💢روایت شده از امام #صـادق علیهالسلام که رسـول خـدا ﷺ فـرمـودنـد:
💠🔹خـدای تبـارک و تعـالی میفرماینـد:
↫◄ هیـچ بنـدهٔ گنهکاری را وارد بهشت نمیکنم، مگر اینکـه او را به مرض و بیمـاری مبتلا میکنم تا کفارهٔ گنـاهـانش بـاشد
↫◄ و اگر گناهانش با آن بیماری پاک نشد و زیادتر از آن بود کسی را بر او مسلـط میکنم که بر او ظلـم کند تا کفـارهٔ #گنـاهـانش باشد.
↫◄ رزق و روزی اش را کم میکنم
تا کفارهٔ گناهانش باشد
↫◄ و اگر این نیز برای کفـاره گنـاهانش کافی نبود
جان گرفتن او را سخت میکنم
و یا در قبر بر او سخت میگیرم
تا وقتی که بدون هیچ #گنـاهی نزد من آید
و او را وارد بهشـت کنـم.
⬅️ و اما کسی را که میخـواهم
وارد جهنـم کنم:
او را صحیح و سـالم میگـذارم
و رزق و روزی اش را زیاد میکنم
و جان دادن او را آسان میگردانم
تا وقتی کـه نزد من آید،
هیچ حسنـهای نداشته باشد
و در همـان وقـت او را وارد جهنـم کنـم.
📗مسندالرسـول جلد ۱
✍ ه از بحارالانوار
@ranggarang
همه موجودات میگن خدا
ولی تفاوتشون در اینه که
با چه ارتعاشی میگن!!!
یکی با ارتعاش ناامیدی میگه
یکی با ارتعاش طمع میگه
یکی با ارتعاش امید و یقین میگه
یکی با ارتعاش خشم میگه
یکی با عشق میگه
مهم خدا خدا گفتن نیست
مهم اینه که با چه ارتعاشی صداش میکنیم
چون جوابی که دریافت میکنیم
مطابق با همون ارتعاشیه که فرستادیم
@ranggarang
♦️ احترام عالم بزرگ به مقام زن در خانه
🔹 آیت الله حائری شیرازی: مرد باید سختیهای کار همسر در خانه را ببیند. باید خودش را جای زن بگذارد. امام علی علیه السلام: فَإنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ، لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَة، زن که خدمتکار نیست زن گل است. مرد وقتی در خانه کار بکند، مثل جهاد است. اگر کمک زنش ظرف بشوید، خیاطی بکند بچه داری بکند، جارو بکند، تمام اینها عمل به وظائف شرعی است. زن هم که در خانه کار میکند، ثواب بزرگی به او میدهند. نمیگویند وظیفه است.
@ranggarang
نگذارید دلتان خراب بشود🌹✨
تا #چهل_سال امید است که انسان آدم شود.
تو روایت داریم که اگر چهل سال بگذرد
و رابطه ای با خدا بنا نکند،
شیطان پیشانیش را می بوسد
و می گوید قربان شکل ماهت
که دیگر هدایت نمی شوی.
اگه چهل سال بگذرد هرچه
به او بگویند انگار که به #دیـوار گفته اند.
هیچ اثری ندارد.‼️
جوونا خوش بحالتون تا جوان هستید،
نگذارید دلتان خراب بشود.
˝ از بیانات آیت الله مجتهدی (ره)˝
@ranggarang
🌷 آیت الله کشمیری(ره) :
👌 با خواندن قرآن و هدیه به بزرگان و اهل معرفت با ایشان رفیق شوید.
@ranggarang
11.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸نکنه توی خانهای قرآن خوانده نشه!
@ranggarang
#عاشورا_
⚫️در ظهر عاشورا چه گذشت...(قسمت هفتم)
🔴السلام علی عابس بن ابی شیب الشاکری
✳️ عابس یکی از مردان بزرگ شیعه و مردی شجاع و شب زنده دار و رییس قبیله بنی شاکر بود و از مخلصین و دوستداران حضرت علی علیه السلام،
🌺تا جایی که حضرت در مورد آنان فرمود: اگر تعداد آنها به هزار نفر برسد خدا آنطور که شایسته است پرستش می شود...
🌟این طایفه همگی از شجاعان عرب بودند.
🍀عابس نه تنها خود در راه امام حسین فداکاری مینمود بلکه میکوشید تا نیروی بیشتری برای امام تهیه کند.
🍁وقتی جنگ شدید شد عابس گفت: اگر هرکس دیگری از نزدیکانم بود دوست داشتم قبل از من به میدان میرفت تا شهید میشد و من در اجرش شریک میشدم،امروز روزی است که میتوان تحصیل ثواب نمود و بعد از این عملی نخواهیم داشت...
✨عابس نزد امام حسین علیه السلام آمد و عرض کرد:
🌷 یا اباعبدالله در زمین و دور و نزدیک نزد من محبوبتر از شما کسی نیست.
🌾گواه باش که من بر راه و روش شما و پدران شما هستم.سپس وداع کرد و با شمشیر کشیده در حالی که ضربتی بر پیشانی داشت به میدان آمد و مبارز طلبید.
⚫️شهادت عابس
⚡️ ربیع بن تمیم میگوید: همینکه دیدم عابس به میدان آمد،چون قبلا جنگهای اورا دیده بودم فریاد کشیدم: مردم! این شیر شیران است هیچکس تنها به میدان نرود که جان سالم به در نمیبرد.
✳️ عابس هم صدا میزد الارجل الارجل،ولی هیچکس به مصاف او نرفت.
🔥عمر سعد که چنین دید فریاد زد: وای بر شما او را سنگ باران کنید! سپاهیان از هر طرف اورا سنگ باران کردند.
💥 عابس که دید کسی به مصاف او نمیرود برای اینکه امتیازی به حریف داده باشد کلاه و زره خود را از سر و تن برداشت و به کناری انداخت ،بدون سپر و سلاح به دشمن حمله کرد.
⚡️ ربیع میگوید: دیدم بخدا قسم به هرسو حمله میکرد دویست نفر فرار میکردند و به روی یکدیگر میریختند. تا اینکه لشکر از چهار طرف او را محاصره کردند و بالاخره از شدت جراحات سنگ و نیزه و شمشیر سرانجام از پای درآمد و به شهادت رسید..
♨️اطرافیان هریک به نزاع میپرداختند که اورا من کشتم! تا اینکه عمر سعد گفت: عابس را یک نفر نکشته بلکه دسته جمعی او را کشتید...
📕ابصارالعین ص75
📗 نفس المهموم ص 281
📘 الحسین فی طریقه ص 10
📔نفس المهموم ص 282
📒طبری 237/7
ادامه دارد..
@ranggarang
#داستان_
#داستانهای کوتاه قرآنی
قسمت نوزدهم
👈 داستان حضرت محمد ص
💠 داستان صلح حدیبیه
در سال ششم هجرت پیامر برای زیارت خانه خدا با یاران خود به طرف مکه حرکت کردند اما با ممانعت قریش مواجه شدند پیامبر و یارانش در منطقه حدیبیه متوقف شدند و با فردی از قریش به نام عروه مواجه شدند.
پیامبر هدف خود را از آمدن به مکه به او گفت و او نیز تعریف پیامبر و کارهایی را که از او مشاهده کرده بود برای قریش بازگو نمود.
پیامبر نیز قصد داشت که عمر را برای توجیه قریش از این سفر راهی مکه کند که او از ترس جانش نرفت و به جای او عثمان این مسئولیت را پذیرفت.
اما شایعه کشته شدن عثمان باعث شد تا پیامبر تصمیم به شدت عمل با کفار شود و برای همین بیعتی با یاران خود به نام رضوان نمود اما عثمان سالم بازگشت.
در نهایت بعد از گفتگوهای زیاد بین طرفین مقرر شد که پیامبر امسال را از حج صرف نظر نماید و سال بعد نیز بیش از سه روز در مکه نمانند و نیز سلاح با خود حمل نکنند و...
پیامبر نیز پذیرفتند و دستور دادند تا شتر ها را همانجا قربانی کنند و نیز از احرام در آیند.
دستور پیامبر به اجرا در آمد و در همین موقع بود که سوره فتح نازل شد و بشارت فتح عظیمی را به آنها داد.
ادامه دارد ۰۰۰
@ranggarang
#سلام_مولا_جانم❣
بـے تـو تمــام قافیـہ ها لنـگ میزند
دنیا بہ شیشہے دل من سنگ میزند
ساعٺ بہوقٺ غربتتانگشتہ اسٺکوک
حالا مدام در دل من زنگ میزند 🥀
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج_
@ranggarang