eitaa logo
شعر شیعه
7.6هزار دنبال‌کننده
592 عکس
209 ویدیو
21 فایل
کانال تخصصی شعر آئینی تلگرام https://t.me/+WSa2XvuCaD5CQTQN ایتا https://eitaa.com/joinchat/199622657C5f32f5bfcc جهت ارسال اشعار و نظرات: @shia_poem_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
بر نفس خود دچارم، یابن الحسن اغثنی عبدی خرابکارم، یابن الحسن اغثنی در غفلت از قیامت، با شعله‌ی جهالت آتش گرفته بارم، یابن الحسن اغثنی تاریک و روسیاهم، افتاده قعر چاهم ای شمس روزگارم، یابن الحسن اغثنی از شرم ناگزیرم، از شرم سر به زیرم از شرم بی‌قرارم، یابن الحسن اغثنی جز رحمت نگاهت، جز گرمی پناهت آرامشی ندارم، یابن الحسن اغثنی ای ذوالکرم می‌آیی؟ بالاسرم می‌آیی هنگام احتضارم؟ یابن الحسن اغثنی هستم فقیر خوانت، بر لطف بی‌کرانت خیلی امیدوارم، یابن الحسن اغثنی مانند والدینم، گریه‌کنِ حسینم این است اعتبارم، یابن الحسن اغثنی عقده گشاییم کن، کرب و بلاییم کن دلتنگ آن دیارم، یابن الحسن اغثنی @shia_poem
ای عشق بی تکرار؛ ای جانم رقیه(س) آیینهٔ ایثار؛ ای جانم رقیه(س) لبخندِ تو آرامش ِ قلبِ سکینه ست(س) چشمت خُم ِ سرشار؛ ای جانم رقیه(س) هستند خیلِ دختران دائم به دُورت همواره خدمتکار؛ ای جانم رقیه(س) خورشیدی و گهواره ات دریایی از نور زیبایی ات بسیار؛ ای جانم رقیه(س) فوراَ به دنبالِ عمو عباس(ع) گشتی هر چه شدی بیدار؛ ای جانم رقیه(س) از کودکی تیغِ کلامت داشت تأثیر لحنِ تو حیدروار؛ ای جانم رقیه(س) محبوبهٔ محجوبه ای! با عمه زینب(س) همتا شدی انگار؛ ای جانم رقیه(س) بی واسطه یک لحظه با قدری نگاهت درمان شود بیمار؛ ای جانم رقیه(س) میگویم این را با شهیدانت به محشر در اولین دیدار: "ای جانم رقیه(س)" رزق شهادت خواستم در روضه هایت هر بار با اصرار؛ ای جانم رقیه(س) در سوریه؛ یکروز جانم را بگیر و غم از دلم بردار؛ ای جانم رقیه(س)! @shia_poem
تا به کِی باید که در یادِ تو گریان سوختن تا کجا از دوری‌ات ای سبز دامان سوختن گرمیِ این روضه‌ها از ناله‌ی عشاقِ توست آه می‌چسبد برایت در زمستان سوختن عاشقی کو تا بیاموزیم از او عشق چیست روزها در شهر و شب بِینِ بیابان سوختن از جگر آهی کشیدی آسمان آتش گرفت سالها کارَت شد از داغِ عزیزان سوختن گریه کردی آنقدر ، چشمان تو مجروح شد شمع را هرگز ندیدم زیرِ باران سوختن گفت باید که تو را در قلب خود پیدا کنیم کارِ ما شد بعد از آن سر در گریبان سوختن یوسفش نزدیک بود اما نمی‌دیدش چرا بختِ یعقوب است پیشِ چاهِ کنعان سوختن چشمهایش رفت وقتی ، بوی پیراهن شنید راه را وا می‌کند آخر ، زِ هجران سوختن آنقدر باید بگریم تا بیابم بوی تو قسمتم کِی می‌شود مثلِ نیستان سوختن ما پریشان روضه می‌خوانیم آقاجان بیا سهمِ ما شد داد و سهمِ تو پریشان سوختن کاش دستی روی دیوار مدینه می‌نوشت می‌شود نُه سال با ذکرِ علی‌جان سوختن می‌شود با پهلویِ زخمی تبسم کرد باز می‌توان با سینه‌ی مجروح پنهان سوختن کاش می‌شد مادری دیگر نبیند مثل این پشت در اُفتادن و در پیش طفلان سوختن سخت‌تر از آتشِ در از هجوم شهر چیست گفت از لبخند چندین نامسلمان سوختن... @shia_poem
شهید والامقام چه خواهد کرد بعد از این زمین و آسمان بی تو سراسر زخمۀ مرگ است آهنگ زمان بی تو من و بی‌اختیار این اشک جاری در هوای تو من و این کودک هر لحظه در هر سو دوان بی تو بیا تکبیرگویان بند از دست زبان وا کن که از این بغض حزن‌آلود بند آمد زبان بی تو ز جا برخیز راهی نیست، هم رسم وفا این نیست که ما باشیم سوی مسجدالاقصی روان بی تو نشان دادی که هر نصری من الله است نصرالله چگونه جان نصراللهِ حق یابد نشان بی تو.. به سرمنزل رسیدن بی امیر کاروان سخت است ولی هیهات از رفتن بماند کاروان بی تو به ساحل می‌برد ما را نسیم لطفت ای دریا نخواهد ماند این کشتی بدون بادبان بی تو غروب ضاحیه، گلدسته‌ها، فریاد حزن‌آلود چه آشوبی‌ست اینجا لحظۀ سرخ اذان بی تو ابومهدی، هنیّه، حاج قاسم، مغنیه، چمران نمی‌شد جمع آن‌ها جمع سید! بی‌گمان بی تو @shia_poem
ذکرِ لبِ پیر و جوان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" * زیباترین شعرِ جهان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" بی واهمه! در زیرِ سیلابِ بلایا در اوجِ سرمایِ خزان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" حتی اگر دشمن شبی از ما بگیرد آرامش و نان و امان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" ما عاشقی را در عمل اثبات کردیم با قلبمان!...نه با زبان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" با خطّ خون مردانه حک کرد بر ساتنِ سربندمان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" ایثارِ و رزمندگان هست در خاطرِ ما جاودان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" همراه با ؛ رو به قدس گفتیم بعدِ وضو با هر اذان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" ای غزه! مثل کوه باش و کم نیاور محکم بمان! محکم بمان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" ای ، لبنان، ای ای ! ای قهرمان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" دیدیم گرچه بیهوا بر خاکِ بیروت هر لحظه داغِ بیکران؛ "إنّا عَلَی العَهْد" ما مردِ میدانیم! بگذارید تقدیر از ما بگیرد امتحان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" بستیم پیمان تا ابد با کوریِ چشم ِ دشمنان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" همراه با خیل شهیدان، با تا رجعتِ صاحبزمان(عج)؛ "إنّا عَلَی العَهْد" این استقامت، این بصیرت، این شجاعت از کربلا دارد نشان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" هفتاد و دو مجنون-صفت گفتند هستیم غرقِ به خون! تا پایِ جان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" با سیدالأحرار بیعت کرده و شد در چشم هایشان عیان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" مَشک و علَم، با خیمهٔ آتش گرفته گفتند رو به آسمان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" یک کاروان با دستِ بسته گفت در دل گریه-کنان، سینه-زنان؛ "إنّا عَلَی العَهْد" زینب(س) گمانم گفت بینِ خطبه در شام خیره به چوبِ خیزران؛ "إنّا عَلَی العَهْد"! @shia_poem
بسم رب الشهید نصرالله به سعادت رسید نصرالله سالها در میانه ی میدان جور ما را کشید نصرالله مثل دُرّ روشن و زلال و شریف سخت مثل حدید نصرالله سرو ما کی خمید در طوفان ؟ شیرمردی رشید نصرالله رفته اما کشانده لشگر را سر راهی جدید نصرالله باب فتح است ؛باب ارشادش رهنمودش مفید نصرالله مگذاری زمین سلاحت را به تو دارد امید نصرالله مژده ی " ارجعی الی ربک " در وجودش دمید نصرالله در ورودی روضه ی رضوان " وادخلی " را شنید نصرالله حلقه بر گوش سیدالشهدا نوکری روسپید نصرالله شادی روح پر فتوح او دست بر سینه یاحسین بگو رهبر و مقتدا امام حسین جَرَیان ساز ما امام حسین با ایادی ظلم بیگانه آشناییم با امام حسین بیعت با یزید ممنوع است مرجع ماست تا امام حسین بین مظلوم ها تجلی کرد غزه تا کربلا امام حسین حرف ما نیست ؛ نقل "جامعه" است "من اتاکم نجی" امام حسین! خون پاک تمامی شهدا نذر خون خدا امام حسین جای "سیدحسن" صدا بزنیم "ماتَرَکناک" یا امام حسین داغ دیدم چه داغ جانکاهی مرد هم گریه می کند گاهی تربت کربلاست در کفنش غصه اینجاست بی هوا زدنش در غم اش منطقه عزادار است از فلسطین گرفته تا یمنش مرد میدان ما کجا و کسی که رسد بوی شیر از دهنش دل مان تنگ خطبه ای غرّاست خطبه ی آتشین و صف شکنش روضه ی جانگداز عاشورا موچ می زد همیشه در سخنش در مراثی جد مظلومش سینه می زد دو دست سینه زنش جگرش سوخت تا جوانش رفت آه از روز بی پسر شدنش پیکرش روی دست ها برود کی لگدمال می‌شود بدنش ؟ آه از آن کشته ای که عریان شد رفت بر باد کهنه پیرهنش در میان برو بیا بردند هم عبا هم عمامه را بردند @shia_poem
5.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهیدانِ ولایت-خواه را دید حسین(ع) و جلوه های ماه را دید شهادت را به "نصرالله" دادند در آن ساعت که "وجه الله" را دید! @shia_poem
چه پیوندی، چه‌ وصل بی‌وداعی عجب اوجی، کمالَ الإنقطاعی نگردی نیست؛ گشتیم و نجستیم فراتر از شهادت ارتفاعی @shia_poem
در باغ بهشت، گل فراوان داریم اما گل سرسبد ز لبنان داریم با هرچه شهید، می‌رویم استقبال قاسم قاسم عماد، مهمان داریم! @shia_poem
با شور و حماسه هم‌وطن، نصرالله با مرگ رفیق و هم‌سخن، نصرالله یک روز، عزیز فاطمه می‌آید با سیصد و‌ سیزده حسن نصرالله @shia_poem