ در مساله مال تا مورث نمیرد چیزی به وارث نمی رسد، اما در مساله تا نمیرد چیزی به او نمی رسد؛ «موتوا قبل ان تموتوا»، «حاسبوا أنفسكم قبل أن تُحَاسبوا» یا در جای دیگر می فرماید « زنوا أنفسكم من قبل أن توزَنوا »، لذا شما باید هم در مدار علم الدراسه حرکت کنید و هم تلاش کنید تا به علم الوراثه برسید. 💠فقه ما با تلاش و مجاهدت علما، هم رجال و هم درایه اش تامین شده است، اما در تفسیر، مقتل، تاریخ و حقوق هنوز مشکل داریم، باید تلاش شود که نیز مانند فقه بیّن الرشد شود. 💠 دیدار جمعی از اعضاء موسسه وارث انبیاء وابسته به عتبه حسینی سلام الله علیه با آیت الله العظمی جوادی آملی 🗓24 مهرماه 97 @rahighemakhtoom
برشی از (15) 🔅🔅🔅 ◽️و امّا «رحيم» بر وزن فعيل و صفت مُشْبِهه است كه بر ثبات و بقا دلالت دارد و به تناسب هيئت خاصّ آن به معناي مبدئي است كه رحمتي ثابت و راسخ دارد كه از گسترش كمّي به ميزان رحمت رحمانيه برخوردار نيست و اين همان رحمت خاصّي است كه تنها بر مؤمنان و نيكوكاران افاضه مي شود: (...وكان بالمؤمنين رحيماً).[ سوره‌ي احزاب، آيه‌ي 43.] 🔹كلمه «رحمن» همانند «إله»، بدون الف و لام بر غير خداي سبحان نيز قابل اطلاق است؛ امّا با الف و لام، جز بر ذات اقدس خداوند اطلاق نمي شود.[ التحقيق، ج4، ص91؛ مفردات راغب، «رحم»؛ الميزان، ج1، ص18.] 🌿🌿🌿 ◽️متعلَّق باء در بسم الله...: بحث درباره‌ي متعلَّق باء در بسم الله مبتني است بر آنچه معروف بين مفسران است كه لفظ «باء» حرف جَرّ است و مجموع جار و مجرور كلمه است، نه كلام و امّا اگر لفظ «باء» حرف جرّ نباشد و مجموع (بسم الله الرّحمن الرحيم)، يا خصوص (بسم الله) عنوان و سرفصل شروع كاري مانند گفتار، نوشتار و كارهاي ديگر قرار گيرد و از سنخ كلمات تجزيه و تركيب پذير وابسته به قبل يا بعد (محذوف يا مذكور) نباشد، در اين صورت بحث از تعيين متعلَّق حرف جر روا نيست؛ چنانكه برخي درباره‌ي عنوانهاي بعضي از سُوَر مانند «الحاقّة» و «القارعة» همين احتمال را داده اند. البته چنين احتمالي نه سند عقلي دارد و نه پشتوانه نقلي، بلكه صرف احتمال است. 🔹همچنين اگر لفظِ «باء» در بسم الله و نيز ساير حروف اين كلمه هر كدام رمز خاص و خلاصه اي از اسم مخصوص الهي باشد، نظير آنچه درباره‌ي برخي حروف مقطعه وارد شده، باز هم بحث مزبور بي ثمر است؛ زيرا لفظِ «باء» در اين حال جزئي از اجزاي اسم خاص الهي است و نيازي به تعلّق به غير ندارد؛ چون حرف جرّ نيست تا در مورد متعلق آن گفتگو شود[1]؛ ليكن اين احتمال نيز مُبَرْهَن نيست. ◽️آنچه به نظر مي رسد همان مبناي مشهور بين اهل تفسير است كه لفظ «باء» حرف جر است و متعلّق مي طلبد. گرچه بحث درباره‌ي تعيين متعلّق آن نسبت به ساير معارف قرآني اهميّت ويژه اي ندارد. از اين رو صدرالمتألّهين (قدس سره) تحقيق درباره‌ي مطالبي از قبيل: تعيين متعلَّق باء، تقدم يا تأخر متعلَّقِ محذوف، معناي تعلق اسم به قرائت در (اقرء باسم ربك)، سرّ مكسور شدن لفظ باء، با اين كه حرفهايِ بسيط مانند كاف تشبيه، لام ابتداء، واو عطف و فاء عطف مبنيّ بر فتح است، و ساير مباحثِ اين سطح را به تفاسير مشهور به ويژه كشّاف زمخشري ارجاع كرد و خود به تحقيق آن نپرداخت[تفسير القرآن الكريم، ج 1، ص 29 ـ 30.]، ليكن براي تفسير دارج و رايج توجه اجمالي به آن سودمند است. از اين رو استاد علامه طباطبايي با عبارت كوتاهي چونان مفسران گزيده گوي ديگر، از تعيين متعلَّق و اشاره به آن دريغ نكرده است[الميزان، ج 1، ص 15.] ادامه دارد.... 🍁🍁🍁 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
برشی از کتاب (102) 🔅🔅🔅 ✳ اصل دوم. نهاد محترم ولي فقيه كه مسئول سوق انديشه به صَوْب انگيزه و انقياد گرايش در برابر دانش ناب است، بايد جمع ميان علم نظري و عقل عملي را نهادينه كند تا بهره بهينه از فضاي دانشگاهي ميسور دانشگاهيان عزيز شود. استاد در تعليم، تدوين و هدايت فكري كامياب گردد و دانشجو از برنامه هاي جامع درسي و شكوفايي روحي سيراب شود تا سراب استعمارسياه را سرِ آب تمدّن سَرَه به حساب نياورد؛ دور است سَرِآب از اين باديه هشدار تا غول بيابان نفريبد به سَرابَتْ[ديوان حافظ.] و نه گوش به صفيري كه از خانه صياد مي آيد برون، فرا دهد و نه چشم به مار خوشرنگ فرنگ بدوزد و نه به تعبير حضرت ختمي مرتبت به عِفريتِ نفريت كه مبغوض ترين خلق خداست، اعتنا كند.[ نهج الفصاحه، ج2، ص1038.] ▫ براي دستيابي به چنين مقصد سامي، صدري مشروح لازم است كه شارح آن همان فاطرش است؛ چه اينكه فاطر آن همان خداي الهام بخش است كه با تعبيه تقواي صالحان و جدا ساختن آن از مرز طغواي طالحان، روح انساني را مستوي الخلقه كرد و در اين زمينه چنين فرمود: (ونفسٍ وما سوّاها فَألْهَمَها فجورها وتقواها).[ سوره شمس، آيات 7 ـ 8.]شرح صدر كه مهم ترين جانمايه رهبران الهي است، مورد درخواست حضرت موساي كليم(عليه‌السلام) بود؛ (رَبّ اشرح لي صدري)[ سوره طه، آيه 25.]. خداي سبحان به منظور براندازي نظام سلطه، استعباد، استبداد و استثمار آل فرعون، اين خواسته را همراه با سائر خواسته هاي برخاسته از نياز ضروري امامت وخلافت به او عطا فرمود و آن حضرت را با تعبير نمكينِ (قد أُوتيتَ سؤلك يا موسي) [سوره طه، آيه 36.]، مجهّز و ضمناً مسرور فرمود. ▫ همين كرامت، يعني برخورداري از صدر مشروح، از موهبت هاي ابتدايي حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بود و عبارت آهنگينِ (اَلَم نشرح لك صدرك) [سوره شرح، آيه 1.]، مژده چنين گشايشي را به همراه دارد. كسي كه جام شرح صدر نوشيد و جامه صدر مشروح پوشيد، بر سرير نور الهي نشسته است و پايه نوراني و مايه نورافكني خواهد داشت؛ (اَفَمَنْ شَرَحَ الله صَدره للاسلام فهُو عَلي نورٍ من ربّه).[ سوره زُمَر، آيه 22.] ▫ اين سرمايه والا براي رسالتي برين است، زيرا حضرت ختمي مرتبت صلي الله عليه و آله و سلم براي تفسير حقائق و شرح آنها انتخاب شد و چنين سِمَتي بدون چنان سِعَه وجودي ميسور نخواهد بود. اميرمؤمنان(عليه‌السلام) درباره اصطفاي رسول گرامي براي چنين مقصد عالي فرموده اند: «...ورسولُهُ المجتبي مِنْ خلائقه والمُعْتامُ لشرح حقائقه والمختصُ بعقائل كِراماته».[ نهج البلاغه، خطبه 178.] ▫ عالمان دين كه هر يك در اثر جمع بين علم و عقل، تركيب صلاح دانش و فلاح منش، وارثان انبياي الهي اند، لازم است مشروح الصدر بوده،و به لوازم لذيذ آن ملتزم باشند، وبارزترين نشان شرح صدر، تجافي از دار غرور و اِنابه به سوي دار خلود است. اين دنياگريزي و آخرت گروي آن چنان جاذبه دارد كه صد قافله دلِ دانشجويي كه گمشده خويش را در صحابه اين كِسوَه و در اصحاب اين جامه مي جويد، او را كو به كو صدا مي زند: «اَيْنَ وارث الأنبياء» وچون تبلوري از آن را در امام راحل)قده( ديدند يا شنيدند، هم اكنون تشنه آن كوثرند: جانا زمي عشق يكي قطره به دل ده تا در دو جهان يك دل بيمار نماند ▫ اگر راهنماياني كه با سيرت و سنت نَبوي و عَلَوي مزين اند، با بَنان و بَيان خويش فضاي دانشگاه را معطر نمايند، كاروان دانشجويي ره به كوي محبوب حقيقت مي برد و محقّقانه دانش پيدا مي كند و متحقّقانه گرايش مي يابد و نغمه آشنا مي شنود و مترنّمانه چنين انشاد مي نمايد: زِلاف فتنه تاتار كم كن زناف آهوي تا تار برگو برو پهلوي قصرش خانه اي گير كه تا ايمن شوي از درد پهلو از او يابد طَرَب هم مست و هم مي از او گيرد نمك هم رو و هم خو[ديوان شمس تبريزي.] 🍁🍁🍁 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 💻به کانال قرآنی رحیق بپیوندید @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 📌 تدبر در قرآن (تفکر در قرآن براى کشف مفاهيم و روابط ناپيدا) 🔹 «تدبر» از ريشه «دبر» به معناى انديشيدن در ماوراى امور و فراتر از ظاهر کارها و مسائل است که ژرف‌انديشي، عاقبت‌انديشى و درنتيجه کشف حقايقى را درپي‌دارد که در ابتداى امر و با نظر سطحى به چشم نمى‌آيد. ✅ تدبّر در قرآن عبارت است از: 1. انديشيدن در وراى ظواهر آيات به منظور روشن شدن چهره باطنى قرآن، در حد امکان؛ 2. جست‌وجو براى کشف مفاهيم و روابط ناپيدا در هريک از آيات و ارتباط آن‌ها با يکديگر؛ 3. پى‌گيرى و کشف انسجام و هماهنگى بين آيات. ✅ مشتقات اين واژه چهار بار به شرح ذيل در قرآن به‌کار رفته است: 1.((أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا) ؛ )آيا در [معانى] قرآن نمى‌انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مى‌يافتند (نساء// 82) ؛ 2.((أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ...) ؛ )آيا در [عظمت] اين سخن نينديشيده‌اند (مؤمنون// 68) ؛ 3.((أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا) ؛ )آيا به آيات قرآن نمى‌انديشند يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است (محمد// 24) ؛ 4.((كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ) ؛ )[اين] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرده‌ايم تا در [باره] آيات آن بينديشند و خردمندان پند گيرند (ص// 29) . در روايتى از اميرمؤمنان على (ع) آمده است: «ألا لا خَيرَ فى قَراءة لَيس فيها تدبُّر؛ هان! هيچ خيرى در قرائت قرآن بدون تدبر وجود ندارد». [1]زركشي ، محمد بن بهادر ، 745 - 794ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد1;صفحه (449-455) [2]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، 849 - 911ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد1;صفحه (368-371) 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
: ✳️باید «جسم» و «روح» انسان، همزمان، مساله باشد ✳️چنانچه می خواهید وارد شوید، باید عمل صالح و عقیده پاک را با هم داشته باشید اعضای چهارمین کنگره بین المللی «(ص) در طب»، با حضور در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با دیدار و گفتگو کردند. آیت الله جوادی آملی در این دیدار اظهار داشتند: 🔷 قرآن کریم تنها برای تامین نیازهای دنیوی بشر نازل نشده است، بلکه جنبه ملکوتی انسان را نیز در نظر داشته است. 🔷 انسان یک حریم اجتماعی دارد که به جای خود محفوظ است، اما یک حریم شخصی نیز دارد و آن عبارت است از اینکه انسان موجودی ابدی است که در مواجهه با مرگ، مرگ را می میراند و از پوست به در می آید، نه اینکه بپوسد. 🔷اگر ابدیت با پیوند خورده است در نتیجه انسان یک موجود «ثابت» است نه «ساکن»! موجود «ثابت» از مرز زمان و مکان فراتر است، لذا دلیل اینکه انسان در هرگز خسته نمی شود همین مساله است. 🔷آیت الله جوادی آملی با اشاره به روایتی از امام صادق علیه السلام ابراز داشتند: طبق بیان حضرت، دین آمده تا ما را وارد دروازه ملکوت کند و به ما خوی فرشته ها را ببخشد و ما را فرشته کند. از سوی دیگر قرآن کریم به ما فرمود چنانچه می خواهید وارد ملکوت شوید، باید عمل صالح و عقیده پاک را با هم داشته باشید. 🔷 اختلاس، حقوق های نجومی، رشوه و بی حجابی از جمله بیماری ها و آلودگی هایی است که برخلاف آلودگی های ظاهری، باران آنها را پاک نمی کند. تنها خون شهید این توان را دارد که جامعه را از این آلودگی ها و بیماری ها پاک کند، صغرای مساله این بخش از زیارت وارث است که می خوانیم «طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِي فِيهَا دُفِنْتُمْ»؛ یعنی سرزمینی که شهید در آن آرمیده است سرزمین طیب و طاهر است و کبرای مساله این آیه سوره مبارکه اعراف است که می فرماید « وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ»؛ سرزمین طیب و طاهر باید میوه طیب و طاهر بدهد و بهترین میوه، عقل و عدل است که اسباب فرشته شدن آدمی است. 🔷قرآن کریم، مرز انسان و حیوان و مرز جسم و روح را از هم جدا کرده است، وقتی درباره عسل حرف می زند می گوید این عسل بیماری های جسم شما را شفا می دهد، اما وقتی درباره قرآن سخن می گوید می فرماید قرآن، بیماری های جان و روح انسانها را شفا می دهد، بعد برخی بیماری های روح و جان انسان را بر می شمارد و می فرماید کسی که همسر دارد و با این وجود در دیگری طمع می کند قلب او مریض است، یا در جای دیگر می فرماید کسی که نفوذی بیگانه است و اخبار داخلی را به دشمنان می رساند دارای قلب بیمار است و بیماری سیاسی دارد، در جای دیگر مرجفون یعنی کسانی که اراجیف در جامعه پخش می کنند را مصداق بیمار معرفی می کند. 🔷 این بیماری ها را طب ظاهری نمی تواند درمان کند لذا اولین وظیفه شما عزیزان آن است که طب را از سطح بیطاری بالاتر ببرید تا هم جسم و هم روح و جان انسان، همزمان، مساله طب باشد. 🔶درابتدای این دیدار گزارشی از روند برگزاری چهارمین کنگره بین المللی «سیره نبوی(ص) در طب» که قرار است 28 تا 30 آبان ماه سال جاری در شیراز برگزار شود، و همچنین نتایج عملیاتی دستاوردهای کنگره های گذشته، خدمت معظم له ارائه شد. 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
برشی از کتاب 🔅🔅🔅 📌 پرهیز از تکلّف (بخش دوم) 🌱امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید: مومن، خود را برای دوستان به تکلف و مشقت نمی اندازد. و نیز می فرماید: آن برادری که با او راحت نیستم کسی است که خود را برای من به زحمت می اندازد و من از او خویشتن داری می کنم و آن برادری که با او راحت ترم کسی است که من با او همان گونه هستم که با خود هستم. 🌱همان گرامی می فرماید: هرگاه مهمانی {سرزده} نزد تو آمد آنچه داری برایش بیاور؛ ولی هرگاه دعوتش کردی خود را {مقدار قابل تحمل} به زحمت بیانداز. و نیز می فرماید: سزاوار نیست که مومن خود را ذلیل کند. پرسیدند: چگونه خود را ذلیل می کند؟ فرمود: به کاری می پردازد که در توانش نیست. 🌱و همچنین از آن حضرت (سلام الله علیه) نقل شده که سختگیری (وسواسی گری) از اخلاق صالحان و شعار پرهیزگاران نیست.خدا به پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلم) فرمود: بگو: من از شما مزد رسالت نمی خواهم و من از متکلفان نیستم. پیامبر هم فرمود: ما پیامبران و اولیاء از تکلف بیزاریم، پس تقوا پیشه کن و صبر و استقامت داشته باش تا خدا تو را از تکلف بی نیاز کند و سرنوشت ایمانی به تو دهد و سرگرم غذایی نباش که پایانش مدفوع است و پوشاکی که پایانش پوسیدگی و خانه ای که پایانش ویرانی و مالی که پایانش به ارث ماندن و دوستانی که پایانش جدایی و عزتی که پایانش ذلت و متانتی که پایانش ستم و ناسپاسی و عیشی که پایانش حسرت است. 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
6.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅🔅🔅 📌 لوح زرین زمان:4/08 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
5.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅🔅🔅 📌 لوح زرین زمان:3/21 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
6.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅🔅🔅 📌 لوح زرین زمان:4/08 🌿🌿🌿 🔅قرآن همراه است و هم راه 🔅به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 🆔 @rahighemakhtoom
📌 بر محور و ▪️ دعاها واقعاً نورانی است، یك وقت انسان دعا را برای ثواب می‌خواند، البته همه ما این كار را می ‌كنیم، اما اساس دعا فهم است و فهم، او از یك خارج فقه و اصول خیلی سنگین ‌تر است. اصرار این دعاها این است كه آدم را آبرومند كند؛ یعنی طوری انسان را می ‌پروراند كه در صحنه نبرد مبارزه با ابلیس پیروز در بیاید. یك بیان نورانی از امام عسکری (سلام الله علیه) است که فرمود هر كاری كه پایانش بی ‎آبرویی است را انجام نده! «مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ»[1] یك چیزی كه پایانش بی ‎آبرویی است، هوس آن كار را نداشته باشید؛ سخن از جهنم و اینها بعد است. ▪️ در این دعای ندبه این همه سفارش، تنها برای ثواب است یا اینها واقعاً علم است؟ می ‌بینید ما به ائمه (علیهم السلام) اقتدا می ‌كنیم، در چه اقتدا می ‌كنیم؟ در آغاز همین دعایی است كه «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیا»،[2] ما به كسی سر سپرده ‌ایم كه خدای سبحان اگر خواست به آنها مقام دهد ـ چه اینكه داد ـ اولین شرط آن زهد است «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیا». این دعای نورانی امام زمان (سلام الله علیه) را كه غالب روزها می ‌خوانیم «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ»، دارد «عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ»،[3] زاهد یعنی بی ‎رغبت، آدم وقتی رغبت نداشت اگر چیزی نبود، نبود و دیگر دنبال آن نمی ‌رود تا شود «مسلوب الحیثیة». ▪️ اینها فهمیدند كه میدان جنگ كجاست و اصرار اینها هم این است كه در پی یك چیزی كه آبروریزی به دنبال دارد نرو، زیرا آن‎جا پیروزی شیطان را به همراه دارد؛ این را می گویند علم، یعنی یك چیزی كه انسان با تجربه و بحث‎ های فلسفی و كلام و مانند اینها به دست آدم نمی ‌آید، با آبروی آدم به دست می ‌آید که محل ابتلای خود ما هم هست؛ این را به صورت دعا بیان كردند، به صورت حدیث بیان كردند که می ‎گویند شما هر كاری كه می ‌خواهید انجام دهید، ببینید كه می‌توانید یا نمی‌توانید یا یك هوس بی ‎جاست؟ اگر هوس بی ‎جاست «مسلوب الحیثیة» بودن به ‎جا را به همراه دارد، كسی كه بی ‎جا كار می ‌كند آبروریزی به ‎جا به دنبال او هست «مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ». فرمود مسئله جهاد و دفاع و رعایت حقوق محرومان و اینها سر جایش محفوظ است، مگر امام مسئولیت او همین زاهد بودن است؟ این همه وظایف او را در كتاب ‎های كلامی می ‌گوید برای امام هست که همه آنها دارا هستند، اما آن وظیفه محوری كه در دعای ندبه و امثال ندبه آمده این است كه «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیا الدَّنِیةِ»، نفرمود «بعد ان شرطت علیهم الجاه» یا «بعد ان شرطت علیهم الاقتصاد»، اینها مسائل عادی است كه خود بشر عادی هم می ‌فهمد. آن چیزی كه آدم را بی ‎آبرو می ‌كند رغبت بی ‎جاست و همین را هم وجود مبارك ولی عصر (ارواحنا فداه) در آن دعای «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ» می‌ رسد به جایی كه می ‌فرماید: «عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ». 📚 درس خارج فقه قبض جلسه 9 تاریخ: 1392/11/09 [1]. تحف العقول, ص489. [2]. الاقبال (ط ـ الحدیثه)، ج1، ص504. [3]. البلد الأمین، ص349. 🆔 @rahighemakhtoom