یک آیه در روز
. ۱۱۶۲) 📖 فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً 📖 ترجمه پس آن کافران را مهلت ده، کمی مهلتش
.
4️⃣ «فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً»
درباره مقصود از تعبیر «أَمْهِلْهُمْ»:
🌴الف. اکثریت قریب به اتفاق مفسران و مترجمان، تعبیر «أَمْهِلْهُمْ» را فعل امر دانستهاند که تأکید مجددی بر «مَهِّلِ الْكافِرينَ» است؛
و در مورد اینکه لفظش تغییر کرده (از باب تفعیل به باب افعال رفته)، حداکثر توضیحی دادهاند مانند اینکه:
🌿الف.۱. چون تکرار جالب نیست، برای اینکه هم تأکید حاصل شود و هم از تکرار عین تعبیر اجتناب شود از باب تفعیل به باب افعال برد؛ و با توجه به اینکه «رویدا» هم باز همان معنای مهلت بده دارد، این بار اصل ماده را هم تغییر داد؛یعنی سه بار تأکید کرد در عین حال برای این سه بار تأکید از سه لفظ استفاده کرد (ابن جنی، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص716 ؛ التبيان في تفسير القرآن، ج10، ص327 ).
🌿الف.۲. باب تفعیل دلالت بر تدریج دارد و باب افعال دلالت بر دفعی بودن؛ و اینکه ابتدا از باب تفعیل استفاده کرد که ظهور در تدریج دارد و سپس به باب افعال- که دلالت بر دفعی بودن دارد- برد و آن را با «رویدا» مقید کرد، دلالتی آشکار بر لطف [خداوند] دارد (الميزان، ج20، ص261 ).
🌿الف.۳. ...
🌴ب. معدودی از آنها دومی را صیغه متکلم دانستهاند که چون در پاسخ به «مَهِّل» آمده مجزوم شده است، یعنی خدا به پیامرش میفرماید تو مهلت بده تا من هم مهلت اندکی به آنها بدهم؛ و چنین ترجمه کردهاند:
🌱«زمان ده كافران را اندكى، تا بينى كه چه كنم با هر يكى». (تفسير نسفى، ج2، ص115۳)
🌱«پس مهلت ده كافران را، مهلت ميدهم ايشان را مهلتدادنى». (ترجمه صفیعلیشاه، تفسیر صفی، ص۸۲۰)
🌱«پس مهلت ده كافران را، مهلت ميدهم ايشان را تا وقت كيفر». (ترجمه مصباحزاده، ص59۱)
🌴ج. ...
@yekaye
#طارق_۱۷
یک آیه در روز
. ۱۱۶۲) 📖 فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً 📖 ترجمه پس آن کافران را مهلت ده، کمی مهلتش
.
5️⃣ «فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً»
در آیات قبل فرمود:«إِنَّهُمْ يَكيدُونَ كَيْداً؛ وَ أَكِيدُ كَيْداً: اینان چارهای میاندیشند و من هم چارهای کنم.» با حرف «ف» که هم دلالت بر بلافاصله بودن دارد و هم دلالت بر تفریع، میفرماید به این کافران مهلت بده؛ و دوباره تأکید میکند که مهلتی بده مهلتی اندک.
یعنی اگر چارهاندیشی مرا قبول دارید، وقتی با کید دشمن مواجه شدید دستپاچه نشوید و فکر نکنید که همین الان باید کار را یکسره کنید. خیر، عجله نکنید و تدبیر خدواند را جدی بگیرید (مجمع البيان، ج10، ص716 )
و با سه واژه (مَهِّل، أَمْهِلْ، رُوَيْداً) تأکید کرد که به آنها مهلتی بدهید.
البته بار دوم و سومش میتواند به معنای «من مهلتی میدهم» باشد (توضیح در تدبر۴)، که اگر چنین باشد چهبسا میحواهد بفرماید در برخورد با دشمن، نه خود عجله كنيد و نه از خدا عجله بخواهيد (تفسير نور، ج10، ص446)، شما به کافران مهلتی بدهید، تا من هم مهلتی اندک به آنان بدهم؛ اما خیالتان راحت باشد که این مهلت اندک خواهد بود و حتما به کید من گرفتار خواهند شد،
به هریک از سه معنایی که در تدبر ۳ از آیه قبل گفته شد (به سزای کیدشان خواهند رسید؛ یا شما را در برابر کید آنان یاری و پیروز میکنم؛ یا کید آنان اساسا درون کید من و برای تحقق اهداف من رقم میخورد).
@yekaye
#طارق_۱۷
یک آیه در روز
. ۱۱۶۲) 📖 فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً 📖 ترجمه پس آن کافران را مهلت ده، کمی مهلتش
.
6️⃣ «فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً»
تعبیر «رُوَيْداً» به معنای همان مهلت دادن است که در اینجا اغلب مفسران این تأکید را به معنای «اندک» دانستهاند (مثلا ابن عباس و قتاده و سدی، به نقل الدر المنثور، ج6، ص337 ).
مقصود از این زمان اندک چیست؟
🌴الف. تأکیدی بر مهلت دادن است که چون دو بار از ماده «مهل» آورد این بار از ماده دیگری استفاده کرد (ر.ک: تدبر ۴.الف.۱)
🌴ب. میخواهد بفرماید مقدار مهلت به دشمن، به قدرى نباشد كه فرصت را از شما بگيرد (تفسير نور، ج10، ص446)
🌴ج. مقصود قتل و ذلتی است که در همین دنیا دامنگیر آنها خواهد شد، که به طور خاص میتواند اشاره باشد به جنگ بدر (مجمع البيان، ج10، ص716 ) از این جهت که این آیه مکی است، و آنجا اجازه جهاد نداشتند ولی اندکی بعد مسلمانان به مدینه رفتند اجازه جهاد پیدا کردند؛ که شاید برخی که گفتهاند این آیه توسط آیه «فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ» (توبه/۵) نسخ شده (الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج21، ص12 ) همین مورد نظرشان بوده است.
🌴د. مرادش زمان ظهور امام زمان ع است که خداوند انتقام تمام مومنان را از کافران میگیرد (حدیث۱) و جهان از شرک و کفر پاک میشود.
🌴ه. مقصود آخرت است که آنها به سزای اعمالشان خواهند رسید؛ و از آنجا که چیزی است که در آینده به صورت قطعی رخ میدهد پس زمانی اندک است (مجمع البيان، ج10، ص716 )؛ و شاید از این باب باشد که آخرت بر آنها احاطه دارد: «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرينَ» (توبه/۴۹)، «يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرين» (عنکبوت/۵۴)؛ و لذا این مهلت صرفا همین مهلت زندگی دنیویشان است که خود را از عذاب آخرت دور میبینند، چنانکه در موارد دیگر هم فرمود که کفار است که آخرت را دور میبینند وگرنه ما آن را نزدیک میبینیم «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيدا؛ وَ نَراهُ قَريبا» (معارج/۶-۷).
@yekaye
#طارق_۱۷
۱۱۶۳) جمعبندی سوره طارق (۸۶)
📖بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ (1)
وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ (2)
النَّجْمُ الثَّاقِبُ (3)
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ (4)
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ (5)
خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ (6)
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ (7)
إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ (8)
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ (9)
فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ (10)
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ (11)
وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ (12)
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (13)
وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ (14)
إِنَّهُمْ يَكيدُونَ كَيْداً (15)
وَ أَكيدُ كَيْداً (16)
فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً (17)
۱۴۰۴/۴/۶
۱ محرم ۱۴۴۷
@yekaye
#طارق
💢ترجمه کامل سوره طارق
به نام خداوند دارای رحمت گسترده و همیشگی؛
سوگند به آسمان و [سوگند به] طارق؛
و چه چيزی آگاهت کرد [= میتواند آگاهت کند] که طارق چیست؟
آن ستاره نورافشان.
همانا هر نفسی کسی بر او حافظ است (هیچ نفسی نیست مگر اینکه بر او حافظی است).
پس باید انسان بنگرد که از چه آفریده شده است؟
از آبی جهنده آفریده شد.
از بین صُلب و استخوانهای سینه بیرون میآید.
بدرستی که او بر بازگرداندن او قطعا تواناست.
روزی که رازها آزموده و برملا شود (روزی که از پرده برون افتد رازها)؛
پس برایش هیچ قوّتی و هیچ یاوری نخواهد بود.
و سوگند به آسمانِ دارای رجوع؛
و سوگند به زمینِ دارای شکاف؛
که همانا، آن سخنی قاطع و فیصلهبخش (یا: جدا) است؛
و آن شوخی (بیهوده) نیست.
بهیقین آنان چارهها اندیشند، چه چارهاندیشیدنی؛
و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی!
پس آن کافران را مهلت ده، کمی مهلتشان دِه [دِهَم].
@yekaye
#طارق
در تفسیر قمی دو حدیث از اهل بیت آمد که ناظر به فرازهای متعددی از این سوره بود. چون در بحثهای قبل تقطیع شد (ذیل آیات ۱ و ۱۰ و ۱۵-۱۷ آمد) کل آن یکجا تقدیم میشود. یادآوری میشود که ظاهر این است که یک حدیث طولانی بوده که مرحوم قمی در بین آن ناظر به آیات دیگری که در حدیث نیامده توضیحاتی داده است. متن دو حدیث با حذف مطالب مرحوم قمی بدین صورت است:
☀️۱) ابوبصیر روایت کرده که امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه «وَ السَّمَاءِ وَ الطَّارِقِ» فرمودند:
آسمان در اینجا، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است،
و طارق کسی است که از نزد پروردگار، از آنچه در شب و روز اتّفاق میافتد، برای ائمّه (علیهم السلام) خبر میآورد؛ و آن همان روحی است که همراه ائمّه (علیهم السلام) است و آنها را ثابتقدم می گرداند.
از ایشان پرسیدم: «وَ النَّجْمُ الثَّاقِبُ» چطور؟
فرمودند: آن رسول الله ص است.
درباره آیه «فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» فرمود: «او را نیرویی نیست» که وی را در مقابل خداوند تقویت کند و نیز دربرابر خداوند «یاوری ندارد» که اگر خدا بخواهد آسیبی به او برساند او را یاری کند.
گفتم: [مقصود از] إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً [چیست]؟
فرمود: در خصوص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) کید ورزیدند و در مورد علیّبنابیطالب (علیه السلام) کید ورزیدند و در مورد فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کید ورزیدند. پس خداوند فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! همانا بهیقین آنان چارهها اندیشند، چه چارهاندیشیدنی؛ و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی؛ پس به کافران مهلت ده» ای محمد «و كمى آنان را به حال خود واگذار» تا وقت برانگیختن قائم ع که انتقام مرا از جبّاران و طاغوتهای قریش و بنیامیّه و سایر مردم میگیرد.
📚تفسير القمي، ج2، ص415-416
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحُسَيْنِ [الحسن] بْنِ عَلِيٍّ بنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ «وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ» قَالَ:
قَالَ: «السَّمَاءُ» فِي هَذَا الْمَوْضِعِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ «الطَّارِقُ» الَّذِي يَطْرُقُ الْأَئِمَّةَ ع مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ- مِمَّا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ- وَ هُوَ الرُّوحُ الَّذِي مَعَ الْأَئِمَّةِ ع يُسَدِّدُهُمْ.
قُلْتُ: وَ «النَّجْمُ الثَّاقِبُ»؟
قَالَ: ذَاكَ رَسُولُ اللَّهِ ص....
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ الله بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ فِي قَوْلِهِ: «فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» قَالَ: «مَا لَهُ قُوَّةٌ» يَقْوَى بِهَا عَلَى خَالِقِهِ «وَ لَا نَاصِرٌ» مِنَ الله يَنْصُرُهُ إِنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً.
قُلْتُ: «إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً»؟
قَالَ: كَادُوا رَسُولَ الله (ص) وَ كَادُوا عَلِيّاً ع وَ كَادُوا فَاطِمَةَ ع. فَقَالَ الله: يَا مُحَمَّدُ «إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ» يَا مُحَمَّدُ «أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً» لِوَقْتِ بَعْثِ [لو قد بُعِثَ] الْقَائِمِ ع فَيَنْتَقِمُ لِي مِنَ الْجَبَّارِينَ وَ الطَّوَاغِيتِ مِنْ قُرَيْشٍ وَ بَنِي أُمَيَّةَ وَ سَائِرِ النَّاسِ.
@yekaye
یک آیه در روز
۱۱۶۳) جمعبندی سوره طارق (۸۶) 📖بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ (1)
.
1️⃣ چنانکه در همان ابتدای سوره معلوم شد
(جلسه ۱۱۴۵، محور غرض سوره و مروری بر محتوای کلی آن https://yekaye.ir/at-taariq-0/)
عموم مفسران درباره کلیت سوره بیشتر یک سلسله تعابیر کلیگویانه داشتند مانند اینکه محتوای این سوره ترغیب به معرفت درباره مبدا و معاد است (مفاتيح الغيب، ج31، ص: 117 ) یا انذاری نسبت به معاد است و با مطلق بودن قدرت خداوند بر آن استدلال میشود و اشارهای به حقیقت آن روز دارد (الميزان في تفسير القرآن، ج20، ص258 ) و ...
گویی این سوره به چند مطلب پرداخته که عموما نتوانستهاند ارتباط جدیای بین مطالب آن بیابند؛
🤔در نگاه اول هم همین طور به نظر میرسد؛ یعنی دست کم به نظر میرسد سوره چند مطلب بیربط به هم دارد:
▪️فراز اول (سه آیه اول) توضیحاتی درباره طارق، که یک ستاره درخشان است؛ و در در آیه ۴ میفرماید بر هر کسی حافظی هست؛ که شاید بتوان این را هم در همین فراز قرار داد.
▪️فراز دوم (آیات ۵-۱۰) تذکری است که انسان ببیند از چه آفریده شده، و نتیجه میگیرد که خداوندی که انسان را این گونه آفریده بر برگرداندن وی تواناست در روزی که هیچکس را توان و یاوری نیست
▪️فراز سوم (آیات ۱۱-۱۲) اشارهای دارد به اینکه آسمان دارای چیست و زمین دارای چه.
▪️فراز چهارم (آیات ۱۳-۱۴) میفرماید که آن سخنی فصل است نه بیهوده و شوخی.
▪️و فراز پایانی (آیات۱۵-۱۷) توضیحی است درباره کیدورزی کافران و اینکه خدا هم کیدی میکند و از پیامبر میخواهد که مهلتی اندک به آنها بده.
❓اما آیا واقعا این فرازها بیربط کنار هم قرار داده شدهاند؟
💢آنچه بوضوح پاسخ این سوال را منفی میکند این است که دست کم یکی از این فرازها (یعنی فراز دوم، که اتفاقا در نگاه اول جزء بیربطترین فرازها به فراز قبلیاش به نظر میرسد) با حرف «ف» که برای تفریع (مترتب کردن مطلب، بر مطلب قبلی) است آمده است.
❇️اگرچه در ابتدای سوره یک مروری بر کلیت سوره داشتیم، اما برای اینکه این ربط و به تعبیر دغدغه کلی سوره را دریابیم، اکنون و پس از بحث درباره تکتک آیات، بد نیست مرور دوبارهای بر کل سوره داشته باشیم:
🔺سوره با سوگندی به آسمان و «طارق» شروع میشود؛ و چنانکه دیدم کلمه طارق ظرفیت معانی متعددی داشت که متناسب با هریک، کل سوره معنای جدیدی به خود میگیرد.
شاید آمدن تعبیر «و ما ادراک ما الطارق» برای این بود که ذهنمان بسرعت در اولین معنایی که در آن خطور میکند قفل نشود، که از بقیه معانی این امر محروم شویم. در هر صورت این طارق نسبتی مهم با نجم ثاقب دارد که خود این کلمه هم ظرفیتهای معنایی متعددی داشت؛ که اینها میتواند انواعی از ارتباط را با آیات بعدی رقم بزند.
🔺سپس تأکید میکند که برای هر انسانی محافظی هست.
این آیه اتفاقا هم ظرفیت جدی دارد که آیات قبل را توضیح دهد (خواه از این جهت که اگر طارق و نجم ثاقبی در کار هست محافظی هم در برابر آنها نیاز است و خواه از این جهت که چهبسا خود این طارق و نجم ثاقب یک نحوه کار محافظتی دارد انجام میدهد)
و هم ظرفیت این را دارد که نشاندهنده جهتگیری و دغدغه آیات بعد باشد (که اگر روند آفرینش و برانگیخته شدن انسان مورد توجه است، همه اینها در یک فضای محافظتشدهای باید لحاظ شود).
🔺سپس تذکری میدهد به روند آفرینش دنیوی انسان؛
آیا احتمال ندارد که این تعبیر زاویه دیگری از تعبیر طارق و نجم ثاقب باشد؛ یعنی میدانیم که در ادبیات قرآنی تأکید جدی بر وجود دو حیثیت در انسان هست: یکی حیثیت کاملا آسمانی که با تعبیر نفخ روح از آن یاد شده و دیگری حیثیت کاملا زمینی که با تعبیر آفریده شدن از گل و خاک و نطفه بدان اشاره شده است؛
آیا احتمال ندارد که طارق آن روحی باشد که درب خانه خاکی انسان را میزند و آیات ۵-۷ اشارهای به این خانه و مبدا خاکی انسان باشد؟
🔺در این صورت، آیات ۸-۱۰، نه فقط ناظر به آیات ۵-۷، بلکه ناظر به کل آیات قبل است، با محوریت آیه ۴؛
یعنی ...
@yekaye
👇ادامه مطلب👉