#در_محضر_شهداء
✅ دعای مستجاب #شهید_مهدی🍂
♦️♢ چهارشنبه بود و وقت اذان صبح برای #نماز بيدار شدم.
وضو گرفتم و با #سجاده_شهید_مهدی نماز خواندم .
🔸به یاد سال گذشته افتادم که به مهدی زنگ زده بودم و گفتم مهدی جان سر نماز برای من دعای ویژه بکن.🙏
و #شهید_مهدی با خنده گفته بود، اگر دعایم میگرفت برای خودم دعا می کردم .
🔸به ياد اين موضوع که افتادم گریه امانم نداد.
به #مهدي گفتم؛ بي معرفت ديدي دعایت گرفت و به آرزویت رسيدي️
🔸حالا نوبت من است كه برايم دعا كني.
همان روز هنوز اذان ظهر را نگفته بودند ، توی خیابان بودم که تلفن زنگ زد و مشكلي كه داشتم حل شد .
🔸از اینکه شهید مهدی برایم دعا کرده بود تا مشکلم حل شود، زدم زیر گریه و گفتم #آقا_مهدی معرفت تو قبلا به ما ثابت شده بود.
#خاطره
#شهید_مدافع_حرم_مهدی_طهماسبی
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
احسان به والدین عاقبت بخیری می آورد
🎙حاج آقا قرهی :
در زمان طاغوت، یک کسی در صابونپزخانه بود که خیلی لات بود، اسمی بر او گذاشته بودند که آن را نمیگویم، یکی از اولیاء خدا فرمود: این عاقبت به خیر میشود. گفتند: او خیلی شرّ است. گفت: من چیزی از او دیدم. گفتند: چه چیزی؟ گفت: من دیدم مادرش در کوچه، در گوش او زد، امّا او با این که جوان رشیدی بود، سرش را پایین انداخت، بعد مادرش از بس از دستش عصبانی بود، یک لنگه کفشش افتاده بود و همینطور داشت پابرهنه میرفت، او فهمید، کفش مادر را بوسید و برد به مادرش داد. به همین خاطر میگویم که او عاقبت به خیر میشود. انقلاب شد، جنگ شد و همین فرد شهید شد! حبّ، آدمها را عوض میکند و اثر میگذارد.
یا فاطمه، مادرگیتی، ما حبّ به شما داریم. دستمان را بگیر تا عاقبتمان به خیر شود ان شاء الله
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#اسم_تو_مصطفاست |
#قسمت: ۱۲۳
نگاهی به اطرافم میکنم. چه آرامشی دارد اینجا! کنار مزار رفقای شهیدت. درست است که برای ما گمنام اند، اما آنجا حتما باهم دوستید و قهقهه مستانه میزنید.
- پانزده مرداد توی بهشت زهرا سالگرد بچه های گردان عماره. یعنی فردا! - میخوای بری؟ . حتما صبحونه هم میدن. - مصطفی، بگو صبحونه را ما میدیم! - واقعا میتونی؟ - آره، برو عدس بگیر بیار خیس کنم تا فردا میپزم و میبریم! | صبح بود که گفتم، اما عدس را ساعت یک بعدازظهر که از مسجد آمدی گرفتی. . میخواستی از جایی بگیری که عدسش خوب باشه! |
- از آقارحمان گرفتم. با این بدبختی مغازه ش را راه انداخته به امید من و تو. از تهرون که نمیان ازش بخرن. من و تو باید بخریم! . چون به امید من و تو کسب وکار می کنه باید عدس ناپز بخریم؟ . بذار دو ساعت بیشتر بجوشه! | در همین حال تلفن زنگ زد، دوستم بود: «میای بریم استخر؟» رو به تو کردم: «محمدعلی را نگه میداری برم استخر؟» . بله، مخصوصا که کم ورزش می کنی و استخون درد داری! - پس نگهش میداری؟
- برو استخر، ولی محمدعلی را بذار پیش مامانت! - پس پنج کیلو عدس دستت رو میبوسه، پاکش کن! - باشه! از استخر که آمدم نصفی از عدسها را پاک کرده بودی و نصف دیگر آنجا بود. - پس چرا پاک نکردی آقامصطفی؟ . خسته شدم! - باید خیس بشه، نمیپزه ها! - ان شاء الله که میپزها شب که از مسجد آمدی گفتم: قابلمه بزرگه رو از بالای قفسه
آشپزخانه بیار پایین!» . هنوز زوده، بذار کمی استراحت کنم! محمدعلی را گذاشتم بغلت. صندلی زیر پایم گذاشتم و قابلمه را به سختی آوردم پایین. عدسها را ریختم و تا صبح مدام سر زدم، ناپز بود و نمیپخت.
کلافه شده بودم، بیدارت کردم. - آقامصطفی دیرپزه و لعاب نمیده! - اشکالی نداره. خورده میشه! | صبح بلند شدی و لباس پوشیدی.
. کجا؟
. گمان نمیکنم کسی خانمش را بیاره، خودم میرم!
. منم میام، اجازه نمیدم تنها بری.
جاهای خوب باید زنت رو هم ببری! - پس آماده شو! | فاطمه خواب آلود را به هر زبانی بود بلند کردم و لباس پوشاندم. محمدعلی را هم آماده کردم. قابلمه عدسی و وسایل لازم را بردی و در صندوق عقب ماشین گذاشتی. با بچه ها نشستیم داخل ماشین و راه افتادیم. شب قبل به مامانم اینها هم گفته بودم و قرار بود آنها هم بیایند. ساعت شش صبح بود که رسیدیم. بچه های گردان عمار آمده بودند. قابلمه را گذاشتی وسط و برایشان
کشیدی. داخل ماشین نشسته بودم. با یک تکه نان و دو تا کاسه آمدی. دوستانت از تو فیلم می گرفتند. دلم لرزيد. - این چه کاریه که میکنن؟ - اشکالی نداره، بذار دلخوش باشن! . دلم میلرزه. دوست ندارم این جور کارا رو، انگار باور کردن که میخوای شهید بشی! - بی خیال سمیه دیگر سمت من نمی آمدی و می رفتی لابه لای مزارها، گاه میآمدی محمدعلی را می بردی، دور میزدی و می آمدی تحویلم میدادی و باز....
پدر و مادرم آمدند. پدرم پیش شماها آمد و مامان کنار من داخل ماشین نشست. وقت برگشتن، از دوستانت خداحافظی کردی. میدیدم که بعضی باز فیلم می گیرند، اما دوربین را طرف ما نمی گرفتند. پدر و مادرم رفتند و ما هم حرکت کردیم. سر راه گفتی: «باید برم اسلامشهر. یکی از دوستام شهید شده. باید توی مراسمش شرکت کنم!» | . کی هست؟ - از شهدای مدافع حرم داخل ماشین گرم بود، به حدی که فاطمه و محمدعلی هم که خواب
بودند، از شدت گرما بیدار شده بودند. یک ساعت طول کشید تا آمدی. چند نفر آمده بودند بدرقه ات و سه تا ظرف غذا هم دستت بود. راه که افتادی پرسیدم: «چقدر طول دادی آقامصطفی، پختیم از گرما!» - رفته بودم سخنرانی. از بچه های فاطمیون بود. این غذاها هم مال شهیده و تبرکه. یه روز توی همون قرارگاهی که بودیم اومد و گفت بیا باهات کار دارم. خیلی خسته بودم، گفتم تو برو من میام. با خودم گفتم اینم مثه بقیه رزمندهها میخواد درددل کنه، منم که امروز حوصله
ندارم. دوباره اومد و به زور دستم رو کشید و برد داخل اتاق. یه قابلمه کوچک روی گاز سه شعله بود. گفت: تا نخوردی از اینجا بلند نمیشی!» دیدم کله پاچه س. بغض کردی و نگاهت را انداختی به
افق.
. حالا او اون بالابالاهاست! وقت تنگه، دیگه باید از پنج شهید گمنام خداحافظی کنم و برگردم خانه.
⬅️#ادامه_دارد....
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
✨🍃🌸🍃🌹🍃🌸🍃✨
هرکس چهل صبا دعای عهدرابخواند ازیاران امام زمان «عج» خواهدشد ان شاالله
به نیابت از شهداء. امام شهداء و اموات با هم میخوانیم
#دعای_عهد
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْکُرْسِىِّ الرَّفیعِ، وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْإِنْجیلِ وَالزَّبُورِ، وَ رَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ، وَالْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُکَ بوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الْمُنیرِ، وَ مُلْکِکَ الْقَدیمِ، یا حَىُّ یا قَیُّومُ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذى یَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ، یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ، یا مُحْیِىَ الْمَوْتى، وَ مُمیتَ الْأَحْیاءِ، یا حَىُّ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ. اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقائِمَ بِأَمْرِکَ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ الطّاهِرینَ، عَنْ جَمیعِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ فى مَشارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغارِبِها، سَهْلِها وَ جَبَلِها، وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، وَ عَنّى وَ عَنْ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَ مِدادَ کَلِماتِهِ، وَ ما أَحْصاهُ عِلْمُهُ، وَ أَحاطَ بِهِ کِتابُهُ. أَللّهُمِّ إِنّى أُجَدِّدُ لَهُ فى صَبیحَةِ یَوْمى هذا، وَ ما عِشْتُ مِنْ أَیّامى عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فى عُنُقى، لا أَحُولُ عَنْها، وَ لا أَزُولُ أَبَداً. اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ أَنْصارِهِ وَ أَعَوانِهِ، وَالذّابّینَ عَنْهُ، وَالْمُسارِعینَ إِلَیْهِ فى قَضاءِ حَوائِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلینَ لِأَوامِرِهِ، وَالْمُحامینَ عَنْهُ، وَالسّابِقینَ إِلى إِرادَتِهِ، وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ. اَللّهُمَّ إِنْ حالَ بَیْنى وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً، فَأَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً کَفَنى، شاهِراً سَیْفى، مُجَرِّداً قَناتى، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعى فِى الْحاضِرِ وَالْبادى. اَللّهُمَّ أَرِنِى الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ وَالْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ، وَاکْحَُلْ ناظِرى بِنَظْرَةٍ مِنّى إِلَیْهِ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُکْ بى مَحَجَّتَهُ، وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ، وَاشْدُدْ أَزْرَهُ، وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ ، وَ أَحْىِ بِهِ عِبادَکَ، فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ: ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِى النّاسِ، فَأَظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِیَّکَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِکَ حَتّى لا یَظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ، وَ یُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ، وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِکَ وَ ناصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْرَکَ، وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْکامِ کِتابِکَ، وَ مُشَیِّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دینِکَ، وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدینَ، اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ، وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ ، اللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریباً، بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
پس دست خودرابرران پای راست میزنی و3بارمیگویی⬇️⬇️
اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ
اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ
اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
هدایت شده از
امام زادگان عشق
روزِمان را با سَلام بَر چهارده مَعْصوم آغاز میکنیم
🌱اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اَللّه صل الله
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَاَلْمؤمِنین
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ اَلزَهْراءُ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بنَ عَلیٍ نِ اَلمُجْتَبی
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُسَینَ بنَ عَلیٍ سَیدَ اَلشُهَداءِ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلیَّ بنَاَلحُسَیْنِ زینَ اَلعابِدینَ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بنَ عَلیٍ نِ اَلباقِرُ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَعْفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ نِ اَلصادِقُ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُوسَی بنَ جَعْفَرٍ نِ اَلکاظِمُ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاعَلیَّ بنَمُوسَیاَلرِضَا اَلمُرتَضی
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدٍ بنَ عَلیٍ نِ اَلجَوادُ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلیَّ بنَ مُحَمَّد نِ اَلهادی
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بنَ عَلیٍ نِ اَلعَسْکَری
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَةَ اللَّه، یا صاحِبَ اَلزَمان
وَ رَحْمَةَ اَللّهِ وَ بَرَکاتِهِ
#اللّهُمَّ_عَجِّلْ_لَوِلیِڪَ_اَلْفَرَجْ
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰🌷
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
بسم الله الرحمن الرحیم
#تفسیر_یک_دقیقه_ای_قرآن_جلسه_88
🌹 #آیه_74_سوره_بقره
🔹 ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِىَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهاَرُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَآءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ(۷۴) 🔹
🌷 ترجمه:سپس دل هاى شما بعد از آن سخت شد، همانند سنگ یا سخت تر! زیرا كه ازسنگ ها، نهرها شكافته مى شود و بعضی از آنها، شكاف برمى دارد و از آن آب خارج می شود و بعضى از سنگ ها از خوف خدا (از فراز كوه) به زیر مى افتد.و خداوند از آنچه انجام می دهید غافل نیست.
🌸 در #آیات قبل،از الطاف و نعمت هایی که خداوند به بنی اسرائیل عطا کرد در #قرآن بیان شده، از قبیل: رهایى از شرّ فرعون، شكافته شدن دریا، قبول توبه آنان از گوساله پرستى، نزول بهترین غذاها، سایه بان قرار دادن ابرها و رهبرى معصوم را یادآور شد و در نهایت ماجراى قتل فردی از بنی اسرائیل وچگونگى كشف قاتل با یک روش اعجازآمیز را بیان کرد.
🌸 خداوند در این آیه به بنی اسرائیل مى فرماید: به جهت بى توجّهی شما به این همه نشانه و آیه كه از روى لجاجت بود،دل هاى شما را قساوت فراگرفت و #سنگدل شدید و اى بسا كه دل هایتان از سنگ نیز سخت تر شد.«ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجارة أو أشد قسوة:سپس دل های شما بعد از آن سخت شد،همانند سنگ یا سخت تر»
🔸 قست:یعنی سخت شدن
🔸 قسوة:یعنی سنگدل
🔸 أشد قسوة:شدیدتر از سنگ
🔸 الحجارة:سنگ
🔸 کالحجارة:همانند سنگ
🌸 #خداوند در این آیه از تشبیه سنگ استفاده کرده است:
سنگ ها، مراحل مختلفى دارند:
الف:خرد مى شوند،از آنها نهرها جارى شده وانسان ها را سیراب مى كنند.«و إن من الحجارة یتفجّر منه الانهار:زیرا که از سنگ ها،نهرها شکافته می شود» ب:انفجار ندارند، ولى حدّاقل خود و اطراف خود را تر مى كنند.«و إن منها لما یشقق فیخرج منه المآء:و بعضی از آنها شکاف بر می دارد و از آن آب خارج می شود» ج:از خشیت الهى،فرود می آیند«و إن منها لما یهبط من خشیة اللَّه:و بعضی از آنها از خوف خدا به زیر می افتند.»«و ما الله بغافل عما تعملون:و خداوند از آنچه انجام می دهید غافل نیست»
🔹 پيام های آیه۷۴سوره بقره 🔹
✅ قساوت و سنگدلى، بدترین نوع بیماری روحى است كه به جهت لجاجت هاى پى درپى، براى انسان پیدا مى شود.
✅ مشاهده ى آیات و الطاف الهى، در افراد لجوج به جاى تقویت ایمان، موجب قساوت قلب مى گردد.
✅ با ساده ترین تشبیه، عمیق ترین معارف را مى توان بیان كرد. «كالحجارة»
✅ دلهاى بعضى از سنگ سخت تر است.
✅ داروى قساوت، توجّه به علم خداوند است.
✅ سنگدلى، در رفتار ما مؤثّر است. «قست قلوبكم ... عمّا تعملون»
✅ #خداوند به همه ى كارهاى ما آگاه است. «وما اللَّه بغافل عمّا تعلمون»
#تفسیر_یک_دقیقه_ای_قرآن
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺