eitaa logo
امام زادگان عشق
93 دنبال‌کننده
15هزار عکس
4هزار ویدیو
333 فایل
خانواده های معظم شهداء و ایثارگران محله مسجد حضرت زینب علیها سلام . ستاد یادواره امام زادگان عشق ارتباط با مدیر کانال @ya110s تاریخ تاسیس ۱۳۹۷/۱۰/۱۶
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷🇮🇷 مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷 ✒ هفتاد و چهارم فصل هفتم قسم به سمّ اسبان (۲) دم غروب بود که به مهران رسیدیم شهر خالی از سکنه بود درست مثل سرپل‌ذهاب اما سر پاتر دردشت مهران، روبه‌روی رودخانه کنجان‌چم چادر زدیم کم‌کم عده دیگری به ما پیوستند تعدادمان به ۴۵ نفر رسید علی‌آقا همان شب، بعد از نماز مغرب و عشا ما را با وضعیت کلی منطقه مهران توجیه کرد: "باید کار شناسایی را در سر تا سر جبهه مهران در قالب سه تیم ۱۵ نفره شروع کنیم عراقی ها بعد از تجربه شکست در عملیات‌های قبلی سرتاسر جبهه را به هم دوخته اند شاید فاصله‌ها و شیارهای محدودی به دلیل تنگناهای جغرافیایی همچنان خانی مانده باشد ما باید آن را به عنوان راهکار انتخاب کنیم قرارگاه از ما راهکار خوب خواسته است عراقی‌ها در محور چپ در آن سوی رودخانه کنجان‌چم مستقرند لذا ما باید در گام اول برای شناسایی محور چپ از رودخانه عبور کنیم" در پایان مسئولان اطلاعات را در قالب سه دسته معرفی کرد شب اول با توضیحات کلی علی آقا آغاز شد او در ظاهر از بسیاری از نیروهایش کم سن و سال‌تر نشان می‌داد این تا حدی برای بسیاری از نیروهای قدیمی سنگین بود آموزش‌های مرتبط با اطلاعات و مورد نیاز آغاز شد، مثل: نقشه خوانی و کار با قطب نما در شب و روز شیوه‌های استتار اختفاء نحوه عبور و برگشت از میدان مین خنثی کردن انواع مین صحبت با هم تیمی‌ها در حین شناسایی با استفاده از علائم و نشانه‌ها کاربرد صدای حیوانات علامت‌گذاری راهکار پاک کردن آثار شناسایی عکاسی و دوربین کشی نشستن در کمین و انجام ضدکمین مواقع اسیر گرفتن از دشمن در شناسایی نحوه گزارش نویسی به مافوق خوردن گیاهان در صورت نیاز و ... می‌گفت:"کلید اطلاعات عملیات، شجاعت و هوش است شجاعت بدون سرمایه ایمان هم فایده ندارد ایمان هم با معرفت به خدا و ولایت ائمه اطهار حاصل می‌شود بلدچی که اهل نماز اول وقت نیست، در شناسایی به مقصد نمی‌رسد اگر هم برسد بی‌پشتوانه جنگیده است زبان علی ساده بود و بی‌تکلف و دلنشین از دل برآمده همراه با لهجه همدانی گاه با کلمات غلط اما با شور و نشاطی که جمع را مسحور خود می‌کرد آموزش پشت آموزش، و دعا و نماز پشت سر هم بعد از مدتی ۳ تیم جدا شدند دو ماه همدیگر را ندیدیم من در تیم محور چپ به سرگروهی عیسی امینی سازماندهی شدم باید شناسایی را از پاسگاه زالوآب شروع می‌کردیم و تا منتها الیه سمت چپ یعنی پاسگاه دراجی ادامه می‌دادیم شناسایی‌ها شروع شد تیم ما خود به سه گروه پنج نفره تقسیم می‌شد شب اول از تپه‌ای که تحویل سپاه ایلام بود سرازیر شدیم و به سمت رودخانه کنجان‌چم رفتیم در رودخانه و به موازات آن یکسره کانال بود کانالی عمیق و پر از سنگر ظاهر امر نشان می‌داد، این کانال خط مقدم عراقی‌ها قبل از عقب‌نشینی مهران بوده است چیزی که آن شب توجهم را جلب کرد عروسک بچه‌ها در سنگرهای عراقی بود که نشان می‌داد بعد از غارت اموال مردم در مهران، بخشی از آنها را برای تفنن به سنگرهایشان برده بودند چنان به رگ غیرتم برخورد که خواستم از کانال بیرون بروم و به رودخانه و آن سو تر بزنم که امینی گفت: "برای امشب کافیست. برمی‌گردیم." ◀️ ادامه دارد ... 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
های امام رضایی زیارت مختصر امام رضا علیه السلام السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ وَابْنَ وَلِيِّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَابْنَ حُجَّتِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمامَ الْهُدىٰ وَالْعُرْوَةَ الْوُثْقىٰ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ، أَشْهَدُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَىٰ مَا مَضىٰ عَلَيْهِ آباؤُكَ الطَّاهِرُونَ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْهِمْ، لَمْ تُؤْثِرْ عَمىً عَلَىٰ هُدىً، وَلَمْ تَمِلْ مِنْ حَقٍّ إِلىٰ باطِلٍ، وَأَنَّكَ نَصَحْتَ لِلّٰهِ وَ لِرَسُولِهِ، وَأَدَّيْتَ الْأَمانَةَ، فَجَزاكَ اللّٰهُ عَنِ الْإِسْلامِ وَأَهْلِهِ خَيْرَ الْجَزَاءِ، أَتَيْتُكَ بِأَبِي وَأُمِّي زَائِراً عَارِفاً بِحَقِّكَ، مُوالِياً لِأَوْلِيائِكَ، مُعادِياً لِأَعْدائِكَ، فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ.السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ، أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمامُ الْهادِي وَالْوَلِيُّ الْمُرْشِدُ، أَبْرَأُ إِلَى اللّٰهِ مِنْ أَعْدائِكَ، وَأَتَقَرَّبُ إِلَى اللّٰهِ بِوِلايَتِكَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ.
بسم الله الرحمن الرحيم 🌹 آیه 122 سوره نساء 🌸 وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاَتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَناَّتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً وَعْدَ اللَّهِ حَقّاً وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِیلا 🍀 ترجمه: و كسانى كه ایمان آوردند و كارهاى شایسته انجام داده اند، به زودى آنان را در باغ هایى كه از زیر (درختان) آن‏ ها نهرها جاری است وارد مى ‏كنیم. همیشه در آن جاودانند. وعده ‏ى خداوند حقّ است و چه كسى در سخن از خداوند، راستگوتر است؟ 🌷 : ایمان آوردند 🌷 : کارهای شایسته 🌷 : باغ ها 🌷 : جاری می شود 🌷 : زیر 🌷 : نهرها 🌷 : جاويدان 🌷 : راستگوتر 🌷 : سخن گفتن 🌸 این آیه همانند سایر آیات سوره نساء در مدینه نازل شده است. کسانی که به ایمان دارند می دانند که خداوند پاداش را ضایع نمی کند و می دانند که خداوند چندین برابر کار نیک پاداش می دهد. در آیات گذشته سرنوشت پیروان شیطان را بیان کرده و در این آیه سرنوشت افراد با ایمان را بیان می کند و مى ‌فرمايد: «وَ الَّذِينَ ءامَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ: و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام داده اند، به زودی آنان را در باغ هایی که از (درختان) آنها نهرها جاری است وارد می کنیم.» ایمان و عمل صالح با هم است و از هم جدا نیست. 🌸 اين همانند نعمت هاى اين دنيا زود گذر و ناپايدار نيست و مؤمنان براى هميشه در آن خواهند ماند که می فرماید: «خالِدِينَ فِيها أَبَداً: همیشه در آن جاودانند.» اين وعده همانند وعده‌هاى دروغين شيطان نيست، بلكه وعده‌ اى حقيقى و از طرف است که می فرماید: «وَعْدَ اللّهِ حَقًّا وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً: وعده ی خداوند حق است و چه کسی در سخن از خداوند، راستگوتر است؟» 🔹 پيام های آیه122سوره نساء 🔹 ✅ از عمل صالح جدا نیست. ✅ اگر همه ‏ى ، صالح بود، كارساز خواهد گشت. ✅ وعده ‏ى الهى از ذات مقدّس توانا و بى‏ نیاز اوست. ولى وعده‏ هاى دیگران یا از روى جهل ونیاز است، یا برخاسته از عجز و ناتوانى. ✅ لذّت‏هاى ، نگرانى از دست دادن دارد، امّا نعمت ‏هاى بهشت، جاودانه است. ✅ با مقایسه‏ ى وعده ‏هاى دروغ شیطان و وعده‏ هاى راست خدا، به وعده‏‌ى الهى دل ببندیم.
هر کسی را سر چیزی و تمنای کسی است ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر سلام ✋ ‍🌹دایی 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
مقام محمود 22.mp3
11.57M
۲۲ ※ و أسئلهُ أن یُبَلّغنی المقامَ المَحمود لکم عندالله. | ✘ بعضی از انسانها حتی شیعیان به دلیل داشتن بعضی موانع در نفس خویش، هرگز نمی توانند به مقام شفاعت نزدیک شوند. ✘ موانع رسیدن به مقام شفع ؟ استادشجاعی 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🇮🇷🇮🇷 مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷 ✒قسمت هفتاد و پنجم فصل هفتم قسم به سمّ اسبان (۳) شب دوم، غروب راه افتادیم از سمت دیگر از زیر پل گذشتیم یک گونه سنگری خالی ولی تازه دیدم غیر عادی بود به طرفش رفتم آرام گونی را برداشتم زیرش یک مین گوجه‌ای بود شانس آورده بودیم که وقت عبور از زیر پل دست یا پای خود را روی آن نگذاشته بودیم راه را ادامه دادیم تا سینه کش یک تپه ماهور لب رودخانه محمود، سمت چپ با سینه، کجکی دراز کشیده بود تمام سینه‌اش به خاک نچسبیده بود زیر نور مهتاب، رنگ کرم مین به چشمم آمد گفتم زیرسینه‌ات مین است آرام از زمین جدا شد این دو تله هشداری بود که دور و بر ما زیاد مین‌کاری شده باید با دقت پا روی خاک می‌گذاشتیم و جلوتر می‌رفتیم این مسیر هم جواب نداد دوباره برگشتیم چندشب بعد، دوباره پنج نفره راه افتادیم جلوتر رفتیم تا به لب رودخانه رسیدیم آن طرف‌تر سنگر عراقی‌ها پیدا بود ولی نگهبان کنار سنگرها نبود علی آقا رو کرد به نادر فتحی: "نادر! آن سنگر دوشکا را می‌بینی؟" - "آری می‌بینم!؟" - "رودخانه را رد شو. برو دستت را به گونی سنگر دوشکا بزن و برگرد" مات و مبهوت و متحیر مانده‌بودیم!!! بیشتر از ما اسلامیان که انگار قبلاً در چند مورد، در مورد چند و چون کار شناسایی با علی آقا۷ بحث کرده بود من و جمشید اصلیان "و جعلنا" می‌خواندیم علی آقا بیخیال نگاه می‌کرد اسلامیان کمی نگران نادر هم بی هیچ سوال و حرف، آرام داخل آب رفت عرض رودخانه حدود ۳۰ متر بود عمق آن تا کمر و گاه تا سینه‌ی نادر دست‌ها و سر او از آب بیرون ماند زیر نور مهتاب آهسته آهسته از آب عبور کرد همین که به لب سنگر دوشکا رسید سر و کله یک عراقی پیدا شد که کنار سنگر ایستاد نادر پشت سنگر قایم شد عراقی سرپا ادرار کرد و رفت نادر سری به سمت ما چرخاند دستش را به گونه سنگر زد تا علی آقا ببیند و برگشت آن شب علی آقا به ما گفت: "باید به این شیوه از آب رد بشوید و از میان سنگر ها و فاصله بین سنگر ها عبور کنید و بروید به خط دوم دشمن" عبور از آب به این شکل، باورکردنی نبود اما نادر یخ تردید را در وجودمان شکست جان گرفتیم و از فردایش هر شب از رودخانه رد می‌شدیم از کنار سنگرهای جلوی عراقی تا پاسگاه زالوآب که ۲۰۰ متر عقب تر از رودخانه بود، می‌رفتیم هفته دوم، وقتی گزارش شناسایی‌ها را به علی آقا دادیم، گفت: "این که چیزی نیست! تیم مجاور شما تا جاده زرباطیه رفته است. شما هم باید تا خط سوم دشمن را شناسایی کنید."... ◀️ ادامه دارد ... 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷