eitaa logo
تبیین
2.7هزار دنبال‌کننده
5هزار عکس
428 ویدیو
34 فایل
🔺اهداف: 🔹تهذیب نفس 🔹امام شناسی و مهدویت 🔹روشنگری و بصیرت‌افزایی 🔹ارتقاء بینش دینی و سیاسی 🔹دشمن شناسی و جنگ نرم 🔹ارتقاء مهارت‌های تربیتی 🔹و... 🔸هدف ارائه‌ی الگوست؛ با شبکه‌های اجتماعی کسی متفکر نمی‌شود، باید #کتاب خواند.
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸 💫🌸 🌸 ✅پرسش ⭕️ کسی که به بعد از در که بود؟ تبریک گفتن ولایت در به فرمان چه کسی بود؟ این‌گونه تبریک را چه کسی گفت: «بخ بخ یا ابا الحسن! اصبحت مولای و مولی کل مسلم»؟ 💠پاسخ اجمالی 🔷 (ص) در بازگشت از ، حاجیان را به مدت سه روز، در مکانی به نام نگه داشت. پس از جمع شدن همه حاجیان، بر منبری از جهاز شتر قرار گرفت و برایشان سخنرانی کرد. ایشان در این سخنرانی، دست (ع) را گرفته و فرمود: «آیا من ولیّ مؤمنین نیستم؟». همه مردم ولایت پیامبر بر خود را تأیید کردند. (ص) در ادامه فرمودند: «هرکس که من ولیّ او هستم، ». گزارش شده است که در این هنگام از جای خود بلند شد و گفت: «بخ بخ لک یا ابن أبی‌طالب أصبحت مولای و مولى کل مسلم‏»[۱] به به! گوارا باد بر تو ای ، شدی! برخی منابع دیگر ، با کمی تغییر در عبارت، این مطلب را آورده‌اند.[۲] در گفتن این کلام از را مربوط به بعد از کردن با (ع) دانسته‌اند.[۳] 🔺پی نوشت [۱]. ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۳۴۹، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق. [۲]. ابن مغازلی، علی بن محمد، مناقب امیر المؤمنین علی بن أبی‌طالب(ع)، ج ۱، ص ۴۶، صنعاء،‌ دار الآثار، چاپ اول، ۱۴۲۴ق. [۳]. هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ۱، ص ۳۹۱، قم، الهادی، چاپ اول، ۱۴۰۵ق؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ص ۱۱۲، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق. @tabyinchannel
🅾 نهضت حسینی یادشده در زیارت اربعین منوط به قیام حسینی است. 💢 سه جریان در نهضت اباعبدالله(ع) باید مورد شناسایی فکری و سیاسی قرار گیرند: 🔰1⃣🔰 جریان این جریان با اباعبدالله الحسین(ع) بود. ✅ : اباعبدالله مانند سیره پدر و جد گرامی شان و بنا به دستور صریح پروردگار، معتقد بودند: باید در برابر منطق زورگویانه و سلطه طلب ایستاد و نمود. اباعبدالله در مواقع مختلفی منطق قیام خویش را اعلام و نمود: وی به نقل از پیامبر خدا (ص) به این معنا فرمود: 🔶 «هرکس سلطان ظالمی را ببیند که حرام الهی را زیر پا گذارده و بین مردم ظالمانه رفتار می کند، ولی علیه او قیام نکند خداوند او را به سرنوشت آن ظالم دچار می کند.» و حسین(ع) اولین مؤمنی است که باید علیه ظالم قیام کند. ایشان در برابر فرمان یزید مبنی بر انتخاب بین بیعت یا شهادت می فرماید: 🔷 «و اسلام نابود شود اگر یزید بر آن حاکم گردد. و مثل من با مثل یزید نمی کند.» و در پاسخ نصیحت دیگران که پیشنهاد انصراف از رفتن به کوفه می دادند، با صراحت و استحکام فرمود: 🔸«به خدا سوگند اگر هیچ ملجأ و پناهی در دنیا نیابم با یزید بیعت نمی کنم.»
♨️ نگاهی کوتاه به جریان انحرافی احمد الحسن 🔻 جریان احمد الحسن یک جریان انحرافی است. احمد اسماعیل گاطع(معروف به احمدالحسن) و مدعی ناحقی است که توانسته است به کمک شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای و به مدد طمع‌ورزی عده‌ای در عراق و بعضا در ایران طرفدارانی پیدا کند. ❓احمدالحسن کیست؟ 🔻 جریانی تحت عنوان   که خود را وصی و فرستاده امام زمان(ع) معرفی می کند، در اواخر سال های حاکمیت صدام حسین بروز کرد. پس از سقوط او، با کمک برخی از باقیمانده های تشکیلات وسیعی را در مناطقی همچون نجف، کربلا، ناصریه و بصره به راه انداخت. مؤسس این ، شخصی به نام احمد اسماعیل گاطع (معروف به احمدالحسن) از قبیله صیامر است که در حدود سال ۱۹۷۳میلادی در منطقه ای بنام هویر از توابع زبیر از استان بصره متولد شد. 🔻وی در سال ۱۹۹۹میلادی از دانشکده مهندسی نجف فارغ التحصیل شده و مدتی در حوزه شهید سید محمد صدر شاگردی نمود. 🔻در حال حاضر؛ این فرقه، در حال و گرفتن از مردم برای احمدالحسن از طریق اینترنت و انواع مسنجرها در تمام نقاط جهان هستند. @tabyinchannel @daneshgahevelyat
⚫️ راه‌های پیش روی امام حسین علیه‌السلام 🔻 در مکتب حسین علیه‌السلام ▪️ امام حسین(ع) چند موضع عملی پیش رو داشت که می‌توانست هر یک از آن‌ها را اتخاذ کند؛ پس از این که معاویه به هلاکت رسید و با یزید بیعت شد و از ایشان خواسته شد تا با یزیدبن‌معاویه بیعت کند: موضع نخست: با یزیدبن‌معاویه بیعت کند، همچنان که امیرمؤمنان(ع) با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کرد. موضع دوم: یزیدبن‌معاویه را رد کند، اما در مکه یا مدینه بماند؛ در یکی از دو حریم: در حریم رسول خدا ـ یعنی در خانه و شهر ایشان ـ یا به مکه نقل مکان کند و آنجا در حریم خداوند متعال پناه گیرد تا قضای نافذ الهی سر رسد. موضع سوم: به گوشه‌ای از پناه برد. به یکی از سرزمین‌های جهان اسلام پناه برد، هم چنان که برادر ایشان محمدبن‌حنفیه به ایشان پیشنهاد داد و عرض کرد: به یمن بروید، یا به یکی دیگر از سرزمین‌های مسلمین. و در آن جا جمعیت و ای برای خود بسازد و از جامعه بزرگ‌تری که سرزمین‌های دیگر مسلمین را در بر می‌گرفت، جدا شود. تا وقتی توانست امارت خود را استوار سازد، بکوشد تا پیش رود و سرزمین‌های دیگر را به سرزمین خود پیوند دهد. موضع چهارم: را رد کند و به‌پا خیزد و سوی کوفه رود تا نامه‌هایی را که از رسیده بود، اجابت کند. سپس کشته شود و به شهادت برسد؛ به همان شیوه‌ای که روی داد. ▫️ (ع) باید موضعی را برمی‌گزید که با آن این چهار دسته از را [که پیش‌تر گذشت] درمان کند. هیچ موضعی نمی توانست این‌همه را برآورده سازد جز موضع آخر. 📚 امامان اهل‌بیت، ص۴۶٩ @tabyinchannel
☀️☄☀️☄☀️☄☀️☄☀️ ☄ ⭕️جایگاه اجتماعی زن در قرآن (بخش دوم) 🔶در به لحاظ اجتماعی برای قرار داده شده است. ضرورت حضور زنان در مسائل اجتماعی، استقلال مالی قائل شدن برای زنان، و به رسمیت شناختن حقوق آنان، و دادن مسئولیت های مهم اجتماعی به زنان مثل امر به معروف و نهی از منکر بخشی از این برای است‌. 💠اما در اینجا به بخشی کوتاهی از نگاه قرآن به زنان اشاره خواهیم کرد و در حقیقت ارزش این آیات زمانی روشنتر می گردد که نسبت به جایگاه زن در دوران جاهلیت مطلع باشیم! 1⃣ضرورت حضور زنان در مسائل اجتماعی 🔷«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰ أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَ لَا يَسْرِقْنَ وَ لَا يَزْنِينَ وَ لَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَ لَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ ۙ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛ اى پيامبر، چون زنان با ايمان نزد تو آيند كه [با اين شرط] با تو بيعت كنند كه چيزى را با خدا شريك نسازند، و دزدى نكنند، و زنا نكنند، و فرزندان خود را نكشند، و بچه‌هاى حرامزاده پيش دست و پاى خود را با بهتان [و حيله‌] به شوهر نبندند، و در [كار] نيك از تو نافرمانى نكنند، با آنان بيعت كن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه، زيرا خداوند آمرزنده مهربان است». [ممتحنه، ۱۲] در این آیه شریفه، به مفاد آنچه بین (ص) و در بیعت گذشت، اشاره دارد که بعدها معروف شد به ، این ماجرا به خوبی نشانگر در می باشد، زن و دختری که در جاهلیت آنقدر کم ارزش شمرده شده است که در هنگام تولد کشته میشود، در نزد پیامبر خدا (ص) چنان ارزش پیدا می کند که دعوت به میشود. 2⃣استقلال مالی زنان وبه رسمیت شناختن اموال آنان 🔷«لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا ۖ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ؛ براى مردان از آنچه [به اختيار] كسب كرده‌اند بهره‌اى است، و براى [نيز] از آنچه [به اختيار] كسب كرده‌اند بهره‌اى است». [نساء، ۳۲] در این آیه شریفه، به و تصرف مالی او رسمیت بخشیده است. شاید سوال شود، این یک نگاه حداقلی به زنان است، چرا که مسلما هر انسانی چه زن و چه مرد باید در مقابل آنچه کسب می کند حق مالکیت داشته باشد؟ باید بگوییم این نگاه حداقلی نیست، چرا که ما داریم از بحث می کنیم، حقوقی که در جاهلیت، و حتی امروز در برخی از اقوام و جوامع از زنان سلب شده است. فلذا به رسمیت شناختن آن حقوق، هر چند مسلّم، در برابر عده ای و عصری که حاضر به پذیرش نبودند، و می توانست برای پیشرفت و پذیرش اسلام هزینه ساز باشد، کاملا نشانگر در است. ... منبع: وبسایت رهروان ولایت @tabyinchannel
🏳🏴🏳🏴🏳🏴🏳🏴🏳 🏴 ⭕️ به (س) و شرح جزییات آن (بخش اول) 🔶در و به (ع)، آنان در هجوم خود را عملی ساختند. هجوم اول: و پراکنده کردن متحصّنین و معترضین و یاران از (ع)!؛ هجوم دوم: و توسط حکومت به واسطه عربده کشی ها و قدرت نمایی ها!؛ هجوم سوم: (س) توسط مهاجمین و و (س) و و لطمات وارده بر آن حضرت(س) توسط آنان و (ع) و بیرون کشاندن اجباری (ع) از خانه توسط مهاجمین و ایشان به ! اما هجوم اول چگونه اتفاق افتاد؟ 💠پی ریزی نقشه هجوم اول 🔷 در طی این هجوم، درصدد و پراکنده کردن متحصّنین و معترضین و یاران، از (ع) بودند. در تاریخ اشاره دقیقی به تعداد افراد متحصن در خانه امام علی (ع) نشده است، ولی در روایتی، مخالفین ابوبکر به تعداد نام برده شده اند. شیخ صدوق می نویسد: «کسانی که با و نشستن او در مخالفت نمودند و او را انکار کردند، و به (ع) اقرار و تصریح نمودند، از  و بودند. از مهاجرین: خالد بن سعید و مقداد بن اسود و ابی بن کعب و عمّار بن یاسر و أبوذر غفاری و سلمان فارسی و عبدالله بن مسعود و بریده اسلمی؛ و از انصار: خزیمة بن ثابت و سهل بن حنیف و أبوایوب انصاری و ابو ایوب انصاری و الهیثم بن التّیهان بودند. [خصال صدوق، ج ۲، ص ۴۶۱] 🔷اما در شمار این افراد، کسانی که در (س) حضور داشتند، ، بن اسود، و زبیر بن عوام بودند. و مشاهده کردند که وقتی جمعی از مهاجران و انصار پیرامون (ع) گرد آمده اند و تا زمانی این افراد در کنار (ع) باشند، توانایی غلبه بر (ع) و اخذ بیعت از ایشان را نخواهند داشت. البته پیشتر به متحصنین خانه دستور پراکنده شدن داده بود و به حضرت فاطمه(س) گفته بود: «به خدا سوگند! اگر اجتماع این افراد در خانه تو ادامه داشته باشد، دستور خواهم داد تا را بر آنها ». [بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۲۰۸] پس بدین ترتیب به دستور داد که ابتدا اجتماع متحصنین را پراکنده سازد. «وَ إِنْ أَبَوْا فَقَاتِلْهُمْ» و اگر مقاومت کردند با آنها بجنگد. [العقد الفرید ابن عبد ربه، ج ۵، ص ۱۴] 🔷در پی این دستور، به همراه برخی افراد از جمله خالد بن ولید و أسید بن حضیر و سلمة بن أسلم به درب خانه (س) آمدند.  اهل خانه را خطاب قرار داد و فریاد کشید: «قسم به کسی که جان عمر در دست اوست، یا اهالی خانه از خانه خارج می شوند یا را با هر چه در آنست به !». [الاحتجاج طبرسی، ج ۱، ص ۸۰] طبری می نویسد: گفت: «به خدا قسم! را بر شما به می کشم، یا اینکه برای بیعت خارج شوید». [تاریخ طبری، ج ۲، ص۴۴۳] در این هنگام زبیر بن عوام به همراه عده ای از متحصنین به بیرون خانه رفتند و با شمشیر بیرون از غلاف به مقابله با مهاجمین پرداختند. زبیر شمیشیر کشید و به آنان حمله کرد و گفت: «ای فرزندان عبدالمطلب شما زنده باشید و با (ع) چنین برخوردی شود؟! 🔷ولی در این هنگام پای زبیر لغزید و بر زمین افتاد و خالد بن ولید از پشت سنگی به زبیر زد که منجر به افتادن شمشیرش شد؛ و عمر شمشیر را برداشت و شکست. [الاختصاص شیخ مفید، ص۱۸۶] حمله بردند و او را دستگیر کردند و سایر متحصنین را همچنین یکی پس از دیگری محاصره و سپس دستگیر کردند. سپس (س) بیرون آمد و آنان را تهدید به نفرین کرد. پس آنان برای مدتی عقب نشینی کردند تا دستور بعدی صادر گردد. (س) با توجه به لزوم حفاظت از جان (ع)، دستور خروج برخی دیگر از افراد متحصن را صادر کرد و فرمود: «به صلاحدید خود عمل کنید و نزد من بازنگردید». متحصنین دیگر به خانه حضرت فاطمه (س) بازنگشتند و مهاجمین آنان را برای بیعت اجباری نزد ابابکر بردند. [المصنّف شیخ صنعانی، ج ۷، ص۴۳۳] اما همچنان دنبال از (ع) بود. ... منبع: اختصاصی حوزه نت @tabyinchannel
🏳🏴🏳🏴🏳🏴🏳🏴🏳 🏴 ⭕️ به (س) و شرح جزییات آن (بخش سوم) 🔶در و به (ع)، آنان در هجوم خود را عملی ساختند. هجوم سوم: (س) توسط مهاجمین و و (س) و و لطمات وارده بر آن حضرت(س) توسط آنان و (ع) و بیرون کشاندن اجباری (ع) از خانه توسط مهاجمین و ایشان به . 💠پایه گذاری هجوم سوم و نهایی 🔷در این یورش به همراه بسیاری از مهاجمین بر در خانه (س) تجمع کردند. علامه مجلسی می نویسد: « با جمع کثیری از افراد خود، به (ع) آمد و از علی (ع) در خواست کرد که از خانه خارج شود، که (ع) از خروج اباء کرد و در این هنگام آتش و هیزم طلب کرد». [بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۲۰۴] نه از دفاع متحصنین خبری بود و نه از اعتراض مردم مدینه! شهرستانی می نویسد: «وَ مَا کانَ فِی الدَّارِ غَیرُ عَلِی (ع) وَ فَاطِمَةَ (س) وَ الحَسَنِ (ع) وَ الحُسَینِ (ع)؛ در آن روز غیر از (ع) و (س) و (ع) کسی در خانه نبود». [الملل والنحل شهرستانی، ج ۱، ص ۷۱] در این هنگام عمر فریاد زد: «به خدا قسم آتش را بر شما مسلط می کنم». [تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۴۳] 🔷پس در این هنگام (س) بر آنها خارج شد و در و خطاب به فرمود: «در تمام عمر خود هیچ قومی را نمی شناسم که بی وفاتر و بی عاطفه تر از شماها باشند، (ص) را نزد ما گذاشته و سرگرم کار خود و شدید، نه مشورتی با ما نمودید و نه کمترین حقّی برای ما قائل شدید، گویا شما هیچ اطّلاعی از (ص) در نداشتید؟ به خدا سوگند در همان روز آنچنان را ساخت، که جای هر طمع و امیدی برای شما باقی نگذاشت، ولی آن را و هر رابطه ای را با پیامبرتان قطع نمودید. البتّه خداوند متعال میان ما و شما حاکم خواهد فرمود». [بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۲۰۴] 🔷کلمات و عبارات نشانگر این بود که (س) نه تنها بود، بلکه شامل هم می شد. عمر که ترس از تحریک و شورش مردم داشت، مجدد شروع به عربده کشی کرد. در دست خود حمل می کرد که قصد به (س) را داشت. [عقد الفرید ابن عبد ربه، ج ۴، ص ۹۳] او می گفت: «اُحرِقُوا دَارَهَا بِمَن فِیهَا؛ را با اهلش به ». [الملل والنحل شهرستانی، ج ۱، ص ۷۱] در این هنگام (س) او را دید و به او فرمود: «یا اِبْنَ اَلْخَطَّابِ! أَ جِئْتَ لِتُحْرِقَ دَارَنَا؟ ! آیا آمده­ ای خانه ما را به آتش بکشی؟»؛ عمر گفت: «نَعَمْ! أَوْ تَدْخُلُوا فِیمَا دَخَلَتْ فِیهِ اَلْأُمَّة؛ آری! مگر آن که با کنید چنانکه امت بیعت کردند». [بحار الانوار، ج ۲۸، ص ۳۳۹] 🔷 (س) در این هنگام فرمود: «یَا أَبَتَاهُ! یا رَسُولَ اللّهِ(ص)! أُنظُر مَا ذَا لَقِینَا بَعدَک مِن ابنِ الخَطَّابِ وَ ابنِ أَبِی قُحَافَةِ!؛ ای پدر! ای رسول الله (ص)! ما پس از تو چه که از و دیدیم». [عوالم العلوم بحرانی اصفهانی، ج ۱۱، ص ۵۸۱] و (س) این چنین شروع به استغاثه کرد که چنان دلخراش بود که همان افرادی که آمده بودند، نزدیک بود دل هایشان شکافته و جگر هایشان پاره پاره شود و به شدت گریستند و عده زیادی از آنها صحنه را ترک کردند. اما از دست برنداشتند و همچنان به کار خویش ادامه دادند. ... منبع: اختصاصی حوزه نت @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️نقل حادثه هتک حرمت خانه «حضرت زهرا» (علیها السلام) توسط «عمر» از سوی برخی «علمای اهل سنت» 💠«طبری» 🔹«محمد بن‌ جرير طبرى» (م۳۱۰) در کتاب تاريخ‌ خود رويداد را چنين بيان مى كند: «أتى عُمَرُ بنُ الْخَطّابِ مَنْزِلَ عَليٍّ وَ فيهِ طَلْحَةٌ وَ الزُّبَيْرُ وَ رِجالٌ مِنَ الْمُهاجِرِينَ، فَقالَ وَاللهِ لاَحْرِقَنَّ عَلَيْكُمْ أَوْ لَتَخْرُجَنَّ إلى الْبَيْعَةِ، فَخَرَج عَلَيْهِ الزُّبيرُ مُصْلِتاً بِالسَّيْفِ فَعَثَرَ فَسَقَطَ السَّيْفُ مِنْ يَدِهِ، فَوَثَبُوا عَلَيْهِ فَأَخَذُوهُ»؛ [۱] ( به خانه (ع) آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وى رو به آنان كرد و گفت: به خدا سوگند را به میكشم مگر اينكه براى بيرون بياييد. زبير از خانه بيرون آمد در حالى كه شمشير كشيده بود، ناگهان پاى او لغزيد، شمشير از دستش افتاد و ديگران بر او هجوم آوردند و او را گرفتند). 🔹اين بخش از تاريخ حاكى از آن است كه براى با و صورت مى پذيرفت، امّا اينكه اينگونه بيعت چه ارزشى دارد؟ قضاوت آن با خوانندگان است. 💠«بلاذری» 🔹«احمدبن‌يحيى‌جابربغدادى‌بلاذری» (م۲۷۰) نويسنده معروف اهل سنت و صاحب تاريخ بزرگ، اين رويداد تاريخى را در كتاب «انساب الاشراف» به نحو ياد شده در زير نقل مى كند. «إِنَّ أَبابَكر أَرْسَلَ إلى عَليٍّ يُريدُ الْبَيْعَةَ فَلَمْ يُبايِعْ، فَجاءَ عُمَرُ وَ مَعَهُ فَتيلة! فَتَلَقَتْهُ فاطِمَةَ عَلَى الْبابِ. فَقالَتْ فاطِمَةُ: يَابْنَ الْخَطّاب، أَتَراكَ مُحْرِقاً عَليَّ بابي؟ قالَ: نَعَمْ، وَ ذلِكَ أَقْوى فيما جاءَ بِهِ اَبُوكِ...»؛ [۲] ( به دنبال (ع) فرستاد تا كند؛ ولى (ع) از بيعت امتناع ورزيد. سپس همراه با [آتش زا] حركت كرد، و با (س) در مقابل خانه روبه رو شد، (س) گفت: اى فرزند خطاب، مى بينم درصدد من هستى؟! گفت: بلى، اين كار كمك به چيزى است كه پدرت براى آن مبعوث شده است!). 💠«ابن عبد ربه» 🔹شهاب الدين احمد معروف به «ابن عبد ربه اندلسى» مؤلف كتاب «العقد الفريد» (م۴۶۳) در كتاب خود بحثى مشروح درباره تاريخ سقيفه آورده است. وى تحت عنوان كسانى كه از بيعت «ابى بكر» تخلف جستند، مى نويسد: 🔹«فَأمّا عَليٌّ وَ الْعَبّاسُ وَ الزُّبَيرُ فَقَعَدُوا فِي بَيْتِ فاطِمَةَ حَتّى بَعَثَ إِلَيْهِمْ أَبُوبَكْرُ، عُمَرَ بْنَ الْخَطّابِ لِيُخْرِجَهُمْ مِنْ بَيْتِ فاطِمَةَ وَ قالَ لَهُ: إنْ أَبَوْا فَقاتِلْهُمْ، فَأَقْبَلَ بِقَبَس مِنْ نار أَنْ يُضرِمَ عَلَيْهِمُ الدّارَ، فَلَقِيَتْهُ فاطِمَةُ فَقالَ: يا ابْنَ الْخَطّابِ أَجِئْتَ لِتَحْرِقَ دارَنا؟! قالَ: نِعَمْ، أوْ تَدْخُلُوا فيما دَخَلَتْ فيهِ الأُمَّةُ!»؛ [۳] ( (ع) و عباس و زبير در خانه فاطمه (س) نشسته بودند كه را فرستاد تا آنان را از خانه (س) بيرون كند و به او گفت: اگر بيرون نيامدند، با آنان نبرد كن! با مقدارى به سوى (س) رهسپار شد تا خانه را بسوزاند، ناگاه با (س) روبه رو شد. دختر پيامبر گفت: اى آمده اى ما را بسوزانى؟ او در پاسخ گفت: بلى مگر اينكه در آنچه امّت وارد شدند، شما نيز وارد شويد!). 🔹او همچنین از «عبدالرحمن بن عوف» نقل مى كند: «من در بيمارى بر او وارد شدم تا از او عيادت كنم، او گفت: آرزو میکنم كه اى كاش سه چيز را انجام نمیدادم و يكى از آن سه چيز اين است: «وَدَدْتُ أنّي لَمْ أكْشِفُ بَيْتَ فاطِمَةَ عَنْ شيء وَ إنْ كانُوا أَغْلَقُوهُ عَلَى الْحَرْبِ»؛ [۴] (اى كاش (س) را نمى گشودم، هرچند آنان براى نبرد درِ خانه را بسته بودند). 💠«ذهبی» 🔹ذهبى در كتاب «ميزان الاعتدال» از «محمّد بن احمد كوفى حافظ» نقل ميكند كه در محضر «احمد بن محمّد» معروف به «ابن ابى دارم»، محدّث كوفى (م۳۵۷)، اين خبر خوانده شد: «إنّ عُمَرَ رَفَسَ فاطِمَةَ حَتّى أسْقَطَتْ بِمُحْسِن»؛ [۵] ( لگدى بر (س) زد و او فرزندى كه در رحم به نام داشت سقط كرد!). پی نوشت‌ها؛ [۱] تاريخ الأمم والملوك (تاریخ طبری)، الطبری، محمدبن جرير، دارالتراث، چ۲، ج۳، ص۲۰۲. [۲] كتاب جمل من انساب الأشراف، البلاذرى، دارالفكر، ۱۴۱۷ق، چ۱، ج۱، ص۵۸۶ [۳] العقد الفريد، ابن عبد ربه الأندلسي، دارالكتب العلمية، چ۱ اول‏، ج۵، ص۱۳. [۴] همان، ص۲۱. [۵] ميزان الاعتدال فی نقدالرجال، الذهبی، دارالكتب العلمية، ۱۹۹۵م، ج۱، ص۲۸۳، ش۵۵۱ 📕پيام امام اميرالمومنين(ع)‏، مكارم شيرازى، ناصر، دارالكتب الاسلاميه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ش، چ۱، ج۸، ص ۴۴ تا ۵۱ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️امام علی (علیه السلام) برای مقابله و جنگ با اصحاب «جمل» چگونه استدلال می نمایند؟ 🔹 (عليه السلام) در پایان خطبه ۱۷۲ پس از اشاره به جنایات در بصره چنين مى فرمايد: «فَوَاللهِ لَوْ لَمْ يُصِيبُوا مِنَ الْمُسْلِمِينَ إِلَّا رَجُلاً وَاحِداً مُعْتَمِدِينَ لِقَتْلِهِ، بِلَا جُرْمٍ جَرَّهُ، لَحَلَّ لِی قَتْلُ ذلِكَ الْجَيْشِ كُلِّهِ، إِذْ حَضَرُوهُ فَلَمْ يُنْكِرُوا، وَ لَمْ يَدْفَعُوا عَنْهُ بِلِسَانٍ وَ لَا بِيَدٍ دَعْ مَا أَنَّهُمْ قَدْ قَتَلُوا مِنَ الْمُسْلِمِينَ مِثْلَ الْعِدَّةِ الَّتِي دَخَلُوا بِهَا عَلَيْهِمْ!». 🔹[ترجمه فرمایش حضرت:] (به خدا قسم، حتى اگر يك تن از را به عمد و بى هيچ جرمى كشته بودند، قتل همه آن لشكر بر من روا بود؛ زيرا همه آنان در كشتن آن مرد حاضر بوده اند و كشتن او را نشمرده اند و به دست و زبان ياريش نكرده اند [و به اين ترتيب، همدستِ مفسدان‌ فى‌ الارض بودند] و حال آنكه، از به شماره سپاهيانى كه به شهر داخل كرده بودند، كرده اند.). 🔹در اينجا پرسش و پاسخى از سوى شارحان «نهج البلاغه» مطرح شده و آن اینکه: چگونه (علیه السلام) مى فرمايد: اگر آنها حتى يك نفر را مى كشتند قتل‌ تمام‌ لشكرشان جايز بود، تا چه رسد به اين كه به تعداد خودشان از بى گناه كشتند. اين نابرابرى را با چه عنوانى از عناوين فقهى مى توان تفسير كرد؟ در اينجا در مجموع چهار جواب به اين سؤال داده شده است كه عبارتند از: 1⃣بعضى پاسخ گفته اند: آنها عملا نشان دادند كه را مباح مى شمرند و اين نوعى انكار است و به اين ترتيب مى شوند. 2⃣برخى گفته اند: كشتن آنها به دليل بوده است؛ زيرا اگر نهى از منكر هيچ راهى جز اين نداشته باشد، مجاز است. 3⃣سوّمين و بهترين جواب اين است كه آنها مصداق بودند؛ چرا كه لشكرى به راه انداختند و خود را شكستند و در بخشى از كشور اسلام، به راه انداختند؛ بنابراين داخل در آيه شريفه مى شوند كه: «إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا...». [۱] و اگر (عليه السلام) مى فرمايد: گناه آنها اين بود كه در برابر فجايع آنان سكوت كردند و در واقع مقدمه اى است براى اثبات و مفسد بودن آنها. 4⃣پاسخ چهارمى نيز در اينجا مطابق مذهب پيروان اهل بيت (عليهم السلام) وجود دارد و آن اينكه هر كس بر (عليه السلام) و بر ضدّ خروج كند، است؛ همان گونه كه «خواجه نصير الدين طوسى» در «تجريد العقائد» [۲] مى گويد: «و محاربوا عَلِىٍّ كَفَرَةٌ» (كسانى كه با (عليه السلام) به جنگ برخيزند )؛ زيرا مى دانيم (صلى الله عليه و آله) به (عليه السلام) خطاب كرده، فرمود: «حَرْبُكَ حَرْبِي»؛ [۲] (جنگ با تو جنگ با من است). 🔹در اينجا پرسش ديگرى مطرح است و آن اينكه اگر همه آنها مستحق قتل بودند ـ به سبب اينكه گروهى از مسلمين را حتّى قبل از جنگ كشتند ـ چرا (عليه السلام) بعد از پيروزى، تمام همدستان و را قصاص نفرمود؟ حتى به حكم محاربه با امام مسلمين و قيام بر ضدّ و ايجاد فساد در زمين مستحق قتل بود؛ ولى چنان كه مى دانيم اميرالمؤمنين (عليه السلام) او را با احترام به مدينه بازگرداند؟ 🔹پاسخ اين پرسش روشن است و آن اينكه اوضاع به قدرى طوفانى و شرايط بحرانى بود كه اگر امام (عليه السلام) دست به چنين كارى مى زد، به آسانى مى توانستند توده هاى را بر ضدّ او بشورانند؛ لذا در نقلى از عمروعاص مى خوانيم كه به عايشه گفت: «اى كاش در روز كشته شده بودى!» عايشه به او گفت: «بى پدر چرا؟» عمرو گفت: «تو از دنيا مى رفتى و وارد بهشت مى شدى! و ما كشتن‌ تو را بزرگترين دستاويز بر ضدّ قرار مى داديم». [۳] به هر حال، اين افتخارى است براى (عليه السلام) كه از باقيماندگان صرف نظر كرد و با اين كار خود، را نجات داد. 📕پيام امام اميرالمؤمنين(ع)‏، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ش، چ اول‏، ج ۶، ص ۴۹۷ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️در غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه اسراری نهفته است؟ (ششم و پایانی) 🔸 (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از امورى است که به تنهایى از کشف همه آن ناتوان است، و پیوسته قرار گرفته، و فکرها را مشغول نموده است؛ ولى باید توجّه داشت که براساس برخى ، علّت و فلسفه واقعى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سرّى از است. در ادامه‌ی این نوشتار مواردی از ، که در روایات به آنها اشاره شده است بیان می‌گردد؛ 6⃣تعهد نداشتن نسبت‏ به حاکمان جور 🔹 ‏ (علیه السلام) فرمود: «یقوم القائم و لیس لاحد فی عنقه عهد و لا عقد و لا بیعة»؛ [۱] ( ما در حالی می‏کند که در گردن او برای احدی عهد و پیمان و بیعتی نیست». برنامه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با سایر (علیهم السلام) تفاوت دارد. ‏ علیهم السلام مامور بودند که در و و و تا سر حد امکان کوشش نمایند، 🔹ولی سیره و رفتار ‏(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متفاوت با آنان بوده و با و ، جور و و ‏دینی را ریشه ‏کن می‏نماید. اصلا این گونه رفتار از علائم و (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شمرده می‏شود. به بعضی از امامان (علیهم السّلام) که گفته می‏شد: چرا در مقابل ستمکاران قیام نمی‏کنید؟ پاسخ می‏دادند: این کار به عهده ماست. 🔹به بعضی عرض می‏شد: آیا شما قائم هستید؟ پاسخ میفرمودند: من قائم به حق هستم، لیکن که را از پاک می‏کند نیستم. از اوضاع آشفته جهان و و محرومیت مومنین شکایت می‏شد، می‏فرمودند: (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان و از گرفته خواهد شد. مومنین و هم به این نویدها دلخوش بودند و هرگونه رنج و محرومیتی را بر خود هموار می‏کردند. 🔹اکنون با این همه انتظاراتی که مؤمنین بلکه از (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارند، آیا امکان داشت که آن جناب با عصر بیعت و پیمان ببندد، که در صورت امضاء پیمان و بیعت ناچار باشد به عهد و پیمان خویش وفادار بماند، و در نتیجه هیچ وقت اقدام به و نکند؟ زیرا اسلام عهد و پیمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است؛ 🔹از این رو در احادیث تصریح شده که یکی از و مخفی شدن ولادت حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که ناچار نشود با بیعت کند تا هر وقت ‏خواست، کند و کسی در گردنش نباشد.  ‏(علیه السلام) فرمود: «خداوند عز و جل او را می‏کند، و شخص او را از دیده‏ها می‏سازد، تا هنگامی که می‏کند کسی را در گردن او نباشد». [۲] پی نوشت ها [۱] اصول کافی، ج ۱، ص ۳۴۲ [۲] کامل سلیمان، یوم الخلاص، ص ۱۰۱ منبع: راسخون به نقل از وبسایت عصر انتظار @tabyinchannel