[Meysam Motiee Ft Seyed Ali Hosseini]Meysam Motiee Ft Seyed Ali Hosseini - Vala Tafarogh Binio Bin Hossein [SevilMusic].mp3
زمان:
حجم:
4.57M
"مرخصی"
پرستار بود، ده روز قبل از اربعین مرخصی میگرفت و چمدان سفرش را میبست و راهی دیار عشق میشد اما امسال که شرایط رفتن برایش مهیا نشد باز ده روز مرخصی گرفت و با مدیر بیمارستان هماهنگ کرد و رفت بخش کودکان هر روز بچهها را دور و برش جمع میکرد، برایشان کلّی قصه میگفت و از آنها میخواست قصههایش را نقاشی کنند، در این ده روز با بچهها کلی مأنوس شده بود و هر روز او و بچهها انسشان به هم بیشتر میشد.
روز آخر بچهها از او میپرسیدند: «خاله! کجا میری؟ فردا هم میای؟ »
مانده بود چه بگوید که یکمرتبه فکری به ذهنش رسید و گفت: « بله عزیزای دلم! فردا هم میام اما در فضای مجازی»
همان لحظه در یکی از پیامرسانها گروهی ایجاد کرد و والدینِ بچهها را آنجا عضو کرد.
نویسنده: مرضیه رمضانقاسم
#داستانک
#محرم_1400
••✾❀زنگبیداری 👇❀✾•••
https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
📋⏳📋⌛️📋⏳📋⌛️📋⏳
⏳
📋
⌛️
پرســـ❓ــش
براهین اثبات معاد چیست؟
پاســـ🖊ــــخِ استاد
⭕️ مقدمه
چند نکته پیرامون بحث معاد
1⃣ توجه داشته باشیم، بحث در مورد حیات پس از مرگ، مبتنی بر پذیرش مسئله توحید هست، لذا کسی که اعتقاد به خدا و صفات خداوند ندارد، صحبت در مورد معاد، منطقی به نظر نمیرسد.
اگر مسالهی توحید را کسی قبول نداشته باشه ما مساله معاد را نمیتوانیم برایش اثبات کنیم، پس اگر کسی که خدا را قبول ندارد از ما خواست تا معاد را برایش اثبات کنیم باید به اول برای او توحید را اثبات کنیم.
2⃣ یکی از ملزومات مهم مسالهی معاد، انسان شناسی است یعنی توجه به این نکته که انسان تک بعدی نیست. پس اگر خواستیم پیرامون معاد صحبت کنیم اول باید ثابت کنیم انسان دو بعد دارد بُعد جسمانی و روحانی.
3⃣ در آیه ۱۱۵ سوره مومنون فرموده است، آیا گمان کردهاید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و بسوی ما بازگشت نخواهید کرد.
این آیه دلالت دارد که اگر قیامت و معادی در کار نباشد زندگی دنیا عبث و بیهوده خواهد بود چرا که اگر زندگی در دنیا صرفا همین چند روز باشد بسیار پوچ و بی معناست در آیه بعد که خداوند را پروردگار عرش کریم میخواند یعنی خداوند برتر از آن است که جهان را بیهوده و بیهدف آفریده باشد، یعنی در واقع کسی که کار بیهوده و بیهدف انجام میدهد جاهل و عاجز است اما خداوندی که جامع تمام صفات کمالیه است فرمانروا و مالک همه ی عالم هستی و حق است، جز حق از او صادر نمی شود.
4⃣ قرآن کریم در سورهی صاد آیهی۲۸ دلیل عقلی برای معاد میآورد و میفرماید: أَمْ نَجْعَلُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقينَ كَالْفُجَّار**آيا ما آنان را كه ايمان آورده و به اعمال نيكو پرداختند مانند مردم (بى ايمان) مفسد در زمين قرار مىدهيم؟ يا مردمان باتقوا و خداترس را مانند فاسقان بدكار قرار مىدهيم (و مانند آنان جزا خواهيم داد)
با توجه به این آیه و آیات نظیر آن، اگر معاد نباشد، تکلیف هم به عنوان عملی که خداوند برای آن پاداش در نظر گرفته، بیهوده و لغو خواهد بود و همین هم مقتضای عدل الهی است که پاداش آنانکه به تکلیف او عمل کردند را در روز قیامت بدهد.
┄┅═══••✾••═══┅┄
🔻براهین اثبات معاد عبارتند از:
✅ برهان عدالت:
یکی از براهین اثبات معاد، برهان عدالت هست که تبیین این برهان نیاز به مقدماتی دارد:
الف) در یک تقسیمبندی، انسانها به:
✔️ مطیع (عملکننده به دستورات خداوند) و
❌ عاصی (گناهکار) تقسیم میشوند.
ب) عقل حکم میکند، این دو گروه باید در بهرهمندی از ثواب و عقاب و تشویق و سرزنش، متفاوت باشند.
ج) آنچه مشهود هست، عدم فرق بین این دو در دنیا هست و بلکه خیلی از اوقات، افراد عاصی در بهرهمندی از تمتعات و نعمتهای دنیوی نسبت به افراد مطیع، جلوتر هستند. و اساساً دنیا ظرفیت برخورد با مطیع و عاصی را ندارد. از باب نمونه: اگر فردی صدها نفر را بدون دلیل کشته باشد، چگونه در دنیا امکان قصاص کامل وجود دارد؟
د) مقتضای عدل الهی چنین است که باید عالم دیگری باشد تا هم بین این دو گروه فرق گذاشته شود و هم افراد هر گروه به ثواب و عقابی که مستحق آن است برسد. و این عالم همان عالم آخرت هست.
خلاصه اینکه:
* اگر معاد نباشه خداوند عادل نیست
* لکن خداوند عادل است
= پس باید معاد باشد.
✅ برهان وعد:
* اگر معاد نباشد وعدههای الهی محقق نمیشود و خلف وعده میشود.
* لکن وعدههای خدا محقق میشود چون خلف وعده از حکیم قبیح است.
= پس معاد وجود دارد.
✅ برهان حکمت:
* اگر معاد نباشد خلقت عبث است.
* لکن خلقت عبث نیست.
= پس معاد باید باشد.
♻️نتیجه اینکه:
🌱 توجه به عبث نبودن خلقت خدایی که حق است و جز حق از او صادر نمیشه محال است کار عبث انجام دهد.
🌱توجه به دو بعدی بودن انسان(روح و جسم)
🌱 مساله ی معاد فرعِ بر اثبات توحید است.
🌱توجه به عدم تساوی مسلمین و مجرمین.
#عقائد
#شبهات_معاد
📋⏳📋⌛️📋⏳📋⌛️📋⏳
@ramezan_ghasem110
25.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطره استاد حاج آقا مجید مهدوی از مناظره با یک وهابی در مکه
جهت شفای استاد عزیز حاج آقای مهدوی یک حمد شفا قرائت شود
#فخرالذاکرین
#استادی_از_جنس_نور
@ramezan_ghasem110
Music Editor4_5787393900792514876.mp3
زمان:
حجم:
3.33M
جز وصلِ تو
دل به هرچه بستم توبه...🌧
اگه مثل من به این نتیجه رسیدی عشق مجازی فقط نردبان رسیدن به عشق حقیقی است،
این ویس رو که با صدای دلنشین دوست عزیزم "سرکار خانم زهرا حیرانی"
هست رو گوش بدین
اما یادت باشه همیشه هم نردبان لازم نیست اگه ببینند عشقمان واقعیاست از عالم ملکوت برایمان ریسمان میاندازند و میگویند "تَعال" بیا بالا حیفِ توِ اینجا خودتو علّاف کنی
من ماهیام اما به سرم شور نهنگ است
این برکه بیحوصله اندازه من نیست
نویسنده: مرضیه رمضانقاسم
#دلنوشته_هایم
••✾❀زنگبیداری 👇❀✾•••
https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
ضیافتقلمِمرضیهرمضانقاسم
خاطره استاد حاج آقا مجید مهدوی از مناظره با یک وهابی در مکه جهت شفای استاد عزیز حاج آقای مهدوی یک ح
🏴◾️◾️◾️
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
استاد آسمانی، مهذب و با هزاران وصف دیگری که زبان من لال است از گفتنش به جمع دوستان شهیدشان پرکشیدند🕊
ای کاش این حقیر سراپاتقصیر را به شاگردی قبولکنند و در محشر انجا هر کسی در پیکار خودش هست، دست من روسیاه را بگیرند.
کلام گهربار استاد مجید مهدوی
نمک روضهها روضهی امام حسین است ما هر روضهای بخوانیم تا از امامحسین نخوانیم روضهمان بینمک است،
همانطور که نمک روضهها کربلاست
کربلای دروس منطق است
روحشان شاد
ای کاش امکان داشت من میرفتم ولی ایشان میماندید، چون وجودشان برای اسلام حیاتی بود...
نویسنده: مرضیه رمضانقاسم
#استادی_از_جنس_نور
#استاد_مجید_مهدوی
#فخرالذاکرین
@ramezan_ghasem110
سخنران.استاد ارجمند حاج اقا مجید مهدوی4_5861739664427189799.mp3
زمان:
حجم:
17.26M
🔉 فخرالذاکرین
یا رسولالله
این کشتهی فتاده به هامون
حسینتوست
این صید دست و پا زده در خون
حسینتوست
#شهید_مجید_مهدوی_رحمهاللهعلیه
#شام_غریبان_اباعبدالله_الحسین
#سخنرانی
🚩زنگ بیداری🚩
https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
788.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅💠"شب آخر"
پوست لبش را گاز میگرفت، ضربان قلبش بالا رفتهبود، آرام و قرار نداشت مدام از خودش میپرسید یعنی ما هم از مرز رد میشویم؟
زیر اندازش را پهن کرد و نشست، پیرمردی شیرازی از او اجازه گرفت تا کنارش بنشیند امیرحسین با اشارهی سر اجازه داد.
پیرمرد سر حرف را باز کرد و از امیرحسین پرسید:«سفر چندمتِ؟»
- امیرحسین: «بار اولمِ البته اگه مرز رو باز کنن.»
پیرمرد ادامه داد: « تا حالا کربلا نرفتم هر وقت نیت میکردم برم، میشِستم حسابامو چک میکردم تا ببینم چند چندم مبادا به کسی مدیون باشم. خدا را شکر امروز که پشت مرز نشستم حسابم با بقیه صاف صافه. »
تازه حرفهای پیرمرد گُلانداخته بود که پسرکی صدایش زد، او از امیرحسین خداحافظی کرد تا برود، امیرحسین که تازه یک همزبان پیدا کرده بود گفت: « حاج آقا کاش همون موقع رفته بودین بعد برمیگشتین بدهیهاتون رو پرداخت می کردین. »
- پیرمرد: «شب آخر امامحسین به یارانشون چی گفتن کاکو؟»
امیرحسین شانههایش را به نشانهی بیاطلاعی بالا انداخت.
- پیرمرد: «گفتن اگر دِینی از کسی بر گردنتون هست، بروید.»
امیر حسین که انگار تازه از خواب بیدار شده باشد بدون هیچ حساب کتابی تصمیم گرفت برگردد به سمت شهرشان تا از طلبکارها مهلت بگیرد.
نویسنده: مرضیه رمضانقاسم
#داستانک
#محرم1400
•••✾❀زنگبیداری 👇❀✾•••
https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
601.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسرت
قلبش مالامال از عشق پیادهروی اربعین بود با وجود کهولت سن و قلب بیمار با دخترش زهرا خانم رفت دنبال پاسپورت
روزی که پاسپورت به دستش رسید حسین آقا پسر بزرگش از جریان پاسپورت گرفتن مطلع شد.
طبق معمول همه ی سفرها این بار هم به دفتر زیارتی طه مراجعه کردند و پاسپورتها را جهت ویزا شدن و مقدمات سفر به آقای حسینی تحویل دادند قرار شد نهایتا تا یک هفتهی دیگر آقای حسینی با آنها تماس بگیرد
چند روزی گذشت و از تماس آقای حسینی خبری نشد که نشد
زهراخانم و مادرش با هم رفتند دفتر زیارتی تا علت را جویا شوند
آقای حسینی گفت: حاج خانم پسرتون پاسپورت رو گرفتند
حاج خانم تعجب کرد و گفت: از این قضیه فقط من، همسرم و دخترم خبر داشتیم و با ناباوری یکی یکی با پسرها تماس گرفت و همهی پسرها گفتند پاسپورت نگرفتیم
حاج خانم باز رفت دفتر آقای حسینی و گفت: همهی پسرام منکر قضیه شدند
آقای حسینی گفت: همون پسرتون که پرادو داره اومد پاسپورت رو گرفت
حاج خانم تازه فهمید آخ آخ حسین آقا پسر بزرگش بوده
زنگ زد گفت: حسین مادر مگه تو پاسپورت رو نگرفتی؟
حسین آقا گفت: با این درد زانو و این قلبی که تازه بالن زدی کجا میخوای بری؟ صلاح نمیدونم بری
حاج خانم هم گفت: در مورد امام حسین قلب بیمار و پای درد هیچ معنا نداره. دلم بال میزنه به عشق پیاده روی که لذتش رو ازم گرفتی.
زود باش پاسپورت رو با شناسنامت بردار بیار
حسین آقا گفت پاسپورت رو که بعد از اربعین میارم
حالا شناسنامهی خودمو واسه چی بیارم؟
حاج خانم گفت: میخوام اسمم رو از شناسنامهت خط بزنم که اسمم رو از لیست زائرای اربعین خط زدی و گوشی را قطع کرد
#داستانک
#محرم1400
2.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️ ابرمردی که به جمعِ یاران شهیدش پیوست
شهر اصفهان در آستانه هفته دفاع مقدس شاهد عروج شیرمردی بود که سالیان متمادی با مجهز بودن به دو سلاح تقوا و نظم، درس دفاع از آرمانهای دین مقدس اسلام را به تشنگان دانش آموخت
دیشب شاگردان استاد شب یلدائی را سپریکردند و به برکت تغییر ساعتها یکساعت بیشتر فرصت داشتند در سبک زندگی مهدوی استاد تأملکنند.
درست است جسم انسان پس از مرگ محدود به مکانی خاص میشود اما برعکس روح او از قالب محدودیت زمان و مکان خارج میشود،حالا استاد بهتر از قبل خواهد توانست از تشنگان رفع عطش کند، فقط کافیست با خلوص نیت یاعلی بگوئیم و قدم در مسیر تعالی بگذاریم
دیروز در مراسم وداع با استادُ الاساتید، همو که در شبهای محرم دلهایکربلائیمان را درجای جای کربلا نمکگیر میکرد،آن هنگام که پدری داغ دیده در کنار پیکر فرزند رعنایش، قرار گرفت صحنهی علی الدنیا بعدک العفا را به تصویر کشید.
دیروز بالاخره زمان آن رسید که خانهی قبر میوهی دلِ حاج حسن مهدوی را تحویل بگیرد و او با اعتقادی راسخ چندین بار فرمودند: پسرم، قلبم،تو را به امامحسین میسپارم
اما من با حاج حسن مهدوی عرضی دارم:حاج حسن، شما دیروز پسرتان را به اباعبداللهالحسین سپردید خوشا به سعادتتان به خوب مامنی سپردید،اما در کربلا یه وقت و ساعتی عقیلهی بنیهاشم اومدند با برادر وداعکنند زبانحال زینب کبری
سپردمت بخدا و به ریگهای بیابان
سپردمت بهغبار و به خارهای مغیلان
به گوش خاکسپردم تنتبپوشاند
بد است اینکه ببیند کسی تنت عریان
🖊نویسنده:مرضیهرمضانقاسم
#دلنوشته_هایم
#وداع_با_شهید_مهدوی
@ramezan_ghasem110
☀️ 🌤 🌤 ☀️ 🌤 ☀️ 🌤 ☀️ 🌤 ☀️
🌤
☀️
پرســـ❓ــش
⁉️مگر امام زمان علم غیب و قدرت ندارند؟
پس چگونه با وجود علمِ به مشکلات مردم، از قدرت خود برای برطرف کردن آن استفاده نمیکنند؟؟
پاســـ🖊ــــخِ استاد
1⃣ ما نباید از امامزمان خواستار انجام هر کاری باشیم بلکه باید بدانیم وظیفهی امام چیست؟
وظیفهی امام این است که بر اساس آموزههای الهی مردم را هدایتکنند و مسیر صحیح زندگی را به آنها نشان دهند.
اساساً امام مکلّف نیستند ظلم جامعهی جهانی را از بین ببرند، پس ما نیز نباید خود را کنار بکشیم و از امام انتظار داشتهباشیم با ظلم مبارزهکنند، چون داشتن چنین خواستهای با هدف خلقت انسان سازگاری ندارد.
قرآن کریم در سورهی مبارکهی حدید آیهی ۲۵ نسبت به رسالت انبیاء میفرماید: ما رسولان خود را با دلائلی روشن و با کتاب و میزان فرستادیم تا "مردم با اختیار خود" به عدالت اجتماعی برسند. لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَيِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الكِتابَ وَالميزانَ لِيَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ ۖ وَأَنزَلنَا الحَديدَ فيهِ بَأسٌ شَديدٌ وَمَنافِعُ لِلنّاسِ وَلِيَعلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالغَيبِ ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ
2⃣ ما نباید تصور کنیم امامزمان در زمان غیبت هیچکاری انجامنمیدهند بلکه باید بدانیم که امام زمان تا اندازهای که در حیطه و محدودهی وظایفشان باشد تمام تلاش خود را در مبارزه با ظلم و کفر انجاممیدهند و البته ما در طول تاریخ نمونههای متعدد از امدادهای غیبی امام زمان -عجلاللهتعالیفرجهالشریف- را شاهد بودهایم نظیر:
〽️ انقلاب شکوهمند ایران اسلامی
〽️ حزبالله لبنان و فلسطین
〽️ یمنیها در برابر عربستان
در نمونههای فوق ما شاهد پیروزیهای چشمگیر و موفقیتآمیزی بودهایم که اگر امداد غیبی امام زمان-عجلاللهتعالیفرجهالشریف- نبود این موفقیتها هیچگاه حاصل نمیشد.
♻️نتیجه اینکه:
ما باید در سایهی راهنمائیهای امامزمان -عجلاللهتعالیفرجهالشریف- به وظایف انسانی خود عمل کنیم تا انشاءالله بر مشکلات فائق آئیم تا به سعادت حقیقی برسیم.
#عقائد
#شبهات_مهدویت
#برنامهی_رادیوئی_چشمبهراه
☀️ 🌤 🌤 ☀️ 🌤 ☀️ 🌤 ☀️ 🌤 ☀️
@ramezan_ghasem110
"مشقِ احسان"
از فرط خستگی امانمان بریده بود مرد عربی با التماس و اشتیاق فراوان گروهمان را به منزلش دعوت کرد. منزلشان دو در داشت آقایان از درِ حیاط و ما خانمها از درِ رو به ساخت وارد منزل شدیم.
خانمِ عرب با دیدن ما گُل از گُلش شکفت. دخترهایش قد و نیم قد به ترتیب با
صورتهای گل انداخته مقابلمان نشستند
رو به دختر بزرگتر کردم و گفتم: مااسمکِ
از اینکه دید میتوانم عربی صحبت کنم برق شادی را در چشمهایش دیدم، برق چشمانش خستگی را از تنم به در کرد.
آلاء خودش را معرفی کرد و به ترتیب خواهرهایش احلام، ازهار، حیفا و اسماء
پستهها را از کیفم بیرون آوردم و تعارفشان کردم، طفلکیها با تعجب به آن نگاه کردند و نمیدانستند چطور بخورند، یکی از آنها با پوست در دهانش گذاشت دیگری آن را به آشپزخانه برد و با تعجب به مادرش نشان داد و میپرسید این چیست؟
لواشکهای ترشی که به شوق دخترکهای عراقی درست کرده بودم را از ساک بیرون آوردم ذوق زده شدند. دختر کوچکتر با خوردن آن دلش لیس برداشت و گرسنه شد، سریع دوید سمت آشپزخانه و از مادر طلب غذا کرد، مادرش او را دعوا کرد و تُن صدایش را پائین آورد و گفت فعلا خودمان هیچی نمیخوریم وقتی مهمانها رفتند اگر غذائی اضافه آمد میخوریم بیا این سفره را بگیر برو پهن کن.
دخترک به همراه سفره به اتاق پذیرائی برگشت و من تاسف خوردم از اینکه زبان عربی را متوجه میشوم و سر سفره بجای غذا غصهخوردم و به دست و دلبازی آنها با وجود فقر، غبطه...
نویسنده: مرضیه رمضانقاسم
خوب شد مشهدالرضا داریم
ما که از خاک کربلا دوریم...🕊
#داستانک
#محرم_1400
@ramezan_ghasem110