eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.2هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
479 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
11.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حالا_وقت_سینما_رفتنه فیلم سینمایی "23 نفر" قبول دارید که جنگ جای بچه ها نیست؟ #فیلم_سینمایی_23_نفر #جنگ_جای_بچه_ها_نیست! #بیست_و_سه_نفر http://eitaa.com/joinchat/2053898253C84791c1a84
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
@peyrovanmouood4_5848251165015278458.mp3
زمان: حجم: 11.91M
﷽ 🎙 شنیدنی آقای از 7 شهید با عنوان " اگر بخواهید میتونید ... !"🌷 (س) تسلیت باد . 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
8.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 چرا باید از حمایت کنیم؟ 🎬 تصاویر ضبط شده از چند ساعت قبل از شهادت 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
4.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبت های شنیدنی شهید باقری درمورد ... 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
غیرتمندیِ یک رزمنده‌ی مسیحی روبرت دورانِ خدمت سربازی منتقل شد به جبهه‌ی غرب، و روزهای آخرِ سـربازی‌اش رو توی منطقه‌ی عملیاتی میمک گذراند. فرمانده بهش گفت: چند روز بیشتر به پایانِ خدمتت باقی نمونده، لازم نیست اینجا بمونی و می‌تونی به پشتِ خـط برگردی. اما روبرت قبول نکرد و گفت: تا آخرین روزی که اینجا هستم این اسلحه مال من است و نمی‌گذارم تپه به دستِ دشمن بیفتد، من تا آخرین قطره‌ی خونم با بعثی‌های عراقی می‌جنگم ... همین‌کار رو هم‌کرد و بالاخره شد... منبع: کتاب گل مریم، نوشته دکتر بوداغیانس 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
💢 دستخط رهبر کبیر انقلاب بر روی تصویر شهید مدافع وطن 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🔹طالب نیروی کمیته انقلاب اسلامی بود که توانست اجازه حضور در جبهه را پیدا کند. 🔹قبل از عملیات فتح‌المبین ترکش به کمر و پایش اصابت کرده بود ولی بعد از بهبودی در عملیات فتح‌المبین حضور یافت. 🔹ماه رمضان سال ۶۱ به تهران برگشت و برای ادامه خدمت به کمیته رفت. معمولاً تا سحر در مسجد بود و به مجالس سخنرانی و هیئت‌ها می‌رفت تا اینکه توسط منافقین ربوده شد. 🔹شهید مدافع وطن طالب طاهری از جانبازان دفاع مقدس و نیروهای کمیته انقلاب اسلامی سال ۶۱ توسط منافقین ربوده شد و پس از پنج روز تحمل وحشیانه ترین شکنجه ها در تاریخ۱۳۶۱/۰۵/۲۵ به شهادت رسید. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
شهید 🕊🌹 شهید طالـب طاهـــری ۱۷ سال بیشتر نداشت که در عملیــــــات به اصطـــــلاح مهندسی منافقین شهیـــــد شد. جانبـــاز جبهه‌های جنگ با صدام بود که به دست عناصر سازمان منافقین ربوده و به طرز فجیعی به شهـــــادت رسید ... نحوه_دستگیری_و_شهادت ◽️منافقین در سطح شهر تهران خانه‌های تیمی داشتند و فعال بودند. در کمیته با محسن میرجلیلی همکار بود. این‌ها یک خانه تیمی منافقین را در خیابان آذربایجان شناسایی می‌کنند و مراقب آمدوشد‌ها به آن خانه می‌شوند. منافقین می‌فهمند که خانه تیمی‌شان تحت نظر است. ترفندی می‌زنند و سه نفر از آنان را با لباس کمیته به زور سوار ماشین می‌کنند و به خانه ابریشم‌چی که یکی از شکنجه‌گاه‌هایشان بود، می‌برند. ◽️حمام خانه را عایق‌بندی کرده بودند تا صدای کسانی که شکنجه می‌کردند به بیرون نرود. پنج شبانه روز را شکنجه می‌کنند. برای اعتراف گرفتن از طالب و دوستش از شیوه‌های شکنجه‌های_امریکایی_اسرائیلی کمک می‌گیرند. ◽️منافقین که قصد داشتند از و دوستش اعتراف بگیرند تنها با فریاد الله‌اکبر الله‌اکبر او و دوستش مواجه می‌شوند. عصبانی می‌شوند و اقدام به انجام شکنجه‌های وحشتناک می‌کنند. ◽️یکی از منافقین به نام جلال گفت: من با عصبانیت چاقو را بالای گوش گذاشتم و گوشش را بریدم. بعد بینی‌اش را بریدم و خون تمام سر و صورتش را گرفت و بیهوش شد؛ بعد با میله آهنی به جانش افتادیم. 👇 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
◽️مسعود قربانی، یکی دیگر از منافقین در اعترافاتش گفت: آب جوش آوردیم روی پایشان که پر از تاول بود ریختیم. ◽️در ادامه اعترافات منافق دیگری به نام جواد محمدی با چاقو چشم را از حدقه درمی‌آورد. پوست بدنش را با چاقو می‌کند و بعد با شیشه شکسته پوست بدن را جدا می‌کنند. خود منافقین از آن همه استقامت تعجب کرده بودند و می‌گفتند چطور این جوان ۱۷ ساله این شکنجه‌های وحشتناک را تحمل می‌کند. آنقدر آب جوش روی بدن بچه‌ها ریخته بودند که مو و پوست آن‌ها به راحتی از بدنشان جدا می‌شد؛ حتی وقتی فهمیده بودند که در بدن ترکش وجود دارد با اتو جای ترکش را سوزانده بودند. پدر شهید درباره شهادت پسرش می‌گوید: «وقتی به کمیته انقلاب رفتم، پیکر ۳ شهید را دیدم. پاسداران از من خواستند تا فرزندم را از میان این سه شهید شناسایی کنم اما به دلیل رفتارهای غیرانسانی و شکنجه‌های وحشیانه منافقین فرزندم قابل شناسایی نبود. برای شناسایی طالب عاجز شده بودم که به یاد جای ترکشی که در کمر داشت، افتادم.‌ از پاسداران خواستم پیکرها را به پشت برگردانند تا شاید از روی ترکش بدنش شناسایی شود. سوره «والعصر» را زیر لب زمزمه می‌کردم که شهدا را به پشت برگرداندند. یک دفعه چشمم به جای سوختگی «اتوی برقی» افتاد که دقیقاً در جای ترکش بر پشت کمر فرزندم گذاشته بودند. با دیدن این صحنه دیگر چیزی متوجه نشدم و تنها از خدا خواستم که در آن لحظه به من صبوری عطا کند. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani