تشنهی روی تو ماندم، جگرم میسوزد
از فراق تو ز پا تا به سرم میسوزد
مقصدی نیست بدون تو که پر باز کنم
آتش افروخته و بال و پرم میسوزد
اشک هم چارهی این آتش در سینه نکرد
این چه داغیست کز او چشم ترم میسوزد
فرصتی مانده که از من برهاند من را
جان اگر از غم تو در ببرم میسوزد
#عشق
#محمود_رجبی
@semimm
4.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا