عهدی که بستهایم🍃🌹
اهل ولا چو روی به سوی خدا کنند
اول به جان گمشدۀ خود دعا کنند
شد عالمی اسیر جمال تو، رخ نما
تا عاشقانه سیر جمال خدا کنند
روی تو را ندیده خریدار بودهاند
«تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند؟»..
آهسته چون نسیم گذر کن در این چمن
تا غنچهها به شوق تو آغوش وا کنند..
عهدی که بستهایم، فراموش کی کنیم؟
صاحبدلان به عهد امانت وفا کنند
از ما جمال خویش مپوشان که گفتهاند:
«اهل نظر معامله با آشنا کنند»..
«پروانه» سوخت ز آتش هجران ولی نگفت:
«شاهان کم التفات به حال گدا کنند»
#محمدعلی_مجاهدی ( پروانه)
#شاعران_آئینی
#استاد_محمدعلی_مجاهدی
💠 #شاعران_حوزوی
💠 @shaeranehowzavi
در آسمان شهادت🌹🍃
دوباره آمده آن شب، شب جدایی او
سرم فدایی او شد، دلم هوایی او
دوباره نیمهشب قدر و ساعت یک و بیست
سکوت ثانیه در لحظۀ رهایی او
تمام خاطره را بُرد با خودش ناگاه
چقدر گریه کنم از غم جدایی او
چه حال و روز خوشی داشت آن یگانهترین
که بود رشک ملک حال ربنایی او
چقدر مردم دنیا هوایی اویند
چقدر خاطره دارند از آشنایی او..
هنوز هم که هنوز است پی نبرده کسی
به خُلق اَحسَن و اخلاق مصطفایی او
به زهد حیدری و شور مرتضایی وی
به صبر زینبی و داغ کربلایی او..
کسی ندیدهام اینگونه بیریا هرگز
کسی سراغ ندارم به با صفایی او
هزار پنجره واکرده دست غیبی وی
هزار عقده گشوده گرهگشایی او
نشستهام به تماشای صبح لبخندش
کجاست عکس غریبی به دلربایی او
شبی به فطرت دیرین خویش برگشتم
گرفت شهر دلم حال روستایی او..
بلند مرتبه پرواز سربلندی داشت
در آسمان شهادت دل هوایی او
میان این همه سردار و آن همه سرباز
ندیدهایم کسی را به بیریایی او
نرفته است ز خاطر، نمیرود پس از این
به روی خاک وطن عشق جبههسایی او
کنار صحن غریبی هنوز میسوزد
چراغ نیمهشب خادمالرضایی او..
بیا و روضۀ قاسم بخوان در این پایان
به شرحه شرحۀ آن جسم کربلایی او
#علیرضا_قزوه
#شاعران_آئینی
💠 #شاعران_حوزوی
💠 @shaeranehowzavi
گر کفش به سر کرده ام امروز عجب نیست
نشناخته ام پیش تو از بسکه سر از پا
از سجده تسلیم رسیدیم به معراج
طی میشود این ره به جبین بیشتر از پا
پیش قدمت آهِ منِ خسته بلند است
دیگر چه غم از اینکه بیافتم اگر از پا
#عاصی_خراسانی
#شاعران_آئینی
💠 #شاعران_حوزوی
💠 @shaeranehowzavi
از غیر تو بیزارم و بیمار رخ یار
روز و شب من طی شده با یاد تو دلدار
من دل به شما بستم و این لطف تو باشد
دانم که برای تو دلم نیست سزاوار
َ
گرچه ره پیوند و وصال تو بُود سخت
با عشق چه آسان شود این مسیر دشوار
گر چهره ی زیبای تو را هرکه ببیند
داند که چرا من شدهام پیر و گرفتار
هر لحظه که بین من و تو فاصله افتاد
دنیا به مثال قفسی تنگ شد انگار
هرجمعه به دلتنگی و هجران سپری شد
یا رب چه زمانی رسد آن لحظهی دیدار؟
#سیدمحمدحسین_سیدمیرزایی
#شاعران_آئینی
💠 #شاعران_حوزوی
💠 @shaeranehowzavi
برای مادر شهید آرمان علیوردی 🌹🍃
ببخش اگر پِسرت پا نمی شود! مادر
تمام قَد! جُلو اَت تا نمی شود، مادر
به قصدِ کُشت زَدند و تَنم وَرَم کرده!!!
چُنان که تویِ لَحَد جا نمی شود! مادر
چُنان زدند که یک اُستخوان سالم در
تَنِ شهید تو پیدا نمی شود، مادر!
بگو طبیب نیاید دِگر به بالینم
بگو که مُرده مُداوا نمی شود! مادر
اگرچه دیدن داغِ جوان کمرشِکن است!
بگو به هرکه که بینا نمی شود! مادر
هزار تایِ منِ #آرمان! فدایِ علی
فقط به حرف! تَولّی نمی شود، مادر
بَدا به حالِ به ساحل نشسته ای که دِلَش
زِ ترس! راهی دریا نمی شود، مادر
فقط به بَستن عَمّامه نیست دینداری!
و دین به موعظه اِحیا نمی شود! مادر
اگر که آدمی از پیله اش رها بِشود
نه آدمی ست! که پروانه می شود، مادر
جوابِ مُنکِرِخونِ حسین(ع)، خون من است
و خونِ تازه که حاشا نمی شود! مادر
اگرچه چون شبِ کوفه! دَری در #اِکباتان
به رویِ مُسلمِ تو وا نمی شود! مادر
کسی که هیچ کسی جُز خدا ندارد که
غریب و بی کس و تنها نمی شود! مادر
تمام لشکر نامردشان به خط بِشَوَد
حریفِ یک نفر از ما نمی شود، مادر
مرا زَدند که برگردم از عقیده یِ خویش!
و (سوختن به تماشا نمی شود) مادر
که من شبیه یَهودا شَوَم مسیحم را!
که مُنکِرَش شَوَم، امّا نمی شود! مادر
هزار زخم! دهان وا کند به رویِ تَنم
دهان به سَبّ ِ علی وا نمی شود! مادر
#حسین_خزائی
#شاعران_آئینی
#شاعران_اجتماعی
💠 #شاعران_حوزوی
💠 @shaeranehowzavi
خبر آمدنت آمده، از راه بیا
سر بزن از دلِ یک جمعهی ناگاه بیا
ماه کامل نشود تا تو نیایی آقا
تا که کامل بشود نیمهی این ماه، بیا
عهد کردیم و شکستیم و گذشتی صدبار
باز هم با دل آلودهی ما راه بیا
نفسآلوده زمینگیرِ گناهیم، ولی
دیگر از دست همه خسته شدیم، آه! بیا
راهگمکردهی این جادهی پر پیچ و خمیم
ای هدایتگر هر بندهی گمراه، بیا
چاهِ غفلت شده سهم همهی ما بیتو
یوسف قافله! یک سر به لب چاه بیا
جمعهها رفت، ولی جمعهی موعود نشد
جمعهها میرود ای جمعهی دلخواه بیا
گفت شاعر "خبر آمد خبری در راه است"
خبر آمدنت آمده، از راه بیا...
#مجتبی_خرسندی
#شاعران_آئینی
💠 #شاعران_حوزوی
💠 @shaeranehowzavi
نام او آمد و قلم گل کرد
رفت تا اتفاق روز کبود
رفت تا بینهایت گریه
رفت تا پیش آنچه بود و نبود
قلمم عارفانه عاشق شد
نام او رمز و راز این قلمست
مصرعی که به کربلا افتاد
مصرعی که دو دست او قلم است
نام او اتفاق یک رود است
رود جاری لب ترک خورده
پیش چشمان تیره ی ساقی
دشتی از لاله های پژمرده
لاله هایی که ظهر روز عطش
رقص خون را به اشک میدیدند
لاله هایی که قلبشان خون بود
لاله هایی که عشق می چیدند
لاله ای بوی سیب را میداد
تاولی از عطش به لب ها داشت
نازدانه چقدر زیبا بود
روی چشمعموی خود جا داشت
صبر لبهای او ترک خورده
آنکه شش ماهه قرص کامل بود
مثل ماهی به تیره ی شب ها
او که سرباز خوب و قابل بود
مادری توی خیمه بیتاب و
منتظر مانده چشم های ترش
جان به لب بود از سکوت علی
نکند تیر آید و قمرش
صحنه ها پیش چشم او میرفت
درد در جان غیرتش تب داشت
می نشست و دوباره بر میخواست
او که نام حسین بر لب داشت
رفت و با اشک اذن میدان خواست
او که دریای ِ تا ابد جاریست
رفت و دستاش را به علقمه داد
کار عباس ها وفاداریست
چه کسی دیده ساقی تشنه
به روی دوش مشک او پاره
بی علم با دو دست افتاده
چشماو بود سوی گهواره
مردی از جنس باور و دریا
در نگاه حسین گمگشته
رفت مثل غزل ولی ای وای
مثل یک چار پاره برگشته
چه کسی دیده آنکه شمشیرش
ذوالفقاریست در ید حیدر
تیر خوردست و باز شرمندست
از غم خشکی لب اصغر ......
چه کسی دیده اینهمه مستی
چه کسی دیده این ادب هیهات
تو تمام وفا شدی عباس
عشق هم با تو میشود اثبات
خشکی آیه های لبهایت
میخراشید روح دریا را
ای فرات ای که مَهر فاطمه ای
در طوافت بگیر سقا را
رد دستانِ عاشقت آقا
مثل خورشید تا ابد باقیست
نام تو بین تشنگان جهان
حضرت عشق حضرت ساقیست
مقتدای ادب فقط عباس
دستهایش جهان باورها
رزق سال غزل فقط عباس
نام او بیت خوب دفترها
بال وپرزخمی ام عزیزحسین
بانگاهی توروبراهم کن
ترکی روی قلبم افتادست
عاشقانه کمی نگاهم کن
دستهایت تمامی دریا
ای تمامت تمام جان حسین
کربلا را برادری کردی
ماه زیبای آسمان حسین ...
#زینب_حسامی
#شاعران_آئینی
💠 #شاعران_حوزوی
💠 @shaeranehowzavi
دلدادهی رهبریم و با شور و امید
گوییم به هرکسی که پرسید و شنید:
هستیم همه فدایی خامنهای!
«تا کور شود هر آنکه نتواند دید»
#جواد_محمدی_دهنوی
#لبیک_یا_خامنهای
💠 #شاعران_حوزوی
💠 @shaeranehowzavi