🗓 ۲۷ محرم ۱۳۰۶ق سالگرد رحلت حاج ملاعلی کنی
✍ #بنجامین اولین #سفیر_آمریکا در ایران، در سفر به ایران در عصر #ناصرالدین_شاه قاجار مشاهدات خود از شخصیت معنوی و جایگاه رفیع اجتماعی #حاج_ملاعلی_کنی را چنین گزارش میکند:
«حاج ملا علی کنی مردی مسن، محترم و خیلی با وقار و هیبت است؛ ولی علیرغم مقام و موقعیت خود، زندگی مجلل و باشکوهی ندارد و خیلی ساده و معمولی به سر میبرد. با آنکه املاک و دارایی هم دارد، معهذا در صدد نمایش دادن آنها نیست و در کمال سادگی زندگی میکند. موقعی که از منزل خارج میشود، فقط سوار بر یک قاطر سفید رنگ میگردد و یک نفر نوکر همراه اوست؛ ولی مردم وقتی از آمدن او مطلع میشوند، از هر طرف نزد وی میآیند و مانند یک وجود فوق طبیعی از این روحانی استقبال میکنند.
یک اشاره از طرف او کافی است که شاه را از تخت سلطنت به زیر آورد و هر فرمان و دستوری که دربــارۀ خارجیان و غیرمسلمانان صادر کند، فورا از طرف مردم اجرا میگردد.
سربازان گارد محافظ سفارت در تهران به من میگفتند با آنکه از طرف شاه، مأمور حفاظت جان من و اعضای سفارت شدهاند، اگر حاج ملا علی کنی به آنها دستور دهد، بدون درنگ، من و دیگر اعضای سفارت را خواهند کشت.
خوشبختانه مردی که این همه قدرت و نفوذ کلام دارد، کسی است که خیلی رئوف و مهربان و ملایم است و هیچوقت دستورات شدیدی صادر نمیکند؛ ولی به هرحال باید توجه داشت که هیچ کار اجتماعی و مهمی در ایران، بدون جلب نظر و صلاحدید حاج ملا علی کنی انجام نخواهد شد.»
📚ایران و ایرانیان ص۳۳۲
🕌 @tarikh_hawzah_tehran
📷مزار #حاج_ملاعلی_کنی در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)
✍ حاج ملاعلی کنی در ۲۷ محرم ۱۳۰۶ق وفات کرد و تا چهار روز در تهران عزاداری برپا و بازار نیز بسته بود و پس از آن پیکر پاک وی را به سوی حضرت عبدالعظیم(ع) تشییع نمودند.
▪️در مراسم تشییع وی حتی گبر و ارمنی و یهودیها هم دسته عزا داشتند و یهودیهای تهران پیشاپیش جمعیت به سینه میزدند و میخواندند:
واویلا صد واویلا ستون دین ناپیدا
🕌 @tarikh_hawzah_tehran
▪️انا لله و انا الیه راجعون
فقیه و حکیم عالیقدر، بقیة السلف حکمای تهران، آیتالله سید حسن سعادت مصطفوی به ملکوت اعلی پیوست.
🕌 @tarikh_hawzah_tehran
🗓 ۷ شهریور ۶۹ درگذشت آیتالله العظمی مرعشی نجفی (نفر دوم از راست)
✍ آیتالله مرعشى نجفى در تاریخ ۱۳۰۲/۱۱/۸ش پس از بازگشت از نجف اشرف وارد تهران گردید و نزدیک به یک سال یا کمتر در تهران توقف کرد و در حوزههاى درس شخصیتهاى بزرگ علمى، مانند آیتالله شیخ عبدالنبى نورى، آقاحسین نجمآبادى، میرسیدحسن رضوى قمی، میرزاطاهر تنکابنی، میرزامهدى آشتیانى و میرزا حیدرعلى نائینى، دروس فقه، اصول، فلسفه و کلام را دنبال کرد و از کتابخانههاى مهم آن روز تهران نیز بازدید به عمل آورد.
🕌 @tarikh_hawzah_tehran
✍ روزی که گذشت یعنی اول ماه صفر (سال ۱۳۰۶ق) سالروز رحلت عارف و حکیم بزرگ #آقا_محمدرضا_قمشه_ای متخلص به صهبا بود. او یکی از اضلاع مثلث حکمت در #حوزه_حکمی_تهران در زمان خود بود.
▪️در منابع شرح حال، تصریحی به زمان و مکان دقیق رحلت #صهبای_قمشه_ای نشده است. گویا این امر به خاطر همزمانی وفات وی با تشییع پیکر #حاج_ملاعلی_کنی بوده و چون همه شهر از رجال حکومتی و توده مردم به اقامه عزای حاج ملاعلی مشغول بودند، از درگذشت عارف شهر غافل شدند.
▪️امر تشییع و تدفین آقا محمدرضا به همت حکیم #میرزا_ابوالحسن_جلوه برگزار شد و #حاج_شیخ_هادی_نجم_آبادی بر بدنش نماز خواند.
برخی گزارشها حکایت از آن دارد که صهبای قمشهای در #مقبره_امام_جمعه دفن شده است.
📚 استاد #صدوقی_سها در کتاب «تاریخ حکما و عرفای متأخر» درباره زمان وفات، اول ماه صفر و درباره مکان دفن، مقبره امام جمعه را قویتر میداند.
.................. پینوشت:
۱. اینک در ایام وفات حکیم آقا محمدرضا قمشهای، حوزه حکمی تهران داغدار حکیمی دیگر، آیتالله #سید_حسن_مصطفوی شده است.
روز سهشنبه ۸ شهریور ساعت ۹ صبح، از تکیه نیاوران، پیکر ایشان را بدرقه خواهیم کرد.
۲. تصویر فوق مربوط به تشییع پیکر #میرزا_حسن_آشتیانی در سال ۱۳۱۹ق در تهران است.
🕌 @tarikh_hawzah_tehran
📷 سه تن از دانشآموختگان #حوزه_حکمی_تهران؛ آیتالله العظمی صالحی مازندرانی در کنار آیات #جوادی_آملی و #حسن_زاده_آملی
🗓 ۹ شهریور سالروز رحلت آیتالله العظمی #صالحی_مازندرانی
آیتالله العظمی صالحی مازندرانی علاوه بر آنکه پیش از عزیمت به قم مدتها در #حوزه_تهران به تحصیل اشتغال داشتند، بعدها نیز ارتباط علمیشان با این حوزه قطع نشد.
📖 ایشان در خاطرات خود میفرمایند:
سال ۱۳۴۶ش سه ماه تابستان را در #مدرسه_مروی گذراندم و در این مدت با مرحوم #علامه_شعرانی آشنا شدم... از محضر ایشان استفادههای زیادی بردم. مدتی را که در تهران بودم مرحوم شعرانی علاقه و محبت خاصی به من پیدا کردند و دو سال بعد جویای احوالاتم شدند. در آن دیدار از مرحوم شعرانی تقاضا کردم که به قم بیاید تا حوزه قم از محضرشان استفاده کند. ایشان فرمودند: من به قم بیایم که چه کنم؟ خرج من ماهی دو هزار تومان است. (ایشان عیالوار بودند و این مبلغ هم در آن زمان پول زیادی بود) چه کسی به من این مبلغ را میدهد و در حالی که تاسف میخوردند این جمله را میفرمودند که موجب تأسف است که نمیتوانند در قم رحلت اقامت کنند.»
📚خاطرات آیتالله شیخ اسماعیل صالحی مازندرانی ص۴۱ و ۴۲
🕌 @tarikh_hawzah_tehran
▪️به بهانهی درگذشت همسر مکرمه #آیت_الله_مجتهدی
🔸آیتالله حاج #شیخ_احمد_مجتهدی:
🔹ما یک خانه نقلی و کوچک گرفتیم و تازه حاج خانم را به قم آورده بودیم. یکی از روزهای آخر ماه که جیبم هم خالی بود آمدم به درس بروم، حاج خانم فرمودند: آقا هر وقت از درس میآیید چهار تا تخم مرغ و مقداری هم روغن بگیرید و به منزل بیاورید. هیچ چیزی در خانه نداریم. تا این را ایشان گفت مثل اینکه دنیا را بر سرم خراب کردند. نه اهل نسیه خریدن بودم و نه اهل پول قرض گرفتن. چیزی نگفتم و رفتم. دو جا درس می دادم و بعدش هم درس خارج داشتم ولی همه جا شیطان دنبالم بود. حتی یک جا یک مرتبه از خود بیخود شدم و گفتم چرا دست از سرم برنمیداری؟
پس از درس به منزل آمدم تا وضو بگیرم و برای نماز ظهر به حرم بروم. خانم فرمودند: آقا گرفتی؟ گفتم: آمدهام تطهیر کنم به نماز بروم و در برگشت بگیرم؛ ولی دلم مثل سیر و سرکه میجوشید. چهار تا تخم مرغ و روغن مگر چقدر بود! مدام میگفتم خدایا آبرویم را جلوی این تازه عروس نبر.
🔸 قبا را پوشیده و عبا را میاندازند؛ وقتی میخواهند بروند یک مرتبه صدای در میآید. در را که باز میکنند میبینند که یک دوچرخه سوار است. میگوید:
احمد مجتهدی؟
_بله؛
_بیا اینجا را امضا کن؛
یک پاکت به حاج آقا میدهد و میرود. حاج آقا پشت پاکت را که نگاه میکند میبیند که نوشته: فرستنده باقر حبیبی؛ مرحوم دایی بعد از ۵ سال این ۱۵تومان را پست کرده بود. آن زمان ۱۵ تومان برای ایشان خیلی پول بود.
📚 حاج آقا مجتهدی ص۱۱۱ و ۱۱۲
🔹راوی: آقای محمود مجتهدی
📷 آیتالله مجتهدی در کنار شاگرد خود حاج شیخ محسن حبیبی
@tarikh_hawzah_tehran
✍️ برای دیدن بعضی بناهای تاریخی تهران در میانه بازار قدم میزدم تا رسیدم به #تیمچه_امین_اقدس در #بازار_مسگرها
یکی دو تا عکس از تیمچه گرفتم که صاحب یکی از حجرهها به شوخی گفت از ما هم عکس بگیر!
با بگو و بخند رفتم داخل حجره و سر صحبت باز شد:
پدرش مرحوم #حاج_جواد_اطمینان از بازاریان متدین و از شاگردان مرحوم #آیت_الله_مجتهدی بود. عکسی هم زیر میز کارش بود؛ جوانیهای حاج آقای مجتهدی در جمع طلاب؛ پدرش آقا جواد هم در ردیف دوم نشسته بود.
✨پدرش بیش از همه متأثر از عالم ربانی آیتالله #حاج_شیخ_ابوالفضل_خراسانی بود و امیر آقای اطمینان خاطرات زیادی از پدرش حاج آقا جواد، حاج شیخ ابوالفضل، آقا سید هاشم حسینی داماد شیخ ابوالفضل و از اعضای فدائیان اسلام و... گفت.
از روابط پدرش با برخی بزرگان اهل معنا خاطراتی گفت، از جمله این حکایت:
پدرم تصمیم داشت برای بهرههای معنوی، چله ترک حیوانی بگیرد و این مطلب را به هیچکس نگفته بود. تصمیم داشت دیگر ظهر هم به غذاخوری #حاج_مرشد_چلویی نرود.
همان روز در وسط بازار عارف عظیمالشأن آقا #سید_رضا_دربندی را میبینید و مرحوم دربندی به آقا جواد میگوید: «اگر قرار باشد کسی به جایی برسد، اینطور نیست که با نرفتن به مغازهی مرشد به جایی برسد.» به این معنا که برای لوازم سیر و سلوک معنوی چیزهای دیگری است نه اینها.
🕌 @tarikh_hawzah_tehran
📷 نمایی از حرکت آیتالله حاج شیخ یحیی نوری و مردم از «مدرسهالشهدا» به سوی میدان شهدا برای بزرگداشت حماسه ۱۷ شهریور (سال۵۸)
🕌 @tarikh_hawzah_tehran
تاریخ حوزه طهران
📷 نمایی از حرکت آیتالله حاج شیخ یحیی نوری و مردم از «مدرسهالشهدا» به سوی میدان شهدا برای بزرگداشت
✍ در روز پنجشنبه ۱۶ شهریور، تظاهراتی عظیم و آرام که از قبل توسط آیتالله حاج #شیخ_یحیی_نوری و دوستانشان
طراحی شده بود صورت گرفت. اواخر راهپیمایی، مردم این شعار را تکرار میکردند: «فردا صبح، ۸ صبح، میدان ژاله» درحالی که چنین چیزی از سوی علامه نوری برنامهریزی نشده بود و قرار بود طبق روال در مدرسه ایشان جنب #هیئت_فاطمیون جلسه صبح جمعه برگزار شود.
🔹حاج شیخ یحیی نوری در اینباره میگوید:
«به بنده ساعت6:30 صبح جمعه 17 شهریور، با تلفن خبر دادند که در دوازده شهر حکومت نظامی اعلام شده است و من بیدرنگ، انتظامات و افراد خود را بسیج کردم؛ چون جلسات صبح جمعه ما 8:30 شروع میشد و مردم ساعت 7 جمع میشدند. از طرف من اعلامیهای تهیه شد به این مضمون: «دولت غیرقانونی برای دوازده شهر حکومت نظامی اعلام کرده و دولت در نظر دارد توطئهای را پیاده کند و امروز تا اطلاع ثانوی، جلسه جمعهها برقرار نیست و مردم متفرق شوند» و این امر تا ساعت 10 صبح مرتب اعلام میشد. بااینهمه گروههای انبوه مردم از اطراف، به سوی میدان شهدا در حرکت بودند و اطراف خانه و مدرسه من، از طرف نیروهای نظامی محاصره شده بود و بیرون رفتن من بههیچوجه میسر نبود. در ساعت 8:30 صبح بود که عدهای به میدان شهدا رسیدند و در همین لحظه نیروهای نظامی از اطراف آنها را محاصره کردند. آنها در این یورش، کلیه مقدمات یک کشتار را فراهم کرده بودند و حتی سربازان اسرائیلی نیز در کشتار حضور داشتند. افراد ما سربازانی را دیده بودند که به زبان انگلیسی و زبانهای خارجی صحبت میکردند.»
🔹آیتالله نوری معتقد بودند سخن «فردا صبح، ۸ صبح، میدان ژاله» توسط نفوذیهای رژیم در بین مردم پخش شد تا برنامه جنایت خود را عملی سازند.
🌐 منبع: مصاحبه موسسه مطالعات تاریخ معاصر با آیتالله شیخ یحیی نوری
🕌 @tarikh_hawzah_tehran
📷 آیتالله طالقانی درحال اهدای قرآن به پهلوان تختی/سال ۱۳۳۶؛مسجد هدایت
✍ سید محمود طالقانی در دهه ۲۰ چون هدفش کار برای خدا و تبلیغ دین بود، در آن فضای دین گریزی که محصول سالها سلطنت رضاخان بود، به دنبال مسجدی برای تعلیم و تربیت میگشت، اما نه در مناطق خوش آب و هوای بالای شهر و نه در برخی محلات متدینتر؛ بلکه جایی که بیش از همه به فساد و فحشاء شهرت داشت. گشت و گشت تا در خیابانی که امروز جمهوری اش میخوانیم، در کوچهای به اسم پارک که انتهایش یک سینما بود و سینما هم در آن روزگار یعنی یکی از مراکز مهم فساد، یک مسجد کوچک پیدا کرد به نام #مسجد_هدایت.
هرچه فعالیت مسجد هدایت بیشتر میشد، فیلمهای سینمای انتهای کوچه مبتذلتر میشد اما سید محمود طالقانی از پا ننشست. کار فرهنگی و تبلیغی او در مسجد به اندازهای بود که مسجد هدایت به یکی از مساجد پیشران و مشهور در سطح ملی با برنامههای اثرگذار تبدیل شد و آوردگاه چهرههای متنوعی از فعالان و مبارزین گردید.
🔹سید محمود طالقانی عالمی باسواد، باصلابت، مردمی، دوست داشتنی، صریح و مبارز بود و شخصیت پدرانهاش را از آغاز تا پایان با خود داشت و این رمز درخشش بود. او روز نخست #امام_محله بود، اما دیدیم که پس از انقلاب در سنگر نماز جمعه، امام دوست داشتنی شهر بود.
🔸امروز در مساجدمان طالقانی میخواهیم؛ در مناسبات اجتماعیمان طالقانی میخواهیم؛ در ریشسفیدی هایمان طالقانی میخواهیم؛ در محیطهای کم برخوردار از فرهنگ اسلامی طالقانی میخواهیم. نه اینکه چنین خصوصیات و شخصیتهایی دیگر وجود ندارد؛ هست اما سر جای خودش نیست!
🕌 @tarikh_hawzah_tehran