eitaa logo
نبشته های دم صبح
207 دنبال‌کننده
153 عکس
31 ویدیو
6 فایل
نبشته‌های دم صبح، روایت‌‌های یک خانم طلبه معلم از زندگی طلبگی و عشق معلمی است. نوشته‌هایی که قصد ندارند دنیا را تغییر بدهند اما نگاه ها را شاید. ارتباط با ادمین @mojahedam 🌷🌸🌷🌻🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 معادله ساده ای است! 🏴 تو در دنیا دنبال امام حسین ع می گردی تا پیدایش کنی و امام حسین ع در آخرت دنبالت می گردد تا پیدایت کند! 🏴 @sobhnebesht
این روز ها خیلی ها را دیدم که برایشان قابل تصور نبود در دو سالی که اربعین به کربلا رفتیم حتا یک بار هم وارد حرم امام حسین(ع) نشدیم و باز هم می خواهیم به این روند ادامه بدهیم. اما واقعیت دو چیز است. اول این که طبیعتا ما نمی رویم که برای مستحبی، به حرامی مرتکب شویم. اختلاط غیر قابل فرار در نزدیکی حرم طبیعی ست و اگر بخواهیم به اطراف یا داخل حرم برویم هر چه هم تلاش کنیم باز هم با نامحرم برخورد پیدا می کنیم. بعید می دانم امام راضی به چنین زیارتی باشد. فلذا در عشق تفاوت نکند بعد مسافت. دوم این که باید تفکیکی قائل شویم میان پیاده روی اربعین و زیارت کربلا! پیاده روی اربعین یک حرکت اجتماعی، دینی، سیاسی و فرهنگی ِ بین المللی است. مثل یک قیام تدریجی ست. هدف رسیدن به تحت قبه یا عکس دست روی سینه در بین الحرمین نیست. اصلا اگر بین الحرمین رویت نشود هم هدف حاصل می شود. هدف فقط خود مسیر است. مسیر را طی نمی کنیم که به حرم برسیم. مسیر را طی می کنیم که مسیر را طی کنیم. فکر کنید با حدود بیست میلیون نفر دیگر دارید از یک قیام اعلام هواداری می کنید. می خواهید واقعا خوب هواداری کنید یا هر طور است بروید از نزدیک به قیام کننده سلام کنید؟ اشتباه ما این است که نمی توانیم میان هدف های امورمان تفاوتی قائل شویم. قبول که وقتی تا آن جا می رویم چه به تر که بتوانیم حرم هم برویم؛ اما هدف، حرم رفتن نیست و وقتی شرایطش مهیا نیست، نرفتنش واقعا جای تعجب ندارد! حتا می شود برنامه را طوری چید که مسیر را سَلانه سَلانه قدم برداشت و مثل خوش طعم ترین نوشیدنی ِ دنیا آن را مزمزه کرد. طوری که هیچ وقت یادمان نرود چگونه لحظه هایمان را در تار و پود این قیام سپری کردیم ... 🔹ارسالی از کانال وی @sobhnebesht
🏴 رباب عاشق اوایل آبان بود و اوایل محرم. اتفاقا اوایل باران هم بود و عشق هم اوایل آمدنش بود. حالا، آن دختر جوان طلبه که هرشب به عشق حوزه رفتنِ فردا صبح می‌خوابید، خوابش نمی‌برد. اصلا صدای تالاپ تولوپ قلبش نمی‌گذاشت بخوابد. باخودش کلنجار می‌رفت و از این پهلو به آن پهلو می‌شد. مدام پیام های نامزدش را می‌خواند و به اصطلاح قند در دلش آب می‌شد! قند که چه عرض کنم، کله قند در دلش رود می‌شد! کتاب الهدایةفی النحو را ساعت اول داشت. بهتر بود دوباره درس را مرور کند. الدرس الثالث: حدّالحرف. نگاهش خیره ماند! “حرف که حد ندارد. یعنی اگر حرف از دوست داشتنش باشد، حد ندارد. نامحدود است. بی‌نهایت است.” با خودش حرف می‌زند و البته قانع می‌شود که کتاب هدایه را بعدا بخواند. ساعت دوم، مفردات دارد. کتاب را باز می‌کند. درس چهارم: حب! “محبت، اراده کردن آن چیزی ست که فکر یا گمان می‌کنی خیرو خوبی در آن است و بر سه قسم است: ا-دوست داشتن برای لذت ۲-دوست داشتن برای فایده ۳-دوست داشتن به سبب کمال” صدای رعد وبرق می‌آید. پتو را دور خود جمع می‌کند. زیر لب زمزمه می‌کند: “محبت، اراده کردن چیزی ست… اما من در محبت به او بی اراده ام…” بی اراده عاشقم…  نگاهش به ساعت است. زمان ثابت مانده و حرکت نمی‌کند. صفحه ی گوشی اش روشن و خاموش می‌شود. از شوق روی گوشی می‌پرد و پیام را زود باز می‌کند. اوست! نوشته است: شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد. گونه هایش سرخ می‌شود. نفس عمیق می‌کشد. بغض می‌کند. اشک می‌ریزد. نمی‌داند اشک شوق است یا اشک غم دوری؟ “خدایا حال عاشقی سخت تر از آن است که فکر می‌کردم. راستی چندنفر امشب را عاشقند؟ اصلا چندنفر مثل من عاشقی را تجربه کرده اند.” ناخودآگاه ذهنش به طرف خانوم رباب می‌رود. 🏴 “ظهر  عاشورا جانکاه تر است حال رباب، وقتی که از نگاه یک عاشق به مصیبت های  حسینش  می نگریسته” 🏴 رحمت خدا بر رباب! ✍ به قلم: 🌸 آدرس این مطلب در وبلاگ ما: http://nebeshte.kowsarblog.ir/عاشقانه-18 🌷 @sobhnebesht 🌷
🏴 پاسوز دیگران! شروع به شماره گیری کرد.  پیش از سفر باید از اقوام شوهر این و آن حلالیت می طلبید! امان از شنیدن غیبت های زورکی!! 🏴 @sobhnebesht
▪️▪️▪️معجزه قلبها من  مبحث « معجزه » را خیلی دوست دارم و هر دفعه آن را تدریس می کنم، خودم احساس افتخار می کنم. مرحبا به این دین و این مذهب که ما را سربلند کرده است.  « معجزه امر خارق العاده ای است که از انسان برگزیده خدا، صادر می شود تا حقانیت شریعت الهی را ثابت کند و قابل تعلیم و تعلم نیست و مغلوب کسی نمی گردد، بگونه ای که دیگر انسانها در برابر آن عاجز می شوند».  ایام زیارت اربعین است، میلیونها انسان از سرزمین ها و ملیت های گوناگون، پیاده روانه کربلا می گردند، بی آنکه تشویق و یا جایزه ای در میان باشد و بی آنکه زبان همدیگر را بدانند ! زائرانی که بخاطر تشفی حرارت قلبشان،  در امنیت کامل روحی، تمام سختی ها را تحمل می کنند. چه کسی اینها را فراخوانده است؟  معجزه زیارت اربعین مانند معجزه سایر انبیا نیست که محدود به زمان و مکان خاصی باشد، بلکه مانند معجزه رسول الله ص است که فرازمانی و فرامکانی است! زیارت اربعین معجزه ی قلبهاست! معجزه ای که همه طاغوتیان، در برابر آن عاجز شده اند! قال رسول الله (ع) :« إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً » (مستدرک الوسائل، ج 10ص 318) شهادت امام حسین ع در دل‌های افراد با ایمان آتش و حرارتی ایجاد می‌کند که هرگز خاموش نخواهد شد. ✍ به قلم 🌸 آدرس این مطلب در وبلاگ ما: http://nebeshte.kowsarblog.ir/معجزه-قلبها 🌷 @sobhnebesht 🌷
▪️▪️▪️گل نرگس، آمد! باور کردنی نبود. از شدت شادی مثل بچه های دو ساله، دویدم داخل اتاق و خبر رسانی کردم.  انگار همین دیروز بود که با اصرار، برادرم را مجبور کردم،  کل خیابانی یک طرفه از نصف جهان را پیاده برگردیم ببینیم، درست دیده ام یا نه. بالاخره  مغازه ای که از پنجره ماشین دیده بودم را، پیدا کردیم. نوشته پشت شیشه مغازه را نشان دادم و با افتخار گفتم: «دیدید توهم نبود؛ «پیاز نرگس موجود است»». با نگاه معنی دار گل فروش جوان، ساعت هفت و نیم صبح دو تا پیاز نرگس خریدیم . تا شب که برگشتم شهرستان مرتب داخل کیفم را نگاه می کردم که پیازها ضربه ندیده باشد.   فردای آن روز با چه اشتیاقی راهی حیاط  شدم و همانطور که گل فروش تاکید کرده بود پیاز ها را داخل باغچه کاشتم. هر روز چند بار سر می زدم و دریغ از یک جوانه. کم کم نا امید می شدم که نمایان شدن برگ های تخت و ضخیمش دلم را برد. گل فروش گفته بود، برای دیدن گل ها و حس عطر بی نظیرش باید تا زمستان صبر کنم. انتظار سخت نبود، نرگسم زنده بود. مراقبت می کردم و انگشت شماری برای رسیدن زمستان. نرگسم از خودم مشتاقتر، هنوز زمستان نرسیده به گل نشست. وقتی رسیدم کنار باغچه و چشمم به جمال گل زیبایش روشن شد، از همه خواستم برای دیدن نرگسم به حیاط بیایند. بی نظیر بود. با اینکه بارها در گل فروشی ها و رسانه،گل نرگس زنده دیده بودم، باور یکسان بودن آنچه دیده بودم با آنچه می دیدم و برای آمدنش انتظار کشیده بودم و تلاش کرده بودم،  سخت بود. با نیت لمس طراوتش، با احتیاط به نرگسم نزدیک شدم ، عطرش در وجودم پیچید نمی دانم چرا به جای شادی، دلم گرفت. چشم هایم می گفت، گل نرگس عالم، انتظارمان انتظار نبود؛ بماند.  ببخش که عطرت در عالم جاری است ولی به ندیدنت عادت کردیم. ✍ به قلم: 🌸 آدرس این مطلب در وبلاگ ما: http://nebeshte.kowsarblog.ir/گل-نرگس-آمد-1 🌷 @sobhnebesht 🌷
و عاشقی که دلش مشغول به غیر باشد، از دیدار معشوق جای می ماند. 🌷 @sobhnebesht 🌷
-ماء گرم دارید؟؟ -مَفتَهِم شِتگُول!(نمیفهمم چه میگویی) -ماء ماء... ماء القُل قُل موجود؟؟؟ -ممم 😳 دوباره همسفران ما حماسه آفریدند!! بعد از حل معضل آبجوش! صاحبخانه غذاها را تزیین شده مقابل ما گذاشت. مثل همان سفره ای که ما برای مهمانان ویژه مان تدارک میبینیم! مثل همان سفره ای که اگر خود سیدالشهدا مهمانشان بود تدارک می دیدند! صاحبخانه خود را خادم ما نمیداند. انگار او بی واسطه خادم سیدالشهداست! ✍ به قلم: 🌸 🌷 @sobhnebesht 🌷
▪️▪️▪️آرزو دارم کربلای نرفته او را دوستم را در صحن فاطمه الزهرا نجف دیدیم! اتفاق جالبی ست که بین چند میلیون نفر در یک مکان مشترک(در حد متر) و زمان مشترک(درحد ثانیه) به یکدیگر برخوردیم! نوشتم " اتفاق" اما اشتباه! هیچ چیزی در این دنیا اتفاقی نیست. به او گفتم اگر ما تلفنی قرار می‌گذاشتیم عمرا میتوانستیم همدیگر را پیدا کنیم! درباره خواهرش پرسیدم که چرا همراهش نیامده؟ گفت: "گذرنامه اش خیلی دیر صادر شد. اما دلش را در کوله ما گذاشته..." گفتم: "او به تعداد تصاویر شهدایی که طراحی و چاپ و در جاده منتشر کرده، زائر نیابتی بوده است." گفت: "خیلی دلش شکست که نیامد. حتی کفش هایش را هم خریده بود! بی شک حکمتی بوده..." گفتم: "مداح هیئت هفته پیش با لهجه ترکی میگفت درسته اربعین کربلا نرفتیم اما ماها یک چیزی داریم که شما ندارید! ما "حسرت" داریم که شما ندارید!" ✍ به قلم: 🌸 🌷 @sobhnebesht 🌷
وارد خانه یکی از اهالی نجف شدیم. از وسعت خانه و چمن حیاط و ظاهرشان می شود اوضاع مالی نسبتا خوبشان را حدس زد. معماری منازل مسکونی اینجا قاعدتا طوری ست که یک بخش از خانه متعلق به مهمان است. با ورودی و سرویس بهداشتی مجزا. یعنی به نوعی اختیار تام دادن به مهمان. ارتباط معماری به سبک زندگی فکرم را به خود مشغول کرده. آیا فرهنگ مهمان نوازی شان به نوع ساختمان اثر گذاشته، یا فرم ساختمان، خوی مهمان نوازی شان را تشدید کرده؟! راستی چرا دیگر خانه های ما مهمان سرا ندارد؟! ما بی حوصله تر شده ایم یا معماران؟! ✍ به قلم: 🌸 🌷 @sobhnebesht 🌷
‌🌙 از امام رضا علیه السلام وارد شده که می فرمايند،اين دعا را در مابقی ماه شعبان زیاد بگو: «اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ» خدايا اگر در آنچه از ماه شعبان گذشت من را مورد مغفرتت قرار ندادی،‌در اين مابقی اش من را مورد آمرزش قرار بده.🙏 ⚜️مفاتیح الجنان⚜️ ✅کانال رسمی حرم امام رضا(ع) 🆔@razavi_aqr_ir
▪️▪️▪️وجیهاً بالحسین حاج آقا می گفت: « داشتن یک چیز، از زندگی و همسر و اولاد و دارایی آدم خیلی مهمتر است و از دست دادنش، بدتر از مرگ! بدون آن تمام دنیا پشیزی نمی ارزد و داشتن آن جای بسیاری از خلأهای مادی را پر می کند! همه سختی ها با وجود آن قابل تحمل است و بدون آن هر لذت دنیوی، بی معنا! چیزی که رکن ارتباطات اجتماعی است و بدون آن در جامعه آرامش برقرار نمی شود. خیلی ها گمان می کنند بوسیله همسر و فرزند یا ثروت و قدرت، یا شهرت و پست و مقام و زیبایی و ... می توان آن را بدست آورد یا محافظتش کرد، در حالی که اینطور نیست! و آن آبرو است!! آبرو یک سرمایه بزرگ معنوی است که قابل خرید و فروش نیست و با امور دنیوی بدست نمی آید، چون همه اینها با مرگ فانی می شود. پس‌ باید دنبال عامل دیگری گشت که موجب ماندگاری آبرو باشد و آن معرفت و محبت اهل بیت است. آبرویی که بواسطه اهل بیت بدست آید، هرگز زایل نمی گردد و در آخرت انسان را از تمام غم و غصه های اخروی می رهاند! برای همین است که در زیارت عاشورا از خدا می خواهیم : اٙللّهمٙ اْجعٙلنیٖ عِندٙکٙ وٙجیٖهاً بِِالْحُسینِ عٙلیهِ السّٙلاٰمُ فیٖ الدُّنیٰا وٙ الْآخِرٙة ! پس هر گاه دلت شکست و اشک چشمت جاری شد، قبل ازتقاضای دنیا، از خدا آبرویی ماندگار بخواه، که برای اهل بیت، داشته های دنیوی بی مقدار و نداشتن آبرو، خسران واقعی است! » و بعد گریه به حاج آقا امان نداد! ✍️ به قلم 🌸 آدرس این مطلب در وبلاگ ما: http://nebeshte.kowsarblog.ir/وجیهzاً-بالحسین 🌷 @sobhnebesht 🌷