بسم الله الرحمن الرحيم
#تفسیر_یک_دقیقه_ای_قرآن_جلسه_106
🌷 #آیه_90_سوره_بقره
🌸بئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ يَكْفُرُواْ بِمَآ أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْيَاً أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَى مَنْ يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَآءُو بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكاَفِرينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ
🍀 ترجمه:چه بد است آنچه كه خویشتن را به آن بفروختند،كه از روى حسد،به آنچه كه خدا فرستاده بود كافر شدند (و گفتند:) كه چرا خداوند از فضل خویش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد، (آیاتش را) نازل مى كند.
پس به قهر پى درپى الهى گرفتار شدند وبراى كافران،مجازاتى خوار كننده است.
🌸 #بنی_اسرائیل قیمت و ارزش گوهر وجود خود را نمی دانستند خیلی از ما انسان ها هم گوهر وجود خودمان را نمی دانیم.در این آیه، علّت كفر یهودیان به پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله بیان شده است.آنها #حسادت مى ورزیدند كه چرا بر یكى از افراد بنى اسرائیل، وحى نازل نشده است. و این حسادت و كفرورزى، بهاى بدى بود كه خود را بدان فروختند.
🔹 پيام های آیه 90 سوره بقره 🔹
✅ #حسد مایه كفر است. بنى اسرائیل آرزو داشتند پیامبر موعود از نژاد آنان باشد و چون به آرزوى خود نرسیدند، حسادت ورزیده وكافر شدند.
✅ #پیامبرى، فضل الهى است.
✅ نارضایتى #انسان، تأثیرى در الطاف حكیمانه خداوند ندارد. خدا بهتر مى داند كه رسالت خود را به عهده چه كسى بگذارد.
✅ بدترین معاملات آن است كه انسان هستى خود را بدهد و غضب الهى را بخرد.
مائیم که در دام غم ها مانده ایم
عاشقان رفتند و ما جامانده ایم
با شما گوییم با حسرت این سخن
از تبار لاله ها جامانده ایم. .....
سلام✋
#نگاه_شهدا_بدرقه_راهتان🌸
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#اسمتومصطفاست
#قسمت_چهل_و_شش
پول نقد ما صد هزار تومان بود،درحالی که در شهریار ساده ترین مبل دویست هزار تومان بود.با بابام رفتیم یافت آباد.آنجا هم سرویس مبل ها بالای دویست سیصد هزار تومان قیمت داشت. هال ما دو تا فرش دوازده متری میخورد و ما یک شش متری داشتیم و یک دوازده متری .اگر مبل نمیخریدیم باید پول پشتی و فرش میدادیم که گران تر میشد.رفتیم کوچه پس کوچه های یافت آباد و یک دست مبل کرم چوبی پیدا کردیم که از آن ساده تر و ارزان تر پیدا نمیشد.فروشنده گفت:((با تخفیف ۱۲۰ هزار تومن.))
گفتی:((حاجی دانشجویی حساب کن! صدتومن بده خیرش رو ببر!))
روابط عمومی ات عالی بود و طوری حرف میزدی که به دل می نشست.فروشنده تخفیف داد:((چون عروس و دومادین قبول!))
وقت خرید بقیه لوازم هم سعی میکردیم درشت هارا بگیریم و ریز ها را حذف کنیم.
کت و شلواری که برای شب عروسی انتخاب کرده بودی،نوک مدادی بود و راه راه .به تنت لق میزد.به سجاد گفتم:((بگو بره عوض کنه.حداقل چهارخونه برداره تا کمی درشت تر به نظر بیاد.))پیراهنت را هم یقه آخوندی سفید برداشته بودی.
اوایل مرداد بود و کارها داشت ردیف میشد که شبی رنگ پریده آمدی:((خبر داری؟دایی حمید فوت کرد!))
_وای! اون که طوریش نبود.لا اله الاالله!
مامان که شنید گفت:((برای عروسی تا بعد از چهلم صبر میکنیم.))
گفتم:((پس تاریخ عروسی را بگذاریم ۱۹ شهریور روز تولدت.چند روز هم مانده به ماه رمضان.))
⬅️#ادامه_دارد....
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#شهادت را همه دوست دارند
اما زحمت کشیدن برای #شهادت را چه؟
#شهید شدن
یک اتفاق نیست.
گلی است که برای شکوفا شدن
باید خون دل بخوری...
به بی دردها
به بی غصه ها
به عافیت طلب ها
#شهادت نمیدهند.
به آنکه یک شب بی خوابی برای اسلام نکشیده.
یک روز وقتش را برای تبلیغ دین نگذاشته،
به آنهایی که به اصول و تحکیم خانواده ی مذهبی اهمیت ندادند
و اسیر هوای نفسانی شدند
بله به اینها شهادت طلب نمیگویند.
و این را بدان اگر دغدغه ی هیأت داری
دغدغه ی بسیج داری
دغدغه ی کار جهادی داری
دغدغه ی دست این و آن را گذاشتن توی دست #شهدا داری
دغدغه ی ترک گناه داری
دغدغه ی آدم شدن داری
دغدغه ی #شهادت داری
بدان که همه ی اینها به حرف نیست
بلکه به رفتار و عملت است
و در اینجاست که #شهادت قلبت را بو میکند و اگر دید بوی دنیا میدهد
رهایت می کند...
و اگر عاشق #شهادتی
اول باید سرباز خوبی برای امام زمانت باشی و خوب مبارزه کنی
خصوصا مبارزه با نفست
و در این راه مجروح میشوی
اما دوباره ادامه می دهی...
و اخلاص و پیوندت با امام عصر روز به روز بیشتر از قبل می شود
درست مثل یاران عاشورایی حسین بن علی (ع) #شهادت را به تماشاچی ها نمی دهند
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#فرازی_از_وصیت_نامه
#دانش_آموز_شهید
#شهید_صفدر_تقوی_خصال
شهید صفدر تقوی خصال فرزند میرلطیف در هشتم مرداد ماه سال ۱۳۴۸ در بهبان متولد شد و در هشتم اسفند ماه سال ۱۳۶۲ یعنی در سن ۱۸ سالگی و در جزیره مجنون به شهادت رسید.
✍#بخشی از وصیتنامه:
بار پروردگارا گر چه من لیاقت شهادت را ندارم ولی تو رحمان هستی و نا امید از لطف تو نیستم. زیرا خودت فرمودی «من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته ...» که هر کس به من عشق ورزد عاشقش میشوم و آن وقت معشوقم را میکشم و خونبهایش خودم هستم. ای خدای مهربان این جان ناقابل را قبول فرما و مرا با شهدای کربلا محشور فرما.
#روحش شاد
#یادش گرامی با ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
درون کیف مدرسهاش، دو دفترچه کوچک داشت؛ یکی از آنها را با کاغذ سفید جلد گرفته بود و دیگری را با کاغذ سیاه؛ بعضی وقتها چه در خانه و چه در مدرسه، یکی از آنها را از کیفش بیرون میآورد و چیزهایی داخل آن مینوشت؛ این کار همیشگی او توجه دوستان و همکلاسیهایش را به خود جلب کرده بود.
یک روز یکی از همکلاسیهایش در مورد دفترچهها از او سوال کرد؛ حیدر جواب داد: اینها دفتر روزانه من هستند؛ کارهای خوبی را که انجام میدهم در دفتر جلد سفید و کارهای بدی را که ناخواسته از من سر میزند، در دفتر جلد سیاه مینویسم».
دوستش از شنیدن حرفهای او تعجب کرد و گفت: «اجازه میدهی نگاهی به نوشتههای داخل آنها بیندازم؟» حیدر کمی فکر کرد و بعد اجازه داد.
صفحات داخل دفتر سفید بسیار کم بود و نوشته داخل آن دیده نمی شد اما صفحات دفتری که جلدش سیاه بود، کامل و تا نیمه پر از نوشته بود؛ همکلاسیاش باز هم بیشتر از قبل تعجب کرد. این بار حیدر زودتر از آنکه او سوالش را بپرسد، گفت: «کارهای خوبی را که انجام میدهم بعد از نوشتن پاره میکنم تا غرور مرا نگیرد و همیشه فکر کنم هنوز کار خوبی انجام ندادهام اما کارهای بدم را نگه میدارم تا یادم بماند چقدر بدی کردهام».
#شهدای_دانش_آموز
#یاد_شهدا_ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷