eitaa logo
کانال سردار سپهبد شهید 🌷حاج قاسم سلیمانی شهرستان نجف اباد
62 دنبال‌کننده
9هزار عکس
4.8هزار ویدیو
39 فایل
این کانال اطلاع رسانی وترویج گفتمان انقلاب اسلامی واسلام ناب است و زمینه سازان ظهور حضرت 💐❤️مهدی❤️ یاوران رهبر انقلاب این زمان هستند 🌷❤️خون که درتن ماست هدیه به رهبر ماست 🌷❤️ #لبیک یاحسین #لبیک یا صاحب الزمان #لبیک یا خامنه ای بهترین ره
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️اهمیت و جایگاه حجاب در روایات اسلامی چگونه بیان شده است؟ (بخش دوم) 🔸 و پاسداری از مرزهای عفت و حیا، یکی از و بلكه از ‏_اسلام است. در زمان ما همه كسانى كه با مسلمانان معاشرت دارند، فهميده اند كه يكى از برنامه هاى تمام فِرَق مسلمين است كه كم كم به يك شعار تبديل شده و به آن پايبند هستند. 💠روایات اسلامی و تبیین اهمیت حیاء و عفاف 🔹 ، پیوند تنگاتنگی با مقوله و دارد، چرا که با است که این گوهرهای اخلاقی به دست می آید. طبق فرمایش حضرت امیرالمؤمنین (ع): «أَحْسَنُ مَلَابِسِ الدِّينِ الْحَيَاء؛ نیكوترین پوشش دین، است». [غررالحكم و دررالكلم‏، ص ۱۹۳] پیامبر اسلام (ص) نیز تصریح می کند که: «إنَّ اللّهَ يُحِبُّ الحَيِىَّ الحَليمَ العَفيفَ المُتَعفِّفَ؛ خداوند انسان با حياىِ بردبارِ پاكدامنى را كه پاكدامنى مى ‏ورزد، دوست دارد». [الکافی، ج ۲، ص ۱۱۲] بعید نیست که سبب جلب این محبت الهی، همانگونه که أمام علی (ع) فرموده این باشد که «العِفَّةُ رَأسُ كُلِّ خَيرٍ؛ ، سرآمد هر خوبى است». [غررالحكم و دررالكلم، ص ۶۲] و به همین دلیل نیز امام حسن مجتبی (ع) در تأکید بر حفظ حیا، را برابر با بی دینی دانسته و فرموده باشد که: «لَا حَيَاءَ لِمَنْ لَا دِينَ لَه؛ آن كه ندارد، دین هم ندارد». [كشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ۱، ص ۵۷۱] ضرورت پافشاری بر ناشی از اهمیت آن برای نفس آدمی است. 🔹امام علی (ع) در تبیین این اهمیت می فرماید: «العَفافُ يَصونُ النَّفسَ و يُنَزِّهُها عَنِ الدَّنايا؛ ، نفس را ایمن نگه می دارد و آن را از پستی ها دور و پاک می کند». [غررالحكم و دررالكلم، ص ۱۱۰] حتی از آن بالاتر، را برترین عبادات معرفی می کند: «افضَلُ العبادَةِ العِفافُ». [الکافی، ج ۲، ص ۷۹] و در جایی دیگر، این ویژگی نفسانی را به وصف «جوانمردی» می ستاید: «العِفَّةُ أفضَلُ الفُتُوَّةِ». [غررالحكم و دررالكلم، ص ۳۷] از امام باقر (ع) نیز وارد شده است که در ترسیم فرمود: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ‏ءٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْج‏؛ هیچ عبادتی در پیشگاه خداوند برتر از در برابر شکم و مسائل جنسی نیست». [الکافی، ج ۲، ص ۷۹] ایشان در کلامی دیگر، اینگونه به آثار و برکات عفاف اشاره می کنند که: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ‏ بِعَبْدٍ خَيْراً عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُه‏؛ هنگامی که خداوند خیر و خوبی برای بنده اش بخواهد به او توفیق می دهد که در برابر شکم و شهوت پرستی پیدا کند». [عيون الحكم و المواعظ، ص ۱۳۱] 🔹و در بیانی دیگر با تعبیری بسیار گویا، اینگونه را توصیف می کنند که: «ايُّ جِهَادٍ أَفْضَلُ‏ مِنْ‏ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْج‏؟؛ کدام جهاد بهتر از در شکم و در امور جنسی؟» [المحاسن‏، برقى، ج ۱، ص ۲۹۲] عاقبتِ مواظبت و مداومت بر این مؤلفه تربیتی، اینگونه از سوی امام علی (ع) بیان شده است که: «مَنْ عَفَّ خَفَّ وِزْرُهُ وَ عَظُمَ عِنْدَ اللهِ قَدْرُهُ؛ كسى كه ورزد، بار گناه او سبك شود و در پيشگاه خداوند قدر و منزلت او بزرگ گردد». [غررالحکم، ص ۶۲۵] هر آنچه هست، آراستگی به فضیلت ، ویژگی ای است که می تواند سبب تمایز و برتری هر شخص گردد، آنچنان که از پیامبر اکرم (ص) نیز نقل شده که: «إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيف؛ بهترین زنان شما، زنان زایا و ». [الکافی، ج ۵، ص ۳۲۴] این اندازه از تأکید بر ضرورت مراعات کردن مرزهای در احادیث ائمه معصومین علیهم السلام بدون شک را نیز به عنوان مقدمه تحصیل عفاف، برجسته می سازد. ... منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️حیا در فرهنگ دینی (بخش سوم) 🔸 منشأ هر چیزی است و به فرموده امام صادق (ع): «اگر حیا نباشد، هیچ مهمانی احترام نمیشود و به هیچ وعده ای وفا نمی شود و هیچ حاجتی برآورده نمی شود»؛ پس باید در نهادینه شدن این عنصر و حالت درونی کوشید و سعی کرد را به سوی فضای عاری از زشتیها هدایت کرد. 💠حیا و عفت ورزی 🔹واژه و در بسیاری از متون کنار هم آمده اند و دلیلش آن است که استمرار حیا، آدمی را به عفت و سوق داده و در نهایت، انسان را از ارتکاب گناهانی چون: خوردن مال حرام (عفت شکم)، فحشا (عفت جنسی) و دشنام (عفت زبان) باز می دارد. البته باید اذعان کرد که قلمرو حیا، فراگیر و مربوط به موضوع خاص و محدودی نمی باشد. همواره با حیا و عفت قرین بوده و برای مشتاقان کمال جو و طالبان سعادت است. جلوه ای از حیا در عفت ورزی حضرت یوسف (ع) مشاهده می شود، آنگاه که همسر عزیز مصر درباره اش می گوید: «من از او تقاضای مراوده کردم و او ورزید». آری شرم و حیای یوسف نبی (ع) او را از تن دادن و تسلیم شدن در برابر درخواست شیطانی همسر عزیز مصر (‌زلیخا) مصون داشت و به زیور پاکدامنی آراست. 🔹در زندگی حضرت موسی (ع) نیز آمده است که وقتی حضرت شعیب (ع) از آن حضرت به پاس خدمت به دخترانش قدردانی نمود، دخترش گفت: او را استخدام کن که بهترین فرد، قوی و امین است. حضرت شعیب (ع) در جواب اظهار داشت: قوی بودن او را در موقع آب کشیدن از چاه دیدی، ولی امین بودنش را از کجا فهمیدی؟ دختر گفت: وقتی از وی خواستیم به حضور شما بیاید، من برای نشان دادن راه خانه از جلو حرکت می کردم و موسی (ع) از پشت سر می آمد، هنوز مسافتی راه نیامده بودیم، که او خواست جلو برود و من از پشت سرش حرکت کنم، و دلیل تقاضایش این بود که چون باد، بر لباس من می‌وزید و ممکن بود باد، لباسم را از اندامم کنار زند، و عفت موسی (ع) اجازه نمی‌داد چنین شود، لذا به من گفت: من از جلو می‌روم، بر سر دو راهیها و چند راهیها مرا راهنمایی کن. [۱] 🔹 (س) که مصداق واقعی حیا، عفت و است، هنگامی که در بستر بیماری قرار گرفت،‌ از «اسما» خواست برایش تابوتی تهیه کند که در موقع حمل، بدنش پیدا نشود. اسما پیشنهاد ساخت تابوتی را داد که مردم حبشه برای حمل جنازه از آن استفاده می کردند و به خاطر دیواره بلندش، جسم میت پنهان می ماند. حضرت فاطمه (س) از این نظر بسیار خوشحال شد و دستور داد برایش تدارک ببینند. در این ماجرا، و عفت ورزی حضرت حتی پس از رحلتش قابل توجه است. قلمرو حیا بسی گسترده است و اولیای الهی بهترین نمونه رعایت حیا، عفت و تقوا هستند. حضرت ابوطالب (ع) در وصف حالات مأخوذ به حیای پیامبر (ص) می فرماید: هیچگاه پیامبر را برهنه ندیدم، و هیچکس نیز او را در حال قضای حاجت ندید. ... پی نوشت: [۱] تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۶۴ نویسنده: زهرا نساجی زواره، نشریه فرهنگ کوثر، شماره ۸۵ منبع: وبسایت راسخون @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️حجاب برتر چیست؟ 🔹 بیانگر وقار و افتخار یک زن، و سند اطاعت از فرمانده هستی است. بوی خوش و است. این موجود ظریف، مظهر جمال خلقت است و آنچه که در مورد زن می خواهد، شخصیت و گرانبها بودن است؛ و گرانبهایی زن از منظر اسلام به این است که عفاف و پاکدامنی و حفظ حجاب را سرلوحه کار خود قرار دهد، تا بنیان خانواده مستحکم شود و این امر از جنبه روانی، به بهداشت‌ روانی‌ اجتماع کمک می کند و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت می گردد. بی تردید همه اذعان دارند که دافعه آسیب های اجتماعی و بسترساز رشد، ترقی و عزت بانوان در اجتماع است، و بر این نکته واقفند که رعایت حجاب موجب استحکام و پایداری کانون خانواده است. 💠نظر اسلام در مورد حجاب حداقلی 🔹 طرفدار و حداكثرِ بانوان، بخصوص و در بیرون منزل، و در مواجهه با نامحرم است، و بعضی از مصادیق حجاب برتر، مانند لباس‎های بلند و گشاد، مقنعه و چادر مشكی، تأمین كننده‌ی حجاب بهتر و بیشتر و به اصطلاح، پوشش حداكثری هستند. ما معتقدیم با به دلیل قرائن و شواهد فراوان لغوی و تاریخی، دارای اصل و ریشه‎ قرآنی است و به همین دلیل، حضرت صدیقه‌ی طاهره سلام الله علیها، به عنوان از آن استفاده می‎كرده‎اند، و لذا اینگونه پوشش از مصادیق تأمین كننده‌ی است، و هیچ یك از شبهات مخالفان چادر مشكی، از كارآمدی و برتری آن نمی‎كاهد. 🔹همانطور که می دانیم عده‎ای با استفاده از شبهات و روش‎های القاییِ تبلیغِ منفی، قبل از اینكه طرح مشخص و كاملی برای ترویج الگوی دیگری از حجاب برتر ارائه نمایند، به جنگ روحی و روانی بر علیه زنان متدین و عفیفِ استفاده كننده از چادر مشكی اقدام می‌كنند، و به جای تبلیغ‎ منطقی از حجاب و پوشش مورد علاقه‌ی خود، به تخریب چادر مشكی می‌پردازند. روشن است كه نتیجه‌ی چنین كاری ترویج لیبرالیسم و آزادی در پوشش در سطح جامعه و كاهش مقدار حجاب و پوشش بانوان و روی آوردن آنان به حجاب حداقلی است. 🔹با توجه به مطلب فوق و با عنایت به اینكه از نظر قرآن، مقتضی و زمینه‌ی نافرمانی از حدود و چهارچوب‎های الهی در انسان موجود است؛ «بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ»، [قیامه، ۵] به خوبی می‎توان نتیجه گرفت كه ترویج و تبلیغ حجاب و پوشش حداقلی به نفع جامعه نیست؛ زیرا تبلیغ و ترویج اینگونه حجاب و پوشش، كم‎كم حجاب و پوشش اسلامی موجود در جامعه را به سمت و پیش می‎برد، كه اكنون بعضی از علائم و آثار آن در برخی شهرها آشكار گردیده است. با توجه به واقعیت موجود، باید تمام ابزارهای فرهنگ‌ ساز جامعه از قبیل كتاب، مطبوعات و صدا و سیما را به سمت ارزشهای اسلامی كه یكی از بارزترین آنها رعایت پوشش مطلوب است، هدایت نمود. آمنه اسفندیاری بخش احکام اسلامی تبیان منبع: تبیان برگرفته از کتاب حجاب شناسی حسین مهدی زاده، وبسایت اندیشه قم و وبسایت شمیم یاس @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️منظور از «احسن القصص» در سوره یوسف چه می باشد؟ 🔹در آیه ۳ سوره «یوسف» مى خوانیم: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَیْنا إِلَیْکَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلینَ؛ ما نیکوترین قصه ها را از طریق وحى و فرستادن این قرآن براى تو بازگو مى کنیم، هر چند پیش از آن، از آن غافل بودى». بعضى از مفسران، معتقدند: اشاره به مجموعه است، و جمله «بِما أَوْحَیْنا إِلَیْکَ هذَا الْقُرْآنَ» را قرینه بر آن مى دانند، و «قصه» در اینجا تنها به معنى داستان نیست، بلکه از نظر ریشه لغت، به معنى جستجو از آثار چیزى است، و هر چیز که پشت سر هم قرار گیرد عرب به آن قصه مى گوید، و از آنجا که به هنگام شرح و بیان یک موضوع کلمات و جمله ها پى در پى بیان مى شوند این کار را «قصه» نامیده اند. حال خداوند مجموعه این که زیباترین شرح و بیان و فصیح ترین و بلیغ ترین الفاظ را با عالى ترین و عمیق ترین معانى آمیخته ـ که از نظر ظاهر زیبا و فوق العاده شیرین و گوارا و از نظر باطن بسیار پر محتوا است ـ نامیده. 🔹در روایات متعددى نیز، مشاهده مى کنیم: این تعبیر درباره مجموعه قرآن به کار رفته است [۱]، هر چند این روایات به عنوان تفسیر آیه مورد بحث وارد نشده است. مثلاً در حدیثى که «على بن ابراهیم» از پیامبر (ص) نقل کرده، مى خوانیم: «وَ أَحْسَنُ الْقَصَصِ هذَا الْقُرآن؛ بهترین قصه ها این قرآن است». [۱] در کتاب «روضه کافى» در خطبه اى از اميرالمؤمنين امام علی (ع) چنین نقل شده: «إِنَّ أَحْسَنَ الْقَصَصِ وَ أَبْلَغَ الْمَوْعِظَةِ وَ أَنْفَعَ التَّذَکُّرِ کِتابُ اللهِ عَزَّ ذِکْرُهُ؛ بهترین داستان ها، رساترین موعظه ها و سودمندترین تذکرها، کتاب خداوند متعال است». [۳] ولى پیوند آیه مورد بحث با آیات بعد از آن که سرگذشت (ع) را بیان مى کند، آنچنان است که ذهن انسان بیشتر متوجه این معنى مى شود که خداوند داستان «یوسف نبی» (ع) را «احسن القصص» نامیده است، و حتى شاید براى بسیارى به هنگام مطالعه آیات آغاز این سوره، غیر از این معنى به ذهن نیاید. 🔹اما مانعى ندارد این گونه آیات براى بیان هر دو معنى باشد؛ هم قرآن به طور عموم احسن القصص است، و هم داستان «حضرت یوسف» به طور خصوص. چرا این داستان بهترین داستان نباشد؟ با اینکه در فرازهاى هیجان انگیزش ترسیمى از عالى ترین درس هاى زندگى است. حاکمیت اراده خدا را بر همه چیز در این داستان به خوبى مشاهده مى کنیم. سرنوشت شوم حسودان را با چشم خود مى بینیم، و نقشه هاى نقش بر آب شده آنها را مشاهده مى کنیم. ننگ بى عفتى، عظمت و و را در لابلاى سطورش مجسم مى بینیم. منظره تنهايى یک کودک کم سن و سال را در قعر چاه، شب ها و روزهاى یک زندانى بى گناه را در سیاه چال زندان، تجلّى نور امید از پس پرده هاى تاریک یأس و نومیدى، و بالاخره عظمت و شکوه یک حکومت وسیع، که نتیجه آگاهى و امانت است، همه در این داستان مقابل چشم انسان جلوه میکند. 🔹لحظاتى را که سرنوشت یک ملت با یک خواب پرمعنى دگرگون مى شود، و زندگى یک قوم و جمعیت در پرتو آگاهى یک زمامدار بیدار الهى از نابودى نجات مى یابد، و ده ها درس بزرگ دیگر در این داستان منعکس شده است. چرا نباشد؟! منتها احسن القصص بودن سرگذشت «یوسف» (ع) به تنهايى کافى نیست، مهم این است که در ما آنچنان شایستگى باشد که بتوانیم این همه درس بزرگ را در روح خود جاى دهیم. بسیارند کسانى که هنوز به داستان «حضرت یوسف» (ع) به عنوان یک داستان عاشقانه جالب مى نگرند، همچون چارپایانى که به یک باغ پر طراوت و پر گل، تنها به صورت یک مشت علف براى سدّ جوع (رفع گرسنگی) مى نگرند. و هنوز بسیارند کسانى که با دادن شاخ و برگ هاى دروغین به این داستان، سعى دارند از آن یک ماجراى سکسى بسازند! این از عدم شایستگى و قابلیت محل است، و گرنه اصل داستان همه گونه ارزش هاى والاى انسانى را در خود جمع کرده است، و به گفته شاعر شیرین سخن، گاه در برابر جاذبه هاى این داستان «بوى گل انسان را چنان مست مى کند، که دامنش از دست مى رود»!. [۴] پی نوشت‌ها؛ [۱] بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۳۵ و ۲۹۲ [۲] نور الثقلين، ج ۲، ص ۴۹ [۳] كافى، جلد ۸، ص ۱۷۵ [۴] گلستان سعدی؛ هزار و یک کلمه، ج ۳، ص ۳۸۳ و ۳۸۴ 📕تفسیر نمونه، آيت الله العظمی مکارم شيرازى، دارالکتب الإسلامیه، چ سی و سوم، ج ۹، ص ۳۵۹ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️عفت نفس چگونه به دست می آید؟ (بخش اول) 🔹امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: «طُوبَى لِمَنْ تَحَلَّى بِالْعَفَافِ وَ رَضِیَ بِالْکَفَاف»؛ خوشا بحال کسی که خود را به و پرهیزکارى بیاراید و با روزى به اندازه کفاف بسازد». [تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص۳۹۸] نقطه مقابل «شکم پرستى و شهوت پرستى» و صفتی است که باعث حفظ اعتدال در نیروی شهوت در انسان می‌شود. به معنای دور داشتن خود در صحنه عمل و رفتار، از هرگونه ناهنجاری و زشتی است. 🔹 به گفته راغب اصفهانى در کتاب «المفردات»، به معنى پدید آمدن حالتى در نفس است که آدمى را از غلبه شهوت باز مى دارد و به کسى گفته میشود که داراى این وصف و حالت باشد. عفت از بزرگترین فضایل انسانى است و هیچ کس در سیر الى الله، بدون داشتن عفت به جایى نمى رسد. در زندگى دنیا نیز آبرو و حیثیت و شخصیت انسان در گرو عفت است. مرحوم آیت الله مجتهدی می‌فرماید: گناه نکردن است. حال برای گناه نکردن و عفیف بودن باید نفس را به نیکی ها آراست و از بدی ها و زشتی ها پیراست و در حقیقت به پرداخت. 💠اقدامات لازم برای تزکیه نفس و دوری از گناه 🔹«تفکر و اندیشه»؛ یکی از موانع مهم تهذیب نفس و یکی از علل انجام گناه، و بی‌خبری است. امام‌ خمینی‌ (ره) می‌فرماید: «اوّل‌ شرط‌ مجاهده‌ با نفس‌ و حرکت‌ به‌ جانب‌ حق‌ تعالی‌، است‌». اگر ما در شبانه روز سرگرم زندگی دنیا باشیم، و و را فراموش کنیم، و اگر ساعتی در کارهای خود و عواقب آن اندیشه نداشته باشیم، به احتمال زیاد گرفتار گناه و معصیت می‌شویم، و اگر به دستورات الهی توجه داشته باشیم، و شرایط سخت پس از مرگ و عالم برزخ و حساب و کتاب قیامت را همواره در نظر داشته باشیم، مسلماً خود را آلوده به گناه و معصیت نخواهیم کرد و نفس ما شروع به رشد و بالندگی خواهد نمود. امام علی (ع) می‌فرماید: هرکس که قلبش را با تداوم ، آباد سازد افعالش در باطن و ظاهر خوب خواهد شد. [غررالحکم، ص ۶۹۰] 🔹«ترس از خداوند»؛ برترین افسار و لگامی که نفس بدان پیش رانده میشود، ترس از خداوند عز و جل است: «وَ أمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهیَ النَّفْسَ عَنِ الْهَوَی - فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأَوَی؛ [نازعات، ۴۰ و ۴۱] و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی بازدارد - قطعاً بهشت جایگاه اوست!». ابزارها و وسایل فراهم سازی ترس از خداوند بسیارند که در رأس آنها بسیار به یاد مرگ بودن است. 🔹«توجه به کرامت ذات و تقویت ارزش‌های انسانی»؛ اگر انسان توجه کند که موجود گرانبهایی است و از علم و کمال و جمال الهی برخوردار است و مقامی بس بلند و رفیع دارد، و را دون شأن خویش می‌داند و طبعاً از آنها بیزار، و در این راه پایدار خواهد بود. وقتی فهمید روح انسان، موجودیت حقیقی انسان الهی است و از عالم بالا آمده، شهوات‌ و خواسته‌های حیوانی در نظرش بی‌ارزش، و تمایل به در وجودش احیاء خواهد شد. امام علی (ع) فرمود: «هرکس که نفس خودش را گرامی بدارد، شهوت‌ها برایش کوچک و بی‌ارزش خواهد بود». [نهج البلاغه، قصار، ص۴۴۹] 🔹«ترک معاشرت با بدان»؛ انسان موجودی است اثرپذیر و مقلد. بسیاری از صفات و آداب و رفتارش را از انسان های دیگری که با آنها در ارتباط است، فرا می‌گیرد. مخصوصاً دوستان نزدیک تأثیر شگرفی بر نفس و رفتار انسان می‌گذارند. بنابراین تا جایی که امکان دارد با افرادی که نفسهای خود را آلوده کرده اند، کمتر معاشرت کند. امام علی (ع) می‌فرماید: «از دوستی با جداً اجتناب کنید، زیرا شرّ به شرّ ملحق خواهد شد». [غررالحکم، ص ۱۴۷] حضرت همچنین میفرماید: «از همنشینی با دوست بد جداً اجتناب کن که همنشینِ خود را به هلاکت می‌رساند، و به آبرویش لطمه می‌زند». [غررالحکم، ص ۱۴۲] منبع: وبسایت پرسمان @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️ارزش «عفت» و «پاکدامنی» 🔸 (علیه‌ السلام) می فرماید: «مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِیدُ فِی سَبِیلِ اللهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَکَادَ الْعَفِیفُ أَنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلَائِکَةِ» [۱] (پاداش مجاهدی که در راه خدا کشته می شود، از که می تواند کند و نمی کند بیشتر نیست؛ نزدیک است که شخص پاکدامن فرشته ای از فرشته های الهی گردد). 💠شرح حدیث 🔹رعایت چه برای و چه برای ، یعنی «خود نگهداشتن» از با اینکه همه نوع وسایل انجام آن آماده باشد. حفظ از مسائل محکم و متقن و است. خداوند در توصیف «مردان و زنان عفیف» می فرماید: «وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَی أَزْوَاجِهِمْ» [۲] (آنانی که غریزه جنسی خویش را کنترل می کنند مگر با همسرانشان). 🔹 معنای عامی دارد و تنها شامل عفت جنسی نمیشود. «عفت شکم»، «عفت قلم»، «عفت کلام» نیز از موارد آن است که هر کدام قابل بحث و گفتگو است، و همه اینها از درصد و ترس از خدا و اعتقاد به افراد نشات می گیرد. کسی که خود را به طور دائم در محضر خداوند تبارک و تعالی می‌بیند، از غریزه جنسی از خورد و خوراک و نوشتن ها و گفتنی های خود مواظبت می کند که چیزی بر خلاف انجام ندهد تا لکه دار شود. 🔹البته رعایت همه موارد کار سختی است، و چون و پایداری بالایی را می طلبد، (علیه السلام) رتبه و مقام را از «مقام شهید» برتر می شمرد. چون کشتن گاهی از جان باختن در راه خدا دشوارتر است، به همین دلیل اکثرا در این مرحله نمره خوب نمی آورند، و در های الهی رد می‌شوند. پس باید دعا کرد و از خداوند منان کمک گرفت که پروردگارا در ورطه توفیق قبولی به ما عطا کن، وگرنه ما زمین می خوریم و دیگر قادر به برخاستن نیستیم. 🔹 (علیه السلام) به ما می آموزد که: «اذَا فَرَغْتَ مِنْ صَلَاتِکَ فَقُلِ اللَّهُم ... أَسْأَلُکَ أَنْ تَعْصِمَنِی مِنْ مَعَاصِیکَ وَ لَا تَکِلَنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَهَ عَیْنٍ أَبَداً مَا أَحْیَیْتَنِی لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِکَ وَ لَا أَکْثَرَ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمْتَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین؛ وقتی نمازت را تمام کردی بگو خداوندا...» [۳] (از تو می‌خواهم که مرا از گناهانت حفظ کنی و تا زنده ام، هرگز کمتر و بیشتر از چشم برهم زدن مرا به خودم وامگذاری، زیرا که ، همواره به بدی فرمان می‌دهد مگر اینکه تو رحم کنی ای مهربانترین مهربانان). پی‌نوشت‌ها: [۱] نهج البلاغه، حکمت ۴۶۶ [۲] سوره مومنون، آیات ۵ و ۶ [۳] کافی، ج ۳، ص ۳۴۵ 📕حدیث زندگی، شرح حکمت های نهج البلاغه (کاظم ارفع) پیام عدالت، ۹۰ منبع: وبسایت راسخون @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ 🔹 ⭕️پیشگویی امام على (عليه السلام) از وضع مردم در زمان حکومت «ظالمان» چگونه است؟ 🔹 (عليه السلام) در بخشی از خطبه ۱۰۸ پس از پیشگویی از آینده و حاکم شدن و ظالم در آخرین فراز این خطبه به قسمت هاى مهمّى از آثار شوم اين حكومتها، و وضع اخلاقى و اجتماعى و اقتصادى مردم در چنين حكومتهايى اشاره ميفرمايد. نخست میفرمايد: «فَإِذَا كَانَ ذلِكَ كَانَ الْوَلَدُ غَيْظاً، وَ الْمَطَرُ قَيْظاً، وَ تَفِيضُ اللِّئَامُ فَيْضاً، وَ تَغِيضُ الْكِرَامُ غَيْضاً». (در آن هنگام، سبب خشم [پدران و مادران] میشوند و ، گرمى مى افزايد؛ همه جا را پر ميكنند و ، كمياب میشوند!). 🔹سپس در ادامه اين سخن ميفرمايد: «وَ كَانَ أَهْلُ ذلِكَ الزَّمَانِ ذِئَاباً، وَ سَلَاطِينُهُ سِبَاعاً، وَ أَوْسَاطُهُ أُكَّالاً، وَ فُقَرَاؤُهُ أَمْوَاتاً». ( آن زمان همچون گرگان، و آنها همچون درندگان، و طبقه متوسّط، طعمه آنها، و مستمندان، همچون مردگان خواهند بود!). در آخرين قسمت اين خطبه، به هفت‌ پديده‌ شوم در چنين جوامعى كه سرچشمه تمام میشود، اشاره کرده و میفرماید: «وَ غَارَ الصِّدْقُ، وَ فَاضَ الْكِذبُ، وَ اسْتُعْمِلَتِ الْمَوَدَّةُ بِاللِّسَانِ، وَ تَشَاجَرَ النَّاسُ بِالْقُلُوبِ، وَ صَارَ الْفُسُوقُ نَسَباً، وَ الْعَفَافُ عَجَباً، وَ لُبِسَ الْإِسْلَامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلُوباً». (در آن زمان، از ميان میرود و فراوان میشود؛ مردم با زبان اظهار دوستى ميكنند، و با دل، دشمنى؛ به و آلودگى افتخار ميكنند و از و در شگفتى فرو ميروند و اسلام همچون پوستينى وارونه پوشيده میشود!). 🔹آنچه را امام (عليه السلام) در سه بخش از اين خطبه درباره «حوادث آينده جامعه اسلامى» به عنوان پيشگویی بيان فرموده، ترسيم بسيار دقيق و حساب شده اى از تمام حكومت های جبّار خودكامه در طول تاريخ است. هنگامى كه آنها پايه هاى خود را محكم ميكنند تمام و را از صحنه اجتماع كنار میزنند و مديران و دستياران خود را از افراد بى‌بندوبار و بى‌ايمان و نوكر مآب كه به جاى كلاه، سر مى آورند، برمى‌گزينند. را تحت فشار قرار میدهند و را به جهل و نادانى و بى خبرى سوق مى دهند. همه جا را فرا میگيرد و و راستى برچيده میشود. 🔹 بر مقدّرات مردم مسلّط میشوند و بسيارى از مردم به حكم «أَلنَّاسُ عَلَى دِينِ مُلوُكِهِمْ» از آن حكّام و سلاطين درنده خو پيروى ميكنند. نظام‌ ارزشی‌ جامعه به كلّى دگرگون ميشود و فى المَثَل: و ناپاكى مايه افتخار و از اسباب سرافكندگى به حساب مى آيد. اينگونه حكومتها در محيط هاى مذهبى با مذهب نمى جنگند، بلكه سعى ميكنند را از درون تهى سازند و آن را تحريف كنند و به اين طريق از احساسات مذهبى مردم به نفع مقاصد شوم خود استفاده كنند. خرافات را در ميان مردم ترويج می‌دهند و به بعضى از ظواهر مذهبى اهميّت داده، عمق و باطن آن را از ميان مى برند. 🔹هرگاه با اين معيارهاى دقيقى كه (عليه السلام) در اين خطبه بيان كرده به جوامع‌ دنياى‌ امروز - مخصوصاً بسيارى از كشورهاى اسلامى - بنگريم، مى بينيم چقدر قابل تطبيق است. گويى حضرت از آن روز تمام حوادثى را كه امروز در جوامع میگذرد با چشم مى ديده و همچون نقّاش چيره دستى آنها را با نوك قلم ترسيم نموده، تصويرى كه از هر نظر برابر با اصل است. آنچه امام (عليه السلام) در اين خطبه پيش بينى فرموده است شباهت به رواياتى دارد كه از (صلى الله عليه و آله) در اين زمينه نقل شده است. 🔹از جمله در حديثى مى خوانيم: «زمانى بر مردم فرا میرسد كه صورت هاى آنها، صورت هاى انسانى است و دلهاى آنها ! مانند گرگان درنده اند؛ و پيوسته خونريزى میكنند؛ و هيچگاه [با تذّكر و ارشاد] از منكراتى كه انجام میدهند، باز نمیگردند! اگر با آنها همراهى كنى تو را متّهم ميكنند و اگر سخنى بگويى، تكذيبت ميكنند و اگراز آنها پنهان شوى غيبت ميكنند. [سنّت معصومين] در ميان آنها بدعت است، و در ميان آنها سنّت! در نظر آنها كسى است كه فريبكار و پيمان شكن باشد، و و پيمان شكن در ميان آنها عاقل و هوشيار محسوب میشود. در ميان آنها مستضعف، و در ميان آنها مشرّف و گرامى است ... در اين هنگام، خداوند آنها را از بارانِ به موقع، محروم می‌سازد و باران هاى بى موقع [كه مايه فساد و تباهى است] بر آنها نازل میكند و بر آنها مسلّط مى شوند». [۱] 📕پيام امام اميرالمؤمنين(ع)‏، مكارم شيرازى، ناصر، دارالكتب الاسلامية، ۱۳۸۶ش، چ۱ ج۴ ص۵۴۹ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️جایگاه حجاب در سیره اهل بیت چگونه بود؟ (بخش اول) 🔸مطالعه سیره (علیهم السلام) نشان می دهد که «حضرات معصومین» در مقام توصیه مردم به حفظ ، به وظیفه روشنگرانه خود در بیان آموزه های دینی می پرداختند، و علاوه بر آن در مقام «رعایت پوشش شرعی»، با به این حکم شرعی، در صدد ارائه الگویی کامل از پوشش مطلوب زنان بودند. 💠بیانات و توصیه های اخلاقی معصومین راجع به حجاب 🔹واکنش (علیهم السلام) به «پوشش زنان جامعه پیرامون خود» و توصیه آنها به رعایت و و ، با مطالعه روایات به جا مانده از آن حضرات به روشنی مشخص می شود. برای مثال می توان به حساسیت آن (علیهم السلام) به موضوع و و جایگاه این موضوع مهم در گفتارهای ایشان اشاره کرد؛ تا آنجا که در این گفتمان تربیتی، «نیکوترین پوشش دین» معرفی می‌شود. (علیه السلام) در این زمینه می‌فرماید: «أَحْسَنُ مَلَابِسِ الدِّينِ الْحَيَاء» [۱] (نیكوترین پوشش دین است). 🔹و نيز «برترین عبادت» معرفی می گردد. امام علی (عليه السلام) در روایتی در این رابطه می‌فرماید: «افضَلُ العبادَةِ العِفافُ». [۲] ( برترين عبادات است). احادیث و بیانات ائمه معصومین (علیهم السلام) راجع به این موضوع بسیار زیاد هستند؛ بطور مثال در حدیثی (علیه السلام) می‌فرمايد: «لَا حَيَاءَ لِمَنْ لَا دِينَ لَه‏» [۳] (آنکه ندارند، دین هم ندارد). و علاوه بر این دسته از احادیث، بیانات دیگری نیز در جوامع حدیثی وجود دارد که قدر مشترک شان، تشویق مردم به رعایت پوشش شرعی و بیان حدود و ثغور آن است. 🔹در این خصوص چند حدیث بسیار مورد توجه است؛ برای مثال می توان به این حدیث (صلی الله علیه و آله) در ارتباط با حفظ و بانوان اشاره کرد که فرمود: «اِنَّ مِن خَیرِ نِسَائَكُم اَلمُتَبَرَّجَةَ مِن زَوجِها الحصَانَ عَن غَیرِه» [۴] (، زنی است که برای شوهرش آرايش و خودنمايی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند). 🔹یا دیگر حدیث نبوی در بیان ارزش پرهیز از نامحرم که می‌فرمايد: «حُمَادَيَاتُ النِّسَاءِ غَضُّ الْأَبْصَارِ وَ خَفَرُ الْأَعْرَاضِ وَ قِصَرُ الْوَهَازَة». [۵] (بارزترین درجه سه چیز است: پوشیدن چشم از نامحرمان، پوشیدن تمام اندام از بیگانگان، کم و با حیا از منزل بیرون شدن). یا این توصیه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به جوانان قریش که: «يا مَعشَرَ شَبابِ قُرَيشٍ اِحفَظوا فُروجَـكُم، اَلا مَن حَفِظَ فَرجَهُ فَلَهُ الجَنَّةُ». [۶] (اى جوانان قريش! پيشه كنيد؛ بدانيد هر كس خود را در برابر شهوت حفظ كند، از آن اوست). ... پی نوشت‌ها؛ [۱] غررالحكم و درر الكلم، دار الكتاب الإسلامی، قم، ص ۱۹۳. [۲] الكافی، دار الكتب الإسلامية، ج ‏۲، ص ۷۹. [۳] بحارالأنوار، دار إحياء التراث العربی، چ ۲، ج ‏۷۵، ص ۱۱۱. [۴] بحارالأنوار، همان، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵. [۵] معاني الأخبار، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، ص ۳۷۶. [۶] المعجم الاوسط، دارالحرمین، چ ۱، ج ۷، ص ۶۱ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️«عفت نفس» چگونه به دست می آید؟ (بخش اول) 🔹 (علیه السلام) می‌فرماید: «طُوبَى لِمَنْ تَحَلَّى بِالْعَفَافِ وَ رَضِیَ بِالْکَفَاف». [۱] (خوشا به حال کسی که خود را به و بیاراید و با روزى به اندازه کفاف بسازد). نقطه مقابل «شکم پرستى و شهوت پرستى»، و صفتی است که باعث حفظ در «نیروی شهوت» در انسان می‌شود. 🔹 به معنای دور داشتن خود در صحنه عمل و رفتار، از هرگونه و است. «عفت» به گفته راغب اصفهانى در کتاب «المفردات»، به معنى پدید آمدن حالتى در است که آدمى را از «غلبه شهوت» باز مى دارد، و به کسى گفته می‌شود که داراى این وصف و حالت باشد. 🔹 از «بزرگترین فضایل انسانى» است و هیچ کس در «سیر الى الله»، بدون داشتن «عفت» به جایى نمى رسد. در زندگى نیز آبرو و حیثیت و شخصیت انسان در گرو است. مرحوم آیت الله مجتهدی می‌فرماید: گناه نکردن است. حال برای گناه نکردن و باید را به «نیکی ها» آراست و از «بدی ها و زشتی ها» پیراست و در حقیقت به پرداخت. ... منبع: وبسایت پرسمان @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️آثار ارزشمند «غیرت» 💠عفّت و پاکدامنی 🔹 و تعصبّ ناموسی یکی از عوامل اساسی  و حفظ حریم خانواده است. کسی که برای ناموس خود حرمت قائل است و نسبت به آن تعصّب دارد، به خود اجازه نمی دهد که به ناموس دیگران خیانت کند. او می داند که اگر به ناموس دیگران نظر سویی داشته باشد، به یقین ناموس او نیز مورد سوء نظر دیگران قرار خواهد گرفت. بنابراین، به او اجازه نمی‌دهد. هر اندازه این صفت اخلاقی در او تقویت شود، بر عفّتش افزوده می گردد. (علیه السلام) می‌فرماید: « هر انسانی به اندازه اوست». [۱] 🔹استاد شهید مطهری (ره) می گوید: «انسان این حالت را دارد که هر چه بیشتر در گرداب فرو رود و و را از کف بدهد، احساس در وجودش ناتوان میگردد. از این که همسران آنها مورد توجّه دیگران قرار بگیرند رنج نمی برند و احیاناً لذّت هم می برند و از چنین کارهایی دفاع می کنند و افرادی که با شهوات نفسانی مبارزه می کنند غیورتر و نسبت به همسران خود حسّاس تر میگردند. اینگونه افراد حتّی نسبت به ناموس دیگران نیز حسّاسند؛ یعنی وجدانشان اجازه نمی دهد که به ناموس دیگران بی حرمتی شود». [۲] 🔹بانوی محترمه و با عفّتی روزی به شوهرش گفت: قدر مرا نمی‌دانی؛ من که اینگونه پاکدامن هستم، بیشتر به من احترام کن. شوهرش گفت: تو بستگی به عفّت من دارد؛ این من هستم که تو را پاکدامن نگه داشته ام. آن روز بانوی مذکور، این سخن را از شوهرش نپذیرفت، مدّتی از این ماجرا گذشت، روزی آن زن از بازار عبور می کرد، مرد هوسرانی به سوی او دست دراز کرد و لباس او را گرفت، ولی بی درنگ رها ساخت. زن به خانه بازگشت و به شوهرش گفت: امروز در بازار، مردی با نظر بی عفّتی به من نگریست و مزاحم من شد، دست درازی کرد و چادرم را گرفت، ولی زود رها کرد. 🔹شوهر گفت: الله اکبر، اتفاقاً من مدّتی قبل روزی به زنی نگاه کردم و لباسش را گرفتم، ولی بی درنگ توبه کردم و دستم را کشیدم. این برخوردی که به تو شده مکافات همان عمل من است. زن گفت: اکنون دریافتم که سخن تو حق است که و پاکدامنی زن، بستگی به عفّت و پاکدامنی شوهرش دارد، اگر شوهر به هر اندازه به ناموس دیگران خیانت کند، دیگران به همان مقدار به ناموس او خیانت خواهند کرد؛ چرا که جهان، دار مکافات است و خیانت به ناموس دیگران، نوعی قرض و بدهی محسوب می شود که دیر یا زود باید ناموسش آن را پرداخت کند. 💠جلوگیری از فساد 🔹به همان اندازه که بی تفاوتی و زمینه ساز و مایه آلودگی جامعه است، و حسّاسیت در برابر منکرات «نقش باز دارنده‌ای» دارد؛ گاه یک می‌تواند جوّ فاسد یک جلسه و محل را تغییر دهد و افراد آلوده از چنین فردی حساب می برند. جوانی بود که اگر به مجلسی می رفت و کوچکترین گناهی در آن مجلس انجام می شد، عکس العمل نشان می داد. او می گفت: حتی در محیط پارک شد، جلو مفاسد را به تنهایی می‌گیرم. جوان دیگری، آنچنان نسبت به مفاسد اجتماعی حسّاس بود که یک تنه در مقابل مفاسد می ایستاد. او می گفت: تا جان در بدن دارم هرگز در برابر صحنه های گناه خاموش نخواهم بود. 💠ثبات خانواده 🔹یکی از آثار ثبات و «تحکیم خانواده» است. جامعه ای که مردانش نگهبان و حافظ ارزش ها هستند، افراد مزاحم و هوسران امنیت ندارند. ، با خیال راحت به سر و کار زندگی خود می روند و با آسودگی خاطر و بدون نگرانی می توانند در عرصه اجتماع ظاهر شوند؛ و آنجا که مردم بی تفاوت باشند، دختران و زنان پاکدامن در اجتماع احساس امنیت نمی‌کنند. 💠عزّت و سربلندی 🔹آنان که در فکر و اندیشه و ارزش های الهی خود دارای صلابت و پایمردی هستند و اهل سازش و مداهنه نیستند، از عزت و محبوبیت خاصّی برخوردارند. بسیار دیده شده که یک محل و گاه یک شهر برای یک که موقعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هم ندارد احترام می‌نمایند و از او حساب می برند؛ بر خلاف آنان که در خط حزب باد هستند و با هر موجی همسو می‌شوند؛ چنین افرادی در جامعه عددی محسوب نمی‌شوند و کسی از آنها حساب نمی برد. پی نوشت ها: [۱] نهج البلاغه، حکمت ۴۷ [۲] استاد مطهرى، مسئله حجاب، نشر صدرا، ص ۶۴ منبع: وبسایت راسخون به نقل از حوزه نت @tabyinchannel