#خاطرات_شهید
●بعد شهادت یکی ازدانشجوهارادیدم خیلی گریه میکردازش سوال کردم چراشماانقدربیتابی می کنید،
آقارضابه آرزویش رسید.
میگفت:میدونم جزشهادت برای آقارضانبایدفکرکرد امامن باهاش تودانشگاه خیلی خاطره داشتم بااینکه هم سن وسال بودیم امااوبرای ما پدری میکردهمیشه هواموداشت.
●من وضع مالی خوبی نداشتم پدرم کارگربود اماآقارضابعضی مواقع به من پول قرض میداددرجمع آنهایی که وضع مالی خوبی داشتند منوبیشتر تحویل میگرفت باآنها هم دوست بودولی زمانی که آقارضابود یعنی همه چیزبوداخلاقش واقعا خوب بود.
●ازوقتی به بزرگتروکوچکتر ازخودمیرسید دست راروی سینه اش میگذاشت وخم میشدواحترام میگذاشت اویک فرشته به تمام معنابود یادم نمی رود در دوران فتنه 88 خیلی خودش را درگیرکرده بودوتلاش میکرد جوانان را هدایت کند وروشنگری کند فردی که 300درجه باافکارولایی اش زاویه داشت بارفتار خویش، براه آورد واون شخص یکی ازافرادولایی ویکی ازمریدانش شده است.
اصلادافعه توکارش نبود،جاذبه اش بی نظیربود.
✍راوی: پدر شهید
#شهید_رضا_قربانی
#سالروز_شهادت 🌷
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۱۶ شهریور ماه #سالروز_شهادت #روحانی_شهید #محمدرضا_یاقوتی_نژاد گرامی باد. ⚘
ششم آذر 1346، در روستای زوزن از توابع شهرستان خواف به دنیا آمد. پدرش غلام نبی (فوت1364) و مادرش هاجر نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. سپس به فراگیری علوم دینی و حوزوی تا سطح (مقدمات) پرداخت. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم شهریور 1365، با سمت بیسیمچی در حاجعمران عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش واقع است
#وصیتنامه
#شهید_محمدرضا_یاقوتی_نژاد
مادر سلام، اگر من به شهادت رسيدم برايم گريه نکني و زينبوار باشي و در مجلس من غيبت نباشد. مادرم! از شما ميخواهم که اگر از من بدي ديدهايد به بزرگواري خودتان ببخشيد. از خواهرانم ميخواهم که حجاب اسلامي را رعايت کنند. هدف از جبهه رفتنم اين است که صدام و صداميان را از ميهن عزيزمان برانم و کفر را نابود کنم و اين است که اسلام عزيزمان پيروز شود و راه حسين-عليه السلام- را ادامه دهيم تا پيروزي نهايي.
پيام من اين است که در پشت جبهه کمک کنيد. شما اي برادرم! به هيچ عنوان از سپاه بيرون نياييد و امام عزيزمان را تنها نگذاريد. هم اکنون که مسلمانان کشته ميشوند ديگر براي من مهم نيست که کشته شدنم به چه صورت باشد. برادرم اسلحه مرا به زمين نگذاريد. از تمام مسلمانان و مديران که برايم زحمت کشیده اند .
#شهدای_روحانی
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#خاطرات_شهدا
#روحانی_شهید محمدرضا یاقوتی نژاد
در ساعت ۲شب عملیات کربلای ۲ در منطقه حاج عمران شروع شد . محمدرضا کمک ارپی چی زن بود از ناحیه پا مجروح شد با تعدادی از مجروحین به سمت پشت خط حرکت کردیم دیدم محمدرضا نمی اید برگشتم نگاه کردم داشت اسلحه را بر می داشت و بعد آرام آرام شروع به حرکت کرد.گفتم اسلحه را بینداز بیا تا تورا به پشت خط انتقال دهیم . گفت سلاحم را بر زمین بگذارم خیانت است شما بروید من آرام آرام می آیم ، بعد از لحظه ای بر اثر بمباران شیمیایی محمدرضا به درجه رفیع شهادت نایل آمد
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#کلام_امام
🔻رهبر انقلاب: هفدهم شهریور سال ۱۳۵۷، یعنی چند ماه به پیروزی انقلاب، در همین میدان شهدای تهران، عوامل رژیم طاغوت مردم بیپناه را به رگبار مسلسل بستند و تعداد زیادی -که هنوز هم برای ما معلوم نیست لکن تعداد کثیری [بودند]- از مردم را در آن میدان به قتل رساندند. ۹۴/۶/۱۸
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🚨 در روز هفدهم شهريور۵۷ رهبرانقلاب در كدام شهر بودند
👈 ماجرای نامه ايشان به يكی از افراد قم
🔻من از روز #هفدهم_شهریور سال ۱۳۵۷ خاطرهای در ذهن دارم. قبل از آن که این حادثه خونبار در تهران اتّفاق بیفتد، سیاست رژیم ستمشاهی به دنبال این بود که مبارزان و به تبع آن ملت ایران را، به تندرو و کندرو، افراطی و معتدل تقسیم کند.
⚠️این، نکته خیلی قابل توجّهی است که امروز مثل آیینهای، همه #عبرتها را به ما درس میدهد. کسی که روزنامههای آن وقت و اظهارات مسؤولان رژیم ستمشاهی را مطالعه میکرد، میفهمید که اینها میخواهند کسانی را که در مقابل آنها هستند و مبارزه میکنند، از هم جدا کنند. عدّهای را که طرفداران و علاقهمندان مخلص امام بودند و راه امام را علناً اظهار میکردند، به عنوان #تندرو و افراطی و متعصّب معرفی میکردند. در مقابل اینها هم، بعضی از کسانی را که علاقهمند به مبارزه بودند، ولی خیلی جدّی در آن راه نبودند، یا جدّی بودند، ولی دستگاه آنطور خیال میکرد اینها جدیّتی ندارند، به عنوان افرادی که معتدلند و با اینها میشود مذاکره و صحبت کرد، معرفی میکردند. من در آن روز این #احساس_خطر را کردم.
🔹آن زمان من در جیرفت تبعید بودم. شاید روز چهاردهم یا پانزدهم شهریور بود. به یکی از آقایان معروف که در قم بود، نامهای نوشتم و این سیاست رژیم را برای آن آقا تشریح کردم و گفتم اینها با این تدبیرِ خباثتآمیز میخواهند بهانهای برای سختگیری بر مخلصان و عشّاق امام بزرگوار به دست آورند و شما را بدون اینکه خودتان بخواهید، در مقابل آنها قرار دهند. این نامه را نوشته بودم؛ اما هنوز نفرستاده بودم.
🔹روز شنبه هجدهم شهریور بود که رادیو و روزنامهها، خبر کشتار هفده شهریور را پخش کردند. فردای آن روز، ما در جیرفت از این قضیه مطّلع شدیم.
🔺من برداشتم در حاشیه آن نامه برای آن آقا نوشتم که: «باش تا صبح دولتش بدمد، کاین هنوز از نتایج سحر است». آن نامه را به وسیله مسافر، برای آن آقای محترم فرستادم. آنها شروع کردند سختگیریها را علیه مبارزان و انقلابیون حقیقی راه انداختن که نمونهاش کشتار هفدهم شهریور بود. ۷۶/۰۶/۱۹
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۱۷ هفدهم شهریور ماه ، سالروز راهپیمایی خودجوش مردمی در مخالفت با حکومت نظامی (۱۳۵۷ ه.ش.) و کشتار بی رحمانه و به شهادت رساندن جمع زیادی از مردم تهران در میدان شهدا (ژاله سابق) به دست مزدوران رژیم ستمشاهی پهلوی؛ که معروف به قیام هفدهم شهریور، جمعه خونین و جمعه سیاه ، گرامی باد . 😔
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥روایت یک سرکوب
🗓۱۷ شهریور، روزی با نام جمعه سیاه،
نقطه عطفش در تابستانی رقم خورد
که از بهارش اعتراضات مردم ضد رژیم
پهلوی شدت گرفت.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🌹هفده شهریور، از ایام الله است...
♦️یادتان نرود که ما یک ۱۷ شهریور داشتیم. ۱۷شهریور از «ایّام الله» است. و باید یادمان نرود این را. آن قدر شهید دادیم و آن قدر خون دادیم ما آن روز و در مقابل اجانب و در مقابل وابستگان به اجانب. قیام کردند ملت ما و خونشان ریخته شد، لکن پیروز شدیم...
( امام خمینی(ره) | ۱۷ شهریور ۵۸ )
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۲ روایت از کشتار ۱۷ شهریور میدان ژاله؛
💢تاریخ درباره «جمعه سیاه» چه میگوید؟
🔸قیام ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۷ به واسطه کشتار مردم توسط نیروهای نظامی رژیم پهلوی به «جمعه سیاه» معروف است.
بخوانید 👇
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani