یک آیه در روز
۱۱۵۶) 📖 و السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ 📖 ترجمه 💢و سوگند به آسمانِ دارای رجوع؛ سوره طارق (۸۶) آیه ۱۱
.
4️⃣ «وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»
این ظرفیت برگشتپذیری آسمان، شاید تناسبی داشته باشد با برگرداندن نظام آفرینش: «يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعيدُه» (انبیاء/۱۰۴).
جالب اینجاست در این آیه وقتی میخواهد از رجوع الی الله و اعاده خلقت در روز قیامت آن طور که روز اول بوده سخن بگوید محور را درهمپیچیده شدن «آسمان» قرار داد؛ چهبسا این آیه می خواهد بگوید آسمان باید ظرفیت «رجع» داشته باشد تا بتوان آن را درهمپیچید و اعاده خلقت میسر شود.
@yekaye
#طارق_۱۱
یک آیه در روز
۱۱۵۶) 📖 و السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ 📖 ترجمه 💢و سوگند به آسمانِ دارای رجوع؛ سوره طارق (۸۶) آیه ۱۱
.
5️⃣ «وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»
علاوه بر تفاسیر انفسی، میتوان از تفاسیر تأویلی آیه هم سخن گفت؛ که البته تأویل را باید از راسخون در علم که به تأویل آگاهند گرفت، نه اینکه خود درصدد تأویلهای خودساخته برآییم، که این کار ناشی از زیغ و انحراف درونی است: «فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِه» (آلعمران/۷):
🌴الف. یکی از معانی تأویلیای که در ابتدای این سوره از زبان راسخون در علم مطرح شد این بود که «سماء» امیرالمومنین ع باشد. اگر در همین تأویل آیه را معنا کنیم آنگاه چهبسا سوگند به آسمان دارای رجع، سوگند به امیرالمومنین ع باشد که آغوشش برای بازگشت هرکسی که از او جدا شده و ولایت او را تاکنون نپذیرفته، گشوده است؛ و از عجایب اینکه ولایت امیرالمومنین ع چنان اثری در زندگی انسان دارد که طبق حدیث نبوی، یهودیای که حضرت علی ع را واقعا دوست داشت، اگرچه از مجاورت رسول الله در بهشت عدن محروم شد، اما در بقعهای از زبرجد خضراء در بهشت چهارم جای گرفت (الأصول الستة عشر، ص277 ).
🌴ب. مطابق حدیث دیگری از امام باقر ع و امام صادق ع ذیل آیه «وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدام» (انفال/۱۱) «سماء» رسول الله ص معرفی شده و «ماء» را امیرالمومنین ع، که با ولایت وی انسانها پاک میشوند و رجس شیطان از آنها دور میشود (تفسير فرات الكوفي، ص153 ؛ تفسير العياشي، ج2، ص50 )؛ که این مضمون تناسب فراوانی دارد که «رجع» به معنای باران باشد و آنگاه رسول الله «سماء» است و امیرالمومنین «رجع» و آنگاه مضمون تأویلی این آیه به آیه سوره انفال بسیار نزدیک میشود.
🌴ج. اینکه «سماء» به رسول الله ص تأویل شود ذیل آیات دیگری هم مطرح شده است مثلا در حدیثی از امام باقر ع ذیل آیه «وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ» (ذاریات/۷) «سماء» به رسول الله ص و «ذات الحبک» به امیرالمومنین ع تأویل شده است (تفسير القمي، ج2، ص329 ؛ تفسير فرات الكوفي، ص441 ). ذات الحبک، یعنی دارای راههای گوناگون و متعدد؛ آنگاه آیا تناسبی بین «ذات الحبک» (دارای راهها) با «ذات الرجع» (دارای برگشت) نیست؟ چهبسا بتوان گفت که آسمانی که قرار است بدان برسیم رسول الله ص است؛ اما هم راههای گوناگون رسیدن به آن امیرالمومنین ع است و هم مسیر برگشت و توبه ما به سوی آن آسمان. (جالب است که در هر دو نقل فوق آیه قبلی (وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ؛ ذاریات/۶) «دین» به امیرالمومنین ع تأویل شده است و در نقلی که فرات کوفی بلافاصله بعد از حدیث فوق آورده «دین» امیرالمومنین ع است و کل آیه «وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ» به رسول الله ص تأویل شده است (تفسير فرات الكوفي، ص441 ).
🌴د. ...
@yekaye
#طارق_۱۱
یک آیه در روز
۱۱۵۶) 📖 و السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ 📖 ترجمه 💢و سوگند به آسمانِ دارای رجوع؛ سوره طارق (۸۶) آیه ۱۱
.
6️⃣ «عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ ... وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»
در آیه ۸ این سوره از اینکه خداوند بر «رجع» او تواناست سخن گفت و در این آیه از اینکه آسمان دارای «رجع» است. چه نسبتی بین این دو آیه هست؟
🌴الف. این سوگندها برای تأکید بر مساله قیامت است و تناسب دارد با رجوع انسان بعد از مرگ (الميزان، ج20، ص260-261 ) که در آن آیه هم از این توانایی خداوند بر رجوع انسان بعد از مرگ سخن گفت.
برخی خواستهاند بین این دو آیه با توجه به معنای «باران» برای «رجع» جمع کنند چنین گفتهاند: «رجعت انسان در قيامت، همچون رجعت آب بخار شده دريا از آسمان به زمين است» (تفسير نور، ج10، ص446).
🌴ب. اگرچه همه عامل به دست خداوند است اما افعال خداوند بر اساس نظام و ضوابطی است که خود مقدر فرموده است؛ اگر خداوند بر رجوع انسان (در هریک از معانی رجوع که ذیل آیه ۸ اشاره شد) تواناست، این رجوع یک بستری دارد که آن بستر آسمان است.
🌴ج. ...
@yekaye
#طارق_۱۱
یک آیه در روز
۱۱۵۶) 📖 و السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ 📖 ترجمه 💢و سوگند به آسمانِ دارای رجوع؛ سوره طارق (۸۶) آیه ۱۱
🔹الْأَرْضِ
قبلا بیان شد که
▪️ماده «أرض» در زبان عربی در معانی متعددی به کار رفته است که برخی اینها را به سه معنا برمیگردانند که دوتای آنها در قرآن کریم به کار نرفته است (یکی در معنای زکام و سرماخوردگی؛ دیگری در معنای «رعشه و تزلزل»). اما معنایی که با آن سر و کار داریم به هر چیزی که در موقعیت پست و پایین قرار گرفته، نقطه مقابل سماء و عُلُو باشد.
▪️برخی معتقدند که اصل معنای آن، همین کره زمین در مقابل آسمان بوده و به تَبَعِ آن بر هر چیز پست و پایینی در مقابل بالا اطلاق شده؛ و برخی هم توضیح دادهاند که هرگاه این کلمه در کنار «سماء» قرار بگیرد کاملا بر همین معنای مقابل «سماء» به کار میرود و شامل جمیع موجودات زمینی هم میشود؛ اما وقتی که به صورت مطلق به کار میرود (وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ، حجر/۱۹؛ أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً، مرسلات/۲۵) غالبا خود کره زمین مورد نظر است؛ هرچند که گاه به قسمت و منطقه معینی از زمین هم اطلاق میشود (يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ، مائده/۲۱؛ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ، لقمان/۳۴).
▪️البته برخی هم بر این باورند که اصل این ماده دلالت دارد بر جرم متراکمی که درونش با امر لطیفی پر شده که اشیاء به آن و بر آن قائماند؛ یعنی فقط دلالت بر پایین بودن، و اینکه چیزی بر روی باشد ندارد؛ بلکه هم بر تراکم آن جرم و در عین حال اینکه درونش امر لطیفی باشد دلالت دارد، و هم بر اینکه اموری نه فقط بر روی آناند، بلکه بدان قائماند؛ چنانکه گیاهان، نه فقط روی زمیناند بلکه به زمین قائماند؛ و یا به پاهای اسب، در مقایسه با قسمت بالای آن «قوائمه» گویند که فقط نسبت بالا و پایین نیست، بلکه قیام اسب هم بر آن است. همچنین اینکه این ماده بر یک امر متراکم و البته با درونی لطیف دلالت دارد نیز از بسیاری از کاربردهای این ماده قابل استنباط است؛ چنانکه به زمین نرم و طیب «أرض أریضة» گویند؛ ویا «إرَاض» به معنای بساط ضخیمی است که از پشم یا بز یا پشم شتر درست شده باشد و یا «تَأَرَّضَ النَّبْت» یعنی گیاهی که امکان برکندن آن از زمین وجود دارد.
▪️این کلمه، مونث مجازی است (صفات آن مونث میشود مانند همین تعبیر «الأرض المیتة» (یس/۳۳) یا «الأرض المقدّسه» (مائده/۲۱) هرچند جمع آن، علاوه بر «أراضی» به صورت «أَرَضُون» و «أرَضین» هم به کار رفته که تبیین آن معرکه آراء شده است.
▪️به نظر میرسد که همین در مقابل «سماء» بودن ظرفیتی را در این کلمه قرار داده که استعمال آن در قرآن لزوما منحصر به اشاره به زمین جسمانی نباشد؛ چنانکه حتی برخی در توضیح آیه «اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ» (طلاق/۱۲) و نیز روایاتی که از هفت زمین در قبال هفت آسمان سخن میگوید این احتمال را مطرح کردهاند که مقصود از هر زمینی، آسمانِ تحت آسمان بالاتر است؛ و بدین ترتیب، هفت آسمان و یک زمین داریم که شش آسمانِ آن، هریک زمینی برای آسمان بالاتر از خود است.
▪️در احادیث، این توسعه معنایی «أرض» جدی گرفته شده و تعابیر زمین دل، زمین جان و … – دست کم به طور استعاری – رایج است؛ و برخی روایات، برخی از تعابیر «أرض» در قرآن را بر همین معانی توسعهیافته نیز اطلاق کردهاند.
🔖جلسه ۷۸۱ http://yekaye.ir/ya-seen-36-33/
📖اختلاف قرائت
▪️در اغلب قراءات مشهور به همین صورت مجرور «وَ الْأَرْضِ ذاتِ» قرائت شده است؛ که در این صورت خود کلمه «زمین» محل مورد سوگند واقع شده است و «ذاتِ الصدع» صفت آن است.
▪️اما در برخی قراءات غیرمشهور به صورت مرفوع «وَ الْأَرْضُ ذاتُ» قرائت شده است که در این صورت «زمین» مبتدا و «ذاتُ الصدع» خبر آن میباشد؛ و برخی کل جمله را محل سوگند دانستهاند (اعراب القراءات الشواذ، ج۲، ص۶۹۹ ؛ معجم القراءات، ج۱۰ ، ص381 ).
▫️این قراءت از امام صادق ع هم روایت شده است و البته قرائت این آیه به همان صورت مشهور هم از ایشان روایت شده است که در قسمت احادیث خواهد آمد (کتاب القراءات، ص۱۷۶-177).
▪️همچنین در قرائتی غیرمشهور، حرف «ض»در «ذ» ادغام شده و به صورت «وَ الْأَرْض ذّات» قرائت شده است.
@yekaye
🔹الصَّدْعِ
قبلا بیان شد که
▪️ماده «صدع» در اصل به معنای شکاف برداشتن چیزی سفت و محکم است و به تعبیر دیگر، شقه کردنی است که چیزی سفت و محکم را از هم جدا کند و بشکافد، چنانکه خود کلمه «الصَّدْعِ» به شکافی که در اجسام صُلب (مانند شیشه و دیوار و …) حاصل آید گویند و به همین مناسبت به گیاهان هم گویند زیرا زمین را میشکافند و بیرون میآیند «وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ» (طارق/۱۲)؛ وباز به همین مناسبت به کسی که حق را کاملا آشکارا بیان کند میگویند: «صَدَع بالحقِّ» و آیه شریفه «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ» (حجر/۹۴) را نیز از همین باب دانستهاند و برخی این تعبیر را به معنای مطلبی را جدا و متمایز کردن و فیصله دادن دانستهاند.
▪️«صُداع» به معنای سردرد را هم برگرفته از همین معنا می داند گویی از شدت درد شکافی در سر شخص ایجاد شده است.
▪️وقتی این ماده به باب تفعل میرود (در حالت مضارع گاه حرف تا در صاد ادغام میشود و یتصدّع به صورت یَصَّدَّع درمیآید) به معنای قبول و پذیرش «صَدع» (جدایی و انشقاق و پراکنده شدن) باشد که مثلا برای متفرق شدن مردم تعبیر «تصدَّع القَوْمُ» به کار میرود: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ» (روم/۴۳) که اسم مفعول آن «متصدع» میشود: «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ» (حشر/۲۱) که میتواند به معنای قبول و پذیرش «صُداع» (سردرد) باشد که بر اساس قرائت مجاهد از آیه که به صورت «لا يُصَّدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ» (واقعه/۱۹) قرائت شده است.
وقتی به باب تفعیل میرود هم به معنای ایجاد «صُداع» (سردرد) در شخص است (که در زبان فارسی هم رایج شده که می گویند مصدع شما نمیشوم” یعنی سرتان را به درد نمیآورم) و هم به معنای متفرق کردن و پراکندن و در خصوص آیه: «لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ» (واقعه/۱۹) اغلب بر این باورند که به معنای این است که از آن شراب سردرد نمی گیرند؛ هرچند برخی هردو معنا را در اینجا نیز محتمل دانسته و گفتهاند میتواند به این معنا باشد که از نوشیدن آن شراب سردرد نمیگیرند ویا اینکه از آن مجلس متفرق نمیشوند.
▪️البته مرحوم مصطفوی بر این باورست که در تمام موارد فوق «تصدّع» و «تصدیع» به معنای انقطاع و تقطّع و جدا شدن و یا قطع کردن است؛ در آیه ۴۳ سوره روم به این معناست که آنان از جمیع تعلقهایشان و از هرگونه یاور و دوست و پشتیبانی جدا می شوند؛ در آیه ۱۹ سوره واقعه به این معناست که آنان هرگز از این نعمتها جدا نمیشوند و در آیه ۲۱ سوره حشر بدین معناست که از شدت اثر پذیرفتن و خشوع، کوه هم متقطّع (تکهتکه) می شود؛ و حتی بر این باورند که در آیه «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ» هم میفرماید نفس خویش را از جمیع تعلقات و آنچه ممکن است تو را از انجام ماموریتت به خود مشغول دارد منقطع کن.
🔖جلسه ۹۸۶ https://yekaye.ir/al-waqiah-56-19/
@yekaye
☀️۱) در ادامه حدیثی که از امام صادق ع ذیل آیه قبل (حدیث۱)روایت شد آمده است که ایشان درباره «وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ» فرمودند: یعنی دارای گیاه.
📚کتاب القراءات، ص۱۷۷
حدثنی محمد بن جمهور بإسناده عن أبی عبدالله علیه السلام قال:
«السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»، قَالَ: ذَاتُ الْمَطَرِ؛ «وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ» ذَاتِ النَّبَاتِ.
@yekaye