یک آیه در روز
. ۱۱۶۲) 📖 فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً 📖 ترجمه پس آن کافران را مهلت ده، کمی مهلتش
.
6️⃣ «فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً»
تعبیر «رُوَيْداً» به معنای همان مهلت دادن است که در اینجا اغلب مفسران این تأکید را به معنای «اندک» دانستهاند (مثلا ابن عباس و قتاده و سدی، به نقل الدر المنثور، ج6، ص337 ).
مقصود از این زمان اندک چیست؟
🌴الف. تأکیدی بر مهلت دادن است که چون دو بار از ماده «مهل» آورد این بار از ماده دیگری استفاده کرد (ر.ک: تدبر ۴.الف.۱)
🌴ب. میخواهد بفرماید مقدار مهلت به دشمن، به قدرى نباشد كه فرصت را از شما بگيرد (تفسير نور، ج10، ص446)
🌴ج. مقصود قتل و ذلتی است که در همین دنیا دامنگیر آنها خواهد شد، که به طور خاص میتواند اشاره باشد به جنگ بدر (مجمع البيان، ج10، ص716 ) از این جهت که این آیه مکی است، و آنجا اجازه جهاد نداشتند ولی اندکی بعد مسلمانان به مدینه رفتند اجازه جهاد پیدا کردند؛ که شاید برخی که گفتهاند این آیه توسط آیه «فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ» (توبه/۵) نسخ شده (الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج21، ص12 ) همین مورد نظرشان بوده است.
🌴د. مرادش زمان ظهور امام زمان ع است که خداوند انتقام تمام مومنان را از کافران میگیرد (حدیث۱) و جهان از شرک و کفر پاک میشود.
🌴ه. مقصود آخرت است که آنها به سزای اعمالشان خواهند رسید؛ و از آنجا که چیزی است که در آینده به صورت قطعی رخ میدهد پس زمانی اندک است (مجمع البيان، ج10، ص716 )؛ و شاید از این باب باشد که آخرت بر آنها احاطه دارد: «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرينَ» (توبه/۴۹)، «يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرين» (عنکبوت/۵۴)؛ و لذا این مهلت صرفا همین مهلت زندگی دنیویشان است که خود را از عذاب آخرت دور میبینند، چنانکه در موارد دیگر هم فرمود که کفار است که آخرت را دور میبینند وگرنه ما آن را نزدیک میبینیم «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيدا؛ وَ نَراهُ قَريبا» (معارج/۶-۷).
@yekaye
#طارق_۱۷
۱۱۶۳) جمعبندی سوره طارق (۸۶)
📖بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ (1)
وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ (2)
النَّجْمُ الثَّاقِبُ (3)
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ (4)
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ (5)
خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ (6)
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ (7)
إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ (8)
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ (9)
فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ (10)
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ (11)
وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ (12)
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (13)
وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ (14)
إِنَّهُمْ يَكيدُونَ كَيْداً (15)
وَ أَكيدُ كَيْداً (16)
فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً (17)
۱۴۰۴/۴/۶
۱ محرم ۱۴۴۷
@yekaye
#طارق
💢ترجمه کامل سوره طارق
به نام خداوند دارای رحمت گسترده و همیشگی؛
سوگند به آسمان و [سوگند به] طارق؛
و چه چيزی آگاهت کرد [= میتواند آگاهت کند] که طارق چیست؟
آن ستاره نورافشان.
همانا هر نفسی کسی بر او حافظ است (هیچ نفسی نیست مگر اینکه بر او حافظی است).
پس باید انسان بنگرد که از چه آفریده شده است؟
از آبی جهنده آفریده شد.
از بین صُلب و استخوانهای سینه بیرون میآید.
بدرستی که او بر بازگرداندن او قطعا تواناست.
روزی که رازها آزموده و برملا شود (روزی که از پرده برون افتد رازها)؛
پس برایش هیچ قوّتی و هیچ یاوری نخواهد بود.
و سوگند به آسمانِ دارای رجوع؛
و سوگند به زمینِ دارای شکاف؛
که همانا، آن سخنی قاطع و فیصلهبخش (یا: جدا) است؛
و آن شوخی (بیهوده) نیست.
بهیقین آنان چارهها اندیشند، چه چارهاندیشیدنی؛
و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی!
پس آن کافران را مهلت ده، کمی مهلتشان دِه [دِهَم].
@yekaye
#طارق
در تفسیر قمی دو حدیث از اهل بیت آمد که ناظر به فرازهای متعددی از این سوره بود. چون در بحثهای قبل تقطیع شد (ذیل آیات ۱ و ۱۰ و ۱۵-۱۷ آمد) کل آن یکجا تقدیم میشود. یادآوری میشود که ظاهر این است که یک حدیث طولانی بوده که مرحوم قمی در بین آن ناظر به آیات دیگری که در حدیث نیامده توضیحاتی داده است. متن دو حدیث با حذف مطالب مرحوم قمی بدین صورت است:
☀️۱) ابوبصیر روایت کرده که امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه «وَ السَّمَاءِ وَ الطَّارِقِ» فرمودند:
آسمان در اینجا، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است،
و طارق کسی است که از نزد پروردگار، از آنچه در شب و روز اتّفاق میافتد، برای ائمّه (علیهم السلام) خبر میآورد؛ و آن همان روحی است که همراه ائمّه (علیهم السلام) است و آنها را ثابتقدم می گرداند.
از ایشان پرسیدم: «وَ النَّجْمُ الثَّاقِبُ» چطور؟
فرمودند: آن رسول الله ص است.
درباره آیه «فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» فرمود: «او را نیرویی نیست» که وی را در مقابل خداوند تقویت کند و نیز دربرابر خداوند «یاوری ندارد» که اگر خدا بخواهد آسیبی به او برساند او را یاری کند.
گفتم: [مقصود از] إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً [چیست]؟
فرمود: در خصوص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) کید ورزیدند و در مورد علیّبنابیطالب (علیه السلام) کید ورزیدند و در مورد فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کید ورزیدند. پس خداوند فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! همانا بهیقین آنان چارهها اندیشند، چه چارهاندیشیدنی؛ و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی؛ پس به کافران مهلت ده» ای محمد «و كمى آنان را به حال خود واگذار» تا وقت برانگیختن قائم ع که انتقام مرا از جبّاران و طاغوتهای قریش و بنیامیّه و سایر مردم میگیرد.
📚تفسير القمي، ج2، ص415-416
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحُسَيْنِ [الحسن] بْنِ عَلِيٍّ بنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ «وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ» قَالَ:
قَالَ: «السَّمَاءُ» فِي هَذَا الْمَوْضِعِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ «الطَّارِقُ» الَّذِي يَطْرُقُ الْأَئِمَّةَ ع مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ- مِمَّا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ- وَ هُوَ الرُّوحُ الَّذِي مَعَ الْأَئِمَّةِ ع يُسَدِّدُهُمْ.
قُلْتُ: وَ «النَّجْمُ الثَّاقِبُ»؟
قَالَ: ذَاكَ رَسُولُ اللَّهِ ص....
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ الله بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ فِي قَوْلِهِ: «فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» قَالَ: «مَا لَهُ قُوَّةٌ» يَقْوَى بِهَا عَلَى خَالِقِهِ «وَ لَا نَاصِرٌ» مِنَ الله يَنْصُرُهُ إِنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً.
قُلْتُ: «إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً»؟
قَالَ: كَادُوا رَسُولَ الله (ص) وَ كَادُوا عَلِيّاً ع وَ كَادُوا فَاطِمَةَ ع. فَقَالَ الله: يَا مُحَمَّدُ «إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ» يَا مُحَمَّدُ «أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً» لِوَقْتِ بَعْثِ [لو قد بُعِثَ] الْقَائِمِ ع فَيَنْتَقِمُ لِي مِنَ الْجَبَّارِينَ وَ الطَّوَاغِيتِ مِنْ قُرَيْشٍ وَ بَنِي أُمَيَّةَ وَ سَائِرِ النَّاسِ.
@yekaye
یک آیه در روز
۱۱۶۳) جمعبندی سوره طارق (۸۶) 📖بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ (1)
.
1️⃣ چنانکه در همان ابتدای سوره معلوم شد
(جلسه ۱۱۴۵، محور غرض سوره و مروری بر محتوای کلی آن https://yekaye.ir/at-taariq-0/)
عموم مفسران درباره کلیت سوره بیشتر یک سلسله تعابیر کلیگویانه داشتند مانند اینکه محتوای این سوره ترغیب به معرفت درباره مبدا و معاد است (مفاتيح الغيب، ج31، ص: 117 ) یا انذاری نسبت به معاد است و با مطلق بودن قدرت خداوند بر آن استدلال میشود و اشارهای به حقیقت آن روز دارد (الميزان في تفسير القرآن، ج20، ص258 ) و ...
گویی این سوره به چند مطلب پرداخته که عموما نتوانستهاند ارتباط جدیای بین مطالب آن بیابند؛
🤔در نگاه اول هم همین طور به نظر میرسد؛ یعنی دست کم به نظر میرسد سوره چند مطلب بیربط به هم دارد:
▪️فراز اول (سه آیه اول) توضیحاتی درباره طارق، که یک ستاره درخشان است؛ و در در آیه ۴ میفرماید بر هر کسی حافظی هست؛ که شاید بتوان این را هم در همین فراز قرار داد.
▪️فراز دوم (آیات ۵-۱۰) تذکری است که انسان ببیند از چه آفریده شده، و نتیجه میگیرد که خداوندی که انسان را این گونه آفریده بر برگرداندن وی تواناست در روزی که هیچکس را توان و یاوری نیست
▪️فراز سوم (آیات ۱۱-۱۲) اشارهای دارد به اینکه آسمان دارای چیست و زمین دارای چه.
▪️فراز چهارم (آیات ۱۳-۱۴) میفرماید که آن سخنی فصل است نه بیهوده و شوخی.
▪️و فراز پایانی (آیات۱۵-۱۷) توضیحی است درباره کیدورزی کافران و اینکه خدا هم کیدی میکند و از پیامبر میخواهد که مهلتی اندک به آنها بده.
❓اما آیا واقعا این فرازها بیربط کنار هم قرار داده شدهاند؟
💢آنچه بوضوح پاسخ این سوال را منفی میکند این است که دست کم یکی از این فرازها (یعنی فراز دوم، که اتفاقا در نگاه اول جزء بیربطترین فرازها به فراز قبلیاش به نظر میرسد) با حرف «ف» که برای تفریع (مترتب کردن مطلب، بر مطلب قبلی) است آمده است.
❇️اگرچه در ابتدای سوره یک مروری بر کلیت سوره داشتیم، اما برای اینکه این ربط و به تعبیر دغدغه کلی سوره را دریابیم، اکنون و پس از بحث درباره تکتک آیات، بد نیست مرور دوبارهای بر کل سوره داشته باشیم:
🔺سوره با سوگندی به آسمان و «طارق» شروع میشود؛ و چنانکه دیدم کلمه طارق ظرفیت معانی متعددی داشت که متناسب با هریک، کل سوره معنای جدیدی به خود میگیرد.
شاید آمدن تعبیر «و ما ادراک ما الطارق» برای این بود که ذهنمان بسرعت در اولین معنایی که در آن خطور میکند قفل نشود، که از بقیه معانی این امر محروم شویم. در هر صورت این طارق نسبتی مهم با نجم ثاقب دارد که خود این کلمه هم ظرفیتهای معنایی متعددی داشت؛ که اینها میتواند انواعی از ارتباط را با آیات بعدی رقم بزند.
🔺سپس تأکید میکند که برای هر انسانی محافظی هست.
این آیه اتفاقا هم ظرفیت جدی دارد که آیات قبل را توضیح دهد (خواه از این جهت که اگر طارق و نجم ثاقبی در کار هست محافظی هم در برابر آنها نیاز است و خواه از این جهت که چهبسا خود این طارق و نجم ثاقب یک نحوه کار محافظتی دارد انجام میدهد)
و هم ظرفیت این را دارد که نشاندهنده جهتگیری و دغدغه آیات بعد باشد (که اگر روند آفرینش و برانگیخته شدن انسان مورد توجه است، همه اینها در یک فضای محافظتشدهای باید لحاظ شود).
🔺سپس تذکری میدهد به روند آفرینش دنیوی انسان؛
آیا احتمال ندارد که این تعبیر زاویه دیگری از تعبیر طارق و نجم ثاقب باشد؛ یعنی میدانیم که در ادبیات قرآنی تأکید جدی بر وجود دو حیثیت در انسان هست: یکی حیثیت کاملا آسمانی که با تعبیر نفخ روح از آن یاد شده و دیگری حیثیت کاملا زمینی که با تعبیر آفریده شدن از گل و خاک و نطفه بدان اشاره شده است؛
آیا احتمال ندارد که طارق آن روحی باشد که درب خانه خاکی انسان را میزند و آیات ۵-۷ اشارهای به این خانه و مبدا خاکی انسان باشد؟
🔺در این صورت، آیات ۸-۱۰، نه فقط ناظر به آیات ۵-۷، بلکه ناظر به کل آیات قبل است، با محوریت آیه ۴؛
یعنی ...
@yekaye
👇ادامه مطلب👉
ادامه تدبر ۱ (نگاه کلی به سوره)
🔺در این صورت، آیات ۸-۱۰، نه فقط ناظر به آیات ۵-۷، بلکه ناظر به کل آیات قبل است، با محوریت آیه ۴؛
یعنی صرفا نمیخواهد بگوید ما که یکبار انسان را از ماء دافقی آفریدیم میتوانیم دوباره او را زنده کنیم (یعنی شبیه آیاتی همچون «أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَه؛ بَلى قادِرينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَه» (قیامت/۳-۴))؛
بلکه بیشتر شبیه آیاتی است همچون «وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفي خَلْقٍ جَديدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُون؛ قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُون» (سجده/۱۰-۱۱)؛
یعنی چهبسا میخواهد بفرماید اگر از اول هر چیزی محافظی دارد و خداوند این گونه شروع انسان را در ید قدرت و حفاظت خویش دارد، پس چون تمام حقیقت انسان را تاکنون حفظ کرده، میتواند آن را برگرداند؛ و اتفاقا این معنا تناسبی جدی دارد با تأکید بر اینکه روز قیامت روزی است که هر امر مخفیای هم آشکار میگردد و هیچ نیرو و یاوری جز خدا نیست (آیات۹-۱۰).
🔺با این وصف، دو آیه بعد، یعنی ذات الرجع بودن آسمان و ذات الصدع بودن زمین، نیز تناسبی تام با آیات قبل پیدا میکند، آسمانی که شروع حرکت انسان بود و اصلا طارق از آسمان آمد، محل رجوعش هم هست؛ و زمینی هم در این میان، بستر و محلی است که انسان از آنجا شکوفایی خود را آغاز میکند.
🔺آنگاه این مطلب که این سخنی فصل است، میتواند ناظر به این شرحی باشد که بر قوس نزول و صعود انسان داده شد؛ که این را سخن نهایی و فیصلهبخش درباره انسان بدانید؛ همه انسان و آنچه را که مربوط به اوست با این توضیح دهید و آن را شوخی و سرسری نگیرید؛
🔺و بلافاصله سراغ کافرانی میرود که این روند عالم را، روندی که خداوند برای انسان قرار داده و انسان باید آن را بپیماید، جدی نمیگیرند؛ چون این سیر انسان در جهان را جدی نمیگیرند، شروع به هدفگذاریها و برنامهریزیها و حیلههایی میکنند که نظام عالم را آن گونه که خودشان میخواهند بچرخانند، نه بر اساس آن نظم تعریفشده مبتنی بر عمیقترین لایههای آفرینش (= شریعت) که خداوند مطرح کرده است،
و خدا تذکر میدهد که هر برنامهریزیای هم که آنها بکنند بیرون از پازل الهی نیست؛
و به پیامبرش میگوید که از این برنامهریزیهای آنها ناراحت و دستپاچه نشو؛ که آنها از دست ما خارج نمیشوند؛ فعلا مهلتی به کافران بده تا من هم مهلت اندکی به آنان بدهم.
@yekaye
#طارق
🔹در تدبرهای آیه اول اشاره شد که در یک تقسیم کلی، میتوان تفسیر آفاقی یا انفسی برای هر آیهای داشت؛
و ذیل آیه ۱۱ اضافه کردیم که تفسیر تأویلی را هم میتوان در عرض این دو مطرح کرد.
بر همین اساس در اینجا میکوشیم نگاهی به مجموعهای از آیات سوره بر اساس این سه رویکرد داشته باشیم؛
و شاید یادآوری مجدد این نکته بد نباشد که بنا بر قاعده استفاده از یک لفظ در بیش از یک معنا، بعید نیست همه این معانی مد نظر باشد و قبول هریک به معنای نفی دیگری نیست.