eitaa logo
یک آیه در روز
2.2هزار دنبال‌کننده
117 عکس
11 ویدیو
25 فایل
به عنوان یک مسلمان، لازم نیست که روزی حداقل در یک آیه قرآن تدبر کنیم؟! http://eitaa.com/joinchat/603193344C313f67a507 سایت www.yekaye.ir نویسنده (حسین سوزنچی) @souzanchi @HSouzanchi گزیده مطالب: @yekAaye توضیح درباره کانال https://eitaa.com/yekaye/917
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹ظَلَمَ قبلا بیان شد که ▪️ماده «ظلم» در اصل بر دو معنا دلالت می‌کند: ▫️یکی ظلمت و تاریکی در مقابل نور و روشنایی؛ و ▫️دیگری قرار دادن چیزی در غیر جایگاه اصلی خود، که ظلم و ستم از این معنای دوم است. ▪️برخی معتقدند معنای اول هم به این معنای دوم برمی‌گردد، با این توجیه که اصل در عالم بر نور و روشنایی است و ظلمت و تاریکی، نبودن این اصل در جایگاه خود است. این معنای دوم (قرار ندادن چیزی در جای خود) بقدری عام است که حتی در مورد زمینی که در محصول مناسب نمی‌دهد هم به کار رفته است: «كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً» (کهف/۳۳) ... 🔖جلسه ۷۲۰ http://yekaye.ir/al-fater-35-20/ 📖اختلاف قراءت 🔹فَقَدْ ظَلَمَ / فَقَد ظَّلَمَ ▪️در قراءات اهل مکه (ابن کثیر) و برخی از اهل کوفه (عاصم) و روایتی (قالون) از قرائت اهل مدینه (نافع) و برخی از قراءات عشر (أبو جعفر ويعقوب) به همین صورت «فَقَدْ ظَلَمَ» (اظهار حرف «د») قرائت شده است؛ ▪️اما در قراءات اهل بصره (ابوعمرو) و شام (ابن عامر) و سایر قراء کوفه (حمزه و کسائی) و روایت دیگر (ورش) از قرائت اهل مدینه (نافع) و برخی قراءات عشر (خلف، و طریقی از روایت روح از یعقوب) حرف «د» در حرف «ظ» ادغام شده است به صورت «فَقَد ظَّلَمَ» 📚معجم القراءات، ج۹، ص ٥٠١ @yekaye
🔹لَاتَدْرِي ▪️درباره ماده «دری» (مصدر معروفش: درایه) قبلا بیان شد که این ماده به معنای «علم» می‌باشد؛ و چون به باب إفعال رفته، متعدی، و به معنای «أعلم» (آگاه کرد، مطلع کرد) شده است. برای توضیح بیشتر ر.ک: 🔖جلسه ۹۸ http://yekaye.ir/al-qadr-097-02/ 🔖و جلسه ۵۵۱ https://yekaye.ir/al-ahzab-33-63/ که گزارش ترکیبی این دو جلسه را می‌توانید در 🔖جلسه ۱۰۸۸ https://yekaye.ir/ababsa-80-03/ ملاحظه کنید. @yekaye
🔹يُحْدِثُ ▪️درباره ماده «حدث» قبلا بیان شد که ظاهرا دو معنای «آشکار کردن» و «پدید آمدن» لحاظ شده، چنانکه به جوان تازه پا به سن گذاشته «شاب حدث» گویند و به هر شیء جدیدی، «حدیث» گفته می‌شود و «حَدَث» هم به معنای آشکار کردن به کار رفته و اغلب اهل لغت یکی از این دو را محور قرار داده و دیگری را به آن برگردانده‌اند؛ مثلا ▪️برخی گفته‌اند که این ماده در اصل به معنای پیدایش چیزی در زمانی متاخر، اعم از اینکه این تکون در ذات چیزی باشد یا در صفات و اعراض و افعال و اقوال؛ و به تعبیر دیگر عبارت است از «بودن چیزی بعد از اینکه قبلا نبوده» (پدید آمدن). اینان حدیث به معنای «کلام» و سخن و گفتار را هم از این باب دانسته‌اند که در سخن گفتن دائما مطلبی بعد از مطلب دیگر پدید می‌آید. ▪️در مقابل، برخی بر این باورند که معنای محوری این ماده پرده‌برداری (کشف) از روی چیزی و آشکار کردن آن است با تراشیدن یا کندن یا سایر اموری که به یک نحوه بریدن برمی‌گردد، چنانکه به تبر یک سر که با آن زمین را می‌شکافند «حَدَث» گفته می‌شود؛ و تعبیر «حدیث» به معنای خبر هم به مناسبت همین معنای پرده‌برداری و کشف است، چرا که خبر از درون شخص پرده برمی‌دارد؛ و از همین آشکار کردن معنای ایجاد هم آمده است و «حدث الامر» به معنای واقع شدن و رخ دادن به کار رفته و «حَدَث» به معنای امر حادث و واقع شده به کار رفته است. ... ▪️این ماده وقتی به ابواب افعال و تفعیل می‌رود متعدی می‌شود؛ در تفاوت این دو گفته‌اند که وقتی به باب تفعیل می‌رود (تحدیث) تاکید بر جهت وقوع وانتساب به مفهول است: «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» (ضحی/۱۱) یا «قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ» (بقره/۷۶) «يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها» (زلزله/۴) و «محدِّث» به معنای کسی که حدیث می‌گوید هم از همین باب است؛ و وقتی به باب افعال می‌رود (إحداث) تاکید بر جهت صدور و انتساب به فاعل است: «فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (کهف/۷۰) «صَرَّفْنا فيهِ مِنَ الْوَعيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً» (طه/۱۱۳) «لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً» (طلاق/۱)؛ و اسم مفعول آن (مُحْدَثُ) هم به معنای آن چیزی است که بعد از اینکه نبود پدید آمده است؛ خواه از حیث خودش یا حیث حصولش نزد دیگران: «ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ‏» (أنبياء/۲) و «وَ ما يَأْتيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلاَّ كانُوا عَنْهُ مُعْرِضينَ» (شعراء/۵) و نیز گفته شده که «محدث» هر آن چیزی است که قریب العهد باشد عملا یا قولا. 🔖جلسه ۱۰۴۸ https://yekaye.ir/al-waqiah-56-81/ @yekaye
🔹أَمْرًا درباره اینکه ماده «أمر» در اصل به چه معناست، بین اهل لغت اختلاف است: ▪️ابن فارس بر این باور است که این ماده در پنج معنای اصلی مستقلا به کار رفته است: «شأن و حال» (که جمعش «امور» است و در فارسی هم کاربرد دارد)، «دستور» (ضد «نهی»)، که «إمارة» (حکمرانی) و «أمیر» را هم از همین باب دانسته‌اند؛ «رویش» (نماء) و «برکت»، که به صورت «أمَر» تلفظ می‌شود، و «إمرأة» از همین باب است و از این جهت به زن «إمرأة» گفته‌اند که بر همسرش مبارک است، و «أَمِرَ الشَّئُ» هم به معنای «زیاد شد» (كَثُرَ) می‌باشد؛ علامت و محل قرار (أماره)؛ و «چیز عجیب» (إمر؛ کهف/۷۱) ▪️برخی همچون فیومی با توجه به اینکه دو جمع «أُمُور» و « أَوَامِر» داریم، دو معنای اول را به عنوان معانی اصلی برای این ماده دانسته‌اند، و البته در ادامه، معنای سوم را هم به عنوان معنای دیگری برای این ماده قبول کرده، ولی از دو معنای اخیر هیچ سخنی به میان نیاورده‌اند. 🔸و برخی هم سعی کرده‌اند همه اینها را به یک معنا برگردانند؛ و اغلب معنای «دستور» را اصل قرار داده‌اند؛ مثلا: ▪️مرحوم مصطفوی چنین توضیح داده‌ که اصل معنای این ماده «طلب کردن ویا مکلف ساختن» است همراه با استعلاء (برتری جویی) است و سپس به هر چیزی که مطلوب و مورد توجه دستوردهنده یا خود شخص، به طور صریح یا غیر صریح قرار بگیرد، اطلاق شده است؛ و با بهره‌مندی از دو مولفه «طلب» و «استعلا» است که این ماده در معانی گفته شده، با کلمات مشابه خود متفاوت می‌شود: «امارة» از این جهت «علامت» است که انسان را به مطلوبی می‌رساند؛ ▪️برخی همچون راغب و مرحوم طبرسی درباره معنای «أمر» گفته‌اند آن مطلب و کاری است که «باید» انجام و واقع شود و یا در شأن آن این است که در مورد آن دستوری صادر شود، و در واقع یک لفظ عامی است که شامل جمیع سخنان و افعال می‌شود، و اینکه برای زیاد شدن تعداد یک گروه تعبیر «أَمِرَ القومُ» به کار می‌رود بدین جهت است که آنان نیازمند امیری می‌شوند که آنان را مدیریت کند؛ و «إمر» به معنای امر مُنکَر و عجیب هم از باب این تعبیر است که وقتی می‌گویند «أَمِرَ الإمْرُ» یعنی مطلب خیلی بزرگ و متکثر شده است (كَبُرَ و كَثُرَ)؛ هرچند مرحوم طبرسی وجه آن را این دانسته‌ که مطلب فاسدی است که نیازمند آن است که به ترک آن «دستور» داده شود ... 🔖جلسه ۶۵۲ https://yekaye.ir/al-kahf-18-71/ @yekaye
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹درباره این آیه چند شأن نزول ذکر شده ، معروفترینش که مورد قبول اکثر مفسران است و در صحیح بخاری و مسلم هم روایت شده، این است که: 📜۱) الف. این آیه ناظر به عبدالله بن عمر نازل شد و قضیه از این قرار بود که وی همسرش را در حالی که در ایام عادت ماهیانه بود طلاق داد، و آیه نازل شد و پدرش عمر بن خطاب این را به رسول الله ص خبر داد و رسول الله ص فرمود که این طلاق درست نیست؛ بلکه وی باید به زنش رجوع کند و او را نگه دارد؛‌ و اگر قصد طلاق دادن دارد باید صبر کند تا زمانی که وی دوباره وارد عادت ماهیانه شود و سپس پاک شود. وقتی پاک شد تا پیش از اینکه با همدیگر نزدیکی کنند می‌تواند وی را طلاق دهد؛ و این ابتدای «عدّه»ای است که خداوند به آن دستور داده است 📚صحيح مسلم، ج2، ص1098 ؛ اسباب نزول القرآن، ص456-457 ؛ الكشف و البيان عن تفسير القرآن (ثعلبی)، ج‏9، ص332 ؛ مجمع البيان، ج‏10، ص457 ؛ التحرير و التنوير، ج‏28، ص263 ؛ الميزان، ج‏19، ص318 📚این واقعه در صحيح البخاري (ج4، ص1864 ؛ ج۵، ص۲۰۱۱؛ ج۶، ص۲۶۱۷) و دهها منابع دیگر از اهل سنت آمده است؛ و مواردی که در بالا نقل شد برخی از مواردی است که در آنها تصریح شده که این واقعه ناظر به این آیه بوده است. 📜ب. البته در نقل های متعددی آمده است که مشکل طلاق ابن عمر، علاوه بر اجرای صیغه طلاق در ایام عادت ماهیانه همسرش، سه طلاقه کردن در یک مجلس هم بود؛ که در برخی نقل های این واقعه، تأکید پیامبر بر مخالفت با سه‌طلاقه شدن هم هست؛ مثلا از امام صادق ع روایت شده که فرمودند: طلاق جز بر اساس سنت نداریم؛ همانا عبدالله بن عمر در یک مجلس زنش را سه‌طلاقه کرد در حالی که زنش در ایام عادت ماهیانه بود؛ پس رسول الله ص طلاق وی را رد کرد و فرمود: آنچه برخلاف کتاب الله است به کتاب الله رد می‌شود. 📚من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص496 📜ج. و این مطلبی است که در نقلی که از ابن سیرین درباره طلاق ابن عمر شده، نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ هرچند که وی می‌گوید بعد از بیست سال که مطلب را بدین صورت شنیده بودم، کسی گفت که فقط یک طلاق بوده و مساله فقط همان در ایام عادت ماهیانه بودن است. 📚صحيح مسلم، ج2، ص1095 @yekaye
📜۲) از برخی از قدما نقل شده که این آیه در خصوص عبدالله بن عمروعاص و عمرو بن سعید بن عاص و طفیل بن حرق و عتبة بن غزوان نازل شده است که گفته‌اند خبر رسید که پیامبر از دست این افراد ناراحت است. علت را جویا شدند. فرمودند: شنیده‌ام شما روالتان این است که می‌گویید ازدواج کردم؛ ‌طلاق دادم؛ در حالی که این روال مسلمانان نیست؛ زمانی می‌توانید زن را طلاق دهید که در ابتدای زمان عِدِّ‌ه‌اش باشد. 📚الكشف و البيان عن تفسير القرآن (ثعلبی)، ج‏9، ص333 @yekaye
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹الف. يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ
☀️۱) علی بن ابراهیم قمی بعد از اشاره به ابتدای این آیه که می‌فرماید: «ای پیامبر...» توضیح داده که اینجا خطاب به پیامبر ص است اما مردم مورد نظر است؛ و سپس از امام صادق ع روایت می‌کند که فرمودند: همانا خداوند پیامبرش را به سبک «به در می‌گویم دیوار بشنود»* مبعوث فرمود. *پی‌نوشت: عبارت «إِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَهْ‏» ضرب‌المثلی است که مردی به همسرش گفت:‌ «با تو سخن می‌گویم ولی ای زن همسایه، تو بشنو!» و این ضرب‌المثل در فارسی به صورت «به در می‌گویم تا دیوار بشنود» معروف است. 📚تفسير القمي، ج‏2، ص373 «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ؛ يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ» قَالَ: الْمُخَاطَبَةُ لِلنَّبِيِّ ص وَ الْمَعْنَى لِلنَّاسِ، وَ هُوَ مَا قَالَ الصَّادِقُ ع: إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ نَبِيَّهُ بِ«إِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَهْ‏». @yekaye
🔹ب. إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ
☀️۲) الف. از امام باقر ع روایت شده که فرمودند: رسول الله ص بر مردی گذشت و از او پرسید: با همسرت چه کردی؟ گفت: طلاقش دادم یا رسول الله! فرمود: بدون اینکه بدی‌ای از او ببینی؟ گفت: بدون اینکه بدی‌ای از او ببینم. سپس آن مرد ازدواج کرد و بر رسول الله گذشت. پرسید: آیا ازدواج کردی؟ گفت:‌بله. بعد از مدتی از وی پرسید: با همسرت چه کردی؟ گفت: طلاقش دادم یا رسول الله! فرمود: بدون اینکه بدی‌ای از او ببینی؟ گفت: بدون اینکه بدی‌ای از او ببینم. سپس آن مرد ازدواج کرد و بر رسول الله گذشت. پرسید: آیا ازدواج کردی؟ گفت: ‌بله. بعد از مدتی از وی پرسید: با همسرت چه کردی؟ گفت: طلاقش دادم یا رسول الله! فرمود: بدون اینکه بدی‌ای از او ببینی؟ گفت: بدون اینکه بدی‌ای از او ببینم. پس رسول الله ص فرمودو: همانا خداوند عز و جل بدش می‌آید از - یا لعنت می‌کند- هر ذواقی* را، مرد باشد یا زن. 📚الكافي، ج‏6، ص54 ☀️ب. در منابع اهل سنت هم از رسول الله روایت شده که فرمودند: ازدواج کنید و زنان را طلاق ندهید مگر به خاطر لغزش‌ها، که همانا خداوند نه مردان ذواق* را دوست دارد و نه زنان ذواق* را. 📚مسند الشاميين (للطبراني)، ج3، ص267؛ أحكام القرآن (للجصاص)، ج2، ص138 ؛ الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج18، ص149 ؛ مجمع البيان، ج‏10، ص457 ☀️ج. و باز در منابع اهل سنت از رسول الله ص روایت شده که فرمودند: هر زنی که بدون هیچ مشکل جدی‌ای از شوهرش درخواست طلاق کند بوی بهشت بر او حرام باشد. 📚مسند أحمد، ج37، ص62؛ مصنف عبد الرزاق، ج6، ص508 ؛ الكشف والبيان عن تفسير القرآن (ثعلبی)، ج26، ص537؛ مجمع البيان، ج‏10، ص457 ✳️*پی‌نوشت: ذواق، صیغه مبالغه از «ذوق» است یعنی کسی که دنبال این است که طعم هر چیزی را بچشد، و کنایه از مردان و زنانی است که دنبال تنوع‌طلبی در امر جنسی هستند. @yekaye 👇سند و متن احادیث فوق👇