💠فدایی_نیروها
🍃اگر نیرویش #زخمی می شد، حتما می کشیدش عقب، یک تنه.
وقتی عقب نشینی شود، کسی زخمی را با خود نمی آورد.طرف می ماند با سلاح و خستگی اش.
🍃ولی #عمار برای هر کدام وقت می گذاشت. برای تک به تکشان حوصله به خرج می داد.
🍃روز به روز روی #خودش کار می کرد تا روی نیرو بیشتر تاثیر بگذارد. نیرو قبول می کرد که عمار پایش می ایستد.
🍃به جای اینکه بگوید برویید، می گفت بیایید.
خیلی هوای نیرویش را داشت.مسئول گروهان بود.
برای همین اداره کردن نیرو را خوب می دانست.
او را با عنوان #فدایی_نیروها می شناختند.
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
#شهید_مدافع_حرم
🍃🌹🍃🌹
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
#السَّلامُ.عَلَيْكُمْ.یاآلَ.رَسُولِ.اللَّهِ
ازبغض بقیع آسمان شاکی شد
این بودکه آب باعث پاکی شد...
یک سوم جسم هرکسی ازخاک است
چون ثلث ائمه قبرشان خاکی شد
🏴 هشتم شوال ۱۳۴۴ق(۱۳۰۶ش)، سالروز تخریب بارگاه مطهر ائمه بقیع (علیهمالسّلام) به دست وهابیون سعودی، تسلیت باد... 🏴
•┈┈••✾❀🌷❀✾••┈┈•
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
#ارادت_با_امام_رضا (ع)
ارتباطش روز به روز با امام رضا(علیه السلام) عمیق تر می شد.☺️
یک بار از مشهد یه قاب عکس گنبد آقا رو براش خریدم و بهش دادم. زده بود به دیوار خونشون.👌
هر وقت که خونه بود و به موبایلش زنگ می زدم و می گفتم: کجایی؟
می گفت: روبروی گنبد علی بن موسی الرضا( علیه السلام). یه سلام به آقا بده.🙂
هر کس که تو عشق امام رئوف غرق شد، شهید شد.🕊
نقطه اشتراک تمامی شهدا امام رضا(علیه السلام) بود، که حاجی با اون هوش و ذکاوت و زیرکی که داشت به این درجه رسید...🌹
به_نقل_از_دوست_شهید
شهید مدافع حرم حجت الاسلام محمد پورهنگ❤️
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
#رسم_خوبان
جواد #تابستانها کار میکرد ؛ بامیه و شکلات🍬 و از این جور چیزها میفروخت و به خانواده #کمک میکرد ....همیشه هم از من میپرسید چی دوست داری تا برات بخرم⁉️... مقداری هم برای #همسایه ها و دوستان کنار میذاشت ... بانخستین حقوقی💰 که از #پالایشگاه نفت ابادان گرفت برای یکی از افراد فامیل که وضع اقتصادی خوبی نداشت😔 و کار بافتنی میکرد یکدستگاه چرخ ⚙بافتنی خرید.... یک روز گفت : نیت کردم شمارو به #مشهد ببرم و منو مادر و مادربزرگم را به مشهد برد😍
✍به روایت خواهر شهید
#شهید_محمدجواد_تندگویان🌷
#سالروز_ولادت
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
#شهید_دکتر_چمران:
ای حسین!
در ڪربلا، تو یڪایڪ شهدا را
در آغوش مےڪشیدی، مے بوسیدی،
وداع مےڪردی..
آیا ممڪن است هنگامے ڪہ
من نیز بہ خاڪ و خون خود مےغلطم،
تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا بہ تو
و بہ خدای تو سیراب ڪنی؟
قسمتی از یک دلنوشتہ شهید دکتر مصطفی چمران🌷
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
🌷#مراسم_وداع با پیکر مطهر
فرمانده دلاور زینبیون "حاجحیدر"
#پاسدار_شهید_محمد_جنتی
📆امروز (۲۲ خرداد) ، ساعت ۱۶
#معراجالشهدای_تهران
🔹 مراسم وداع :
📆چهارشنبه مورخ ۹۸/۳/۲۲
⏰بعد از نماز مغرب و عشاء
در مسجد حجت (عج)
واقع در خ پیروزی ، میدان سرآسیاب
🔹 مراسم تشییع :
📆پنج شنبه مورخ ۹۸/۳/۲۳
ساعت ۹ صبح از میدان سرآسیاب
🍃🌹🍃🌹
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
ستارگان آسمانی ولایت⭐️
🌷#مراسم_وداع با پیکر مطهر فرمانده دلاور زینبیون "حاجحیدر" #پاسدار_شهید_محمد_جنتی 📆امروز (۲۲ خرداد)
#خاطرات_شهدا 🌷
💠حیـــــدر_ڪربـــــلا ❤️
🌷تو #عصبانیت و ترافیک اتوبان نواب مانده بودم، حرارت و گرمای آن روز را فراموش نمی کنم، موبایلم #زنگ خورد و بخاطر اینکه مجبور نباشم گوشی جواب بدهم، ماشین را کشاندم کنارِ اتوبان و تلفن را برداشتم تا زنگ بزنم.
🌷 + سلام، برادر چه خبر خوبی؟
- [گریه امانش را بریده بود. هِق هق می کرد] حیدر، حیدر حاجی #شهید شد!
+کدام حیدر؟
- حاجی #یتیم شدیم، حیدر و کربلا را با هم از دست دادیم. حیدر و کربلا.
[تلفن قطع کرد. عصبی تر شدم. خدایا حیدر کیه؟ کربلا! کدام کربلا. نکنه منظورش بچه های موقعیت کربلا و حیدر. نکنه تیپ حیدر کرار و کربلا را میگه. داستان چیه. حتی اگر همه اینها باشد چه ربطی به این رفیق ما داشت. او که تو این محورها نیست.]
🌷چند دقیقه بعد گوشی ام صدا کرد. #عکس_حیدر بود. در جا رو ترمز زدم و وسط خیابان وایسادم. چند وقت قبل دیده بودم. بچه هایِ #زینبیون می گفتند: «پدر ماست».
🌷راست می گفتند. هر وقت برای خانواده شهدا و جانبازان مشکل پیدا می شد، این حیدر بود که #وسط_میدان می آمد. تو این چند ماه از حیدر خیلی چیزها شنیده بودم. از #کربلا هم همینطور. یادم نمی آید کربلا را دیده باشم یا نه. اما بچه ها می گفتند: «کربلا، خودش یک حیدر بود». فرمانده خوش فکرِ #پاکستانی که تو خیلی از نبردها علیه تکفیری ها، وسط میدان نبرد، فریاد می زد: «هل من مبارز؟»
🌷گذشت. داستان حیدرِ زینیون گذشت. چند روز بعد عکس حیدر #قاب_خیابان اطراف منزل ما شد. بچه های پیروزی و میدان شهدا و نبرد، میهمان تصویر #شهید_محمد_جنتی بودند. حیدر حالا دیگه یک اسم رمزِ جهادی نبود. سردار رشید سپاه اسلام محمد جنتی آغاز یک تولد جدید بود.
🌷یک روز یکی از بچه ها بهم پیام داد. «اشلونک شیخنا!» . پیام که باز کردم دیدم یک روحانی رزمی تبلیغی نیروهای مردمی #عراق است. فرمانده شجاعی که با #عمامه می جنگد و سلاح به دست و لباس جندی به تن! بعد کلی حال و احوال، تازه توجهم به تصویر #پروفایلش رفت. عکس #حیدر بود. نمی دونم حیدر چه رابطه ای با این رفیق ما داشت. اما انگار رازِ حیدر هنوز جا داره تا باز شود. باید زوایای زندگی حیدر رو شکافت و معرفی کرد...
#شهید_محمد_جنتی🌷
#فرمانده_زینبیون ✌️
🍃🌹🍃🌹
https://eitaa.com/setaregan_velayat313